صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

رادیو جوان باید بی پرده صحبت کند

گفتگوی "تابناک" با مسئول رادیو جوان
کد خبر: ۱۰۸۲۱۱
| |
10659 بازدید
سرویس فرهنگی "تابناک" / گفتگو از فاطمه رحیمی:
...........................................................

…برای چهارمین بار است که به این اتاق، واقع در طبقه دوم ساختمان شهدای رادیو می روم تا با مدیر رادیو جوان گفتگو کنم؛ اردیبهشت سال 1384 در همین اتاق، "علیرضا نوری" دومین مدیر رادیو جوان برخورد صادقانه با نسل جوان را وظیه شبکه تحت مدیریتش دانست و گفت: ما تریبون جوان ها هستیم و در رادیو جوان، موظفیم به نمایندگی از جوانان با جامعه صحبت کنیم.

... اوایل اردیبهشت سال 1387 در همین اتاق با "شهرام گیل آبادی" سومین مدیر رادیو جوان، در شرایطی که پرسشگری و صراحت لهجه این شبکه آماج انتقاد برخی شده بود، گفتگو کردم. او گفت: جوانی که رادیو جوان را گوش می کند باید احساس کند در جمع همسالان خود قرار گرفته است. اینکه رسانه ای داشته باشیم که نام جوان روی آن باشد اما جوان آن را از خود نداند، بهتر است اصلاً نداشته باشیم.

... شهریور سال 1387 به این اتاق رفتم تا با "مسعوداحمدی" چهارمین مدیر شبکه جوان، حرف بزنم او گفت: ما شبکه‌ای صرفاً خصوصی نیستیم که ابایی نداشته باشیم چه بگوییم. اگر کارشناسان به کار این شبکه از سر دلسوزی و کارشناسی نقدی وارد کرده‌اند، حتما باید مورد توجه قرار گیرد و مبنای کار شود.

و حالا با پنجمین مدیر رادیو جوان، "بهنام احمدپور مبارکه" در همین اتاق گفتگو کرده ام، او به آینده شبکه جوان امیدوار است و  این باور که 44 عنوان برنامه جدیدی که به تازگی روی آنتن این شبکه رفته اند، تحولی را  رقم خواهند زد. شش ماه است که به رادیو جوان آمده و هر سئوالی که می پرسم از شروعی تازه حرف می زند و به آینده ای نزدیک، حواله ام می کند. گویی بعد از دوره ای فترت، شبکه جوان از نو متولد شده و برای قضاوت درباره نحوه عملکرد آن هنوز زود است، اما امیدوار می توان بود، چون بهنام احمدپور مبارکه یک رادیویی است و بایدها و نبایدهای این رسانه را می شناسد ...

آخرین باری که درجمع بی تکلف یکسری جوان زیر بیست و پنج سال حاضر شدید کی بود؟

دو روز پیش در شبکه گشت می زدم، رفتم سراغ همکاران برنامه سازم که همگی جوان هستند و سرمیز آنها نشستم و کلی صحبت کردیم.

با همکاران برنامه ساز که ناچارید تعاملاتی داشته باشید، خارج از رادیو آخرین باری که در چنین جمعی قرار گرفتید کی بود؟

اخیراً مسافرتی به شمال داشتم و در یک پارک، گروهی جوان را دیدم که دور هم بودند، شوخی می کردند و حرف می زدند و من از دور برای یک مدت طولانی ناظر آنها بودم.

با آنها هم صحبت نشدید؟

 خیر

هیچوقت این کار را نمی کنید؟

 چرا اگر فرصت پیش بیاید حتماً با جوان ها هم صحبت می شوم. خوشبختانه باشگاه رادیویی جوان برای ما این فرصت را فراهم کرده که بتوانیم بدون واسطه با جوان ها ارتباط برقرار کنیم.

منظورتان از "ما" شخص شماست؟

شخص من و باقی همکارانم در شبکه جوان. در باشگاه رادیویی جوان ما می توانیم با بخشی از مخاطبان که مخاطب فعال هم محسوب می شوند بی واسطه روبرو شویم و جالب است بدانید که دیدگاه های نیمه حرفه ای ایشان برای ما خیلی جذاب و کاربردی است. البته یک سیستمی هم در حال طراحی است برای اینکه مخاطبان شبکه جوان در هر جایی که هستند بی واسطه به طور 24 ساعته با مدیر شبکه ارتباط برقرار کنند. تنها کسی که به صندوق پیام های این سیستم دسترسی دارد خود من هستم.

چقدر به کارتان می آید؟

خیلی ...

می توانم خواهش کنم از مرحله حرف بیرون بیاییم و واقعی صحبت کنیم؟ چقدر از پیام های مخاطبان، روی این سیستم یا در باشگاه در طراحی و تولید برنامه های شبکه تأثیر دارد؟

تأکید می کنم خیلی زیاد ... ما اگر بازخورد مخاطب خود را فراموش کنیم به قطع و یقین شکست خواهیم خورد. همین الان خیلی از نظرات مخاطبان در باشگاه و پیام هایی که به روابط عمومی شبکه می آید به ما کمک می کند.

شناخت شما از روحیات و خواسته های جوان ایرانی در طیف های مختلف، بر چه اساسی شکل می گیرد؟

من به عنوان برنامه ساز رادیو جوان، طیف های مختلفی از جوان ایرانی را در شرایط گوناگون می بینم. ممکن است جوانی را در جنوب شهر ببینم که فرصت تحصیل نداشته و در یک تولیدی کار می کند، ممکن است جوانی را ببینم که نخبه است و در دانشگاه درس می خواند. ممکن است جوانی را ببینم که در خیابان گشت می زند، درس نخوانده و بیکار است و  جوان های دیگری در موقعیت های مختلف در همه جای کشور مورد نظر من هستند و درباره روحیات، خواسته ها و اخلاقیات آنها تحقیق می کنم. به همین خاطر ما شروع کردیم روی کار در مراکز استان ها و سعی داریم برنامه های رادیو جوان را از تهرانی صرف بودن به سمت شهرهای دیگر هم سوق بدهیم. برای قدم اول هم 68 نفر از همکاران گزارشگر رادیو در مراکز با رادیو جوان مرتبط شدند و قرار است به عنوان گزارشگر رادیو جوان فعالیت کنند.

این تهران گریزی و رفتن به سمت مراکز، که من برای بار سوم است که از سومین مدیر رادیو جوان به عنوان برنامه ای هدفمند آن را می شنوم، چه سودی دارد؟ جوان شهرستانی برای دغدغه های بومی اش رادیوی استانی خود را دارد، او هم مثل جوان تهرانی با عوض کردن یک کانال، گاهی سراغ شبکه های ماهواره ای می رود و تفاوت چندانی با جوان تهرانی ندارد.

تهران گریزی واژه خوبی نیست. اینطور که شما می گویید احساس می شود که تهران یک زندان است و ما می خواهیم از آن فرار کنیم. نه ما می خواهیم به خارج از تهران هم برویم. اینکه چشممان را ببندیم به خواسته های جوانی که در فارس، ایلام، شهر کرد و یا هر جای دیگر کشور که زندگی می کند، تضییع حقوق آن شخص است. درست است که جوان امروز چه شهرستانی و چه تهرانی چشم و گوش بسته نیست، من اصلاً چنین تصوری ندارم راجع به جوانی که در روستا زندگی می کند، حتی ممکن است آن جوان به سیستم های ارتباطی بیشتری هم دسترسی داشته باشد...

بله آنجا پارازیت کمتر است و دسترسی به ماهواره خیلی راحت تر...

ما قرار نیست در برنامه های متعلق به جوان شهرستانی، اقتضائات محلی او را وارد کنیم. برای این آدم ها برنامه داریم.

شکل پرداخت شما به آنها چگونه است به چه بخشی از نیاز های آنها پاسخ می دهید؟

برای جوان امروز چه مسائلی مهم است؟ مطالبات آنها و روحیه پرسشگری که دارند، ممکن است پرسش هایی که در ذهن جوان تهرانی است با پرسش های ذهنی جوان بندر عباسی تفاوت چندانی نداشته باشد، سعی ما این است که مسائل عمومی تر را پیدا کرده و مطرح کنیم. رادیو جوان همانطور که تا الان اتفاق افتاده و دوستان پیش از من هم همین نگاه را داشتند، باید بازتر و بی پرده تر صحبت کند.

شاید مدیران پیش از شما هم این نگاه را داشتند، ولی عملاً اگر هم در مقطعی این اتفاق افتاد، خاموش شد.درست است؟

بعضی وقت ها ما خودمان درست برنامه ریزی نمی کنیم، برای اینکه یک مسیر را کاملا ادامه بدهیم. اگر برنامه ریزی ما درست باشد حرکت ما احساسی نخواهد بود و حرکتی که منبعث از منطق باشد، تداومش غیر ممکن نیست. هر رسانه ای هم در طول حیات خود با چالش هایی روبرو می شود، اگر طراحی درست باشد از چالش ها عبور می کند و اگر طراحی آسیب پذیر باشد، با اولین نسیم فرو می ریزد.

شما اهل خطر کردن هستید؟

خطر کردن به چه معنا؟ یک موقعی آدم می گوید من اهل ریسک هستم از ساختمان 4 طبقه خودش را پرت می کند، با این خیال که شاید نمیرد؛ ولی یک موقعی آدم می گوید من برای بالا رفتن و پایین آمدن به سلامت، منطقی دارم ...

خوب اینکه اصلاً منطق است. مثال ساختمان را هم فراموش کنیم چون آن هم جهل است اما شما مدیر شبکه ای هستید که مخاطبش با علم و آگاهی می رود جت اسکی سوار می شود و اصلاً به این فکر نمی کند که  درصدی ممکن است زنده بازنگردد، اما آگاهانه و با تجهیزات مشخصی این کار را می کند ...

با این تعبیر بله؛ اهل خطر کردن هستم... چرا که نه؟ همین الان که با شما صحبت می کنم طبق برنامه ریزی های جدید،  44 عنوان برنامه روی آنتن رفته اند. کار ساده ای نیست و بزرگترین ریسکی است که می توان در رادیو انجام داد. رادیو جوان شبکه ای است که شنونده اش پی گیر برنامه هاست با بعضی از برنامه ها ارتباط برقرار کرده و وقتی با برنامه ای ارتباط برقرار می کند به سادگی از آن نمی گذرد مگر اینکه برنامه جدید با روند رو به اصلاح، بیشتر او را جذب کند. در همین مجموعه برنامه های جدید، مطالبات و روحیه پرسشگری جوان ها  مورد توجه قرار گرفته و نقد های آگاهانه و منصفانه ای از مسائل مختلف کشور داریم.

به این نقدمنصفانه بازمی گردیم؛ اما شما گفتید حرکتی که آسیب پذیر باشد، متوقف می شود. با این تفاسیر،  رادیو جوان در مقطعی حرکتی را آغاز کرد که با جذب زیاد مخاطب، همراه بود اما این حرکت آسیب پذیر یک جایی متوقف شد و رادیو جون از حرکت ایستاد. شما وقتی به رادیو جوان آمدید با شبکه ای زمین خورده روبرو بودید...

نه من اصلاً چنین حسی ندارم که با شبکه ای زمین خورده طرف بودم. ممکن است رسانه ای در یک مقطعی گروه زیادی مخاطب را جذب کند و در مقطعی دیگر از مخاطبان آن کاسته شود. من اسم این را زمین خوردن نمی گذارم.

خب؛اسمش را دوران فترت می گذاریم. شبکه ای که طیف زیادی از مخاطبانش را از دست داده و شما دقیقاً در چنین شرایطی مدیر این شبکه شدید...

طبق نظر سنجی ها همین الان هم رادیو جوان در تهران بعد از رادیو پیام و در کشور بعد از رادیو ایران، جایگاه دوم را دارد.

نظر سنجی ها همیشه گویا نیستند. با خودمان صادق باشیم؛ یک زمانی رادیو جوان،شبکه های تلویزیونی را زیر پا گذاشته بود و مخاطبانش مثل وقت هایی که برای دیدن یک سریال پرطرفدار تلویزیون را روشن می کردند ساعت 5 سراغ رادیو می رفتند که " روی خط جوونی " را گوش کنند.

حالا به امید خدا بعد از این، در همان ساعت سراغ رادیو می روند که "کلاس جوانی" را گوش کنند.

مسأله من همین است؛ بعد از  این دوران فترت نوع برنامه ریزی شما برای جذب دوباره مخاطب و جلب اعتماد او خیلی مهم است. به هر حال شما یک ایده آل هایی در ذهن خود دارید، از آنها بگویید.

صد درصد ایده آل هایی را در ذهن دارم. هر کسی دوست دارد کارش بهرین باشد. من نگاهم به آینده شبکه جوان خیلی روشن است و حس می کنم که مسیرمان را درست انتخاب کردیم و حرکتمان رو به جلو است و مداوم. این تداوم برای من خیلی اهمیت دارد.

یعنی شما برای شبکه جوان در دوران مدیریت خودتان افقی را ترسیم کرده اید؟

بله شک نکنید. من تحصیلاتم برنامه ریزی است. کارهای شخصی خودم را هم همیشه با برنامه ریزی انجام می دهم. در شبکه جوان هم در همین شش ماهی که به اینجا آمدم، فکر نمی کنم حرکتم چیزی غیر از این را به مخاطب القا کرده باشد. برنامه هایی را که به مرور زمان نتوانستند با مخاطب ارتباط برقرار کنند از کنداکتور حذف کردیم، ظرفیت هایی را که نیاز به اصلاح داشتند، حفظ کردیم ولی در عین حال برای بهبود آنها از درون اقدام شد و قسمت هایی را که احساس کردیم نیاز است به آنها پرداخته شود و جایشان در برنامه های فعلی خالی است در دستور کار قرار دادیم. من اینجا از همکارانم خواستم طرح ها و ایده های جدید بدهند، 135 طرح جدید به دست من رسید.

به آمار که نمی توان اتکا کرد ...

چرا اتفاقاً باید به آمار اتکا کرد. یا ما باید مستندات را بپذیریم و یا باید از روی احساس قضاوت کنیم.

نه با احساس قضاوت نمی کنیم، اما چقدر از این 135 برنامه منطبق با نیاز های روز جوان ایرانی و متکی به ساختار های جدید برنامه سازی بودند؟

44 برنامه که در کنداکتور پخش شبکه نشست.

چقدر از این 44 برنامه منطبق با نیاز واقعی امروز جوان ایرانی است و به خواسته های امروز او پاسخ می دهد؟

این تغییرات تازه اتفاق افتاده و مرور زمان همه چیز را ثابت خواهد کرد. هر برنامه رادیویی یک تاریخ تولد، یک دوران خردسالی، یک دوران بلوغ و شاید یک دوران مرگ داشته باشد ـ اگر طراحان برنامه نگاهشان به زنده نگه داشتن فضای برنامه معطوف نباشد ـ برنامه های ما الان در دوران نوزادی هستند و شخصیت آنها هنوز شکل نگرفته است. طبیعی است که کمی زمان نیاز است برای اینکه برنامه ها با مخاطب ارتباط برقرار کنند. بازخوردهای کار خود را بگیرند و سیستم ارزیابی روی آنها فعال شود تا اشکالات احتمالی را برطرف کنیم. طبیعی است که من هم با شما هم عقیده هستم و می دانم که همه ی این 44 برنامه لزوماً موفق نیستند اما اگر درصدی از آنها هم موفق شوند...

 قدمی رو به جلو برداشته شده است.

بله قطعا کمی جلوتر که برویم برنامه هایی را که نتوانستند به جایگاهی که انتظار می رفت برسند، حذف خواهیم کرد...

این فعل "نتوانستند" ایهام دارد؛ نتوانستند با مخاطب جوان ارتباط برقرار کنند یا نتوانستند طیف خاصی را راضی نگه دارند؟

ما نگاهمان به مخاطب است. هر رسانه ای در شرایط مختلف، مخالفین و موافقین خاص خودش را دارد. اگر ما نگاهمان را روی این افراد زوم کنیم که از سیاست های اصلی خود دور می شویم. طبیعی است که ما باید مخالفت ها را ببینیم، تشویق ها و تهدیدها را هم در کنارش نظاره گر باشیم و یک راه میانه برای خود انتخاب کنیم که جامعه مخاطب جوان، از ما انتظار دارد. به طور کلی بگویم برای من به عنوان مدیر این شبکه، سیاست گذاری سازمان صدا و سیما است که مسیر رادیو جوان را مشخص می کند.

ممکن است سیاست های فعلی صدا و سیما با اساسنامه و اهداف رادیو جوان مغایر باشد؟

نه اصلاً اینجور نیست. وقتی که رئیس سازمان صداو سیما به شبکه جوان می آید و می گوید: «برای صحبت با جوان ایرانی در رادیو جوان، خط قرمزی نداریم...»

گوش ما از این حرف ها پر است؛ فاصله حرف تا عمل کم نیست... 

ببینید، رئیس سازمان صدا و سیما یک شخصیت حقیقی دارد و یک شخصیت حقوقی. وقتی ایشان در مقام رئیس سازمان صدا و سیما حرفی می زنند، برای من به عنوان مدیر رادیو جوان حکم یک بخشنامه را دارد. وقتی ایشان می گوید: «برای صحبت های جوان ایرانی خط قرمز نداریم، یعنی نداریم» البته خط قرمز نداریم به این معنی نیست که هر طور دلمان خواست رفتار کنیم. شما در روابط اجتماعی و مناسبات بین فردی هم برای خود معیارهایی دارید. مگر می توانید با پدرتان هر طور خواستید حرف بزنید؟ یا در جامعه هر طور که دلمان خواست ظاهر شویم؟ اگر این مسائل و این تعاریف برای ما حل شود دیگر دغدغه و مشکلی نداریم.

کسی از رسانه متعلق به جوان ها ساختار شکنی بی ادبانه را توقع ندارد؛ اما به عنوان مثال؛ همین نقد منصفانه که شما از آن حرف زدید و روحیه پرسشگری جوان ها را در نظر بگیریم، به خصوص در یکی دو سال گذشته جوان ها خیلی به سیاست ورود پیدا کردند،  چقدر سئوالات آنها در این حوزه از در رادیو جوان، مطرح می شود؟

سعی می کنیم این اتفاق بیفتد، برنامه های جدید را بشنوید، بعد قضاوت کنید. برای مثال، همین امروز برنامه ای داریم با عنوان " معمولی نیست" که به مسأله مطبوعات که این روزها هم خیلی داغ شده می پردازد. باز می گویم که باید به برنامه های جدید فرصت بدهیم.
 
محدوده شنای شما چقدر است؟ یک استخر، یک دریا یا یک اقیانوس؟

اگر بخواهم ژورنالسیتی به شما جواب بدهم می گویم: اقیانوس. ولی محدوده شنای من را توانایی من مشخص می کند. من اگر ناتوان باشم ممکن است در استخر که هیچ، در یک حوض هم غرق شوم. بنابراین از من نخواهید به شما تیتر بدهم و بگویم تا ته اقیانوس آرام می روم و چنین و چنان می کنم. سعی می کنم واقعیت ها را در نظر داشته باشم و البته اهل خطر کردن هم هستم.

برای موسیقی در رادیو جوان چه تدبیری کرده اید؟

موسیقی جزء درخواست های اول جوان ها است. اگر نگاه ما به برخی خودرو ها باشد که در خیابان ها حرکت می کنند و موسیقی های آنها، ممکن است تصور کنیم فقط نوع خاصی از موسیقی مطلوب جوان هاست. ولی اینطور نیست. شما ممکن است نظر سنجی ها را قبول نداشته باشید، ولی من به عنوان کسی که کار آکادمیک کرده ترجیح می دهم مستندی در دستم باشد تا از احساس کمک نگیرم. به خصوص نظر سنجی های صدا و سیما که به بیرون ارائه نمی شود و برای کار خود سازمان است خیلی دقیق انجام می شود. نظر سنجی ها نشان داده که درصد زیادی از جوان ها موسیقی ایرانی و سنتی طلب می کنند. به طور کلی حجم پخش موسیقی در شبکه جوان افزایش پیداکرده و برنامه ای هم به نام "جهارباغ" داریم که صرفاً موسیقی پخش می کند.

کدام نظر سنجی ها ؟

نظر سنجی مرکز تحقیقات صدا و سیما.

من نمی گویم جوان ایرانی به موسیقی ایرانی و سنتی علاقه ندارد اما همین خودروهایی که روزی با نوعی از موسیقی خاص، در خیابان های تهران حرکت می کردند الان به وفور در خیابان های شهرستان ها هم حرکت می کنند. یکی دو ماه پیش من برنامه صبحگاهی شبکه شما را گوش می کردم همکار گزارشگر شما رفت سراغ بچه ای  که از صدایش مشخص بود بالای 9 سال ندارد، به او گفت: «کوچولو داری می ری مدرسه یه شعر برای ما می خونی؟» کودک گفت:«می خوام بیام در خونتون، حرف بزنم با باباتون»...  آقای احمد پور این ماجرا از جوان گذشته به بچه ها رسیده، جوان ایرانی به ریتم نیاز دارد، چه اشکالی دارد اگر رادیو جوان، با ریتم مناسب، محتوای خوب برای او تولید و پخش کند؟

ما موسیقی مطلوب جوان را داریم. الان خیلی از این کارها پخش می شود و برای آینده هم سعی کردیم مجوزهایی را بگیریم که موسیقی شبکه جوان هم تولید و هم به کارگیری اش اختصاصی رادیو جوان باشد.

من در یک هفته گذشته مستمر شبکه شما را گوش دادم ولی موسیقی با ریتم مناسب حال و هوای جوان، کمتر در آن شنیدم. اینطور است که منتقدین می گویند دست و پای شبکه جوان را بستند تا شبکه های ماهواره ای عرض اندام کنند...

 وقتی می گویید دست و پای شبکه جوان، یعنی دست و پای من را بستند؟ نه اصلاً اینطور نیست. کاری که شما آن را مثال زدید نه ارزش هنری دارد و نه ارزش فرهنگی و طبیعی است که شبکه جوان آن را تشویق نمی کند.

من نمی گویم این کار را تشویق کنید اما اگر شما ریتم مناسب جوان را با محتوای فرهنگی مناسب به او بدهید سراغ اینجور کارها کمتر میرود، تازه اینکه خوب است، مگر از موسیقی های زیر زمینی که همه ارزش های اخلاقی و فرهنگی را زیر پا گذاشته اند بی خبر هستیم؟شما نباید بگذارید جوان ایرانی به سمت اینها برود.

ما که مسئولیت نداریم جلوگیری کنیم.

چرا اتفاقاً شما مسئولیت دارید.

تصور شما با من فرق می کند، ما مسئولیت اجرایی نداریم.

وظیفه فرهنگی که دارید...

بله وظیفه فرهنگی داریم. ما وظیفه داریم موسیقی مناسب جوان را به او معرفی کنیم. سطح ذائقه او را ارتقا بدهیم. به همین دلیل پخش موسیقی متناسب با حال و هوای او را در دستور کار قرار دادیم. در کارهایی هم که پخش می شود هر نوع سلیقه ای جای دارد و تنوع فراموش نمی شود گاهی موسیقی پاپ، گاهی موسیقی های الکترونیک، گاهی هم کارهای کلاسیک و سنتی برای جوان ایرانی پخش می کنیم ولی سراغ کارهایی که ساختاری فالش دارند و شما هم می دانید، نمی رویم.

طبیعی است که نباید بروید، ولی فرهنگ سازی و همان ارتقای سطح سلیقه مخاطب که خودتان گفتید،خیلی مهم است. آنهم در شرایطی که همه از تهدید شبکه های ماهواره ای حرف می زنند و یکی از مهمترین رسانه هایی که باید مقابل این تهدیدها بایستد، شبکه جوان است. آیا در این مدت هیچ بخشنامه ی جدی صادر شد که شبکه جوان، بایدکاری بکند و یا از محدودیت های شما کاسته شود؟

وقتی من به شما می گویم 44 برنامه جدید روی آنتن می رود، فکر می کنید ما نشسته ایم در یک اتاق و برای خودمان تصمیم گرفته ایم؟ یک مجموعه رسانه ای 3 ماه روی این کنداکتور وقت گذاشته است و تازه وقتی می گویم منتظر شنیدن انتقادات هستم و خودم را مستقیم با شنونده مرتبط می کنم برای این است که هر لحظه فرصت تجدید نظر و به روز شدن داشته باشیم. ما هم شبکه های خارجی را رصد می کنیم، دلمان هم می سوزد و به خاطر احساس مسئولیت بعضی وقت ها زیر بار بعضی چیزها می رویم.

زیر بار چه چیزی؟

سختی های کار... کارساده ای نیست که مسئولیت شبکه ای را قبول کنیدکه میلیون ها نفر در مقاطع مختلف، مخاطب آن هستند، کافیست یک کلام نا به جا یا یک رفتار نادرست تأثیر بدی بگذارد، من خودم را مسئول می دانم. پس مسئولیت سنگینی است. ما دلمان می خواهد بهترین برنامه ها را طراحی کنیم و بیشترین مخاطب را جذب کنیم به همین دلیل اعلام می کنم: درهای شبکه جوان به روی مخاطب بسته نیست و هر لحظه آماده ایم از ایده ها و نظرات آنها استقبال کنیم.

در حرکت اخیر به جذب صداهای جدید فکر کرده اید. به نظر می رسد شبکه جوان به یک سری صداها و مجریان جدید نیاز دارد.

 بله ما در مقطعی هستیم که می توانیم این کار را بکنیم و فراخوان جذب نویسنده، گوینده و گزارشگر رادیو جوان به زودی منتشر می شود. خودمان هم فکر می کنیم با توجه به گستردگی کل رادیو نیاز است که صداها و ایده های جدیدی جذب شوند.

 الان که با شما حرف می زنم و شما می گویید که برای کارهای مختلف برنامه هایی دارید که در آینده محقق می شوند، احساس می کنم شبکه جوان تازه تأسیس شده، شاید هم بعد از دوره ای فترت، دوباره متولد شده است؟

نه اینجور نیست. اتفاقاً من در شش ماه اول ورودم به شبکه جوان، حتی یک برنامه را هم از کنداکتور جابه جا نکردم. این تغییرات هم به آن معنی نیست که بمب گذاشته ایم زیر کارهای قبلی. اگر تاریخ رادیو را قطعه قطه کنیم به نتیجه ای نمی رسیم. تجربیات بسیار خوبی دراین رادیو از زمان دکتر لطیف _اولین مدیر رادیو جوان_ داشتیم و بعد هم دکتر نوری، دکتر گیل آبادی و  دکتراحمدی. این که شما می گویید انگار شبکه جوان تازه متولد شده که خیلی بد است. من چشمم را نمی بندم روی زحمات کسانی که در این 14 سال برنامه های موفق رادیو جوان را ساختند. ما حتماً از تجربیات همه آنها استفاده می کنیم. شما می دانید رادیو جوان در آیتم سازی و استفاده از تکنیک های جدید برنامه سازی به درجه قابل تأملی رسیده است و اینکه من می گویم کنداکتور شبکه تغییر کرده چیز جدیدی نیست...

تا آنجا که می دانم، برنامه های شبکه جوان، همیشه تیرماه تغییر می کند...

بله. حتی برنامه ما این است که اگر لازم شد، مهر ماه هم این کار را بکنیم. وقتی شبکه ای ظرفیت دارد خیلی سریع خودش را با محیط منطبق کند،کفران نعمت است که درجا بزند. ما در تابستان کمی از حجم برنامه های علمی کاستیم و به حجم برنامه های گروه تفریحات و جامعه افزوده شد.  ممکن است مهر ماه عکس این کار را انجام بدهیم.

برای طنز در شبکه جوان چه خواهید کرد؟

برنامه های طنز افزایش پیدا کرده اند. به غیر از برنامه های گروه جامعه که طنزهای خاص خود را دارند، برنامه های طنزی در گروه ورزش و تفریحات تولید می شود. برنامه هایی مثل "نمکدون"، "سمفونی جیرجیرک ها" و ... که طنز هایی کوتاه و هدفمند هستند.

اینها چقدر به مسائل اجتماعی و سیاسی روز می پردازند؟

خیلی زیاد...

مثلاً شما اجازه شوخی با رئیس جمهور را دارید؟ قطعا منظور من توهین نیست.

اگر قرار باشد تخریب شخصیت کنیم که رئیس جمهور جایگاه ویژه خودش را دارد با یک فرد معمولی هم حق نداریم این کا را بکنیم اما اگر موردی باشد که بتوانیم با زبان طنز مسأله ای را مطرح کنیم که مورد توجه رئیس جمهور قرار بگیرد، قطعاً این کار را می کنیم.

مدل مدیریت و برنامه ریزی خودتان را در شبکه جوان به کدام یک از چهار مدیر قبلی این شبکه نزدیک می بینید؟

هر کدام از ما آدم ها شخصیت و نوع نگاه خاص خودمان را داریم. من تا به حال به این موضوع فکر نکرده ام اما برنامه ریزی دکتر نوری را می پسندم، ایده پردازی دکتر گیل آبادی را دوست دارم و تفکر جاری بر کار دکتر احمدی را قبول دارم. متأسفانه با آقای دکتر لطیف آشنایی نداشتم.

فکر می کنید افقی که برای رادیو جوان ترسیم کرده اید، محقق می شود؟

امیدوارم این اتفاق بیفتد. ما یک برنامه ریزی کوتاه مدت، یک برنامه ریزی میان مدت و یک برنامه ریزی بلند مدت برای این شبکه داریم. در برنامه ریزی کوتاه مدت، سعی کردیم شرایط جدید را حفظ کنیم و به دغدغه های آنی مخاطب جواب بدهیم. در برنامه ریزی میان مدت، آموزش را در رأس قرار دادیم و به بازسازی نیروهای خود از درون پرداختیم. الان نیروهای مستعد شبکه دارند آموزش های تکمیلی و حرفه ای می بینند. یک نمونه از برنامه های بلند مدت هم همان جذب صداها و  مجریان و گزارشگران جدید است که به طور میانگین از 3 تا 5 سال دیگر جواب خواهد داد. من از دوستان رسانه ای می خواهم شبکه جوان را نقد کنند، اما نقد منصفانه به قصد بهبود. هرکس دغدغه شبکه جوان را داشته باشد و با این نگاه ما را نقد کند، طبیعی است که نظرات او برای ما بسیار کارایی خواهد داشت.

از مجموع حرف های شما می توانم نتیجه بگیرم که اولویت ذهنی برایتان راضی نگه داشتن مخاطب است؟

هر بنگاه رسانه ای می خواهد مخاطب یا مشتری اش را راضی نگه دارد.

خب بنگاه های رسانه ای دولتی، این تلقی را ندارند، به مصلحت بیش از میل و نیاز مخاطب می اندیشند و توازن رعایت نمی شود.

وقتی می گوییم فقط مصلحت؛ یعنی شرایط فعلی را حفظ کنیم. من اینطور فکر نمی کنم و ایده ام این است که می توانیم خیلی بهتر از این باشیم. در این مسیر خطر هم داریم، ریسک هم باید بکنیم، نقد هم می شویم، مورد تشویق هم قرار می گیریم. مهم این است که حرکت ما رو به جلو باشد و قدم های درست و شمرده رو به بالا برداریم.

ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

خواهش می کنم.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۰۲ - ۱۳۸۹/۰۴/۱۹
امیدواریم که به رویکردی که 2 سال پیش این رسانه داشت بازگردیم
resaneh
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۲۴
سلام
تا جائی که دوستان شما اطلاع دارند شما لیسانس عمران هستید نه برنامه ریزی ضمن اینکه سوابق درخشان شما وهمکاران متخصص شما در قسمتهای دیگر سازمان بر کسی پوشیده نیست جابجایی های جنابعالی در رادیو محلی کرج با مسئولین مربوطه هم زبانزد عام و خاص بود ولی امیدوارم تدابیر مدیرتی جنابعالی باعث سست شدن پله های انسانی زحمتکش نشه و شما باعث جدایی خیل زیادی از همکارانتون در رادیو جوان نشید. ارادتمند شما ع. نقادیان
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟