از حكيم و حكمت تا پول و پزشك
روزي روزگاري طبيبان حكيم بودند و به حكمت آراسته، كمكم آنها تبديل به طبيب و سپس پزشك شدند. از نظر جامعه نيز پول جاي حكمت را گرفت و رابطه بيمار و پزشك را ديگر پول تعيين نمود. ديگر مدتهاست كه تصوير ذهني جامعه از پزشكان تغيير كرده است و البته رفتار پزشكان نيز تا حد زيادي تغيير كرده است. روز پزشك، فرصت مغتنمي است كه جايگاه و اعتبار شغل پزشكي در كشورمان را تعريفي دگرباره كنيم و نگاهي به وضعيت پزشكان در ايران داشته باشيم.
در حديثي پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد: العلم علمان، علم الاديان و علم الابدان، اين حديث تاكيدي بر جايگاه والاي دانش پزشكي دارد، زيرا به عنوان يكي از 2 دانش ممتاز كه حيات و سعادت آدمي به آن دو وابسته است مطرح ميگردد و همچنين در حديث قدسي آمده است كه پروردگار يكتا ميفرمايد: اي انسان همه چيز را براي تو و تو را براي خودم آفريدم (خلقت الاشياء لا جلك و خلقتك لاجلي ـ كتاب جواهرالسينه) و براساس آنچه كه از رهنمودهاي اديان الهي و بويژه اسلام استنباط ميشود، غايت هدف آفرينش كائنات، انسان است. به عبارت ديگر انسان در مسير كمال، هدف غايي و نهايي خلقت تمام جهان و جهانيان است، لذا حيات انسان و پاسداري از آن جايگاه استثنايي و اهميتي فراتر از حد تصور دارد. موضوع دانش پزشكي، اشرف مخلوقات يعني انسان ميباشد و نگاهداري سلامت او و بازگرداندن سلامت به هنگام از دست رفتن آن هدف اين دانش است. شفابخشي امري الهي است (فاذا مرضت فهو يشفين ـ سوره شعراء) و كار پزشك در پاسداري از سلامت و درمان آلام جسمي و روحي در حقيقت فراهم كردن زمينه تحقق اراده الهي در شفاي بيمار است و اين مقام بسيار والايي است كه انديشه، تدبير و مهارت پزشك، همسو با اراده خداوند و ماموريتي مقدس از ناحيه پروردگار بيچون و چراست .
انسان كامل آيينه صفات ذات باريتعالي است و پزشك آراسته به فضايل اخلاقي و دانش و مهارت شايسته نيز در حقيقت، آيينه صافي است كه تجليگاه صفت جمال پروردگار يكتا در شفابخشي است که قداستي غيرقابل توصيف به پزشكي و پزشكان شايسته ميبخشد.
پاسداري از اين قداست در گروي آراستگي به تقوا، دانش، مهارت، خيرخواهي و تلاش پيوسته و ايثارگرانه پزشكان و جامعه پزشكي است. اصولا كلمه طبيب از اسماء الهي است و اميرالمومنين(ع) نيز در توصيف پيامبر اكرم(ص) از همين لفظ با تعبير عميق و الهامبخش دوار استفاده كرده است آنجا كه ميفرمايد پيامبر(ص) طبيبي بود دوار و در گردش با دانش و مهارت خويش، تا ريشه بيماريهاي روح و جسم را پيش از آسيب رساندن به آدميان بركند. (طبيب دوار بطبه)
روزي براي پزشكان
در سال 1377 شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيرو پيشنهاد سازمان نظام پزشكي يكم شهريور ماه ـ مقارن با سالروز ولادت پزشك عاليقدر و فيلسوف بنام ابوعلي سينا ـ را به عنوان روز پزشك انتخاب نمود و اين تاريخ در مناسبتهاي رسمي كشور درج گرديد. نامگذاري سالروز تولد فخر جهان طبابت و مباهات عرصه علم و حكمت، شيخالرئيس ابوعلي سينا به عنوان «روز پزشك» نماد قدرشناسي و تجليل نظام اسلامي و مردم مسلمان ايران از جايگاه، شان، منزلت و خدمات ارزنده جامعه پزشكي كشور به شمار ميرود و ذكر و يادي است از خدمات بيمنتها و فداكاري پزشكاني كه در همه مقاطع حساس تاريخ پرفراز و نشيب اين سرزمين بويژه در ايام پرتنش پيروزي انقلاب اسلامي و سالهاي سخت و پرافتخار دفاع مقدس از بذل توان و جان خويش دريغ نكرده و نام ايران را به عنوان كشوري برخوردار و پيشگام در دانش و اخلاق پزشكي در صفحات تاريخ دنيا جاودانه كردند.
روز پزشک فرصت مغتنمي است تا سياستگذاران و نخبگان عرصه سلامت کشور با همفکري و همدلي همه نيروها و مجامع دلسوز جامعه پزشکي سياستها و راهکارهاي ترويج و اشاعه ارزشهاي معنوي و اخلاق پزشکي و ارتقاي جايگاه و منزلت شاغلان حرف پزشکي بخصوص شاغلان جوان را مورد بازخواني و توجه قرار داده و در جهت حل مشکلات و معضلات اساسي سلامت کشور قدمهاي بلندتر و ماندگاري بردارند.
پول در مقابل حكمت
رازي وقتي كتاب طب الملوكي را مينويسد و احساس ميكند هزينه درمان براساس آن كتاب از عهده اقشار ضعيف جامعه برنميآيد، كتاب من لا يحضره الطبيب يا طب الفقرا را مينويسد. پيش از او ابن ماسويه نيز چنين كرده و بعد از او، ابن جزار و ابن عبدو نيز كارهاي مشابهي كردهاند. براي مثال در كتاب تقويم الا بدان اثر ابن عبدون در برابر نام و مشخصات هر بيماري 2 نوع درمان يكي درمان شاهانه و ديگري درمان درويشانه را ميبينيم. اما آيا اكنون نيز پزشكان همان ديد را دارند؟
در تمام كشورهاي جهان پزشكان زندگي حرفهاي خود را با سوگند آغاز ميكنند. در ايران نيز با اين جملات زندگي حرفهاي يك پزشك در ايران آغاز ميشود: اكنون كه با عنايات و الطاف بيكران الهي در شرف پذيرفتن مسووليت خطير پزشكي قرار گرفتهام... من در برابر قرآن كريم به خداوند قادر متعال، خدايي كه بر همه امور آگاه است و تمامي موجودات در قبضه قدرت اوست سوگند ياد ميكنم كه به احكام مقدس اسلام و حدود الهي با ديده احترام بنگرم، از خيانت و تضييع حقوق بيماران بهطور جدي پرهيز كنم. نسبت به حفظ اسرار آنان جز در مواقع ايجاب ضرورت شرعي پايبندي كامل داشته باشم و خدا را در همه حال حاضر و ناظر شئون خود بدانم. اعتماد بيمار به پزشك شرط اساسي در موفقيت درمان است، اما متاسفانه امروز شاهد آن هستيم كه ديگر مردم اعتماد لازم را به پزشكان ندارند، بلكه عقيده دارند پزشكان فقط به فكر سركيسه كردن آنها هستند! مقصر واقعي در اين بين كيست؟ پزشكان؟ مسوولان وزارت بهداشت؟ شرايط جامعه؟ يا...
شايد همه به نحوي در به وجود آمدن اين شرايط دخيل باشند. جامعه همواره پزشكان را قشري مرفه، آسودهطلب و بيدغدغه ميداند در حالي كه اين موضوع براي قسمت اعظمي از پزشكان صدق نميكند.
فاصله درآمدي ميان پزشكان بسيار زياد است در حالي كه معدودي از آنان درآمدي بالغ بر يك ميليارد تومان در ماه دارند (درست خوانديد و اشتباه چاپي رخ نداده است) عدهاي نيز با كمتر از 500 هزار تومان درآمد ماهانه در زير خط فقر به سر ميبرند. براساس يك بررسي 25 درصد پزشكان كشور كه اكثريت آنان را پزشكان جوان تشكيل ميدهند به دليل درآمدهاي محدود روي مرز خط فقر قرار دارند. فقط 25 درصد پزشكان ساكن در تهران صاحب خانه هستند و 50 درصد در مكانهاي استيجاري زندگي ميكنند. همچنين 50 درصد پزشكان ساكن در شهرستانها نيز فاقد منازل مسكوني شخصي هستند.
هر دو سوي اين طيف موجب بياعتمادي جامعه ميشوند؛ چه پزشكاني كه فقط پول را ميبينند و چه افرادي كه از سر ناچاري به انجام كارهاي اضافي و بيمورد براي بيمار خود اقدام ميكنند. البته اين نكته را هم ذكر كنيم كه مقصود ما تعداد محدودي از پزشكان است وگرنه بخش غالب اين جامعه عموما تحت هر شرايطي قداست حرفه خود را حفظ ميكنند ولي افسوس كه رفتار همان گروه محدود باعث بدنامي كل جماعت ميشود. با اين وجود متاسفانه اكثرا مردم و حتي دولتمردان تصور ميكنند پزشكان از وضع مالي خوبي برخوردار هستند. در صورتي كه اكثر جامعه پزشكي چوب 5 درصد همكاران خود را ميخورند كه از وضع مالي بسيار خوبي برخوردار هستند و اكثر بيمارستانهاي خصوصي را در اختيار دارند.
دغدغه تعرفه
داستان تعرفه خدمات بهداشتي درماني، داستاني تكراري و كهنه شده است. هر ساله هيات وزيران مبالغي را براي تعرفه خدمات درماني اعلام ميكنند. پزشكان به آن اعتراض دارند و ميزان آن را بسيار ناچيز ميدانند. سازمان نظام پزشكي سعي كرد تعرفههاي بخش خصوصي را به تعرفههاي واقعي نزديك و كاري كند كه پزشكان بخش خصوصي بتوانند به فعاليت خود ادامه دهند. اين حركت اگر از يك جنبه مثبت باشد و آن تامين پزشكان است، اما از جنبههاي مختلف براي بهداشت و درمان كشور ايجاد ضرر و زيان خواهد كرد. تفاوت فاحشي كه ميان تعرفههاي بخش دولتي و خصوصي با اعلام تعرفههاي خصوصي به وجود خواهد آمد، تاثير مستقيمي بر ارائه خدمات بهداشتي و درماني در 2 بخش خصوصي و دولتي خواهد گذاشت. واقعيت اين است كه بسياري از پزشكان متخصص ما در هر دو بخش شاغل هستند. وقتي يك استاد دانشگاه در بيمارستان خصوصي عمل سزارين را به مبلغ يك ميليون تومان انجام ميدهد، آيا ميتوان از او انتظار داشت در بخش دولتي همين عمل را با مبلغ 100 هزار تومان انجام دهد؟!
از سوي ديگر اكثر پزشكان عمومي جوان از اين افزايش تعرفه طرفي نميبندند و كماكان وضعيت نامطلوب قبل را دارند. به بيان سادهتر هر وقت صحبت از افزايش تعرفه ميشود از پزشك عمومي مثال زده ميشود، اما وقتي رقم افزايش داده ميشود، حق عمل جراح قلب و چشم است كه زياد ميشود. از سوي ديگر افزايش تعرفه بدون افزايش سرانه و مشاركت بيمههاي درماني نميتواند باري از دوش پزشكان بردارد و تنها بار مضاعفي بر شانه بيماران مينهد.
اكنون هم دولت در لايحه برنامه 5 ساله پنجم قصد نقض قانون نظام پزشكي مصوب مجلس دارد. تا جايي كه رئيس سازمان نظام پزشكي اعلام ميكند اميدواريم نمايندگان هوشمند مجلس شوراي اسلامي با حذف بند «د» ماده 42 لايحه دولت، از قانون مصوب خود صيانت كرده و نگرانيهاي آحاد مختلف جامعه پزشكي در سراسر كشور را برطرف كنند. اين موضوع نيز خود نگرانيهايي در جامعه پزشكي ايجاد كرده است.
بيكاري پزشكان
براي خانوادهاي كه فرزندي را با هزار آمال و آرزو روانه دانشگاه كرده و براي ورود او به هر دري زده است چقدر زجرآور و شكننده است كه پس از فارغالتحصيلي آن هم در رشته پزشكي و گذراندن تعهدات قانوني شاهد بيكاري او باشد و فرصتهاي شغلي پيش از او به تصاحب ديگران درآمده است تا آنجا كه در نهايت متخصصان اين رشته يا به مشاغل ديگري روميآورند كه اغلب در شان آنها نيست و يا استمرار اين بيكاري خانوادهها را به سويي ميبرد كه زمينه خروج فرزندشان از كشور را فراهم سازند. بيكاري و اشتغال خارج از حرفه پزشكي از سويي بخشي از سرمايه ملي را كه صرف تعليم اين نيروهاي متخصص شده به سمت نابودي ميكشاند و از سوي ديگر در وضعيت زندگي و شرايط روحي افراد تاثيرات ناگواري بهجا ميگذارد. بنابراين پيامدهاي نامطلوب ناشي از بيكاري و كمكاري پزشكان از يك طرف در زمينههاي اقتصادي و اجتماعي قابل بررسي است و از سوي ديگر به دليل اعمال تاثير نامناسب بر نظام بهداشتي و درماني كشور و بخصوص آثاري كه در برنامهريزي نيروي انساني پزشكي بر جاي ميگذارد.


