تولید، بدون دانشمحوری ممكن نیست
سید احسان خاندوزی*
کد خبر: ۲۳۴۰۰۴
| | 6219 بازدید
عدالت توزیعی، معارض تولیدگرایی نیست
در سالهای گذشته، یكی از آرزوهای دلسوزان اقتصاد ایران این بوده كه به موازات توجه ضروری به عدالت در توزیع درآمد و ثروت، به ویژه برای طبقات محروم، اهمیت و نقش فوقالعاده تولید ملی نیز احیا شود و در مركز تصمیمها قرار گیرد. بر خلاف رویكردی كه عدالت توزیعی را معارض تولیدگرایی میداند، در منظومه فكری ما «قدرت تولیدی» و «عدالت توزیعی» دو وجه یك اقتصاد بالنده، عادلانه و پویا به شمار میرود. مكمل بودن توانمندی تولیدی با عدالت توزیعی (بیان دیگر جهتگیری همزمان پیشرفت و عدالت)، هم تبلور جامعیت اهداف اسلامی و انسانی است و هم ناشی از كمك متقابلی است كه بهبود عدالت از سویی به انگیزههای تولید تودههای مردم کمک میكند و از سوی دیگر، تنها در سایه قدرت تولیدی است كه میتوان همواره فقر و محرومیت را كاهش داد؛ این تأثیر دوسویه مسألهای است كه نسل قدیم اندیشمندان توسعه به آن ملتفت نبودند، اما در یافتههای اخیر به تقویت متقابل كارایی با عدالت یا تولید و توزیع پی بردهاند. حتی میتوان گفت تأثیری كه شعارهای سالهای گذشته همچون «شكوفایی و نوآوری»، «همت و كار مضاعف» و «جهاد اقتصادی» بر توانمندی تولیدی یك كشور داشته و دارند، بیشتر از دیگر ابعاد اقتصاد است.
نكته دیگری كه در مطالعات اخیر برجسته شده، این است كه استفاده حداكثری از ظرفیتهای تولید ملی بدون اشتغال نیروهای انسانی و بلكه بالا بردن آنها از طریق دانش و مهارت شدنی نیست. این نیز جهت دیگری است كه تمركز بر تولید به كاهش بیكاری و فقر، رشد دانش و مهارتها و افزایش بهرهوری نیروی كار منجر میشود، بلكه میتوان گفت توانمندی تولیدی مقصدی است كه بیگمان، از راه داناییمحوری میگذرد. تنها در یك حالت افزایش تولید بدون دانشمحوری ممكن است و آن بسنده كردن به خامفروشی منابع طبیعی و سرمایههای ملی است كه در ظاهر تولید اقتصادی كشور را بالا میبرد، اما استفاده حداكثری از نیروی انسانی (شاخص اشتغال) و كیفیت آن (شاخص دانش و مهارت) را تغییر نمیدهد.
تسهیل امر تولید در شرایط كنونی از اهمیت دوچندانی برخوردار است، زیرا اولاً تولیدكنندگان در صف نخست جهاد اقتصادی در برابر تحریمهای بینالمللی، دشواری مبادلات بینالمللی و نوسانات ارزی قرار دارند و دوم آن که اصلاحات اقتصادی داخلی و به ویژه طرح هدفمند كردن یارانهها نیز فشارهایی را متوجه تولیدكنندگان كرده است.
ما و اقتصاد نفتی
اقتصادهای نفتی مانند ایران باید بسیار جدی به سوی تولید مستقل از منابع نفتی حركت كنند و از وابستگی خود به درآمدهای نفتی بكاهند. اتفاقاً درآمدهای بدون زحمت نفتی مانعی است كه موجب استغنای مدیران اجرایی كشور از شكوفایی دیگر ظرفیتهای تولید و درآمد ملی میشود. در صورت كاهش سهم نفت، انتظار میرود اهتمام مدیران برای بالفعل كردن دیگر ظرفیتهای تولیدی و استفاده بهینه از منابع موجود افزایش یابد.
نتیجه مستقیم این نكته عبارت است از پی بردن جامعه به جایگاه ارجمند تلاشگران عرصه تولید. متأسفانه از دیرباز نگاه جامعه به صاحبان فعالیتهای تولیدی، بیشتر به سوی نکوهش تولیدكننده و سرمایهگذار گرایش داشت. به همین جهت، نه مبانی فرهنگی جامعه مستعد پرورش چنین نیروهایی بود و نه ساختار نفتی نیازمند درآمدهای تولیدكننده داخلی.
تولید با یك معضل فرهنگی دیگر نیز دست به گریبان بود و آن حس حقارت ناتوانی در برابر تولیدكنندگان خارجی بود. بحمدالله با ظهور انقلاب اسلامی این حس به تدریج جای خود را به احساس توانمندی داد، اما همچنان مشكل استغنای مسئولان و اتكا به درآمد نفت موجب میشد كه بسیاری از مشكلات اهالی تولید مورد اهتمام جدی نباشد و حتی گاهی سیاستهای ضد تولید در پیش گرفته شود. این در حالی بود كه اگر تولیدكنندگان و كارآفرینان به دنبال درآمدهای بی زحمت بودند، میتوانستند از راه تجارت یا سفتهبازی داراییها به ثروت كلانی دست یابند. در چنین شرایطی خلأ شناساندن تولیدكنندگان به عنوان قهرمانان اقتصاد ملی (و اصلاح فرهنگ و نگاه مدیران) احساس میشد.
حسنه اجتماعی
نامگذاری سال تولید ملی محمل بسیار خوبی برای تشویق تولید و كارآفرینی به عنوان یك حسنه اجتماعی و اخلاقی و همچنین یادآوری به مدیران اجرایی در مورد لزوم رفع موانع تولید است؛ موانعی كه ناشناخته نیستند و امید میرود با عزم مسئولان كاهش یابند. برای نمونه دو مانع مورد اشاره در بیانات پیشین رهبر معظم انقلاب، بیثباتی برخی قوانین و نیز فساد اقتصادی است كه موجب ضربه به انگیزه اهل تولید و افزایش هزینههای پنهان آن میشود.
تسهیل امر تولید در شرایط كنونی از اهمیت مضاعفی برخوردار است، زیرا اولاً تولیدكنندگان در صف نخست جهاد اقتصادی در برابر تحریمهای بینالمللی، دشواری مبادلات بینالمللی و نوسانات ارزی قرار دارند و مدیران باید نقش پشتیبانی خط مقدم را به نحو مطلوبی ایفا كنند. ثانیاً اصلاحات اقتصادی داخلی و بهویژه طرح هدفمند كردن یارانهها نیز فشارهایی را متوجه تولیدكنندگان كرده كه یاری تولید را در اولویت اوضاع جاری كشور قرار داده است؛ توصیهای كه رهبر معظم انقلاب نیز در ماه رمضان گذشته در مورد كمك به بخش تولید یادآوری فرمودند.
تولید داخلی تولید اقتدار میكند
رشد توان تولیدی یك نقش منحصر به فرد دیگر نیز بازی میكند و آن نقش توان تولید اقتصادی در اقتدار سیاسی بینالمللی است. چندین دهه است كه سیادت ظاهری نظم جهانی در دست كشورهایی است كه پیشتر در عرصه تولید اقتصادی به قدرت تبدیل شدهاند. البته گرفتاری این قدرتها به ظلمها و فسادهای بزرگ موجب شده كه در آیندهای نهچندان دور شاهد زوال هیمنه آنها باشیم، اما به هر حال رشد توان تولیدی یك كشور در سرآمدی اقتصادی و در نفوذش در مجامع بینالمللی و مصونیت آن در امنیت تأثیری بسزا دارد. اقتصادی كه بنیه تولیدی ضعیف و وابستگیهای راهبردی داشته باشد، توان پایداری بر موضع عزت و مستقل خود ندارد و به زودی در برابر فشارهای خارجی تسلیم خواهد شد.
سرآمدی به عنوان پیامد قدرت تولیدی، هیچ اختصاصی به حوزه اقتصادی ندارد. رشد توان تولیدی در عرصه علمی و فكری و در حوزههای فرهنگی و محصولات دفاعی ـ امنیتی و مانند آن، همگی موجب پویایی ظزفیتهای داخلی و سرآمدی و اثرگذاری ایران اسلامی در سطح جهانی خواهد شد. در شرایطی كه بسیاری از محصولات خارجی نقش سفیران فرهنگی و اقتصادی را در ذهن مردم دیگر كشورها بازی میكنند، چرا ایران اسلامی نباید از این قدرت نفوذ نرم بهره ببرد؟
لازم به ذكر است كه رشد تولید همیشه بسته به استفاده بیشتر از سرمایه، انرژی، نیروی كار و منابع طبیعی نیست، بلكه وضعیت بهینه آن است كه با استفاده بهرهور از منابع موجود، تولید بیشتری صورت دهیم؛ چنانكه آمار رسمی كشور نیز از پایین بودن نرخ بهرهوری حكایت میكند. پس با راه افتادن لوكوموتیو بهرهوری، بیتردید قطار تولید ملی نیز توان و سرعتی دوچندان خواهد گرفت.
دامی كه اسیر آن نشدیم
نكته قابل تأمل دیگر عبارت از پسوند معنیدار «ملی» و «داخلی» در احیاء امر تولید است. بر خلاف آنچه در نسخههای اقتصاد لیبرال توصیه میكنند، بسیاری از صاحبنظران معتقدند حتی فرایند جهانیشدن هم نتوانسته اهمیت عنصر ملی در اقتصاد را از بین ببرد، بلكه در صحنه عمل حتی اقتصادهای سرمایهداری نیز از ضوابط حمایتگرایی از تولید داخلی دست نكشیدهاند و تنها پس از رسیدن به سطح بالای رقابتپذیری است كه دیگران را از حمایتگرایی زنهار میدهند. نتیجه چنین توصیهای آزادی جریان واردات از كشورهای با توان تولید بالا به اقتصادهای نحیف و مصرفكننده و برای همین، وابستگی بیشتر آنهاست. چنانكه پیشتر گفتیم، این مسأله استقلال سیاسی اقتصادهای وابسته را از میان میبرد.
دست كشیدن از حمایتگرایی دامی بود كه ما با درایت مقامات كشور اسیر آن نشدهایم و ثمره مبارك آن را اكنون در شرایط فشارهای خارجی شاهد هستیم و برای همین، امكان برآوردن نیازهای اصلی خود را داریم. البته بلند كردن پرچم تولید ملی مترادف با حمایت بدون هدفگذاری از تولیدكننده داخلی نیست، زیرا اگر حمایتهای غیر معقول به عدم رقابت در قیمت و كیفیت تولیدكننده ایرانی بینجامد، در واقع موجب از دست رفتن توان رقابت خارجی و إدبار جامعه میشود كه در بلندمدت به زیان تولید ملی است.
شكی نیست كه یكی از كامیابیهای انقلاب اسلامی زنده كردن نگاه ملی و استقلالطلبی و خودباوری در عرصههای اقتصاد و دانش است. این روحیه و دیدگاه هرچند در دورههای مختلف فراز و فرودهایی داشته، اما بر همان صراط مستقیم استوار مانده است. هدفگذاری امسال نیز فرصتی بس مغتنم برای تقویت سرمایه و نیروی كار داخلی و نهایتاً كشاورزی و صنعت و در یك كلمه تولید ایرانی میشود؛ تولیدی كه سفیر هویت و توان اقتصادی كشور و نشان قوت علمی و مدیریتی این سرزمین و كمككار استقلال و عزت سیاسی ملت ماست
* معاون دفتر اقتصادی مركز پژوهش مجلس شورای اسلامی
منبع: khamenei.ir
در سالهای گذشته، یكی از آرزوهای دلسوزان اقتصاد ایران این بوده كه به موازات توجه ضروری به عدالت در توزیع درآمد و ثروت، به ویژه برای طبقات محروم، اهمیت و نقش فوقالعاده تولید ملی نیز احیا شود و در مركز تصمیمها قرار گیرد. بر خلاف رویكردی كه عدالت توزیعی را معارض تولیدگرایی میداند، در منظومه فكری ما «قدرت تولیدی» و «عدالت توزیعی» دو وجه یك اقتصاد بالنده، عادلانه و پویا به شمار میرود. مكمل بودن توانمندی تولیدی با عدالت توزیعی (بیان دیگر جهتگیری همزمان پیشرفت و عدالت)، هم تبلور جامعیت اهداف اسلامی و انسانی است و هم ناشی از كمك متقابلی است كه بهبود عدالت از سویی به انگیزههای تولید تودههای مردم کمک میكند و از سوی دیگر، تنها در سایه قدرت تولیدی است كه میتوان همواره فقر و محرومیت را كاهش داد؛ این تأثیر دوسویه مسألهای است كه نسل قدیم اندیشمندان توسعه به آن ملتفت نبودند، اما در یافتههای اخیر به تقویت متقابل كارایی با عدالت یا تولید و توزیع پی بردهاند. حتی میتوان گفت تأثیری كه شعارهای سالهای گذشته همچون «شكوفایی و نوآوری»، «همت و كار مضاعف» و «جهاد اقتصادی» بر توانمندی تولیدی یك كشور داشته و دارند، بیشتر از دیگر ابعاد اقتصاد است.
نكته دیگری كه در مطالعات اخیر برجسته شده، این است كه استفاده حداكثری از ظرفیتهای تولید ملی بدون اشتغال نیروهای انسانی و بلكه بالا بردن آنها از طریق دانش و مهارت شدنی نیست. این نیز جهت دیگری است كه تمركز بر تولید به كاهش بیكاری و فقر، رشد دانش و مهارتها و افزایش بهرهوری نیروی كار منجر میشود، بلكه میتوان گفت توانمندی تولیدی مقصدی است كه بیگمان، از راه داناییمحوری میگذرد. تنها در یك حالت افزایش تولید بدون دانشمحوری ممكن است و آن بسنده كردن به خامفروشی منابع طبیعی و سرمایههای ملی است كه در ظاهر تولید اقتصادی كشور را بالا میبرد، اما استفاده حداكثری از نیروی انسانی (شاخص اشتغال) و كیفیت آن (شاخص دانش و مهارت) را تغییر نمیدهد.
تسهیل امر تولید در شرایط كنونی از اهمیت دوچندانی برخوردار است، زیرا اولاً تولیدكنندگان در صف نخست جهاد اقتصادی در برابر تحریمهای بینالمللی، دشواری مبادلات بینالمللی و نوسانات ارزی قرار دارند و دوم آن که اصلاحات اقتصادی داخلی و به ویژه طرح هدفمند كردن یارانهها نیز فشارهایی را متوجه تولیدكنندگان كرده است.
ما و اقتصاد نفتی
اقتصادهای نفتی مانند ایران باید بسیار جدی به سوی تولید مستقل از منابع نفتی حركت كنند و از وابستگی خود به درآمدهای نفتی بكاهند. اتفاقاً درآمدهای بدون زحمت نفتی مانعی است كه موجب استغنای مدیران اجرایی كشور از شكوفایی دیگر ظرفیتهای تولید و درآمد ملی میشود. در صورت كاهش سهم نفت، انتظار میرود اهتمام مدیران برای بالفعل كردن دیگر ظرفیتهای تولیدی و استفاده بهینه از منابع موجود افزایش یابد.
نتیجه مستقیم این نكته عبارت است از پی بردن جامعه به جایگاه ارجمند تلاشگران عرصه تولید. متأسفانه از دیرباز نگاه جامعه به صاحبان فعالیتهای تولیدی، بیشتر به سوی نکوهش تولیدكننده و سرمایهگذار گرایش داشت. به همین جهت، نه مبانی فرهنگی جامعه مستعد پرورش چنین نیروهایی بود و نه ساختار نفتی نیازمند درآمدهای تولیدكننده داخلی.
تولید با یك معضل فرهنگی دیگر نیز دست به گریبان بود و آن حس حقارت ناتوانی در برابر تولیدكنندگان خارجی بود. بحمدالله با ظهور انقلاب اسلامی این حس به تدریج جای خود را به احساس توانمندی داد، اما همچنان مشكل استغنای مسئولان و اتكا به درآمد نفت موجب میشد كه بسیاری از مشكلات اهالی تولید مورد اهتمام جدی نباشد و حتی گاهی سیاستهای ضد تولید در پیش گرفته شود. این در حالی بود كه اگر تولیدكنندگان و كارآفرینان به دنبال درآمدهای بی زحمت بودند، میتوانستند از راه تجارت یا سفتهبازی داراییها به ثروت كلانی دست یابند. در چنین شرایطی خلأ شناساندن تولیدكنندگان به عنوان قهرمانان اقتصاد ملی (و اصلاح فرهنگ و نگاه مدیران) احساس میشد.
حسنه اجتماعی
نامگذاری سال تولید ملی محمل بسیار خوبی برای تشویق تولید و كارآفرینی به عنوان یك حسنه اجتماعی و اخلاقی و همچنین یادآوری به مدیران اجرایی در مورد لزوم رفع موانع تولید است؛ موانعی كه ناشناخته نیستند و امید میرود با عزم مسئولان كاهش یابند. برای نمونه دو مانع مورد اشاره در بیانات پیشین رهبر معظم انقلاب، بیثباتی برخی قوانین و نیز فساد اقتصادی است كه موجب ضربه به انگیزه اهل تولید و افزایش هزینههای پنهان آن میشود.
تسهیل امر تولید در شرایط كنونی از اهمیت مضاعفی برخوردار است، زیرا اولاً تولیدكنندگان در صف نخست جهاد اقتصادی در برابر تحریمهای بینالمللی، دشواری مبادلات بینالمللی و نوسانات ارزی قرار دارند و مدیران باید نقش پشتیبانی خط مقدم را به نحو مطلوبی ایفا كنند. ثانیاً اصلاحات اقتصادی داخلی و بهویژه طرح هدفمند كردن یارانهها نیز فشارهایی را متوجه تولیدكنندگان كرده كه یاری تولید را در اولویت اوضاع جاری كشور قرار داده است؛ توصیهای كه رهبر معظم انقلاب نیز در ماه رمضان گذشته در مورد كمك به بخش تولید یادآوری فرمودند.
تولید داخلی تولید اقتدار میكند
رشد توان تولیدی یك نقش منحصر به فرد دیگر نیز بازی میكند و آن نقش توان تولید اقتصادی در اقتدار سیاسی بینالمللی است. چندین دهه است كه سیادت ظاهری نظم جهانی در دست كشورهایی است كه پیشتر در عرصه تولید اقتصادی به قدرت تبدیل شدهاند. البته گرفتاری این قدرتها به ظلمها و فسادهای بزرگ موجب شده كه در آیندهای نهچندان دور شاهد زوال هیمنه آنها باشیم، اما به هر حال رشد توان تولیدی یك كشور در سرآمدی اقتصادی و در نفوذش در مجامع بینالمللی و مصونیت آن در امنیت تأثیری بسزا دارد. اقتصادی كه بنیه تولیدی ضعیف و وابستگیهای راهبردی داشته باشد، توان پایداری بر موضع عزت و مستقل خود ندارد و به زودی در برابر فشارهای خارجی تسلیم خواهد شد.
سرآمدی به عنوان پیامد قدرت تولیدی، هیچ اختصاصی به حوزه اقتصادی ندارد. رشد توان تولیدی در عرصه علمی و فكری و در حوزههای فرهنگی و محصولات دفاعی ـ امنیتی و مانند آن، همگی موجب پویایی ظزفیتهای داخلی و سرآمدی و اثرگذاری ایران اسلامی در سطح جهانی خواهد شد. در شرایطی كه بسیاری از محصولات خارجی نقش سفیران فرهنگی و اقتصادی را در ذهن مردم دیگر كشورها بازی میكنند، چرا ایران اسلامی نباید از این قدرت نفوذ نرم بهره ببرد؟
لازم به ذكر است كه رشد تولید همیشه بسته به استفاده بیشتر از سرمایه، انرژی، نیروی كار و منابع طبیعی نیست، بلكه وضعیت بهینه آن است كه با استفاده بهرهور از منابع موجود، تولید بیشتری صورت دهیم؛ چنانكه آمار رسمی كشور نیز از پایین بودن نرخ بهرهوری حكایت میكند. پس با راه افتادن لوكوموتیو بهرهوری، بیتردید قطار تولید ملی نیز توان و سرعتی دوچندان خواهد گرفت.
دامی كه اسیر آن نشدیم
نكته قابل تأمل دیگر عبارت از پسوند معنیدار «ملی» و «داخلی» در احیاء امر تولید است. بر خلاف آنچه در نسخههای اقتصاد لیبرال توصیه میكنند، بسیاری از صاحبنظران معتقدند حتی فرایند جهانیشدن هم نتوانسته اهمیت عنصر ملی در اقتصاد را از بین ببرد، بلكه در صحنه عمل حتی اقتصادهای سرمایهداری نیز از ضوابط حمایتگرایی از تولید داخلی دست نكشیدهاند و تنها پس از رسیدن به سطح بالای رقابتپذیری است كه دیگران را از حمایتگرایی زنهار میدهند. نتیجه چنین توصیهای آزادی جریان واردات از كشورهای با توان تولید بالا به اقتصادهای نحیف و مصرفكننده و برای همین، وابستگی بیشتر آنهاست. چنانكه پیشتر گفتیم، این مسأله استقلال سیاسی اقتصادهای وابسته را از میان میبرد.
دست كشیدن از حمایتگرایی دامی بود كه ما با درایت مقامات كشور اسیر آن نشدهایم و ثمره مبارك آن را اكنون در شرایط فشارهای خارجی شاهد هستیم و برای همین، امكان برآوردن نیازهای اصلی خود را داریم. البته بلند كردن پرچم تولید ملی مترادف با حمایت بدون هدفگذاری از تولیدكننده داخلی نیست، زیرا اگر حمایتهای غیر معقول به عدم رقابت در قیمت و كیفیت تولیدكننده ایرانی بینجامد، در واقع موجب از دست رفتن توان رقابت خارجی و إدبار جامعه میشود كه در بلندمدت به زیان تولید ملی است.
شكی نیست كه یكی از كامیابیهای انقلاب اسلامی زنده كردن نگاه ملی و استقلالطلبی و خودباوری در عرصههای اقتصاد و دانش است. این روحیه و دیدگاه هرچند در دورههای مختلف فراز و فرودهایی داشته، اما بر همان صراط مستقیم استوار مانده است. هدفگذاری امسال نیز فرصتی بس مغتنم برای تقویت سرمایه و نیروی كار داخلی و نهایتاً كشاورزی و صنعت و در یك كلمه تولید ایرانی میشود؛ تولیدی كه سفیر هویت و توان اقتصادی كشور و نشان قوت علمی و مدیریتی این سرزمین و كمككار استقلال و عزت سیاسی ملت ماست
* معاون دفتر اقتصادی مركز پژوهش مجلس شورای اسلامی
منبع: khamenei.ir
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


