جوانگرایی در فوتبال؛ خوب، بد، چي!
وطن امروز؛ لیونل مسی با دریافت توپ طلای این فصل اروپا به سمبل جوانگرایی در فوتبال تبدیل شد، البته قبل از وی نیز بازیکنانی با سن و سال کم به این افتخار دست پیدا کرده بودند که کریستیانو رونالدو و مایکل اوون از این دست بازیکنان بوده اند اما آن چیزی که بیشتر اهمیت دارد، آمدن مسی از آکادمی فوتبال تیمی است که در بازار نقل و انتقالات هزینه گزافی برای بهدست آوردن زلاتان ابراهیموویچ 28 ساله پرداخت کرده و در پرداخت پولهای سنگین به بازیکنان، کم از رقیب خود رئالمادرید ندارد.
البته این روند چند سالی است که در بارسا کند شده و توجه به آکادمی فوتبال باشگاه نسبت به گذشته بیشتر شده است. اگر مسی در این سنوسال افتخار بهترین بازیکن اروپا را بهدست آورده باید به دنبال کسی بگردیم که این جوان را در کودکی کشف کرده و مربیای که وی را پرورش داده است. باشگاههای فوتبال اروپا پس از چند دوره موفقیت بعضی تیمها مانند آژاکس آمستردام دهه 70، لیورپول دهه 80 و منچستریونایتد دهه 90 با این حقیقت روبهرو شدند که ارزش نهادن به جوانان اجری بزرگ دارد و آن هم نشاط در بازی تیم و همیشه پویا بودن حرکت تیمی است.
ضمن اینکه مربیان نیز در برخورد با بازیکنان جوان احساس راحتی بیشتری میکنند و میتوانند آسانتر اهداف تاکتیکی خود را به آنان تزریق کنند، زیرا حرف شنوی یک بازیکن جوان از فوتبالیست مسنی که خود مدعی است، بیشتر خواهد بود.
اما برای گرفتن محصول خوب از زمین استعدادها باید صبر پیشه کرد و با یک برنامهریزی بلندمدت دست به جوانگرایی زد. تیمهایی مانند میلان که چندی است بیشتر به آسایشگاه پیرمردها تبدیل شده یا رئالمادرید که برای رسیدن به قهرمانی کوتاهترین راه را انتخاب میکنند یعنی خرید بازیکنان گرانقیمت، هیچوقت دارای ساختار صبوری نیستند.
اینان اگر قهرمان نشوند، هوادارانشان آنها را نخواهند بخشید، پس جوانگرایی را بهشکل سریع انجام خواهند داد یعنی جوانان دیگر تیمها که امتحان پس دادهاند را خواهند خرید اما در این بین 2 مشکل بزرگ وجود دارد؛ اول اینکه اگر بازیکن جوان با روح و فرهنگ تیم جدید سازگاری نیابد هم خود و هم تیم جدیدش زیان خواهند دید. چه بسا بازیکنان جوانی که با تغییر اشتباه تیم خود استعداد عالیشان فدای خطای انتخاب شده است.
دومین مشکل فشار شدیدی است که به دلیل نبود شکیبایی در باشگاههایی از این دست وجود دارد و انتظارات زیاد باعث افت روحی شدید بازیکن خواهد شد و دست آخر استعدادی که میتوانست در بستری مناسب به فوتبالیستی بزرگ تبدیل شود، نابود یا کم فروغ میشود. از این نمونه جوانان در تیمهای بزرگ بسیارند و شما خیلی از آنان را میشناسید.
جوانگرایی بد!
در هفتهای که گذشت آرسن ونگر و جوانانش 2 شکست سنگین و ناراحتکننده را متحمل شدند. ناراحتکننده نه بهخاطر هواداری از آرسنال بلکه به دلیل اینکه بهعنوان یک فوتبالدوست وقتی زحمات یک مربی مانند ونگر را میبینیم که با پوندهای چلسی و دلارهای منچسترسیتی نابود میشود، نگران آینده جوانگرایی میشویم.
البته شاید مقصر خود آرسن ونگر باشد که بیش از حد به جوانان تکیه کرده و بار تجربه تیمش پایین است. این همان راهی است که تیمی چون آژاکس درچند سال اخیر پیموده و بیشتر از اینکه به افتخارات اروپایی فکر کند تبدیل به مدرسه عالی فوتبال شده و بازیکن تحویل بازار میدهد. تیمهای فرانسوی نیز از همین قاعده پیروی میکنند و مبدل به مدارسی شدهاند که بازیکنان خردسال و نوجوان را آموزش و پرورش داده و تقدیم تیمهای بزرگتر و ثروتمند میکنند.
شاید دلیل عمده عدم قهرمانی تیمهای باشگاهی فرانسه در لیگ قهرمانان همین موضوع باشد. درصورتی که تمام تیمهای بزرگ بازیکن فرانسوی دارند یا حداقل بازیکنی که در فرانسه رشد و تربیت یافته در ترکیب خود دارند اما باشگاههای فرانسوی قبل از به ثمر رسیدن بازیکنان جوانشان، آنها را در تیم دیگری میبینند. شاید از نظر بیزینس فروش جوانان به نفع اینگونه تیمها باشد اما از نظر کسب افتخار، خیر.
جوانگرایی چی؟
اما دربین الگوهای جوانگرایی که در فوتبال اروپا میبینیم، منطقیترین نوع آن را منچستریونایتد انجام میدهد. شیاطین سرخ با سازماندهی مثالزدنی، علاوه بر خرید گاه و بیگاه بازیکنان بزرگ به تربیت نیروی جوان نیز در آکادمی باشگاه میپردازند و از اوایل دهه 90 تاکنون چند نسل بازیکن جوان به دنیای فوتبال معرفی کردهاند. این سنت دیرین در باشگاه یونایتد از زمان سرمت بازبی برپاست. وی پس از جنگ دوم جهانی شروع به بازسازی تیم خود کرد ولی با بداقبالی تعدادی از جوانان آیندهدار را در سانحه هوایی مونیخ از دست داد.
بازبی باردیگر جوانانی را انتخاب کرد و بالاخره با تیم خود توانست قهرمانی 1968 اروپا را ازآن منچستریونایتد کند. از آن تاریخ به بعد شیاطین سرخ یکی از پایههای تیمی خود را روی استفاده از جوانان متمرکز کردند و از زمانی که سرالکس فرگوسن به این باشگاه آمد این روند پررنگتر از گذشته شده.
معمولا وی در بازیهایی که از اهمیت کمتری برخوردار است یا زمانی که یاران اصلی تیم مصدوم و محرومند از جوانان خود استفاده میکند و به این ترتیب شاهد حضور بازیکنانی هستیم که باوجود سن وسال کم دارای تجربه بسیاری هستند. در تیم فعلی یونایتد بازیکنانی مانند برادران سیلوا، فدریکو ماکدا و ولبک با 18 سال سن و جانی ایونز، درن گیبسون، دی لائت و اندرسون با 19 سال سن بازیکنانی هستند که میتوان کاملا به آنان اعتماد کرد.
فراموش نکنیم که این پسران جوان در کنار جوانان قدیمی مانند رایان گیگز، پل اسکولز، وسلی براون، گری نویل و دیگر بازیکنانی که خود حاصل مدرسه فوتبال یونایتد بودهاند کسب تجربه میکنند. از باشگاههای بزرگ دیگری که الگوی جوانگرایی را نسبتا موفق اجرا میکنند میتوان از بارسلونا نام برد. بلوگرانا بازیکنان بزرگی را از آکادمی خود معرفی کرده که سرآمد آنها لیونل مسی، بهترین بازیکن این فصل اروپاست و بازیکنان دیگری همچون کرکیچ و پیکه نیز میتوانند راه بزرگی را بپیمایند.


