صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
داستان یک مربی، یک دلال، یک روزنامه نگار و یک مدیر

قطبی به چه کسی پاسخگوست؟

هرچند تلاش دوست ایرانی- امریکایی قطبی برای راضی کردن سایر روزنامه نگاران ورزشی نتیجه نداد، اما گویی به سرمربی بی صداقت تیم ملی مشتبه شده است که می‌تواند یا روزنامه‌نگاران و خبرنگاران رسانه‌ها را با کمک دوستان خود بخرد و تطمیع کند یا در غیر این صورت آنها را حیوان بداند و برسر آنها فریاد بکشد. به این امید که روزی دوباره روبه‌روی عادل فردوسی پور بنشیند و با خنده‌های ‌مجری برنامه نود، عوام فریبی گروهی را آغاز کند. اینکه روزگاری دورتر، عادل فردوسی پور نیز در روزنامه‌ای ورزشی، همکار همان روزنامه نگار مقیم امریکا بوده، شاید نشانه‌ای کافی باشد از دلایل حمایت‌های ‌کورکورانه نود از سرمربی دو روی تیم ملی کشورمان!
کد خبر: ۱۰۸۹۸۵
| |
3519 بازدید

رجانیوز نوشت: حرف‌های ‌یک مربی کروات را مقایسه کنید با رفتار این مرد که البته نمی‌توان او را یک ایرانی دانست. کسی که 12 سال در ایران زندگی می‌کند، به امریکا می‌رود و بعد از 18 سال زبان مادری اش را از یاد می‌برد پیش دستی کردن، یکی از محدود هنرهایی است که امپراطور شکست فوتبال ایران در ذات خود می‌بیند؛ مردی که بی دلیل و به شکلی غیرمعقول، تحت حمایت‌های ‌شدید فدراسیون فوتبال قرار گرفته، تا جایی که به خود اجازه می‌دهد بدون هیچ گونه هماهنگی با رئوس خود، به آن سوی مرزها پرواز کند و البته پاسخگوی هیچ مقام مسئولی هم نباشد.

افشین قطبی، حالا وقاحت را به اوج خود رسانده. جایی که در تقابل با خبرنگارانی که از او پرسیده بودند در کدام شهر آفریقای جنوبی و کدام هتل اقامت داشته، فریاد زده: «مگر من باید به شما جواب پس بدهم؟!» و حالا باید از علی کفاشیان که به نوعی متولی فوتبال ایران است پرسید که سرمربی محبوب او که دست برقضا سرمربیگری تیم ملی را نیز برعهده دارد، باید به چه کسی خود را پاسخگو ببیند؟ آیا یک خبرنگار (که اتفاقا همان خبرنگار حسی میهن دوستانه‌تر نسبت به مسئولان فدراسیون دارد و به جست و جوی سرمربی تیم ملی می‌رود) نماینده تمامی مردم نیست؟ آیا قطبی نباید از طریق رسانه‌ها، خود را پاسخگوی مردم بداند؟

جواب جسورانه و توأم با بی حیایی افشین قطبی (که البته همواره در رفتار او نیز دیده شده) برگرفته از مشاوره‌های ‌مردی است که برای اولین بار پای افشین قطبی را به فوتبال ایران باز کرد. روزنامه نگار ورزشی قدیمی امریکا، که اتفاقا با دلال‌های ‌باسابقه مطبوعات ورزشی کشورمان نیز روابطی نزدیک و حسنه دارد، در اولین روزهای حضور افشین قطبی در پرسپولیس، پیشنهاد همکاری با یک روزنامه تخصصی فوتبالی (که آن زمان با مدیریت یکی از همین مدیران کنونی فدراسیون منتشر می‌شد) را به افشین قطبی می‌دهد. قطبی تازه وارد، که می‌کوشید از ناآگاهی مردم در مورد ویژگی هایش نهایت استفاده را ببرد، با بخشیدن اختیارات و البته ابزار لازم به همان روزنامه‌نگار مقیم امریکا، زمینه‌های ‌تبلیغات رسانه‌ای به سود خود را در روزنامه ورزشی تخصصی فوتبال و بعدتر چند خبرگزاری و سایت آغاز کرد.

هرچند تلاش دوست ایرانی- امریکایی قطبی برای راضی کردن سایر روزنامه نگاران ورزشی نتیجه نداد، اما گویی به سرمربی بی صداقت تیم ملی مشتبه شده است که می‌تواند یا روزنامه‌نگاران و خبرنگاران رسانه‌ها را با کمک دوستان خود بخرد و تطمیع کند یا در غیر این صورت آنها را حیوان بداند و برسر آنها فریاد بکشد. به این امید که روزی دوباره روبه‌روی عادل فردوسی پور بنشیند و با خنده‌های ‌مجری برنامه نود، عوام فریبی گروهی را آغاز کند. اینکه روزگاری دورتر، عادل فردوسی پور نیز در روزنامه‌ای ورزشی، همکار همان روزنامه نگار مقیم امریکا بوده، شاید نشانه‌ای کافی باشد از دلایل حمایت‌های ‌کورکورانه نود از سرمربی دو روی تیم ملی کشورمان!

پرده‌دری‌ها و بی‌حرمتی‌های ‌افشین قطبی ادامه دارد و نمی‌توان امیدی داشت که فدراسیون خندان فوتبال ایران عکس‌العملی قاطع برابر این مربی نشان دهد. وقتی می‌بینیم رد‌پای همان روزنامه تخصصی فوتبال با سردبیرش و البته مدیریت آن در حضور قطبی در تیم ملی پررنگ است، نباید هم امیدی به برخورد قاطع داشت. اما در همین مقطع زمانی می‌توان به یاد برانکو ایوانکوویچ افتاد.

مردی که یک قهرمانی بازی‌های ‌آسیایی بوسان، سومی جام ملت‌ها با حذف کره، صعود مقتدرانه و بی‌دردسر به جام جهانی و بازی‌های ‌آبرومند برابر بزرگان را به فوتبال ایران هدیه کرد و با بی مهری از ایران رفت. همین مرد هر روز ساعات اداری خود را (در روزهای تعطیلی لیگ و برپا نبودن اردوهای تیم ملی) به فدراسیون فوتبال می‌رفت و در مواجهه با این پرسش خبرنگاران که چرا در هتل آپارتمان خود نمی‌ماند، می‌گفت: «من کارمند فوتبال ایران هستم.

روزهایی که اردو نداریم باید در خدمت فدراسیون باشم. این جا بحث‌های ‌خوبی با رئیس فدراسیون، مسئول کمیته جوانان، نایب رئیس و حتی مسئول روابط بین‌الملل دارم. این جا می‌توانم برنامه‌ریزی کنم و خبرنگاران هم برای پیدا کردن من مشکلی نخواهند داشت...»‌

حرف‌های ‌یک مربی کروات را مقایسه کنید با رفتار این مرد که البته نمی‌توان او را یک ایرانی دانست. کسی که 12 سال در ایران زندگی می‌کند، به امریکا می‌رود و بعد از 18 سال زبان مادری اش را از یاد می‌برد، مطمئنا هموطن مردم سرزمین مادری‌اش نیست! برانکو از قطبی بیشتر عرق به ایران داشت و البته به همین واسطه نیز کارنامه‌ای بسیار درخشان تر از همتایان ایرانی‌اش خلق کرد.
 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟