گوش شکسته های دل شکسته !
آقایان ، این بار پیرو همه آن کش مکش ها و برنامه ریزیهای بعضاً ناقص و نابجا می خواهند که برای پایان دادن به نابسامانیها و پسرفت کشتی از روشی منحصربفرد و البته خارق العاده ! استفاده کنند و این در حالیست که متاسفانه شواهد و قرائن در چند سال گذشته نشان می دهد ، آنان از تصمیم گیری و اجرایی کردن کوچکترین قواعد هم در این حیطه عاجز بوده اند.
به گزارش خبرنگار ورزشی «تابناك»، آقایان حتماً خوب می دانند که برای تبیین راه و روشی جدید جهت جبران نارساییها باید به سطح و درجه ای بالا از کارشناسی رسیده باشند که متاسفانه در این مورد ،همه چیز به خوبی بیانگر عدم دسترسی به این سطح کارشناسی است
دوستان نتیجه را دیده اند و در پی حل مساله بر آمده اند ، بی آنکه توجهی درست و اصولی به صورت مساله داشته باشند . کشتی آزاد ما ضعیف شده است . در این هیچ شکی نیست ، آن رشد و تعالی که سالهای سال در این رشته ورزشی در ایران زمین وجود داشت چند صباحی هست که متوقف شده است و این مساله همانگونه که سایر اقشار جامعه را تحت تاثیر قرار داده است ،
توجه مسئولان امر را نیز به خود جلب کرده است و همگان را بر آن داشته تا راه حلی اساسی برای این معضل پیدا کنند ، اما متاسفانه ،طبق عادت ، باز هم اصول را به دست فراموشی سپرده و به فرعیات پرداخته شده است...
راهکار ارائه داده شده در مورد این موضوع ، بکارگیری مربی خارجی بوده است !استخدام مربی خارجی آنهم برای کشتی آزاد!
اگر کمی موشکافانه به نقایص موجود در این حیطه نگاهی بیاندازیم می توانیم دلایل بسیاری را برای درجا زدن پیدا کنیم ، دلایلی که مطمئناً راه حل هیچکدام از آنها استخدام مربی خارجی در این وادی نمی باشد . به زعم نگارنده ، یکی از دلایل عمده تضعیف کشتی آزاد ، علیرغم همه پتانسیل موجود این است که هیچگاه پای هیچکدام از مربیانمان آنطور که باید و شاید نایستاده ایم .به هرکس میدان داده ایم پس از گذشت کوتاهترین مدت زمانی و با کوچکترین نتیجه غیر قابل قبولی برکنارش کرده ایم ، بدون آنکه فرصت کافی را در اختیارش گذاشته باشیم . اگر روزی ، روزگاری امثال برزگر در میدان کشتی به موفقیتهای جهانی دست میافتند ، یکی از مهمترین دلایلش فرصت کافی و وافی بود که در اختیار داشتند ، با فراغ خاطر کار می کردند و از پایه همه چیز را می ساختند و در نهایت هم مدالهای رنگارنگ را تقدیم این مرز و بوم می کردند ، اما امروز شرایط کاملاً متفاوت شده است .
این عدم نتیجه گیریها به دلیل نبود دانش فنی در میان مربیان وطنی نبوده و نیست که در حیطه کشتی آزاد ، مربیان کارکشته و کاربلد به وفور در این آب و خاک یافت می شود . شاید روزی ، روزگاری نیاز به داشتن مربی خارجی حس شود ، اما آن مربی ، مربی نخواهد بود که فن و تکنیک به جوانان ما بیاموزد ، شاید که مربی بدنساز و یا یک روانشناس در این زمینه افاقه کند که مربیان کشتی ما از لحاظ فنی سرآمد همه مربیان دنیا هستند.اما یک روانشناس خارجی آنجایی می تواند مثمر ثمر باشد که مربیان ما در حال حاضر یک جوان را به تورنمنتهای بین المللی می برند و پس از شکست احتمالی و یا حذف بازهم با همان شرایط در تورنمنتی دیگر شرکتش می دهند ، بدون اینکه کار روانشناسی درستی بر روی او صورت گرفته شود و اینجاست که نیاز به یک روانشناس حرفه ای در کشتی امروز ما حس می شود.
مساله دیگری که برای بهبود اوضاع فعلی کشتی باید به آن توجه کرد رعایت یک سری اصول حرفه ای است که متاسفانه مدتهای مدیدی است زیر پا گذاشته می شود .
اصولی همچون برگزاری مسابقات انتخابی و مواردی اینچنین که طی سالهای گذشته به هیچ عنوان اجرایی نشده است ، مدتهاست که در برنامه های مختلف رادیو و تلوزیون آقای یزدانی خرم و سایر دوستان مشغول بحث و گفت و گو در مورد این مساله اند که آیا باید مسابقات انتخابی داشته باشیم یا نه ، پر واضح است که عدم برگزاری این مسابقات، نتیجه ای جز آن چیزی که امروز شاهدش هستیم در بر نداشته و نخواهد داشت و عدم رعایت این دست اصول هیچ ربطی به معلم و مربی از نوع خارجی و یا ایرانیش ندارد.
وبازهم تاکید ما بر این مساله است که تا وقتی برزگرها ، صنعت کاران ها ،بناها ،خادم ها و ...را در این مملکت داریم هیچ نیازی به استخدام مربی خارجی در این وادی حس نمی شود .تنها مساله ای که باید به آن توجه شود سیستم صحیح استفاده از نخبه های کاربلد کشتی است .حتی می توان امور فنی تیم ملی را به امثال امیر رضا خادمی که خود روزگاری رئیس فدراسیون بوده سپرد و در تصمیماتش دخالت نکرد . امثال خادم ها که قهرمانی جهان را یدک می کشند نباید از ورزش به سمت سیاست فرار کنند ،بلکه باید از تواناییهای آنها در همان عرصه ای استفاده کرد که در آن عرصه نابغه بوده ، هستند و خواهند بود و نیاز به وجودشان و تواناییهایشان امروز در حیطه کاری خودشان به وفور حس می شود.
در همه جای دنیا ، آن جا که کشتی حرفهایی برای گفتن دارد ، اوزان مختلف مربیانی در همان وزن داشته اند و این مساله ای است که اگر چه تا حدودی این جا ، در ایران هم آن را لحاظ کرده ایم اما حدود اختیارات این مربیان آنقدر محدود است که آنطور که باید و شاید مثمر ثمر نیافتاده است و در نهایت توجه به این گفته غلام محمدی است ، آنجا که می گوید:به من کمک کنید اما هیچ دست کمکی به سویش دراز نمی شود.آنهم در ایران ، اینجا که به وفور قهرمان جهان داریم با مدالهای رنگارنگ ، اما هیچ کس پیدا نمی شود که رضایت بدهد دستیار سرمربی تیم ملی شود در حالیکه به عنوان مثال در آمریکا شاید سرمربی تعداد مدالهایش از دستیارانش کمتر باشد اما سایرین کمکش می کنند تا به موفقیتهای مد نظر دست یابند...
و اینجاست که می گوییم بعضاً توجه به صورت مساله حتی بیشتر از زوم کردن بر روی نتیجه می تواند مثمر ثمر بوده و راهکار ارائه دهد و مطمئناً استفاده از مربی خارجی برای کشتی آزاد پر اشتباه ترین راه حل برای رسیدن به نتیجه است.
کشتی ورزش اصلی ایرانی هاست ، گوش شکسته های باغیرت ما بارها پرچم پرافتخار کشورمان را برافراشته اند. و مربیان ایرانی بارها لیاقت خود را به اثبات رساندند . تختی ، موحد حبیبی وسوریان و دلاوران دیگری که کم نیستند...
در این که کشتی ما در دنیا صاحب سبک و اصالت است شکی نیست و به خو بی می دانیم که اگر این کشتی اصیل به درستی مدیریت شود همواره در عرصه های بین المللی باعث مباهات و غرور هر ایرانی است. افرادی که جوانی و عمرشان را در این ورزش طاقت فرسا طی کرده اند و با تمام وجود برای افتخار آفرینی تلاش کرده اند نباید فراموش شوند و از تجربیات آنها باید استفاده کرد.
اما آیا این دلیل می شود که ما چشممان را بر واقعیت ها ببندیم و تعصب مان ما را در تشخیص واقعیت ها و ضعف ها گمراه کند؟ پر واضح است که در حال حاضر کشتی ما از روسیه فاصله زیادی دارد و علاوه بر دل شکستگی گوش شکسته هایمان دلایل دیگری هم وجود دارد از قبیل ضعف مدیریت، پشتوانه سازی کمتر، برقراری ضعیف و مسئله دار مسابقات انتخابی، احساسی بودن ورزش مان و عدم همکاری و همدلی خود گوش شکسته ها و صد البته ضعف هایی که سبک کشتی ما در مقابل روسیه دارد.
در کشتی سرد و بی روح روسیه که در آن احساس جایی ندارد، چه فینال المپیک باشد و چه یک تورنومنت نه چندان معتبر، کشتی گیر روس با حوصله و خونسردی خاصی کشتی می گیرد در حالیکه کشتی گیر ما اگر روحیه خوبی داشته باشد ممکن است بزرگترین حریفان را تحقیر کند اما همان شخص در جایی که روحیه را می بازد ما را هم شرمسار از تماشای مسابقه اش می کند.
علاوه بر آن کشتی گیران روسیه به خوبی از دستانشان استفاده می کنند در حالیکه ما این کار را بلد نیستیم و زیر گیر هستیم و زیرگیری راه سخت و پر خطری برای رسیدن به امتیاز است. زمانی من این سئوال را از آقای علی اکبر نژاد پرسیدم



