رابطه ولایت فقیه و امنیت ملی
ولی فقیه در حکومت دینی وظایف سنگینی به عهده دارد. یکی از مهمترين وظایف رهبری در نظام اسلامی مراقبت پیوسته در جهت تكامل اجتماعي است. بنابراین یکی از اولين خطرات براي رهبري اين است که الگوهايي كه جهت شيب تكامل اجتماعي و اختلاف سطح تكامل اجتماعي و جريان تكامل اجتماعي را درست ميكنند؛ در مقابل جهت تعیین شده توسط رهبري باشند.
به عنوان مثال در یک جامعه این دانشگاه است که نظام فكري را درست ميكند. حال اگر این نظام فکری وام گرفته شده از پارادایم های غیر بومی و غیر دینی باشد روشن است که به هیچ روی از آنها الگو و برنامه پیشرفت و عدالت هم جهت با منویات رهبری به دست نخواهد آمد. ثمره چنین تقابلی در بلند مدت تهدید جدی ولایت فقیه به وسیله مفاهیم و ادبیات علمی غیر بومی است. امری که چندان عجیب نیست حتی اگر وحدت و امنیت ملی نیز در صورت بی اعتنایی به آن به خطر بیافتد.
خصوصا با عنایت به این مهم که متکفل وحدت و امنیت ملی و حفظ هویت واحد اجتماعی در عرصه بین المللی و در برابر سایر ملت ها در درجه اول رهبري است، باید دقت داشت که اگر چه امنیت ملی تعریفی در سطح خرد دارد ولی در سطح کلان و توسعه نیز معنای خاص خود را داشته و توجه جدی می طلبد. معناي تعريف خرد امنیت ملی اين است كه مثلا چه كسي به مرزها حمله ميكند و چه كسي حمله نميكند. ولی معنای امنیت در سطح کلان و توسعه این است که اگر ملت در جريان تكامل عقب بيافتد خواسته یا ناخواسته در نهایت بايد تسليم استکبار شود.
اینجاست که اصلی ترین وظایف رهبری خود نمایی می کند: یعنی توسعه امنيت، اقتدار و وحدت ملي.
هم از این روست که ولی فقیه حقیقتا سرپرست تكامل جامعه ميباشد. یعنی وقتی جامعه به عنوان يك سیستم واحد ملاحظه شود؛ سرپرست تكامل جامعه اوست. شئون اساسي جامعه و متغيرهاي اصلي آن را هم بايد رهبري حفظ كند و اجازه ندهد دست دشمن بيافتد. بدیهی است برای ایفای چنین وظایف سنگینی باید بزرگترين مقدورات در اختیارش گذاشته شود و الا وی قادر به انجام این وظایف نخواهد بود.
در بین همه اختیارات مورد نیاز رهبری در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یکی از اصلی ترین این مقدورات، توسعه فرهنگي در زير ساخت فرهنگ و روش هاست. زيرا فرهنگ در حقیقت به الگو منتهي شده و نقش قانون اساسي فرهنگی را همین منطق هاست که به عهده دارند.
بر این اساس در صورتی که حوزه های علمیه و دانشگاه ها نگاه مسوولانه به مقوله امنیت ملی داشته و به دنبال دغدغه های به حق رهبری در عرصه علوم انسانی ـ به عنوان ابزار تصمیم سازی برای اداره کنندگان نظام ـ باشند باید نقطه کانونی اهتمام خود را بر تحول در منطق و روش تحقیق حاکم بر علوم انسانی بر اساس مبانی اسلامی ـ انقلابی بومی قرار دهند.
قدم اول در این جبهه فرهنگی و جنگ نرم نقد شجاعانه و روشمند است. اعم از نقد وضعيت، نقد نقدها و نقد روش ها. باید برای همه اهل فکر این دیار روشن کرد که در اصل، اساسی ترین ابزارهاي هماهنگ سازي اجتماعی که در اختیار رهبري است بر پایه همین روش ها شکل می گیرند. بنابراین در شرایط حساس کنونی ارتقای کارآمدی آنها در جهت تعیین شده توسط ولی فقیه بنیادی ترین کمک مجامع آکادمیک کشور به رهبری است. غفلت از توسعه و تقویت علمی ابزار مدیریت رهبری نیز در بلند مدت از اساسی ترین تهدیدات ولایت فقیه و به تبع آن وحدت و امنیت ملی است. پس باید همت مضاعف کرد و...
Ali.meysami@gmail.com
دوست گرامی
چقدر واضح و شفاف بود متنتان.فرموده اید که وجود دانشگاه با رویکردهای غیر بومی باعث تضعیف جایگاه فقیه می گردد و به تبع آن امنیت ملی مورد تهدید قرار میگیرد.ابتدا بایستی تعریفی واحد از مقوله امنیت ملی ارائه نماییم.امنتی ملی چیست؟آیا تکامل اجتماعی امنیت ملی است . امنیت ملی حفظ جایگاه ولی فقیه است؟چرا دوست دارید همه موارد و موضوعات را در یک مقام و جایگاه خلاصه کنید؟آمریکا زمانی که با کمونیسم و مارکسیسم دشمن خونی بودند، دروس مارکسیستی را در دانشگاه های خود ارائه میکرد،برای اینکه در معرض نقد و تحلیل قرار گیرد.برای اینکه مقابلاه اش با مارکسیسم منطقی بوده و نه از روی شعار های بدون پشتوانه فکری و علمی.
دیگر اینکه تغییر الگوها عاملی تهدید کننده هستند.خب در این شکی نیست اما آیا فرهنگ ملی_ اسلامی، تغییر در هویت منسجم ملی ، پدید آمدن فرهنگ های فرو ملی و فراملی و .. همه اینها بعد از تهدید ولی فقیه قرار میگیرند.فکر نمیکنید ، خیلی مساله را کوچک دیده اید؟در کل جان کلام صحبتم این است که امنیت ملی ، خلاصه در حفظ یک جایگاه و یک مفهوم نمی شود و ابعاد و حوزه های مختلفی را شامل می شود.برخورد و رودرویی با الگوهای متفاوت فکری و فرهنگی و اقتصادی امری اجتناب ناپذیر است و لذا ممانعت قهری و ممنوعیت سازی بعضی دروس و ایجاد محدودیت در تدریس بعضی رشته ها نه تنها کمکی به امنیت ملی نمی کند بلکه بر حقانیت آن می افزاید.لذا راهکار ، مقابله به مثل است.هر آنچه هست و نیست و عنوان بومی دارد در مقایسه با آنچه تهدید کننده است و زعم شما تکامل اجتماعی را عقب می اندازد، رو کنید.هر آنچه از سیاست و اقتصاد و فرهنگ در خورد پسوند بومی بودن است
نویسنده محترم ظاهرا نوشتن مقاله و کار تخقیقی را با کلاس درس ابتدایی اشتباه گرفته اند. اینگونه با تحکم و بدون دلیل و مدرک سخن گفتن و نوشتن، اصولا در هیچ حوزه مطالعاتی قابل قبول نیست. دریغ از یک منبع یا ماخذ.
تابناک انتشار نوشته های اینچنینی در کنار برخی نوشته ها دیگر مثل نوشته های آقای علایی، رجایی و جعفریان و دیگران از شما بعید است. این کار شما سطح تابناک را پایین میاورد.
هر چند احتمال بسیار میدهم که باز هم نظرم را درچ نکنید. ولی من وظیفه خود را انجام دادم




