آیا شما هم عاشق خودتان هستید؟
در افسانههای یونان آمده است که نارسیسوس مرد زیبایی بود که بسیار مورد توجه بود، اما او نسبت به همه بیتفاوت بود و سبب اندوه آنان میشد.
یک روز هنگامی که نارسیسوس خم شده بود تا یک جرعه آب از برکه بنوشد، عکس خود را در آب دید و عاشق آن شد. در این لحظه بود که دریافت دیگران همان احساسی را که اینک او نسبت به خود یافته، به او داشتهاند. او نمیتوانست نگاه از تصویر خود در آب برگیرد، دچار غم عشق به خود شد و در کنار برکه از این اندوه جان داد!
شما احساس خوشایندی نسبت به خودتان دارید و این چیز خوبی است. تحقیقات گویای این مطلب هستند که همه انسانها نزد خودشان تصور میکنند که بهتر از سایرین هستند و احساس میکنند که قابل اطمینانتر، باهوشتر، مهربانتر، و سخت کوش تر هستند. اما این احساس در برخی افراد که روانشناسان به آنان لقب خود شیفته دادهاند تبدیل به نوعی خود بینی و خودپسندی شده است.
همه ما شیفته خودمان هستیم!
خودشیفتگی برای توصیف کسانی به کار میرود که بیشتر به خودشان توجه میکنند تا دیگران. بیماران خود شیفته با احساس عمیق«اهمیت خود ، خود بزرگ بینی و نوعی بینظیر بودن» مشخص میشوند. این افراد خود را آدمهای خاصی میپندارند و انتظار دارند بطور خاصی نیز با آنها رفتارشود.
سید جواد آرامی روانشناس در گفتوگو با شبکه ایران در مورد این اختلال شخصیتی میگوید: خودشیفتگی خصوصیتی است که در هر انسانی وجود دارد چرا که اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد نمیتواند دیگران را هم دوست داشته باشد و با آنها ارتباط برقرار کند.
او ادامه میدهد: جالب است که بدانید این خصوصیت در دوران نوزادی باعث میشود تا نوزاد بوسیله آن نیازهایش را از طریق اطرافیانش تامین کند، خودشیفتگی خصوصیتی است که بالاترین میزان آن در دوران نوزادی زندگی انسان به چشم میخورد، چرا که اگر نوزاد نتواند توجه و حمایت دیگران را به خود جلب کند به زودی از بین میرود.
آرامی در توضیح گفتههای خود میافزاید: این خصوصیت در مراحل بعدی رشد انسان نیز مورد توجه است چرا که اگر فرد برای خود عزت نفس قایل نشود تحت تاثیر نفوذ و استعمار دیگران قرار میگیرد.
او در ادامه به توصیف ویژگیهای یک شخص خودشیفته میپردازد و میگوید: خودشیفتگی زمانی به عنوان یک اختلال به شمار میرود که فرد به دلیل دارا بودن یک ویژگی خاص که او را از دیگران متمایز میسازد او خود را در جایگاه برتری نسبت به دیگران ببیند و یا به دیگران فخر بفروشد. حتی در مواردی فرد بدون دارا بودن چنین ویژگیهایی خود را از دیگران برتر میبیند.
آرامی در توضیح گفتههای خود میافزاید: معمولا این دسته از افراد انتظار دارند که رفتار دیگران با آنها متفاوت باشد و حتی بالاترین امتیازات را در جامعه دریافت کنند، این افراد اگر به خواسته خود دست نیابند معمولا از دیگران فاصله میگیرند و یا در برخی موارد دیگران را مورد تمسخر قرار میدهند.
او معتقد است: این دسته از افراد معمولا روابط اجتماعی عمیقی با دیگران ندارند، مانند برخی هنرپیشهها و افراد مشهور؛ آنها روابط اجتماعی گستردهای دارند اما در واقع از اختلال افسردگی رنج میبرند.
وی در ادامه بین افراد خودشیفته و خود بزرگ بین تمایز قایل میشود و میگوید: ممکن است افراد خودشیفته دارای اختلال خودبزرگ بینی هم باشند اما فردی که دچار اختلال خودبزرگ بینی است لزوما در دسته افراد خودشیفته قرار نمیگیرد.
او در مورد روش درمان این دسته از افراد میگوید: معمولا افرادی که اختلال روانی هستند تا زمانی که ارتباطشان با دنیای اطراف و واقعیت قطع نشده باشد، قادر به درک بیماری خود هستند اما در مورد افرادی که قادر به اختلال شخصیت میباشند این گونه نیست به همین خاطر اطرافیان باید این گونه افراد را به سوی درمان سوق دهند.
خودشیفتگی و کسب تایید دیگران
در دنیای واقعی افراد خود شیفته به شدت نیازمند کسب تایید و اعتبار از سوی دیگران هستند. "روی بامیستر" روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه تالاهاسی فلوریدا میگوید: "از نظر این افراد زیاد مهم نیست که مورد دوست داشتن دیگران قرار بگیرند، چیزی که اهمیت دارد این است که تحسین شوند. حتی حاضرند دوست داشته شدن را به خاطر دریافت تایید و تمجید از سوی دیگران قربانی کنند."
چرا برخی از افراد خوشیفته میشوند
به درستی مشخص نیست که چه اتفاقی میافتد که یک نفر تبدیل به فردی خود شیفته میشود. بنابر توافق اکثریت کارشناسان عوامل وراثتی نقش برجستهای را در این زمینه بازی میکنند. همچنین والدین افراطی که بیش از اندازه کودکان خود را تشویق میکنند نیز ممکن است در آینده موجبات خودشیفتگی فرزندانشان را فراهم آورند.
آمار و ارقام حاکی از این مطلب است که درصد مردان خودشیفته به مراتب بیشتر از زنانی که دچار این اختلال شخصیتی میشوند.
برای مدتها تصور بر این بود که اختلالات شخصیتی قابل درمان نیستند. افراد خود شیفته معمولا در زمره بیمارانی قرار میگیرند که مداوای آنها دشوار است. مشکل اساسی این افراد آن است که احساس میکنند برخی از افراد آنچنان که شایستهشان است با آنها رفتار نمیکنند.


