آمريكا، آمريكا ميماند؟
"در سال 2012 در آمريکا از يک موضوع ميتوان مطمئن بود: ظرف ماههاي آينده بازار مناظرههاي سياسي در اين کشور داغ خواهد شد. اما در حالي که کانديداهاي جمهوريخواه اين روزها به دنبال جلب آرا، کشتزارهاي ذرت ايالت آيوا را زيرورو ميکنند، زمين زير پاي آمريکا در حال جابهجايي است."
به گزارش ايسنا شبكه خبري بي.بي.سي در تحليلي نوشته است: «سربازان آمريکايي بالاخره از عراق به خانه بازگشتهاند، اما صف طولاني از چالشهاي ديگر پيش روي اين کشور قرار دارد: مصر در دوران گذار، ايران در آستانه توانمندي هستهاي، سوريه در مرز هرج و مرج و عراق دست به گريبان خشونتهاي فرقهاي. افغانستان، پاکستان و کره شمالي را هم نميشود ناديده گرفت.
و همه اينها در حالي است که بحراني عميق، اقتصاد جهان و البته آمريکا را فرا گرفته است. ليندا رابينسون، از انديشکده شوراي روابط خارجي آمريکا ميگويد: "ايالات متحده براي تامين هزينه حفظ موقعيت پيشتاز خود در سطح جهان با مشکل مواجه خواهد بود. اما اين مشکل يک سطح ديگري هم دارد و آن اين است که آمريکا چگونه ميتواند اعتماد [سرمايهگذاران] جهاني را جلب کند در حالي که سياست اقتصادي منظم و منسجمي ندارد؟"
خانم رابينسون ميگويد که رهبري آمريکا در سطح جهاني "زير سوال خواهد رفت" اگر که اين کشور نتواند مشکلات اقتصادي و سياسي داخلياش را حل کند در سال جديد، آمريکا "شاهد رنج، هياهو و انسدادهاي سياسي زيادي خواهد بود."
در داخل آمريکا، بسياري از مردم نسبت به آتيه اقتصادي خود اطمينان ندارند و آن ثبات قدمي که ظرف سه دهه گذشته وجود داشت ديگر رخت بسته است.
ضربه خورده از جهاني سازي و عصباني از سيل مهاجران، برخي از آمريکاييها را به بازگشت به سنت واداشته است.
طي رقابتهاي انتخاباتي در ماههاي آينده، بايد منتظر بازديدهاي مکرر سياستمداران و کانديداها از کارخانهها و کارگاهها باشيم، اما انتظار نميرود که در برخورد با مشکلات ديرپا، پيشرفت چنداني صورت گيرد.
براي باراک اوباما، رئيس جمهوري آمريکا، گويي دوره رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري از هماکنون آغاز شده است. امسال او رکورد سفر به ايالتهاي تعيين کننده را شکسته است.
اوباما در يکي از سفرهاي ايالتي اخيرش خطاب به جمعيت گفت: "ما بايد همتمان را بر رشد اقتصادي و بازگرداندن مردم به کار متمرکز کنيم. و اطمينان حاصل کنيم که روياي آمريکايي اينجا هست، نه تنها براي اين نسل بلکه براي نسلهاي آينده هم."
و لحنها هم تغيير کرده، ديگر از رسيدن به نوعي مصالحه فراجناحي صحبتي نيست. رئيس جمهوري آمريکا در بسياري از سفرهاي ايالتي خود به صراحت از شعارهاي پوپوليستي ضدسرمايهداري بهره ميگيرد.
در رقابتهاي انتخاباتي سال 2000، اتخاذ شعار "مردم در برابر قدرتمندان" براي ال گور، کانديداي وقت حزب دموکرات، ثمري نداشت. اما يک دهه پيش، آمريکاييها به عصبانيت امروز نبودند.
جاد لگام، از سازمان غير انتفاعي و غير دولتي مرکز توسعه آمريکا ميگويد: "ده سال پيش، صحبت ما راجع به اين بود که چطور اين همه مازاد توليد را مصرف کنيم، و وقتي همه بدهيها را داديم چه کنيم."
با اين حال او به آينده اميدوار است: "هنوز يک هستهاي از نو آوري و کارآفريني در آمريکا وجود دارد و اگر امکان احياي آن وجود داشته باشد فکر ميکنم که آمريکا ميتواند دوباره جايگاه جهانياش را به دست آورد."
يک حس سرکشي و تغيير دارد به عمق دشتهاي مرکزي آمريکا سرايت ميکند، شعارهاي قديمي، پرچم پرستي، صحبت از بزرگي و استثنايي بودن ملت در بسياري از تبليغات انتخاباتي تکرار خواهد شد، اما در عالم واقع، نشانهها از آمريکايي متفرق و عصباني خبر ميدهند، آمريکايي که زير کولهبار مسئوليتهاي خودخوانده جهانياش خم شده و از عهده هزينه حفظ موقعيتيش به عنوان تنها ابر قدرت جهان به سختي بر ميآيد.»


