نقد تفکیک جنسیتی در دانشگاهها
توران ولیمراد*
کد خبر: ۲۶۶۲۲۳
| | 3735 بازدید
مشكل مديريت صحيح و علمي و بالاتر از آن قانونمداري و باز بالاتر از آن تصويب و اجراي آييننامهها و قوانين اجرايياي كه مسير كارشناسي را طي نكرده، ما را امروز به اين جا آورده است. مشخصتر اينكه امروز براي ما طرح تفكيك جنسيتي را مطرح كردهاند كه اين خود منبعث از نگرش جنسي به زن و ناتواني جوانان از كنترل اعمال و رفتار خود است. اين طرح در حالي مطرح ميشود كه تحقيقاتي كه نشان دهند اينگونه طرحها به چه نتايجي ميرسند ارايه نشده و شاخصهاي اندازهگيري جهت دستيابي به نقطه مطلوب هم معرفي نشده است.
اسلامي كردن دانشگاهها با اجراي چنين طرحهايي فقط يك ادعاست كه مطرح ميشود. ديدن مشكلات موجود، تاييدكننده طرحهاي غيركارشناسي براي رفع آنها نيست. اگر مسوولان ميخواستند با اجراي اين طرح، راههاي جديد و امكانات بيشتري براي دختران براي بازتر شدن دايره انتخاب آنها ايجاد كنند، جاي تقدير داشت، ولي ميبينيم كه اينگونه نيست. از وقت اجراي اين طرح، با قدم به قدم محدود كردن شرايط دختران براي ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته مورد علاقهشان روبهرو شدهايم. بر اين روال فرصتها از دختران گرفته و راههاي انتخاب بر آنها بستهتر و تنگتر و حتي محروميت بيشتر ميشود. تا اينكه امروز مواجه شدهايم با محروم كردن دختران در بسياري از رشتهها در دانشگاههاي مختلف كه وقتي اين موضوع جمع ميشود با بوميگزيني عمق مسئله روشنتر ميشود.
به طور قطع اين معرفي از اسلام، اسلام براي شكوفايي و اسلام عدالتي نيست به دنبال آن هستيم. بر اساس نگرش اسلام با كلمه «نفس واحده» در قرآن زن و مرد جايگاه برابر انساني دارند و خطابات قرآني هم به زنان است و هم به مردان. زن و مرد هر دو تواناييها و دادههاي انساني براي رشد و تعالي دارند، پس هر دو اجازه دارند ابزارهاي رشد خود را داشته باشند. كسي اجازه ندارد جلوي زنان و دختران را از دستيابي به ابزارهاي لازم بگيرد و مانع توانمندي زنان باشد. محروم كردن دختران از ورود به دانشگاه و تحصيل در رشتههاي مورد علاقه و گرفتن اين فرصتها از دختران تبعيضآميز است. چنين طرحهايي ابتدا بايد در ميان نخبگان و كارشناسان از زواياي مختلف به بحث و بررسي گذاشته شود. آن هم به گونهاي كه براي مردم قابل دسترسي باشد تا مردم تشخيص دهند كه چه ميخواهند و چه نميخواهند.
قدم اول كه برداشته شد جاي تصويب طرح در مجلس است تا به قانون تبديل شود. هنوز اين مراحل طي نشده جامعه پرتاب شده است به صحنهاي كه دستهاي از مديران و تصميمگيرانش بر آن شدهاند كه ورود دختران به دانشگاه را به اسمهاي مختلف محدودتر كنند و فرصتها را از دخترانش بگيرند. همين دو مقدمه انجام نگرفته دليل بر اين است كه هم كار غيركارشناسي است و هم اين طرح نه خواسته مردم كه خواسته يك عده است كه صندليهاي تصميمگيري را در اختيار دارند. يكي از مسوولان در يكي از مصاحبهها توجيه كرده كه چون ما نميتوانيم اشتغال براي دختران در اين رشته داشته باشيم به همين دليل دختران را در اين رشته نميگيريم. آيا عذر بدتر از گناه نيست؟ اصلا وظيفه مسوولان ايجاد فرصتها و امكانات و تسهيلات براي آحاد جامعه و رفع مشكلات جامعه است. اگر نميتوانند براي مردم تسهيلات و امكانات تهيه كنند و مشكلات مردم را برطرف كنند بروند كنار تا كسي كه ميتواند بر آن صندلي بنشيند.
از اين كه بگذريم موضوع اصلي اسلامي شدن دانشگاه است كه سخن مسوولان اجرايي است. اسلامي شدن دانشگاه كه جزء كوچكي از اسلامي شدن جامعه است همان تقويت «تقوا» و «عفت» در جامعه است. عفت و تقوا هر دو اهرمهاي كنترل دروني انسان است. اگر جامعه اسلامي ميخواهيم لازم است تا در جهت تقويت تقوا و عفت برنامهريزي كنيم. تقوا يك توانايي شخصي است و كنترل همه اعمال به دست خود است. عفت دايره فكر و ذهن، گفتار، رفتار و اعمال را در همه حوزههاي فردي، خانوادگي و اجتماعي در بر ميگيرد كه محرك انسان عقل است و نه شهوت. تقوا و عفت نه با جداسازي كه با تقويت اين توانايي در انسانها حاصل ميشود وگرنه انسان ميتواند در خلوت شخصي خود هم گرفتار وسوسه نفس باشد.
بيراهه خواهيم رفت اگر از اسلاميشدن جامعه فقط رفتار دخترها و پسرها را زير ذرهبين داشته باشيم. همانطور است كه اسلاميشدن دانشگاه را هم با محدودكردن فرصتها بر دختران و جدا كردن زنان و مردان در محيط كار و زندگي تعريف ميكنند. در اسلام انسان اعم از زن و مرد در مقابل خدا مسوول و پاسخگوست بنابراين حق دارد همه امكانات و فرصتها را جهت فعالكردن تواناييهاي خود در اختيار داشته باشد. تحصيل و كسب سرمايههاي مادي و معنوي، جهت انجام عمل صالح حق هر زن و مرد است.
*دبير ائتلاف اسلامي زنان
منبع: شرق
اسلامي كردن دانشگاهها با اجراي چنين طرحهايي فقط يك ادعاست كه مطرح ميشود. ديدن مشكلات موجود، تاييدكننده طرحهاي غيركارشناسي براي رفع آنها نيست. اگر مسوولان ميخواستند با اجراي اين طرح، راههاي جديد و امكانات بيشتري براي دختران براي بازتر شدن دايره انتخاب آنها ايجاد كنند، جاي تقدير داشت، ولي ميبينيم كه اينگونه نيست. از وقت اجراي اين طرح، با قدم به قدم محدود كردن شرايط دختران براي ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته مورد علاقهشان روبهرو شدهايم. بر اين روال فرصتها از دختران گرفته و راههاي انتخاب بر آنها بستهتر و تنگتر و حتي محروميت بيشتر ميشود. تا اينكه امروز مواجه شدهايم با محروم كردن دختران در بسياري از رشتهها در دانشگاههاي مختلف كه وقتي اين موضوع جمع ميشود با بوميگزيني عمق مسئله روشنتر ميشود.
به طور قطع اين معرفي از اسلام، اسلام براي شكوفايي و اسلام عدالتي نيست به دنبال آن هستيم. بر اساس نگرش اسلام با كلمه «نفس واحده» در قرآن زن و مرد جايگاه برابر انساني دارند و خطابات قرآني هم به زنان است و هم به مردان. زن و مرد هر دو تواناييها و دادههاي انساني براي رشد و تعالي دارند، پس هر دو اجازه دارند ابزارهاي رشد خود را داشته باشند. كسي اجازه ندارد جلوي زنان و دختران را از دستيابي به ابزارهاي لازم بگيرد و مانع توانمندي زنان باشد. محروم كردن دختران از ورود به دانشگاه و تحصيل در رشتههاي مورد علاقه و گرفتن اين فرصتها از دختران تبعيضآميز است. چنين طرحهايي ابتدا بايد در ميان نخبگان و كارشناسان از زواياي مختلف به بحث و بررسي گذاشته شود. آن هم به گونهاي كه براي مردم قابل دسترسي باشد تا مردم تشخيص دهند كه چه ميخواهند و چه نميخواهند.
قدم اول كه برداشته شد جاي تصويب طرح در مجلس است تا به قانون تبديل شود. هنوز اين مراحل طي نشده جامعه پرتاب شده است به صحنهاي كه دستهاي از مديران و تصميمگيرانش بر آن شدهاند كه ورود دختران به دانشگاه را به اسمهاي مختلف محدودتر كنند و فرصتها را از دخترانش بگيرند. همين دو مقدمه انجام نگرفته دليل بر اين است كه هم كار غيركارشناسي است و هم اين طرح نه خواسته مردم كه خواسته يك عده است كه صندليهاي تصميمگيري را در اختيار دارند. يكي از مسوولان در يكي از مصاحبهها توجيه كرده كه چون ما نميتوانيم اشتغال براي دختران در اين رشته داشته باشيم به همين دليل دختران را در اين رشته نميگيريم. آيا عذر بدتر از گناه نيست؟ اصلا وظيفه مسوولان ايجاد فرصتها و امكانات و تسهيلات براي آحاد جامعه و رفع مشكلات جامعه است. اگر نميتوانند براي مردم تسهيلات و امكانات تهيه كنند و مشكلات مردم را برطرف كنند بروند كنار تا كسي كه ميتواند بر آن صندلي بنشيند.
از اين كه بگذريم موضوع اصلي اسلامي شدن دانشگاه است كه سخن مسوولان اجرايي است. اسلامي شدن دانشگاه كه جزء كوچكي از اسلامي شدن جامعه است همان تقويت «تقوا» و «عفت» در جامعه است. عفت و تقوا هر دو اهرمهاي كنترل دروني انسان است. اگر جامعه اسلامي ميخواهيم لازم است تا در جهت تقويت تقوا و عفت برنامهريزي كنيم. تقوا يك توانايي شخصي است و كنترل همه اعمال به دست خود است. عفت دايره فكر و ذهن، گفتار، رفتار و اعمال را در همه حوزههاي فردي، خانوادگي و اجتماعي در بر ميگيرد كه محرك انسان عقل است و نه شهوت. تقوا و عفت نه با جداسازي كه با تقويت اين توانايي در انسانها حاصل ميشود وگرنه انسان ميتواند در خلوت شخصي خود هم گرفتار وسوسه نفس باشد.
بيراهه خواهيم رفت اگر از اسلاميشدن جامعه فقط رفتار دخترها و پسرها را زير ذرهبين داشته باشيم. همانطور است كه اسلاميشدن دانشگاه را هم با محدودكردن فرصتها بر دختران و جدا كردن زنان و مردان در محيط كار و زندگي تعريف ميكنند. در اسلام انسان اعم از زن و مرد در مقابل خدا مسوول و پاسخگوست بنابراين حق دارد همه امكانات و فرصتها را جهت فعالكردن تواناييهاي خود در اختيار داشته باشد. تحصيل و كسب سرمايههاي مادي و معنوي، جهت انجام عمل صالح حق هر زن و مرد است.
*دبير ائتلاف اسلامي زنان
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


