قتل مزاحم تلفنی خواهر
فروردين ماه امسال ماموران پليس شيراز از طريق تماس شهروندان از به قتل رسيدن جواني در يكي از كوچههاي خلوت اين شهر مطلع شدند.
كارآگاهان به سرعت خود را به محل رسانده و با اطمينان از صحت موضوع ماجرا را به بازپرس ويژه قتل اطلاع دادند. با حضور بازپرس و كارآگاهان ويژه قتل اداره آگاهي تحقيقات آغاز شد و پس از بررسي صحنه جرم جسد به پزشكي قانوني ارسال شد.
در حالي كه پزشكي قانوني تاييد كرد كه صاحب جنازه كه هويت وي به نام سهيل به زودي شناسايي شد بر اثر اصابت جسمي تيز مانند چاقو به نقطه حساس بدن خود كشته شده است كارآگاهان در جست و جوي شاهدي براي اين ماجرا برآمدند.
بررسيهاي ابتدايي كارآگاهان حكايت از آن داشت كه اين قتل هيچ شاهدي نداشته و قاتل يا قاتلين سرنخي از خود باقي نگذاشتهاند.تحقيقات كارآگاهان نشان داد كه قرباني به احتمال قوي مقهور يك اقدام كينهتوزانه شده است.
پيامك از سوي دختري جوان
ماموران در ادامه به بررسي تماسهاي موبايل مقتول پرداخته و متوجه شدند ساعاتي قبل از قتل پيامكي از سوي يك موبايل به خط وي ارسال شده و مقتول را بهحضور در محل جنايت دعوت كرده است.
كارآگاهان كه از به دست آمدن سرنخي مهم براي كشف اين جنايت خوشحال بودند با استعلام از مخابرات متوجه شدند پيامك مورد نظر از موبايل دختري به نام افسانه ارسال شده است.
كارآگاهان بلافاصله افسانه را بازداشت و مورد بازجويي قرار دادند ولي با توجه به جثه ضعيف افسانه احتمال كمي دادند كه موفق به درگيري با مقتول و كشتن وي شده باشد. براي همين بازجوييها را ادامه داده و به برادر افسانه مشكوك شدند.
برادر افسانه به نام احمد بلافاصله بازداشت و مورد بازجويي قرار گرفت اما نتوانست به سوالات كارآگاهان درباره اينكه زمان وقوع قتل كجا بوده پاسخ قابل اثباتي بدهد به همين دليل ظن ماموران به وي بيشتر شد هر چند احمد مدعي بود اصلا مقتول را نميشناسد و بيگناه دستگير شده است.
اصرار مقتول بر مزاحمت تلفني
اما اين انكار متهم دوامي نيافت و وي پس از چند روز سرانجام دست به اقرار زده و انگيزه خود از قتل را مزاحمت مقتول براي خواهر خود ذكر كرد: از مدتي پيش متوجه شدم افسانه از موضوعي ناراحت است. وقتي از او علت آنرا پرسيدم وي گفت پسري به نام سهيل به طور تلفني مزاحم وي شده است. هر چند افسانه از اين موضوع خيلي ناراحت بود ولي من اميدوار بودم كه مزاحم سرانجام دست بردارد. اما پسر ناشناس بهرغم اينكه افسانه جواب تلفن وي را نميداد دست بردار نبود و به مزاحمتهاي خود ادامه ميداد تا اينكه من تصميم گرفتم درس خوبي ! به وي بدهم. روز حادثه از افسانه خواستم به بهانه اينكه تسليم پيشنهاد دوستي مقتول شده به وي پيامكي بدهد و از او بخواهد به محلهاي خلوت بيايد. مقتول هم با استقبال از اين پيشنهاد سر قرار آمده در حالي كه من منتظر وي بودم.وقتي مقتول را ديدم با معرفي خود به عنوان برادر افسانه از وي خواستم ديگر مزاحم خواهرم نشود كه يكمرتبه او چاقويي را از داخل لباس خود بيرون آورد و به سوي من نشانه رفت. من هم با او گلاويز شده و چاقو را از دستش درآورده و در سينه وي فرو كردم. وقتي متوجه عمق ضربهاي كه به وي زده بودم شدم فرار كردم.
بازسازي صحنه جنايت
ماموران احمد را به محل حادثه بردند تا صحنه جنايت را بازسازي كند. پس از اينكه وي صحنه را مطابق با آنچه كه در واقعيت اتفاق افتاده بود بازسازي كرد، وقوع قتل از سوي وي براي بازپرس پرونده مسجل شده و وي همراه كيفرخواست روانه دادگاه كيفري استان فارس شد. متهم وقتي با درخواست قصاص اولياي دم مواجه شد بار ديگر مدعي شد مقتول را با انگيزه ناموسي كشته است.
هيات قضات پس از بررسي پرونده تصميم گرفت جلسه محاكمه ديگري را نيز به زودي برگزار و حكم خود را در آن جلسه صادر كند.
گفتني است در صورت صحت ادعاي اين جوان وي ميتوانست موضوع مزاحمت تلفني براي خواهر خود را از طريق مراجع قانوني و با شكايت از مزاحم پيگيري كند و برخورد با فرد مزاحم را به دست قانون سپرده و از برخورد خودسرانه كه به قتل يك نفر و احتمال قصاص خود وي منجر شد جلوگيري كند.
منبع: تهران امروز
اگه قاتل از خودش دفاع نمی کرد معلوم نبود شاید جای قاتل و مقتول عوض می شد
البته قانون باید حقی هم در مورد دفاع از خود قایل بشه نمی شه که بشینی و بهت حمله کنن و بگی قانون هست !!!
به همین سادگی
ولی قبول دارم که مرگ حقش بوده
1.دفاع از نفس 2.دفاع از عرض و ناموس 3.دفاع از مال 4.دفاع از آزادی تن
شرایطی هم دارد که:
1.دفاع بايد متناسب با تجاوز باشد 2.توسل به قواي دولتي بدون فوت وقت ممكن نباشد3.تجاوز و خطر ناشي از تحریک خود شخص نباشد).
اگر زود و احساسی قضاوت کنیم حق به صاحب حق نمی رسد. چه مقتول بیگناه باشد و چه اینکه از زوی اضطرار مرتکب قتل در راه دفاع مشروع شده باشد.



