سايه مرگ از سر 3 قاتل برچيده شد
کد خبر: ۲۴۷۷۵۶
| | 3862 بازدید
سه مرد كه در پروندههاي جداگانه مرتكب قتل شده و توانستهاند رضايت اوليايدم مقتولان را جلب كنند در دادگاه كيفرياستان تهران محاكمه و به زندان محكوم شدند.
به گزارش شرق، در اولين محاكمه كه صبح ديروز در شعبه 74 دادگاه كيفرياستان تهران برگزار شد مردي كه متهم بود مادرش را به آتش كشيده است از خودش دفاع كرد. نماينده دادستان در ابتداي اين جلسه گفت: عباس متهم است 14 بهمن دو سال قبل مادرش مريم را به آتش كشيده است. اين مرد در پي اختلاف خانوادگي كه با همسر و خواهر داشت خانه مادرش را آتش زده و باعث قتل اين زن شد و با توجه به اينكه اوليايدم اعلام گذشت كردهاند درخواست مجازات به لحاظ جنبه عمومي جرم را دارم.
سپس متهم از خودش دفاع كرد و گفت: «من و همسر اولم به دليل اختلافاتي كه داشتيم از هم جدا شديم. همسرم مهريهاش را اجرا گذاشته و حكم جلب من را گرفته بود. خواهرم مخفيگاه مرا به همسرم لو داده و او هم من را پيدا كرد و به دست ماموران داد. وقتي از زنم جدا شدم مادرم گفت با خواهرت آشتي كن. او خواهرم را دعوت كرده بود و آن روز همگي در منزل مادرم بوديم كه حادثه اتفاق افتاد.»
عباس كه قبلا گفته بود از روي عصبانيت پيت بنزين را روي اجاق خالي كرد و خانه را آتش زد اين بار گفت: حرفهاي گذشتهام درست نيست. مادرم از من خواست پيت بنزين را به پشتبام ببرم اما يكدفعه از دستم سر خورد و بنزين روي اجاق ريخت. من مادرم را دوست داشتم. وقتي هم كه او را به بيمارستان برديم بالاي سرش رفتم و از او حلاليت خواستم. متهم ادامه داد: بعد از همسر اولم با زن ديگري ازدواج كردم و يك بچه دارم اما هيچوقت نتوانستم بچهام را ببينم چون در زندان بودم و امروز در راهرو دادگاه او را ديدم. درخواست دارم من را آزاد كنيد چون سرپرست خانواده و پدرم هستم. سپس پدر اين مرد در جايگاه حاضر شد و گفت: عباس پسر خوبي است و به من و مادرش خيلي رسيدگي ميكرد. آن روز هم قصد آتش زدن خانه را نداشت. همسرم از او خواست پيت بنزين را به پشتبام ببرد. او سرپرست من است و تنها كسي است كه به من رسيدگي ميكند. فرزندان ديگرم حاضر نيستند از من نگهداري كنند.
در ادامه خواهر متهم گفت: درگيري به دليل دخالت من در زندگي عباس بود. آن روز هم براي اينكه من و عباس آشتي كنيم دور هم جمع شده بوديم كه اين اتفاق افتاد. زماني كه مادرم در بيمارستان بود از ما خواست اعلام رضايت كنيم و گفت عباس را دوست دارد و كينهاي از او به دل ندارد. او گفت اگر از او شكايت كنيم ما را نميبخشد. در حاليكه هيات قضات شعبه 74 وارد شور شدند تا درباره حكم مرد تصميم بگيرند قضات شعبه 71 جلسه محاكمه ديگري را شروع كردند. در محاكمه پسري كه در نوجواني مرتكب قتل شده و بعد از هفت سال تلاش توانسته بود رضايت اوليايدم را بگيرد به تشريح واقعه پرداخت. اين متهم كه از خرداد سال 84 در زندان است بعد از اينكه نماينده دادستان برايش درخواست مجازات كرد در جايگاه حاضر شد و گفت: زماني كه مرتكب قتل شدم فقط يك پسربچه بودم. قد و هيكلي كه حالا ميبينيد آن زمان نداشتم و پسر ريزنقشي بودم. درگيري من و مقتول به چند روز قبل از قتل برميگشت. علت اصلي اختلاف ما اين بود كه يك روز باهم چشمدرچشم شديم و اعتراض كرد كه چرا به او نگاه ميكنم من هم چون بچه بودم و نميتوانستم درست تصميم بگيرم به او حمله كردم و دعوا كرديم. متهم گفت: اگر عقل و شعور حالا را داشتم هيچوقت اين كار را نميكردم. قسم ميخورم اتفاقي كه افتاد از سر سادگي و بچگي من بود. درگيري اول ما تمام شد اما هر دو عصبي بوديم. مقتول بيشتر از من عصباني بود و ميگفت هرطور شده مرا اذيت ميكند. او از من درشتتر بود و به راحتي ميتوانست كتكم بزند. پيش از اينكه قتل اتفاق بيفتد دوباره دعوا كرديم. بچهها ما را از هم جدا كردند اما من اصلا رفتارم دست خودم نبود. وارد ساختمان نيمهكارهاي شدم كه در آن نزديكي بود. يك چاقو از آنجا برداشتم و به مقتول حمله كردم. ضربه را زدم و فرار كردم. اصلا قصد كشتن او را نداشتم و از كاري كه كردم پشيمان هستم. متهم كه حالا 25ساله است، گفت: در زندان سختيهاي زيادي كشيدم، خانوادهام از هم پاشيد و به جايي رسيدم كه حتي خودكشي كردم.
متهم در مورد علت خودكشياش گفت: خانوادهام درگير پرونده من شده و به شدت تحت فشار بودند. آنها سختي زيادي كشيدند و اتفاقي در زندگي ما افتاد كه همه چيز را دگرگون كرد. تنها برادرم را در يك حادثه از دست دادم. پدرومادرم ضربه سختي خورده بودند و نميتوانستند تحمل كنند. آنها از طرف من تحت فشار بودند و مرگ برادرم هم آسيب بزرگي به آنها زد. ميخواستم خودم را بكشم تا همه چيز تمام شود و هم مادرم راحت شود و هم خودم اما نجات پيدا كردم. متهم در ادامه توضيح داد: دو روز قبل از تولد 18سالگيام دست به قتل زدم و زنداني شدم. حالا هم درخواست دارم در مجازاتم تخفيف بدهيد تا آزاد شوم و بتوانم خسارتي را كه به خانوادهام زدم جبران كنم. پدرم براي اينكه ديه درخواستي اوليايدم را بپردازد خانهاش را فروخت و هرچه داشت روي پول خانه گذاشت و به اوليايدم داد. حالا ميخواهم كار كنم و از اين به بعد مراقب پدرومادرم باشم. بعد از پايان دفاعيات متهم هيات قضات وارد شور شدند تا درخصوص جنبه عمومي جرم تصميمگيري كنند. ديگر متهمي كه از اولياي دم رضايت گرفته بود نيز روز گذشته در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد. اين مرد جوان در يك درگيري خياباني مرتكب قتل شده بود.
در اين جلسه هم بعد از اينكه نماينده دادستان تهران براي متهم به لحاظ جنبه عمومي جرم درخواست مجازات كرد، متهم در جايگاه حاضر شد و گفت: من اتهامم را قبول كردم و در همه مراحل پرونده اعتراف كردم كه ضارب بودم. او در توضيح ماجرا گفت: ما پشت چراغ قرمز بوديم. ماشين مقتول هم پشت چراغ بود. من دير حركت كردم و او پشتسر من مرتب چراغ و بوق ميزد. چراغ دوباره قرمز شد. او از اينكه من دير حركت كرده بود عصباني شد و حمله كرد. آنها سه نفر بودند و با چوب مرا زدند. سعي كردم چوب را بگيرم اما نتوانستم. آنها دو ضربه به من زدند. گيج شده بودم. روي داشبورد ماشين چاقو برداشتم و يك ضربه به مقتول زدم. قصدم اين نبود كه او را بكشم فقط ميخواستم از خودم دورش كنم. متهم گفت: وقتي آن مرد زخمي شد او را سوار ماشين كردم و سريع به بيمارستان رساندم تا لحظهاي هم كه فوت شد بالاي سرش بودم.
متهم كه به دليل وارد آوردن ضربه چاقو به يكي از همراهان مقتول به پرداخت ديه و يك سال حبس محكوم شده است، خطاب به قضات گفت: من آدم شروري نيستم و در اين مدت كه زنداني بودم خيلي به كارهايي كه كردم فكر كردم. مرتب نماز و دعا ميخوانم و خداوند توبهام را پذيرفت و نوري در دل اوليايدم انداخت كه من را ببخشند. از شما هم درخواست دارم با توجه به اينكه به دليل نزاع و ايراد جرح عمدي به يكي از همراهان مقتول به سه سال حبس محكوم شدم در مجازات من تخفيف قايل شويد.
هيات قضات شعبه 71 در پايان درخصوص دو پروندهاي كه رسيدگي كرده بودند وارد شور شدند تا راي خود را صادر كنند.
به گزارش شرق، در اولين محاكمه كه صبح ديروز در شعبه 74 دادگاه كيفرياستان تهران برگزار شد مردي كه متهم بود مادرش را به آتش كشيده است از خودش دفاع كرد. نماينده دادستان در ابتداي اين جلسه گفت: عباس متهم است 14 بهمن دو سال قبل مادرش مريم را به آتش كشيده است. اين مرد در پي اختلاف خانوادگي كه با همسر و خواهر داشت خانه مادرش را آتش زده و باعث قتل اين زن شد و با توجه به اينكه اوليايدم اعلام گذشت كردهاند درخواست مجازات به لحاظ جنبه عمومي جرم را دارم.
سپس متهم از خودش دفاع كرد و گفت: «من و همسر اولم به دليل اختلافاتي كه داشتيم از هم جدا شديم. همسرم مهريهاش را اجرا گذاشته و حكم جلب من را گرفته بود. خواهرم مخفيگاه مرا به همسرم لو داده و او هم من را پيدا كرد و به دست ماموران داد. وقتي از زنم جدا شدم مادرم گفت با خواهرت آشتي كن. او خواهرم را دعوت كرده بود و آن روز همگي در منزل مادرم بوديم كه حادثه اتفاق افتاد.»
عباس كه قبلا گفته بود از روي عصبانيت پيت بنزين را روي اجاق خالي كرد و خانه را آتش زد اين بار گفت: حرفهاي گذشتهام درست نيست. مادرم از من خواست پيت بنزين را به پشتبام ببرم اما يكدفعه از دستم سر خورد و بنزين روي اجاق ريخت. من مادرم را دوست داشتم. وقتي هم كه او را به بيمارستان برديم بالاي سرش رفتم و از او حلاليت خواستم. متهم ادامه داد: بعد از همسر اولم با زن ديگري ازدواج كردم و يك بچه دارم اما هيچوقت نتوانستم بچهام را ببينم چون در زندان بودم و امروز در راهرو دادگاه او را ديدم. درخواست دارم من را آزاد كنيد چون سرپرست خانواده و پدرم هستم. سپس پدر اين مرد در جايگاه حاضر شد و گفت: عباس پسر خوبي است و به من و مادرش خيلي رسيدگي ميكرد. آن روز هم قصد آتش زدن خانه را نداشت. همسرم از او خواست پيت بنزين را به پشتبام ببرد. او سرپرست من است و تنها كسي است كه به من رسيدگي ميكند. فرزندان ديگرم حاضر نيستند از من نگهداري كنند.
در ادامه خواهر متهم گفت: درگيري به دليل دخالت من در زندگي عباس بود. آن روز هم براي اينكه من و عباس آشتي كنيم دور هم جمع شده بوديم كه اين اتفاق افتاد. زماني كه مادرم در بيمارستان بود از ما خواست اعلام رضايت كنيم و گفت عباس را دوست دارد و كينهاي از او به دل ندارد. او گفت اگر از او شكايت كنيم ما را نميبخشد. در حاليكه هيات قضات شعبه 74 وارد شور شدند تا درباره حكم مرد تصميم بگيرند قضات شعبه 71 جلسه محاكمه ديگري را شروع كردند. در محاكمه پسري كه در نوجواني مرتكب قتل شده و بعد از هفت سال تلاش توانسته بود رضايت اوليايدم را بگيرد به تشريح واقعه پرداخت. اين متهم كه از خرداد سال 84 در زندان است بعد از اينكه نماينده دادستان برايش درخواست مجازات كرد در جايگاه حاضر شد و گفت: زماني كه مرتكب قتل شدم فقط يك پسربچه بودم. قد و هيكلي كه حالا ميبينيد آن زمان نداشتم و پسر ريزنقشي بودم. درگيري من و مقتول به چند روز قبل از قتل برميگشت. علت اصلي اختلاف ما اين بود كه يك روز باهم چشمدرچشم شديم و اعتراض كرد كه چرا به او نگاه ميكنم من هم چون بچه بودم و نميتوانستم درست تصميم بگيرم به او حمله كردم و دعوا كرديم. متهم گفت: اگر عقل و شعور حالا را داشتم هيچوقت اين كار را نميكردم. قسم ميخورم اتفاقي كه افتاد از سر سادگي و بچگي من بود. درگيري اول ما تمام شد اما هر دو عصبي بوديم. مقتول بيشتر از من عصباني بود و ميگفت هرطور شده مرا اذيت ميكند. او از من درشتتر بود و به راحتي ميتوانست كتكم بزند. پيش از اينكه قتل اتفاق بيفتد دوباره دعوا كرديم. بچهها ما را از هم جدا كردند اما من اصلا رفتارم دست خودم نبود. وارد ساختمان نيمهكارهاي شدم كه در آن نزديكي بود. يك چاقو از آنجا برداشتم و به مقتول حمله كردم. ضربه را زدم و فرار كردم. اصلا قصد كشتن او را نداشتم و از كاري كه كردم پشيمان هستم. متهم كه حالا 25ساله است، گفت: در زندان سختيهاي زيادي كشيدم، خانوادهام از هم پاشيد و به جايي رسيدم كه حتي خودكشي كردم.
متهم در مورد علت خودكشياش گفت: خانوادهام درگير پرونده من شده و به شدت تحت فشار بودند. آنها سختي زيادي كشيدند و اتفاقي در زندگي ما افتاد كه همه چيز را دگرگون كرد. تنها برادرم را در يك حادثه از دست دادم. پدرومادرم ضربه سختي خورده بودند و نميتوانستند تحمل كنند. آنها از طرف من تحت فشار بودند و مرگ برادرم هم آسيب بزرگي به آنها زد. ميخواستم خودم را بكشم تا همه چيز تمام شود و هم مادرم راحت شود و هم خودم اما نجات پيدا كردم. متهم در ادامه توضيح داد: دو روز قبل از تولد 18سالگيام دست به قتل زدم و زنداني شدم. حالا هم درخواست دارم در مجازاتم تخفيف بدهيد تا آزاد شوم و بتوانم خسارتي را كه به خانوادهام زدم جبران كنم. پدرم براي اينكه ديه درخواستي اوليايدم را بپردازد خانهاش را فروخت و هرچه داشت روي پول خانه گذاشت و به اوليايدم داد. حالا ميخواهم كار كنم و از اين به بعد مراقب پدرومادرم باشم. بعد از پايان دفاعيات متهم هيات قضات وارد شور شدند تا درخصوص جنبه عمومي جرم تصميمگيري كنند. ديگر متهمي كه از اولياي دم رضايت گرفته بود نيز روز گذشته در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد. اين مرد جوان در يك درگيري خياباني مرتكب قتل شده بود.
در اين جلسه هم بعد از اينكه نماينده دادستان تهران براي متهم به لحاظ جنبه عمومي جرم درخواست مجازات كرد، متهم در جايگاه حاضر شد و گفت: من اتهامم را قبول كردم و در همه مراحل پرونده اعتراف كردم كه ضارب بودم. او در توضيح ماجرا گفت: ما پشت چراغ قرمز بوديم. ماشين مقتول هم پشت چراغ بود. من دير حركت كردم و او پشتسر من مرتب چراغ و بوق ميزد. چراغ دوباره قرمز شد. او از اينكه من دير حركت كرده بود عصباني شد و حمله كرد. آنها سه نفر بودند و با چوب مرا زدند. سعي كردم چوب را بگيرم اما نتوانستم. آنها دو ضربه به من زدند. گيج شده بودم. روي داشبورد ماشين چاقو برداشتم و يك ضربه به مقتول زدم. قصدم اين نبود كه او را بكشم فقط ميخواستم از خودم دورش كنم. متهم گفت: وقتي آن مرد زخمي شد او را سوار ماشين كردم و سريع به بيمارستان رساندم تا لحظهاي هم كه فوت شد بالاي سرش بودم.
متهم كه به دليل وارد آوردن ضربه چاقو به يكي از همراهان مقتول به پرداخت ديه و يك سال حبس محكوم شده است، خطاب به قضات گفت: من آدم شروري نيستم و در اين مدت كه زنداني بودم خيلي به كارهايي كه كردم فكر كردم. مرتب نماز و دعا ميخوانم و خداوند توبهام را پذيرفت و نوري در دل اوليايدم انداخت كه من را ببخشند. از شما هم درخواست دارم با توجه به اينكه به دليل نزاع و ايراد جرح عمدي به يكي از همراهان مقتول به سه سال حبس محكوم شدم در مجازات من تخفيف قايل شويد.
هيات قضات شعبه 71 در پايان درخصوص دو پروندهاي كه رسيدگي كرده بودند وارد شور شدند تا راي خود را صادر كنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


