غربت شیعه در غربت
در اینجا بچه مسلمانان دلسوخته و دلسوز و دور از خانواده و زادگاه آباء و اجدادیشان با همه غریبی و غربت و مظلومیت در جمعهای کوچک و بزرگ خود و در قالب سفرههای افطاری و جلسات قرآن و نمازهای جماعت و حضور در مساجد و مراکز دینی، میخواهند بگویند تا ما زندهایم نمیگذاریم شیعه در غربت غریب بماند؛ حتی اگر در زادگاه اصلی خود غریب باشد. میخواهند به جهانیان و مدعیان دروغین ثابت کنند که اگر جسم کاغذی قرآن را بسوزانند، در واقع آتش به خرمن هستی خود زدهاند؛ و هیچگاه نخواهند توانست روح بلند و جاودانه و فناناپذیر قرآن عظیم را بسوزانند و امواج ملکوتی و نجاتبخش آن را از حرکت باز دارند. زهی خیال باطل!
بسیاری از این بچه مسلمانان با تحصیلات عالیه خود حتی تا سطح فوق دکتری خواستهاند ثابت کنند که برای یک بچه مسلمان واقعی و راستین نه تنها گستره و پهنه دفاع از شیعه مظلوم در همه جا و همیشه فراهم است، بلکه راههای فتح قلههای رفیع و بلند علم و دانش نیز هموار و گشوده است. آنها انسانهایی بدون ادعا و هیاهو هستند و با تلاش در عرصههای دینی و علمی بر اهریمن غربت در بلاد غیر مسلمانان آنچنان غلبه کردهاند که تو گویی دیارغربت برایشان معنایی ندارد.
نویسنده این سطور به دلایل کاری در طول ماه مبارک رمضان در یکی از شهرهای آمریکای شمالی به سر برده و توفیق داشتم در مراسم خاص شبهای رمضان و لیالی قدر و دعاهای کمیل و عزاداریها در تعدادی از مراکز و مساجد شهر شرکت کنم. اوج و شکوه این برنامهها زمانی هویدا شد و مخاطبان بسیاری را به سوی خود جلب کرد که دو استاد و دانشمند ارجمند و مفسر قرآن و نهج البلاغه آقای دکتر انصاری از مشهد مقدس و آقای دکتر فقیهی از قم افتخار حضور خود را به شنوندگان و دوستداران قرآن و اهل بیت ارزانی داشتند. آری این دو بزرگوار رنج هزاران کیلومتر دوری از وطن را به جان خریده تا جان تشنه هزاران هزار ایرانی شیعه عاشق علی(ع) را سیراب کند.
گویی که سالهاست کسی به فکر هموطنان شیعه دور از خانه و کاشانه عاشق اسلام نبوده و نیست و حالا که کسی برای دیدار آنها و صحبت از عشق و محبت به ولایت اهل بیت با آنها پا به دیار غربت گذاشته، ناباورانه سر از پا نشناخته و گرداگرد او همچون پروانههای جویای نور و معرفت حلقه زده و برای مظلومیت شیعه و اهل بیت رسول گرامی اسلام اشک میریزند.
نه! ابدا اشتباه نکنید؛ کسی با هزینههای بیت المال مسلمین و حمایتهای دولتی برای تبلیغ دین خدا و سیره تشیع زحمت و رنج اینگونه سفرها را به خود نمیدهد، بلکه این نوع سفرهای پرهزینه توسط همان ایرانیان و جوانان تشنه و عاشق اسلام و تشیع و با مدیریت مراکز و مساجدی هم که خودشان در این دیار ایجاد نمودهاند، تدارک و انجام میشود. آری شیعه آنقدر مظلوم است که برخی از مدعیان پیروی از آن تنها در اندیشه تبلیغات پرسر و صدا و بدون اثر و به دنبال بهرهبرداریهای سیاسی و صنفی از آن هستند.
آری در این دیار غربت هم شیعه در غربت است؛ چرا که برادران اهل تسنن بی مهابا و بدون توقف و خستگی ناپذیر در حال تبلیغ و توسعه مراکز مذهبی و تبلیغاتی خود در اقصی نقاط بلاد غرب هستند و دولتهای اسلامی متبوعشان هم از کمکهای مالی و حمایتهای فکری و معنوی از آنان دریغ ندارند؛ کاری نداریم که در یک کنفرانسی از نخبگان ایرانی مقیم خارج برای جلب همکاری و بازگشت احتمالی آنان به وطن، دعوت میشود و آن همه حدیث و حرف و اگر و اما به دنبال خود دارد؛ کاری نداریم که چه میزان برای این کار تقریبا کم فایده هزینه میشود؛ کاری نداریم که منظور از نخبگان چه کسانی بودهاند؛ کاری نداریم که بسیاری از آن بچه مسلمانهای غیور و مومن و وطن دوست در آن کنفرانس معروف حضور نداشتند؛ ولی صد افسوس میخوریم که چرا اینگونه تبلیغات و برنامههای پرسر و صدا در زمینههای تبلیغ دین اسلام و تشیع در آن سوی آبها انجام نمیشود و اگر هم کسانی بخواهند با همت و زحمت خودشان به تبلیغ و معرفی اهل بیت بپردازند، اصولا محلی از اعراب ندارند و اساسا برای مسئولین دولتی غریبه و ناشناس هستند.
و البته شاید برای مردم و هموطنان نیز غریب و ناآشنا باشند؛ چون در صداوسیمای ما درباره برنامهها و مراسم مذهبی و اعتقادی و اسلامی ایرانیان و شیعیان مقیم خارج، در بسیاری از نقاط جهان یا صحبتی و اشارهای به میان نمیآید و یا صحنههایی خیلی گذرا و مجمل نمایش داده میشود؛ در حالی که اگر مثلا اتفاقی از نوع روابط نامشروع نخست وزیر فلان کشور با دوست یا نامزدش رخ دهد، بلافاصله دوربینها و میکروفونهای صداوسیما دست به کار تهیه انواع خبر و گزارش مستند و غیرمستند میشوند و دهها بار از دریچه جعبه جادویی به خورد مردم میدهند تا شاید کاری بس صواب و مملو از ثواب کرده و خدمت به اسلام و تشیع را به نحو احسن و اکمل به جا آورده باشند.
مظلومیت ایرانی شیعه و شیعه ایرانی تا حدی است که با وجود نزدیک به یک صد و چهل هزار ایرانی مقیم در این شهر، یک کنسولگری وجود ندارد تا شاید اگر گرهی بر کارشان افتاد و نیاز به تماس با مسئولان کشورشان داشتند، مجبور به سفر طولانی و پرهزینه به پایتخت کشور نشوند.
حضور عرفانی آن دو بزرگوار در این دیار غربت آنچنان دلهای عاشقان تشیع علوی را به وجد و تحسین واداشته بود، که قریب به اتفاق آنان میگفتند بیصبرانه منتظر آمدن دوبارهتان در برنامهها و مناسبتهای دیگر هستیم تا شاید شما مرهمی بر کهنه زخمهای ناشی از سوز عطش پایان ناپذیر نقصان و کملطفیها در حق شیعیان و پیروان اهل بیت دور از خانه مادری باشید و حضور گرم و محبت آمیز و دلسوزانه شما و شماها بتواند مهر و محبت و عشق اهل بیت را به دوستداران و عاشقان آنان بچشاند.
کلام آخر اینکه ناباورانه باید بگویم که در این سرزمین غرب و در میان انواع امکانات و تمهیدات لهو و لعب و بی بندوباری و گناه، بسیاری از جوانان دانشجو و زوجهای جوان ایرانی شیعه وجود دارند که نماز شب هم میخوانند؛ اغراق و گزافه نیست؛ با چشم خود دیدهام که در دل نیمههای شب رازونیاز میکنند و با خدای خود سخن میگویند. و وای بر ما اگر چنین جوانان برومند و غیور و جویای علم و معرفت و فرزندان پاک میهنمان را در نیابیم و خود را آنچنان به خواب غفلت و خاموشی بزنیم که نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان!
احسنت
اللهم عجل فرج آل محمد



