سلاح در دستان محيطبانان ميخشكد؟
روزنامه تهرانامروز نوشت:
براي نخستين بار قرار است تا يك مامور دولت در كسوت محيطباني اعدام شود.
گفته ميشود سال 87 يك نفر از 5نفر شكارچي كه مشغول شكار غير قانونيدرمنطقهحفاظت شدهدنابودند با گلوله اين محيطبان كشته شده است.
حالا امسال مشهد الرضا(ع) ميزبان محيطباناني بود كه در روز تولد امام رضا(ع) از ضامن آهو ميخواستند تا«اسعد تقيزاده» محيطبان دنا را ضمانت كنند و او را از قصاص اعدام برهانند.
آنها خوب ميدانستند كه«اسعد تقي زاده» كه بيش از دوسال است در زندان به سر ميبرد پناه ديگري جز بارگاه ضامن آهو ندارد.
محيطبانان اعتقاد دارند كه اگر وضعيت به همين منوال پيش رود احتمال دارد كه آنها هم سرنوشتي بهتر از اسعد تقي زاده پيدا نكنند.
اين مسئله را ميتوان در لابه لاي كلمات خيلدار فرمانده يگان حفاظت سازمان حفاظت از محيط زيست كشور در گفتوگو با تهران امروز هم يافت.
از يك سو با آنكه بيش از 37 سال است كه گارد حفاظت جزو نيروهاي مسلح قرار دارند اما نه از مزاياي نيروهاي مسلح برخوردار بودند و نه از حمايتهاي آنان. محيطبانان از يك سو اسلحه به دست ميگيرند كه اجازه استفاده از آن را ندارند. اما شبهاي تاريك جنگلها و پاركهاي ملي و شكارچيان مسلحي كه به طمع شكار آمدهاند همه معادلات را به هم ميزند.
هرچند محيطبانان ميداند كه در اين جنگ نابرابر چه تفنگ به دست بگيرد چه نگيرد مغلوب است. آنها در حالي كه ضابط قضايي هم محسوب ميشوند اما بعد از مرگ هم آرام نميگيرند.
جزو شهدا قرار گرفتن آنها خود هم پروسه ديگري است. حتي اينجا هم براي آنكه مزايا پس از مرگ و شهادت آنها در اختيار خانواده آنها قرار بگيرد، دوندگي زيادي ميخواهد.
همانطوركه «محمدجواد محمديزاده»رئيس سازمان حفاظت محيط زيست كشور هم ميگويد: «تا پيش از آنكه يگان حفاظت از محيط زيست كشور تشكيل شود محيطبانان در زمره گارد حفاظت قرار داشتند.»
محيطبانان كه نه نيرويهاي مردمي آنها را به عنوان يك مامور دولت قبول داشتند و نه دولتيها آنها را جزو نيروهايي كه داراي حق و مزايايي هستند.
از سوي ديگر محيط زيست هنوز در افكارعمومي جايگاه خود را پيدا نكردهاست. مرگ هر روز حيات وحش اين مسئله را به درستي نشان ميدهد كه هنوز در فرهنگ بسياري مرگ يك حيوان اتفاق پيش پاافتاده وطبيعي است.
سرنوشت اسعد تقي زاده به خوبي زواياي دردناك زندگي محيطبان را در چنين شرايطي نشان ميدهد.
محمد درويش فعال محيط زيست درباره واقعه سال 87 ميگويد: «به دلیل درگیری مسلحانه پیش آمده بین گروهی از شکارچیان متخلف و محیط بانان منطقه حفاظت شدهی دنا در روز ۲۶ مرداد که منجر به کشته شدن یکی از شکارچیان شده بود، منطقه دچار التهاب شدیدی بود.
به ویژه آن که در طول تاریخ تأسیس منطقه حفاظت شده دنا، تاکنون هیچ تلفاتی – چه از سوی متخلفین یا محیطبانان – به وقوع نپیوسته بود. در صورتی که در مناطق دیگر همجوار، چون سبزکوه و تنگ صیاد تاکنون چندین مورد درگیری منجر به قتل گزارش شده است.
به هر حال، به دليل نوع نگاه به وضعيت محيط زيست، اقوام شکارچی کشته شده، در برابر فرمانداری سیسخت اجتماع کرده و خواستار قصاص محیطبان مربوطه شدهاند. حتي در مواردی خود اقدام به مضروب ساختن برخی از نزدیکان محیطبان و خسارت زدن به اموالش در سطح شهركردهاند. وضعیت به گونهاي بود که تمامی اتومبیلهای سازمان در سطح استان، آرم خود را از روی خودرو پاک کرده و تمامی پرسنل با لباس شخصی در سطح استان تردد میکردند! همچنين تعداد زیادی از پرسنل نیروی انتظامی مسئولیت حفاظت از ساختمانهای مربوط به اداره کل محیط زیست استان را در سطح شهرستان دنا برعهده گرفتهاند. درست در همان لحظه سه نفر از محيطباناني كه در درگيري حضور داشتند، بازداشت شدند. امااين درحالی است که افراد وابسته به شکارچی متخلف، آزادانه درسطح شهر تردد میکنند، آن هم در حالی که خودشان با تیراندازی و مقاومت در برابر دستورات مامورین حفاظت، درگیری را شروع کردند و حتي لاشه شکار (یک رأس کل) هم از آنها به دست آمده و ضمیمه پرونده شده است. به دیگر سخن، در استان کهگیلویه و بویراحمد، جنگ کاملا مغلوبه بود و این پاسداران از قانون بودند که دچار ناامنی و تهدید شده بودند و نه متعرضان به قانون!
البته اين يك سوي ماجراست. نزديك به 30 سال است كه اسلحه به دست محيطباناني داده شده اما برخي از آنها آموزشهاي لازم را نديدهاند. اين مسئله را خيلدار فرمانده يگان حفاظت هم تاييد ميكند. او در گفتوگو با خبرنگار «تهران امروز» ميگويد:«محيطبان نيروي مسلح براي حفاظت از محيط زيست است.
بايد شرايط استفاده از اسلحه را بداند. مثلا بداند كه قبل از تيراندازي بايد حتما تا سه بار ايست دهد. بعد هم اگر مجبور به تيراندازي شد، به پاي شكارچي بزند. اين مسئله براي همه نيروهاي نظامي لازم الاجراست.» اما محيطبانان ايران در سه دهه گذشته هرگز نميدانستند كه اسلحه را چه زماني بايد به كار ببرند.
آنها مي دانستند در دو سوي اين ماجرا به احتمال زياد مرگ به انتظار آنها نشسته است.البته وضعيت اسفناكتر از آن است. چون قانون نه پيش از مرگ از آنها دفاع ميكند و نه پس از مرگ. همين مسئله باعث شده تا محيطبانان در زمان دفاع به حال خود رها شوند. شكارچي هم باخيال راحت به منطقه و ارد شود و جان آنها را به خطر اندازد. شكارچي خوب ميداند كه محيطباني، نيرويي است كه نميتواند از ا سلحه استفاده كند.
همين مسئله هم به تهديدي ديگري براي محيطبان منجر ميشود. از سوي ديگر همين مسئله هم باعث شانه خالي كردن نهاد و سازمانها از زير بار مسئوليت يك محيطبان حتي پس از مرگ آنها شده است. با تشكيل يگان حفاظت قرار است كه محيطبان درجه بگيرند و براساس آن حقوق و مزاياي آنها تعيين شود. اما اين به معناي آن نيست كه قبل از آن گارد حفاظت درجهاي نداشت اما درجات محيطبانان هيچ تاثير روي كار آنها نداشت. اين درجات آنقدر بيتاثير بودند كه تقريبا كمتر محيطباني ميتواند درجات موجود در گارد را باز تعريف كند.
نهادهايي چون بنياد شهيد و جانبازان هم به سختي آنها را در رديف شهدا و جانبازان قرار ميدهند تا آنها از دو سو بازنده ماجراباشند و تنها عشق به محيط زيست آنها را در سرماو گرما به راه صعب العبور حفاظت از محيط زيست بكشاند. همانطور كه امروز تمام هزينه و تاوان بيتوجهي به شرايط محيطباني و عدم مديريت صحيح را يك محيطبان به نام «اسعد تقي زاده»ميدهد. همه اين بيتوجهيها جامعه را به سمتي بردهاست كه امروز قانون حكم اعدام يك مامور دولت را امضا ميكند تا محيطبانان بيپناهتر از هميشه و با ترسي كه هميشه همراه دارند ديگر نتوانند از عرصههاي كشور دفاع كنند.
محيطباناني كه هركدام آنها امروز به جاي 5 هزار هكتار نزديك به 20 هزار هكتار را محيطباني ميكنند و در هر هكتار از آنها خطرهاي بسياري به كمين آنها نشسته است. خيلدار ميگويد كه برنامه آموزش تيراندازي و آموزشهاي نظامي را براي محيطبانان شروع كرده است.
محيطبانان به زودي جزو نيروهاي مسلح ميشوند. محيطباناني همكه به مشهد آمده بودند مطمئن هستند تنها با تغيير گارد محيط زيست به يگان حفاظت آنها در زمره نيروهاي نظامي قرار ميگيرند و با رده بندي و درجه بندي به حق خود خواهندرسيد.البته ايجاد يگان حفاظت كه كلنگ آنها از پنج سال پيش به زمين خورد و به بالاخره به دست «محمدجواد محمدي زاده» رئيس سازمان حفاظت محيط زيست كشور اجرا شد را بايد به فال نيك گرفت اما تعلل محيطزيست در گرفتن رضايت از اولياي دم مقتول اين روزها هزينههاي بسيار را برگردن محيط زيست تحميل كردهاست.
بسياري از محيطبانان و حاميان محيطزيست ميپرسند چرا سازمان حفاظت محيط زيست در دو سالي كه اسعد تقيزاده در زندان به سر ميبرد مسئله را به پايان نبرد تا امروز خبر اعدام يك مامور دولت در حوزه محيط زيست تيتر اول بسياري از رسانههاي كشور نشود؟


