دولتيها به 150 كرسي مجلس چشم داشتند
غلامرضا مصباحیمقدم گفت: دولتیان تمهیداتی داشتند که ۱۵۰ کرسی مجلس نهم را در اختیار بگیرند. البته هنوز معلوم نیست که موفق شدهاند یا خير. اما اگر از من بپرسید، به عقیده من موفق نشدهاند. هرچند اکنون یک مجموعهای به مجلس نهم راه پیدا کردهاند که دیدگاههایشان نسبت به دولت، دیدگاههایی همراه با همراهی، اغماض و چشمپوشی از اشتباهات دولت است و به عبارتي شامل دیدگاههایی است که در آنها نوعی حمایت نسبت به عملکرد دولت مشاهده میشود و اگر دولت جایی اشتباهی داشته باشد، بنای برخورد با آن را ندارند، بلکه قصد آنها اين است كه بنا را بر تعامل و چشمپوشی بگذارند.
به گزارش ایلنا گفتوگو با مصباحیمقدم در پی میآید:
چرا فضای انتخابات دور اول مجلس به سویی حرکت کرد که ۲۵ نفر از نامزدهای تهران نتوانستند وارد مجلس شوند؟
انتخابات دور اول نهمین دوره مجلس شورای اسلامی ایران، با حضور بسیار پرشور مردم شکل گرفت، اما این استقبال باعث شد تا تعداد قابلتوجهی از نمایندگان نتوانند در دور اول به مجلس راه یابند. البته برای اثبات این ادعا دلیل دارم. حضور پرشور مردم در پای صندوقهای راي به اندازهای بود که میزان آرای نامزدهای انتخاباتی بالا رفت و در نتیجه ملاک انتخاب نمایندگان که به دست آوردن یک چهارم آرای به صندوق ریختهشده بود، این مساله را پیش آورد. مهمترین دلیل این بود که آرای مردم بین بیش از ۵۰۰ نامزد انتخاباتی توزیع شد. همین تعداد نامزدها بیانگر آن است که سلیقههای مختلف در این انتخابات حضور داشتند و حضور نامزدهایی با دیدگاههای متنوع و سلیقههای مختلف، نظر رایدهندگان را پوشش میداد. با نگاهی به آرای نامزدها در دور اول، مشاهده میکنیم که در تهران کسانی را داشتیم که ۲ هزار رای آورده بودند. یا افرادی ۲۰ هزار رای یا ۵۰ هزار رای را به خود اختصاص داده بودند. به این ترتیب مشاهده میشود که از نظر نتایج رای و انتخاب نماینده، هیچکس محدودیت و معذوریتی نداشت. هركس برای حمایت از یک نامزد انتخاباتی به پای صندوقهای رای آمده بود و هر نامزدی نیز آرایی هرچند اندک را به خودش اختصاص داده بود. بنابراین توزیع آرا یک عامل مهم در برگزاري دور دوم انتخابات بود؛ عاملي كه نتيجه حضور فعال مردم بود. دلیل دیگر رفتن 25 نفر به دور بعد در حوزه تهران، تفرقهای بود که بین اصولگرایان پیش آمد. با نگاهی به دورههای گذشته انتخابات مجلس، مشاهده میشود که آرای مردم در بین دو لیست تقیسم میشد. به عبارت بهتر، در شرایطی که در تهران دو لیست اصولگرا ارایه میشد، یک لیست آرای مردم را به خودش اختصاص میداد و در همان دور اول تعداد نمایندگان تهران مشخص میشدند. اما در این دوره شاهد حضور دهها لیست مشابه از سوی اصولگرایان بودیم.
آیا در این دوره دو لیست اصولگرای جبهه متحد و جبهه پایداری از بقیه قویتر نبودند؟
البته در این دوره از انتخابات تهران نیز دو لیست اصلی بود که شامل جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری بود، اما لیستهای ترکیبی، تعدد لیستها و افراد مستقل هم بسیار فراوان بود و طبعاً اين وضعيت باعث تقسیم آرا میشد و دیدیم که همین امر باعث شد تا بسیاری از نامزدهای مجلس نهم، کارشان به دور دوم کشیده شود.
پیشبینی شما از مجلس نهم چیست و گمان میکنید اكثريت نمايندگاني كه مجلس را شكل خواهند داد چه رویکردی داشته باشند؟
اکنون از نمایندگان و رویکرد مجلس نهم پیشبینی روشنی نمیتوان ارایه کرد. دو لیست کاملاً جدید برای دور دوم تهران ارائه شده که هر دو از اصولگرایان هستند و در بین دو لیست هم افراد شاخصی وجود دارد. اما تصور میکنم ترکیبی از دو لیست رای بیاورد و نامزدهایی که از تهران به مجلس راه ميیابند از بین این دو لیست خواهند بود. اما مجلس ترکیبی از همه نمایندگان است و نمیتوان نمایندگان تهران یا شهرهای بزرگ را ملاک دانست.
در دور اول انتخابات مجلس نهم، لیستی از سوی جبهه متحد اصولگرایان ارایه شد که بسیاری از اصولگرایان از این لیست جا ماندند. اگر این افراد به اصول معتقد بودند چرا به تصمیم جبهه متحد اصولگرایان تن نداده و لیستهای جداگانهای را ترتیب دادند؟ چرا این اصولگرایان به صورت انفرادی حضور نیافتند و لیست دادند، آیا این رفتار بوی تفرقه در ميان اصولگرايان نمیدهد؟
تمام همت آیات بزرگواری مانند آیتالله مهدوی کنی، آیتالله یزدی، جامعه روحانیت و جامعه مدرسین این بود که چنین پدیدهای رخ ندهد و به تفرقه منجر نشود. کاری هم نمیشد کرد که این تفرقه اتفاق نیفتد. وقتی هم که رخ داد دیگر نمیشد جلوي آن را گرفت. البته وقتی که هنوز ليستهای اصولگرایان بسته نشده بود، آقایان اعلام کردند که ما در لیست جبهه متحد اصولگرایان جایی را برای پذیرفتن افرادی که تحت عنوان جبهه پایداری به عرصه آمدهاند، باز نگاه داشتهایم، اما چون پاسخی از آن طرف داده نشد و چون زمان در حال از دست رفتن بود، ناچار جبهه متحد اصولگرایان لیست خودش را بدون درنظر گرفتن نامزدهای جبهه پایداری تنظیم و ارائه كرد.
فكر ميكنيد چرا جبهه پایداری نتوانست به یک اتفاقنظر با سایر اصولگرایان برسد؟
آقایان جبهه پایداری باورشان بر این بود که یک اشکالاتی وجود دارد و به نظرشان میرسید در ترکیب شورای مرکزی اصولگرایان مسایلی وجود دارد. از سوی دیگر معتقد بودند که اگر در بین اصولگرایان چند لیست داشته باشیم، بهتر است. باور آقایان جبهه پایداری بر این بود که در این دوره از انتخابات مجلس، رقابتی با جناح اصلاحطلب نداریم و بهتر است رقابت درونگروهی را به وجود بیاوریم. آنان معتقد بودند که رقابت درونگروهی باعث حضور حداکثری مردم در انتخابات میشود و انتخابات پرشورتری خواهیم داشت.
اما در اصل چیز دیگری اتفاق افتاد. با اين حال شما هم این را میپذیرید که اصلاحطلبان به میدان انتخابات نیامدند؟
من نمیگویم که رقابتی نبود و اصلاحطلبان به میدان نیامدند، بلکه اصلاحطلبان اعلام کردند که لیست مستقل نمیدهند. از طرف دیگر آقای خاتمی اعلام کردند که اصلاحطلبان لیستی نخواهند داد، اما انتخابات را تحریم نکردند و البته اعلام کردند که لیست ندادن به معنای مشارکت نکردن در انتخابات هم نخواهد بود. البته باید بپذیریم هنگامی که اصلاحطلبان گفتند لیست انتخاباتی نمیدهیم، معنایش این بود که به صورت مستقیم به رقابت با سایر رقبا از جمله اصلاحطلبان نمیپردازند.
در اواخر مجلس هشتم شاهد بروز اختلافاتي درون مجلس و در بین اصولگرایان بودیم که بیشترین اين اختلافها هم بر سر ریاست لاریجانی بود. آیا اختلاف بر سر تعیین رییس مجلس، باعث تشکیل لیست جبهه پایداری و اختلافات انتخاباتی اصولگرایان شد؟
اگر بخواهیم ریشه و دليل ارائه چند لیست اصولگرایان در انتخابات را پیدا کنیم، يكي از آنها همین اختلاف بر سر تعیین رییس و هیئترییسه مجلس بوده است. با نگاهی به اتفاقات مجلس هشتم، مشاهده میکنیم که اختلاف در مورد اعضای هیئترییسه در دوره هشتم به وجود آمد و به تدریج این اختلافات به آنجا رسید که باعث تشکیل فراکسیون انقلاب اسلامی در همین دوره از مجلس شد و در پایان همین دوره هم، زمینه برای تفرقه و جدایی بین اصولگرایان ایجاد شد که تشکیل جبهه پایداری نتیجه این اختلافات بود.
آیا هیئترییسه مجلس هشتم عملکرد اشتباهی داشته که نیاز به تغییرات دارد و آیا لاریجانی رياست مجلس را حفظ خواهد كرد؟
من به شخصه چنین اعتقادی را ندارم و معتقد هستم که خیلی راحتتر میشد درون مجلس هشتم یک وفاق، اتحاد و توافقي را به وجود آورده و حفظ كنيم. البته برخی ملاحظاتی را که برخی از دوستان اصولگرا دارند نميتوانم انکار کنم، اما آن ملاحظات به اندازهای نبود که به انشقاق در مجلس هشتم منجر شود و کار به جایی برسد که دو جبهه اصولگرایی در مقابل همدیگر بایستند.
پیشبینی شما برای مجلس نهم چیست؟
البته با توجه به اینکه ۶۵ نماینده از حوزههای مهم انتخاباتی کشور باقی مانده و انتخاب آنها به دور دوم كشيده شده، باید صبر کنیم و ببینیم نتایج کل آرا در نهایت چه خواهد شد. ولی تا اینجا که ۲۳۵ نفر انتخاب و معرفی شدهاند، اولاً اکثریت مجلس اصولگرایان هستند؛ البته برخی از اصلاحطلبان هم هستند، اما اکثریت نمایندگان این دوره از بین جبهه متحد اصولگریان هستند و بقیه هم از بین اعضای جبهه پایداری هستند. بنابراین باز هم اکثریت نمایندگان دوره نهم از بین اصولگرایان هستند.
فکر میکنید دولت قصد دارد مجلس بعدی را هم به نوعی در اختیار خودش بگیرد و مسایلی مانند ابتدای مجلس هشتم که سعي كردند برخي نمايندهها را به سمت خود جلب كنند، پيش خواهد آمد؟
به ظاهر دولتیان تمهیداتی داشتند که ۱۵۰ کرسی مجلس نهم را در اختیار بگیرند. البته هنوز معلوم نیست که موفق شدهاند یا خير. اما اگر از من بپرسید، به عقیده من موفق نشدهاند. هرچند اکنون یک مجموعهای به مجلس نهم راه پیدا کردهاند که دیدگاههایشان نسبت به دولت، دیدگاههایی همراه با همراهی، اغماض و چشمپوشی از اشتباهات دولت است و به عبارتي شامل دیدگاههایی است که در آنها نوعی حمایت نسبت به عملکرد دولت مشاهده میشود و اگر دولت جایی اشتباهی داشته باشد، بنای برخورد با آن را ندارند، بلکه قصد آنها اين است كه بنا را بر تعامل و چشمپوشی بگذارند.


