صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

دردسر زورگيري از پزشک زندان

کد خبر: ۲۵۷۹۸۱
| |
4336 بازدید
پزشك بهداري زندان وقتي مرد قوي‌هيكل را ديد وي را شناخت. شك نداشت كه اين زنداني همان زورگيري است كه از وي سرقت كرده بود.با وجود تنومندي و خالكوبي‌هاي خاص به‌راحتي گريه مي‌كند و مدام مي‌گويد دلتنگ دخترش است.

به گزارش ايران 28 خردادماه سال گذشته هنگامي كه پزشك 50 ساله آماده مي‌شد تا مطبش را ترك كند ناگهان پيش‌روي خود مرد جوان تنومندي را ديد كه با تهديد چاقو پول و موبايلش را مي‌خواست.

دكتر كه با روبه‌رو شدن با اين جوان وحشت‌زده شده بود ابتدا مقاومت كرد ولي پس از اينكه مرد تبهكار با چاقو چند ضربه‌اي به وي زد چاره‌اي جز تسليم شدن نديد و پول و موبايلش را داد.
با در جريان قرار گرفتن پليس 110 تيمي از مأموران براي رسيدگي به اين زورگيري به مطب رفتند. دكتر كه وحشت كرده بود گفت: ساعت 9 شب قصد ترك مطبم را داشتم كه مردي 30 ساله به من حمله كرد و به زور چاقو، پول و موبايلم را دزديد، وي قوطي خالي نوشابه را لاي در آسانسور گذاشته بود تا بتواند راحت‌تر و سريعتر فرار كند.

با ادعاهاي دكتر، پرونده زورگير براي رسيدگي تخصصي در اختيار تيمي از پايگاه سوم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.

كارآگاهان براي رديابي مرد تبهكار وارد عمل شدند و با چهره‌نگاري تخصصي از دكتر موفق شدند چهره فرضي زورگير را طراحي كنند و با مقايسه آن با آلبوم عكس مجرمان قديمي وي را شناسايي كنند.

بررسي‌هاي ميداني نشان داد كه دزد قوي‌هيكل يكي از زندانيان قديمي است كه با همين سرنخ براي دستگيري‌اش پاتوق‌ها و مخفيگاه‌هاي وي را تحت مراقبت‌هاي ويژه قرار دادند و پي بردند اين مرد خطرناك زندگي زيرزميني دارد.

با گذشت يكسال از فرار دزد زورگير هفته گذشته دكتر به پايگاه مراجعه كرد و با ادعايي عجيب گفت كه موفق شده تا دزد موبايلش را شناسايي كند.

دكتر در ادامه افزود: من در بهداري زندان قزل‌حصار مشغول به كار هستم و در آنجا به وضعيت زندانياني كه بيمار مي‌شوند رسيدگي مي‌كنم، از شانسم روز گذشته در دفترم نشسته بودم يكي از زنداني‌ها براي معالجه وارد دفترم شد، وي اصلاً به روي خود نياورد كه مرا مي‌شناسد ولي من در همان نگاه نخست اين دزد را شناختم.

با ادعاي دكتر، كارآگاهان با هماهنگي داديار شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران مرد تبهكاري كه دكتر شناسايي كرده بود را به پايگاه سوم انتقال دادند و پس از بررسي‌هاي ابتدايي دريافتند كه دزد فراري در طول يكسال گذشته به دليل چندين زورگيري در جنوب شرق تهران بازداشت و روانه زندان شده بود.

دزد قوي هيكل كه «عليرضا» و 29 ساله است در همان ابتداي بازجويي به دزدي از مطب دكتر و مجروح كردن وي اعتراف كرد و گفت: سال پيش اعتياد شديدي به شيشه داشتم و با همدستي يكي از دوستان قديمي‌ام به نام «منصور» دست به زورگيري مي‌زديم، وي زاغ‌زن بود و من هم به خاطر هيكل درشتم زورگيري مي‌كردم و پول‌ها را به‌طور مساوي بين هم تقسيم مي‌كرديم.
سرهنگ كارآگاه حسين خان‌بابايي رئيس پايگاه سوم پليس آگاهي به شوك گفت: اين پرونده از سال گذشته باز است و «عليرضا» نيز به آن اعتراف كرده و كارآگاهان در حال شناسايي ساير دزدي‌هاي وي هستند و تلاش براي دستگيري منصور نيز همچنان در دستور كار قرار دارد.

گفت‌وگو با دزد قوي هيكل
با هيكل درشت و تنومندش گريه مي‌كند و به التماس افتاده و از افسر پرونده مي‌خواهد تا كمكش كند.

وي مي‌گويد همسرش دادخواست طلاق داده و مي‌خواهد از وي جدا شود، دلش براي دختر 4 ساله‌اش تنگ شده و نا‌اميد به آينده است.

«عليرضا» ادعا مي‌كند كه دوست قديمي‌اش وي را معتاد كرده بود و با فريب‌هاي وي پاي در دنياي تبهكاران گذاشته است.

چند بار زندان افتادي؟
3 بار.

از كي زنداني شدي؟
يك سال.

از كي شيشه مصرف مي‌كني؟
از سال 88 تا 90، در طول يك‌سالي كه در زندان هستم خواسته يا ناخواسته شيشه را ترك كرده‌ام.

چطور شد كه به شيشه روي آوردي؟
من تا چند سال پيش تراشكاري داشتم و تعدادي از قطعات موتور يكي از خودروساز‌ها را توليد مي‌كردم، پس از اين‌كه قطعات چيني با قيمتي پائين‌تر از توليد داخل به كشور وارد شد، ورشكست شدم و به پيشنهاد يكي از دوستانم براي رهايي از فكر و غم و غصه شيشه كشيدم و تا آنجا پيش رفتم كه دست به دزدي زدم.

چطور شد براي دزدي به مطب دكتر رفتي؟
نمي‌دانم، شيشه كشيده بودم و در حال و هواي خود نبودم.

به چند سال زندان محكوم شدي؟
7 سال.

همسر و دخترت را ديدي؟
چند بار به زندان آمدند، ولي همسرم چند روز پيش وقتي فهميد كه پرونده ديگري در اينجا دارم، به دادگاه خانواده رفته و دادخواست طلاق داده است.

همسر و دخترت را دوست داري؟
چشمانش پر از اشك شده و گريه مي‌كند. خيلي دوستشان دارم، دلم براي به آغوش كشيدن دختر شيرين‌زبانم يك ذره شده. اي كاش زمان به 2 سال پيش بازمي‌گشت و دست از اين كارها بر‌مي‌داشتم.

با پول‌ها چه كار مي‌كردي؟
شيشه مي‌كشيدم.

آيا به فكر آن نبودي كه يك روزي زندگي‌ات با شيشه كشيدن ويران مي‌شود؟
اگر فكر مي‌كردم كه الان اينجا نبودم.

اگر از زندان آزاد بشوي، دوباره همانند گذشته دست به دزدي مي‌زني؟
نه. تا به حال مثل الان در فشار نبوده‌ام، همسرم مي‌خواهد از من جدا شود و معلوم نيست سرنوشت دخترم چه خواهد شد، 6 سال از دوران زندانم باقي مانده و هيچ اميدي به آينده ندارم، ولي اگر آزاد بشوم، مي‌روم و به همسرم قول مردانه مي‌دهم كه دست از خلاف بردارم و مثل گذشته تراشكاري را از سر بگيرم و زندگي آرامي را برايشان فراهم كنم.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟