صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ازدواج کورکورانه، نابودم کرد

رامين روز به روز بدتر و بدتر شد و تقريبا تمام جهيزيه ام را فروخت و دود کرد و به هوا داد. او در اين سال ها مرا مدام مورد ضرب و شتم قرار مي دهد و فقط يک اسکناس پانصد توماني به عنوان خرجي در اختيارم مي گذارد. البته پدرش نيز نسبت به من و فرزندم کينه ورزي مي کند و هميشه به او مي گويد به اين زن نبايد توجه کني و رو بدهي و...!
کد خبر: ۱۲۰۹۱۷
| |
6302 بازدید

 امتداد تاريکي
خراسان ـ غلامرضا تدینی راد: آن قدر با مشت به سرم ضربه زده که چشمانم کم سو شده است و حواس پرتي گرفته ام، تا جايي که گاهي اوقات نشاني خانه را گم مي کنم.

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري شهيد نواب صفوي مشهد افزود: شوهرم فردي عياش، خوشگذران و معتاد است و هيچ احساس مسئوليتي نسبت به زندگي مان ندارد. او در هر ماه فقط ۵۰۰ تومان خرجي دستم مي دهد و براي همين هم از ابتداي زندگي تا اين لحظه با مشقت و زحمت فراوان در خانه هاي مردم کلفتي کرده ام و يک لقمه نان بخور و نمير مهيا مي کنم.البته اين بلاها را خودم به سر خودم آورده ام چرا که ۷ سال قبل، عاشق پسر جواني شدم که پدر و مادر و برادربزرگش به موادمخدر اعتياد داشتند و هنوز هم در منجلاب موادمخدر دست و پا مي زنند.

ما مدتي به طور تلفني با هم رابطه داشتيم تا اين که او به خواستگاري ام آمد و گفت: فکر کنيد خانواده ندارم و به يک آدم بي کس و کار که نيازمند کمک و ياري شماست مي خواهيد زن بدهيد!

پدرم با شنيدن اين حرف يک شرط براي رامين گذاشت و گفت: هر وقت يک کار ساده و آبرومند براي خودت دست و پا کردي بيا و بعد براي ازدواج تو و دخترم مذاکره خواهم کرد.

زن ۲۳ ساله افزود: افسوس من تحت تاثير حرف هاي مادرم که مي گفت: پدرت عادت دارد در هر کاري يک اما و اگر درست کند، تصور مي کردم او قصد دارد جلوي پاي ما سنگ بيندازد و احساسات مان را ناديده بگيرد، براي همين هم روي حرف پدرم خط کشيدم و به رابطه مخفيانه ام با رامين ادامه دادم.

مادرم نيز به پدرم اين طور وانمود مي کرد که دخترمان ديوانه وار رامين را دوست دارد و از طرفي چون اين پسر خانواده درست و حسابي ندارد و کسي نخواهد بود که براي زندگي آينده اش تعيين تکليف کند پس بهتر است هرچه زودتر جواب بله را بگوييم و او را زير پر و بال خودمان بگيريم.

زن جوان قطرات اشک را از روي گونه هايش پاک کرد و گفت: با سماجت مادرم بالاخره پدر زير بار رفت و من با رامين ازدواج کردم اما متاسفانه او نه تنها هرگز به سر کار نرفت بلکه مورد قهر خانواده اش قرار گرفت و براي اين که بتواند دل پدر و مادرش را به دست بياورد به برادر بزرگش نزديک شد و توسط او نيز به دام موادمخدر افتاد.من زماني فهميدم شوهرم اعتياد دارد که باردار شده بودم و به خاطر بچه ام حس مي کردم راهي براي بازگشت ندارم.

رامين روز به روز بدتر و بدتر شد و تقريبا تمام جهيزيه ام را فروخت و دود کرد و به هوا داد. او در اين سال ها مرا مدام مورد ضرب و شتم قرار مي دهد و فقط يک اسکناس پانصد توماني به عنوان خرجي در اختيارم مي گذارد. البته پدرش نيز نسبت به من و فرزندم کينه ورزي مي کند و هميشه به او مي گويد به اين زن نبايد توجه کني و رو بدهي و...!

خسته شده ام و ديگر طاقت ندارم اين همه تحقير را تحمل کنم. امروز از خانه فرار کردم و مستقيم به اين جا آمدم تا راهنمايي ام کنيد و راه نجاتي نشانم دهيد.

رئيس مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي درباره اين ماجرا معتقد است: ازدواج هايي که تنها براساس عاطفه و هيجانات شديد انجام مي شوند به دليل ارزيابي مثبت وضعيت موجود، عواملي موثر چون موقعيت خانوادگي و شغلي فرد که از شاخصه هاي مهم وجه اجتماعي هستند ناديده گرفته مي شود و با فروکش کردن هيجانات اوليه، مشکلات پديدار مي شوند.

محمد ايرجي پور توصيه کرد والدين ضمن هماهنگي با يکديگر، پرهيز از قضاوت هاي عجولانه و بهره برداري از نظريات کارشناسان مشاوره، فرزندان خود را در داشتن يک ازدواج موفق ياري و هدايت کنند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟