طنز: طالبان، متشکریم!
شهرام شکیبا در وبلاگش نوشت:
«شهرام، همه بچههایی که به شوخیها و شعرهات میخندیدن شهید شدن. همهشون شهید شدن.» این را که گفت بغضش ترکید.
محمدحسین آدمی نبود که به سادگی بغضش بترکد. حق هم داشت. ماجرا خیلی سخت بود و داغ خیلی بزرگ بود. کشته شدن یکباره همه همکارانی که ماهها همسخنی دلهایشان را نزدیک کرده بود. محمدحسین جعفریان آن روزها وابسته فرهنگی ایران بود در سفارت. تقدیر خواسته بود که جعفریان با همان هواپیمایی به ایران برگردد که محمود صارمی را به افغانستان برده بود.
هرگز شهدای مزارشریف را ندیده بودم اما هرچند وقت یکبار که محمدحسین با من تماس میگرفت، تلفن را روی اسپیکر میگذاشت و من شعری میخواندم و شوخی میکردم. به این بهانه هم من و محمدحسین از احوال هم باخبر بودیم، هم شبهای ملالآور مزارشریف برای دوستان تحملپذیرتر میشد.
هرگز شهدای مزارشریف را ندیده بودم، ولی بارها صدای خندههایشان را شنیدهام. حالا آنها بر فراز این جهان بر سر سفره خداوندشان نشستهاند و لابد میخندند و ما را هم میبینند اما ما صدای خندههایشان را نمیشنویم. فقط چون محمود صارمی هم بین آنها بوده، سالی یکبار بعضیها یک تبریک خشک و خالی میگویند. همین! الباقی سال هم که تهمت و افترا و فحش و فضیحت میشنویم و هرلحظه به یک طرف این عالم منتسبمان میکنند. بابت اینکه سالی یک روز به ما تبریک میگویند: طالبان، متشکریم. اگر طالبان با نامردی کارمندان سفارت و خبرنگار خبرگزاری را به شهادت نمیرساندند، همین «روز خبرنگار» را هم نداشتیم.
امیدوارم دوستان شهیدی که پیشتر بارها آنها را خنداندهام، به این شوخی هم بخندند. خنداندن شهدا، راحتتر از جماعت به ظاهر زنده است. شهدا به حقیقت عالم رسیدهاند و ما که به ظاهر زندهایم، تا خرخره در مَجاز این جهان غرقیم.
جدیت را بگذاریم و بگذریم و برسیم به سوژههای امروزمان. فقط خیلی مواظب باشید علیالظاهر هر خندیدن به شوخیهای من چندان هم عاقبت خوشایندی ندارد!
سخنرانی
مسئولان جزء لاینفک همه مراسم رسمی هستند و سخنرانی هم جزء لاینفک مسئولان. همه با دلیل و بیدلیل باید بروند این طرف و آن طرف و هی بدیهیات را طوری مؤکد بگویند که انگار یک کشف تازه و جدید به جهانیان عرضه میکنند.
حسین رضازاده سرپرست فدراسیون وزنهبرداری کشورمان در مراسم افتتاحیه مسابقات وزنهبرداری قهرمانی نوجوانان کشور گفته است: «استعدادهای وزنهبرداری نیاز به آموزش صحیح و اصولی دارند.»
پس تا حالا چه طوری آموزش میدیدند، نادرست و غیراصولی؟
اینها را همه میدانند. چگونگی ماجرا مهم است. همه چیز باید اصولی باشد. دوپینگ هم یک راههایی دارد. باید اصولی انجام شود، نه این که یکهو انگشت وزنهبردار کشور قبل از مسابقات سیاه شود از شدت مصرف دارو.
اجتماع نقیضین
یکی از ویژگیهای اساسی اوضاع کنونی به هم ریخته شدن کلیه معادلات است. حتی احکام ثابته عالم هم اگر شرایط کنونی شود، تغییر میکنند. تا به حال به همه آموختهاند که «اجتماع نقیضین امر محال است» اما حالا با کمال افتخار این امر محال و نشدنی نیز به دست توانمند متخصصان داخلی جامه عمل پوشیده است و بار دیگر به جهانیان ثابت شده که برای ما ایرانیان کار نشد، ندارد.
نمونه بارزش این است که دو هزار و سیصد تن مرغ از کرهجنوبی و امارات متحده عربی وارد کردهایم و معاون وزیر جهاد کشاورزی مدعی شده است که ایران در سال جاری در تولید گوشت مرغ به خودکفایی میرسد.


