گامي بلند براي اهداي عضو
در حال حاضر نرخ اهداي عضو در كشور ما به ازاي هر يك ميليون نفر 4/4 پيوند است، آمار ايدهآل نرخ اهداي عضو 15 پيوند به ازاي هر يك ميليون نفر جمعيت است و همه فاصلهاي كه ما با اين آمار ايدهآل داريم به كمبود اعتبار، ضعف قانوني و فرهنگي اين مساله در كشور برميگردد.
به گزارش جام جم، اولين مورد پيوند در كشور ما، پيوند قرنيه در سال 1314 است، اما تا سال 1379 كه قانون پيوند اعضا از بيماران مرگ مغزي تصويب و 2 سال بعد آييننامه اجرايي آن ابلاغ شد، درخصوص پيوند عضو از جسد، قانون و برنامه مشخصي در كشور وجود نداشته است.
متاسفانه در اين قانون تاكيد شده با وجود اجازه كتبي يا داشتن وصيتنامه فرد مرگ مغزي شده براي استفاده از اعضايش، اگر اولياء متوفي، اجازه اين كار را به تيم پزشكي ندهند، امكان اين كار وجود ندارد.
در واقع اگر شما در حال حاضر وصيتنامه يا حتي كارت اهداي عضو داشته باشيد باز هم اجازه استفاده از اعضاي شما براي نجات ساير بيماران منوط به رضايت اوليا يا همان ولي دم شماست.
مشكل وقتي خودش را نشان ميدهد كه معمولا خانوادههاي ايراني رضايت قلبي نسبت به اين ماجرا ندارند و شايد بهتر است عنوان شود كه هنوز فرهنگسازي لازم در اين خصوص وجود ندارد.
اما حالا بهرغم اين منع قانوني وزرات بهداشت درصدد است كه درج اهداي داوطلبانه پيوند از جسد در كارتهاي گواهينامه رانندگي را با كمك راهنمايي و رانندگي انجام دهد.
بر اين اساس اگر گزينه اهداي داوطلبانه در گواهينامههاي رانندگي درج شود و فرد دچار سانحه و در پي آن مرگ مغزي شود با وجود رضايت آگاهانه بيمار و البته دريافت رضايت خانواده ميتوان نسبت به پيوند اعضا اقدام كرد.
دكتر محمد عقيقي،رئيس اداره پيوند و بيماران خاص وزارت بهداشت با اشاره به اين موضوع به «جامجم» ميگويد: هرچند كه قانون در هر صورت استفاده از اعضاي فرد مرگ مغزي شده را منوط به اجازه اولياء متوفي ميكند، اما معتقديم با استفاده از اين مساله و درج گزينه اهداي داوطلبانه در گواهينامههاي رانندگي ميتوانيم فرهنگسازي خوبي در خانوادههاي ايراني انجام دهيم.
او معتقد است با فراگير شدن اين عنوان در گواهينامهها، از يك طرف افراد به اين موضوع فكر ميكنند و از طرفي با مطرح شدن موضوع در خانوادهها فرهنگسازي لازم انجام ميشود.
هرچند در كشور ما ثبت دقيق مرگ مغزي وجود ندارد، اما براساس، آمار بيش از 30 هزار تصادف سالانه در كشور رخ ميدهد كه به شكل غيرمستند پيشبيني ميشود به همان نسبت تعداد مرگهاي مغزي ميتواند زياد باشد.
بر همين اساس عقيقي ادامه ميدهد: مشكل اساسي در كشور ما علاوه بر گسترش نيافتن فرهنگ اهدا، نبود امكانات تشخيص و نگهداري از بيماران مرگ مغزي است، حتي آمار بالاي مرگهاي ناشي از تصادفات رانندگي نيز كمكي به اين نقص نميكند، چون به طور دقيق معلوم نيست، چند نفر از قربانيان ناشي از تصادفات رانندگي در جاده، چند نفر در مسير انتقال و چند نفر در بيمارستان جان ميدهند و بخصوص چند نفر آنها مرگ مغزي بودهاند.
بر اين اساس، اگر آمارگيري و اطلاعرساني از مرگهاي مغزي درست انجام نشود، مراكز فعال درخصوص پيوند اعضا كه تعدادشان در كشور به 10 مركز ميرسد، نميتوانند عملكرد مناسب و به موقعي داشته باشند.
هرچند كه پيشنهاد درج گزينه اهداي داوطلبانه عضو در گواهينامههاي رانندگي از سوي وزارت بهداشت مطرح شده اما هنوز مسوولان راهنمايي و رانندگي كشور واكنش شفافي نسبت به اجراي اين طرح نداشتهاند، اين در حالي است كه در حال حاضر حدود 30 ميليون گواهينامه در ايران وجود دارد كه رقم خوبي براي اجراي چنين طرحي محسوب ميشود.
آمارها چه ميگويند؟
به گفته رئيس اداره پيوند و بيماران خاص وزارت بهداشت ميزان پيوند در هر كشور براساس پيوند از جسد به ازاي هر ميليون نفر جمعيت اندازهگيري ميشود، اين آمار در سال 86 در ايران حدود 3/2 در ميليون بوده و در حال حاضر به بيش از 4 نفر در هر يك ميليون نفر رسيده است. اما اين شاخص در اسپانيا كه بيشترين ميزان در دنياست 35 پيوند به ازاي هر ميليون نفر است و در آمريكا 25 پيوند به ازاي هر ميليون نفر است.
وزرات بهداشت اعلام ميكند ايران در رتبه 42 جهاني و 5 منطقهاي پيوند از جسد قرار دارد، اما اين ارقام به نظر كارشناسان اين حوزه چندان مطلوب به نظر نميرسد چراكه رقم برطرفكننده نياز موجود نيست و سالانه تعدادي از بيماران در صف انتظار، به دليل كمبود عضو اهدايي جان خود را از دست ميدهند. به طور متوسط سالانه از 19 هزار بيمار در فهرست انتظار پيوند، تنها حدود 2700 مورد پيوند كه بيشتر مربوط به كليه است، در كشور صورت ميگيرد. اين آمار نشان ميدهد كه تقريبا يك پيوند به ازاي هر 7 مورد نيازمند به پيوند است در حالي كه اين آمار در دنيا يك پيوند به 2 يا 3 بيمار در انتظار است. در 40 سال گذشته بيش از 29 هزار و 700 پيوند در كشور صورت پذيرفته است كه بيشترين موارد نيز مربوط به پيوندهاي كليه است. از اين ميان 1200 مورد پيوند كبد، 362 پيوند قلب و 79 پيوند پانكراس و موارد ديگر بوده است.
داستان تكراري بودجه و اعتبار
هرچند رئيس اداره پيوند و بيماران خاص وزارت بهداشت تاكيد ميكند انجام عمل جراحي پيوند تنها جراحي در كشور است كه رايگان انجام ميشود و وزارت بهداشت بودجه جداگانهاي در اين خصوص دارد، اما ظاهرا رايگان بودن اين جراحي نتوانسته مشكل بيماران در فهرست انتظار پيوند را حل كند.در سال 89 اعتبار مورد نياز وزارت بهداشت درخصوص پيوند اعضا 15 ميليارد ريال بوده كه تنها 5 ميليارد و 800 ميليون ريال به واحد پيوند تعلق گرفته است، در واقع هر چقدر كه از اين اعتبار كاسته شود به همان نسبت امكان انجام جراحي پيوند براي بيماران كاهش مييابد.
هزينه پيوند قلب و كبد هركدام 40 ميليون تومان، پيوند ريه 30 ميليون تومان و پيوند كليه تقريبا 20 ميليون تومان است كه بيمه تنها 3 ميليون و نيم آن را ميپردازد، پس بيماران يا بايد براساس توانايي مالي خود اقدام كنند يا منتظر كمك و اعتبار وزارت بهداشت بمانند كه با اعتبار اختصاص يافته خيلي از بيماران امكان پيوند نخواهند داشت.
در مجموع، ضعف قانون، نبود زيرساختهاي لازم براي انجام پيوندها، ضعف فرهنگسازي، كمبود اعتبار و برخي مشكلات قانوني از موانع موجود بر سر پيوند اعضا در كشور است كه بايد ساماندهي شود اما اقداماتي نظير اعلام موافقت فرد با اهداي عضو خود در گواهينامه از نگاه برخي كارشناسان مي تواند به عنوان يك گام مثبت و فراگير در زمينه ترويج و گسترش فرهنگ اهداي عضو در ايران تلقي شود؛ موضوعي كه هنوز وزارت بهداشت و پليس بر سرآن در حال بحث و بررسي هستند .


