هوا دارد گرم میشود
و ادامه داستان حجاب و بدحجابی
کد خبر: ۹۵۸۳۳
| | 6351 بازدید
تابناک اجتماعی - بهار امسال هنوز به نیمه نرسیده، دوباره بحث تکراری و به مقصد نرسیده پوشش و عفاف ـ که همه ساله در نزدیکیهای تابستان پررنگ میشود ـ از سوی متولیان دوگانه انتظامی و فرهنگی کشور مطرح شده و بنا بر سخنان آقای وزیر کشور (نجار)، قرار است تمهیدات حجاب و عفاف، پوششی همهگیر از مهدهای کودک تا نهاد خانواده داشته باشد؛ اما آنچه در رویکرد امسال (و فعلا در حد حرف و کلام و ایده) مطرح است ـ که پیشتر نبوده ـ قرار است جنب و جوشهای فرهنگی معطوف به «بدپوششی»، همزمان با فعالیت انتظامی با موضوع مقابله با بدحجابی سنجاق شود.
به محض رویارویی با مورد منکر بدحجابی، با بدحجاب مورد نظر برخورد نشود، بلکه «یادآوران» فرهنگی به بدحجاب منظور نظر، بدحجابیاش را «متذکر» شوند و پس از این یادداشت شفاهی «یادآوری»، بدحجاب، برای طراحی حجاب خواسته شده (دستکم، کف حجاب یا پوشش عرفی) اندیشه و عمل کند.
چنانچه بدحجاب، مصر به نوع پوشش نامناسب خود باشد، آنگاه است که تیم عملیاتی مقابله با منکرات از جمله «بدحجابی»، مجبور به استفاده از اهرم «تذکرات فیزیکی» خود میشود و بدحجاب را باحجاب میکند.
به راستی، چرا با عنایت به اینکه سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته و اتفاقا سرچشمه انقلاب ما هم «فرهنگی» بوده، پس از گذراندن سه دهه پرفراز و نشیب، هنوز نتوانستهایم این «مسأله» دیرپای فرهنگی ـ اجتماعی را حل کنیم؟! به ویژه که وزیر کشور، پریروز اعلام کرده نخست باید ببینیم منکر چیست و چه کسی شرایط امر به معروف و نهی از منکر را دارد!
آیا ما (مای متولی قوه قهریه و البته در کنارش قوه فرهنگی) در بهکارگیری ابزار کارآمد و گرهگشا، مشکل داشتیم و دهه به دهه با بازتولید همان شیوهها و راهکارهای مقابله با مسألهای به نام بدحجابی، در همان نقطه صفر ایستادهایم و کنش ما در کوتاهمدت و حالا در این سی سال گذشته در درازمدت پاسخ نداده و منجر به ایستادگی و مقابله و دستکم بیاعتنایی به کنشمان شده است؟
خاطرات تلخ ونهای سبز ضد بدحجابی از خاطر جامعه ما نرفته است. به ویژه آثار تلختر کنشهای افراطی مخالفان بنیادین جمهوری اسلامی را در قالب تولیدات رسانهای (اعم از ماهوارهها و یوتیوب و دیگر ابزارهای ارتباطی) میدیدیم و جامعه ایرانی احساس ناخوشایند اثر این کنشها را بر خارجیها به ویژه ایرانیان مقیم خارج دریافت میکرد و نمیدانست که چگونه و با چه زبانی باید بگوید و ثابت کند که «نه! در ایران، حجاب، اجباری نیست!»؛ اما همان رسانههای مهاجم میتوانستند هجمه به نوع پوشش ایرانیها را با آب و تاب نشان دهند و آثار تخریبی خود را بر داخل و خارج بگذارند و بگویند: «ببینید! زنان ایران «باید» چادر سر کنند، وگرنه...».
آیا توجیه احتمالا بسامد بدحجابی متناوب در سالها در ایران پس از انقلاب این است که بگوییم اینها همه نشانه غلبه تهاجم فرهنگی بر انقلاب فرهنگی ما با تبلور به ویژه تابستانه آن است؟! یا نه، به واقع خود با رفتار غیرفرهنگی، عملا به چنین کنشهای بعضا بیرون از عرف جامعه ایرانی که ردی از لجاجت دارد، دامن میزنیم؟
در این یادداشت مختصر، میتوان به این جمعبندی سی ساله رسید که مکانیزمهای رویارویی ما با مسأله بدپوششی و بدحجابی کارا نیست و باید به جای پیشروی از دانشگاهها و مدارس به مهدهای کودک و سالهای آتی هم احتمالا به زایشگاهها و تختهای نوزادان، به جریان سیال جامعه و عرف و هضم آن سپرد.
این یادداشت، به منزله کوتاه آمدن نسبت به پدیدههای غیراخلاقی و بدرفتاری اجتماعی از جمله بدحجابی و بدپوششی نیست، بلکه ایجاد حساسیت دوچندان و برخورد همراه با هم «کلنگ ـ فرهنگی» با موضوعاتی این چنین، میتواند عمدتا لجاجت اجتماعی را همچنان در پی داشته باشد.
نگاه و عمل ظریف و هوشمندانهتر نسبت به مقوله «پوشش» (حالا هر دو نوع «خوب پوششی» و «بدپوششی») شاید ما را به مقصد نزدیک کند.
تابناک اجتماعی
به محض رویارویی با مورد منکر بدحجابی، با بدحجاب مورد نظر برخورد نشود، بلکه «یادآوران» فرهنگی به بدحجاب منظور نظر، بدحجابیاش را «متذکر» شوند و پس از این یادداشت شفاهی «یادآوری»، بدحجاب، برای طراحی حجاب خواسته شده (دستکم، کف حجاب یا پوشش عرفی) اندیشه و عمل کند.
چنانچه بدحجاب، مصر به نوع پوشش نامناسب خود باشد، آنگاه است که تیم عملیاتی مقابله با منکرات از جمله «بدحجابی»، مجبور به استفاده از اهرم «تذکرات فیزیکی» خود میشود و بدحجاب را باحجاب میکند.
به راستی، چرا با عنایت به اینکه سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته و اتفاقا سرچشمه انقلاب ما هم «فرهنگی» بوده، پس از گذراندن سه دهه پرفراز و نشیب، هنوز نتوانستهایم این «مسأله» دیرپای فرهنگی ـ اجتماعی را حل کنیم؟! به ویژه که وزیر کشور، پریروز اعلام کرده نخست باید ببینیم منکر چیست و چه کسی شرایط امر به معروف و نهی از منکر را دارد!
آیا ما (مای متولی قوه قهریه و البته در کنارش قوه فرهنگی) در بهکارگیری ابزار کارآمد و گرهگشا، مشکل داشتیم و دهه به دهه با بازتولید همان شیوهها و راهکارهای مقابله با مسألهای به نام بدحجابی، در همان نقطه صفر ایستادهایم و کنش ما در کوتاهمدت و حالا در این سی سال گذشته در درازمدت پاسخ نداده و منجر به ایستادگی و مقابله و دستکم بیاعتنایی به کنشمان شده است؟
خاطرات تلخ ونهای سبز ضد بدحجابی از خاطر جامعه ما نرفته است. به ویژه آثار تلختر کنشهای افراطی مخالفان بنیادین جمهوری اسلامی را در قالب تولیدات رسانهای (اعم از ماهوارهها و یوتیوب و دیگر ابزارهای ارتباطی) میدیدیم و جامعه ایرانی احساس ناخوشایند اثر این کنشها را بر خارجیها به ویژه ایرانیان مقیم خارج دریافت میکرد و نمیدانست که چگونه و با چه زبانی باید بگوید و ثابت کند که «نه! در ایران، حجاب، اجباری نیست!»؛ اما همان رسانههای مهاجم میتوانستند هجمه به نوع پوشش ایرانیها را با آب و تاب نشان دهند و آثار تخریبی خود را بر داخل و خارج بگذارند و بگویند: «ببینید! زنان ایران «باید» چادر سر کنند، وگرنه...».
آیا توجیه احتمالا بسامد بدحجابی متناوب در سالها در ایران پس از انقلاب این است که بگوییم اینها همه نشانه غلبه تهاجم فرهنگی بر انقلاب فرهنگی ما با تبلور به ویژه تابستانه آن است؟! یا نه، به واقع خود با رفتار غیرفرهنگی، عملا به چنین کنشهای بعضا بیرون از عرف جامعه ایرانی که ردی از لجاجت دارد، دامن میزنیم؟
در این یادداشت مختصر، میتوان به این جمعبندی سی ساله رسید که مکانیزمهای رویارویی ما با مسأله بدپوششی و بدحجابی کارا نیست و باید به جای پیشروی از دانشگاهها و مدارس به مهدهای کودک و سالهای آتی هم احتمالا به زایشگاهها و تختهای نوزادان، به جریان سیال جامعه و عرف و هضم آن سپرد.
این یادداشت، به منزله کوتاه آمدن نسبت به پدیدههای غیراخلاقی و بدرفتاری اجتماعی از جمله بدحجابی و بدپوششی نیست، بلکه ایجاد حساسیت دوچندان و برخورد همراه با هم «کلنگ ـ فرهنگی» با موضوعاتی این چنین، میتواند عمدتا لجاجت اجتماعی را همچنان در پی داشته باشد.
نگاه و عمل ظریف و هوشمندانهتر نسبت به مقوله «پوشش» (حالا هر دو نوع «خوب پوششی» و «بدپوششی») شاید ما را به مقصد نزدیک کند.
تابناک اجتماعی
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



