تمام گزینههای نیمکت سرخها
معمولاً ترجیح میدهد حمایتهایش آشکار و اخطارهایش پنهان باشد و نشان داده صبرش هم زیاد است. اما به نظر میرسد دیگر کاسه صبرش لبریز شده. تاکنون همه رقمه از سرمربی تیمش حمایت کرده اما اکنون بدون پردهپوشی میگوید «اگر در 2 بازی بعدی نتیجه نگیرد، خودش هم موافق است تا با مربی دیگری وارد مذاکره شویم. » به نظر میرسد قرار گرفتن پرسپولیس در جایگاهی که در شأن این تیم نیست، کاشانی را بر آن داشته تا برای کرانیکار که طی 19 هفته از لیگ راه به جایی نبرده، زمان مشخص کند. هرچند هیچ تضمینی وجود ندارد که پرسپولیس بعد از کنار گذاشتن کرانیکار بتواند به جایگاهی در خور نامش دست پیدا کند. اما به نظر میرسد کاشانی هم تقریباً به این نتیجه رسیده که کرانیکار هرچه داشته رو کرده و دیگر چیزی در چنته ندارد که برای نجات پرسپولیس رو کند و به همین دلیل در نظر دارد با کنار گذاشتن او هم شوکی به تیم بدهد و هم شانس پرسپولیس را با مربی دیگری بیازماید.
اما آنچه در این مقطع از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، این است که چه کسی میتواند پرسپولیس را در این شرایط راهنمایی کند. بیشک مربی جدید باید حداقل شناختی نسبی از پرسپولیس داشته باشد وگرنه باید تمام فرصت باقی مانده را صرف شناخت پرسپولیس کند که این هم معنایی جز ادامه ناکامیها ندارد پس اگر قرار است پرسپولیس با همین روند ادامه دهد، با کرانیکار ادامه دهد که بهتر است. چرا که اینطوری حداقل خرج کمتری روی دست تیم گذاشته میشود.
پس اگر قرار است کسی جایگزین کرانیکار شود، چه بهتر که ایرانی باشد. کاشانی هم البته ابایی ندارد که بگوید «به مربی داخلی اعتقاد بیشتری دارم» و این یعنی جایگزین احتمالی کرانیکار حتماً گزینهای وطنی خواهد بود.
اما از بین گزینههای وطنی که شناخت خوبی نسبت به پرسپولیس داشته باشند شانس پیروانی، عبدی و استیلی تقریباً از بقیه بیشتر است. پیروانی هم تجربه این کار را دارد و هم شناختی خوب از پرسپولیس دارد. عبدی هم که خودش تیم را بسته، تمرین داده و آماده کرده. . . و بهتر از هرکس دیگری از آن شناخت دارد، اما استیلی هم گزینهای است که نمیتوان بیتفاوت از کنار آن گذشت. اگرچه او اکنون هدایت استیلآذین را به عهده دارد. اما بدون شک اگر نیمکت پرسپولیس را خالی ببیند و شرایط را برای کسب عنوان سرمربی این تیم فراهم، هرگونه تلاشی که لازم است، برای گرفتن جایگاه کرانیکار خواهد کرد.
استیلی که یکی از بزرگترین آرزوهایش سرمربیگری در پرسپولیس است، این روزها شرایط مناسبی در استیلآذین ندارد و به خوبی تیزی لبه تیغ را زیر پاهایش احساس میکند. بعد ازتساوی این تیم برابر پاس، هدایتی با گفتن، «این نتیجه در شأن استیلآذین نیست و باید بچهها این تساوی را جبران کنند» اخطار کرد که حاضر به تماشای ناکامیهای تیمش و سکوت کردن برابر آن نیست اما استیلآذین به جای جبران، بازی با صبا را با نتیجه 4 بر 2 واگذار کرد تا زمزمه برکناری استیلی از این تیم جدیتر دنبال شود. با این شرایط، اگر عذر استیلی از استیلآذین خواسته شود، او اصلیترین گزینه کاشانی برای نشستن جای کرانیکار خواهد بود، البته کاشانی عنوان کرد «استیلی به استیلآذین تعهد دارد» اما هرگز نگفت در صورت برکناری از این تیم در پی جذب او نخواهد بود و این اتفاق در صورتی رخ خواهد داد که پرسپولیس و استیلآذین هر دو در 2 هفته آینده ناکام باشند تا عذر مربیان آنها خواسته شود.
اما بیشک کاشانی به این مسأله واقف است که پرسپولیس در این شرایط مربیای میخواهد که این تیم را به سر منزل مقصود برساند و اگر هم نمیتواند این کار را به انجام برساند، حداقل آن را با مخ بر زمین بکوبد!
زمزمه حضور استیلی روی نیمکت پرسپولیس بیشک باردیگر فیل این مربی را به یاد هندوستان خواهد انداخت و هیچ بعید نیست مهریزی این بار هم با پرسپولیس سر لجبازی گذاشته و شرایط را به گونهای پیش ببرد که استیلی با کسب هر نتیجهای در این تیم بماند یا حداقل بعد از مشخص شدن سرمربی جدید پرسپولیس، برکنار شود. اما هرچه که هست اینها فقط حدس و گمانهایی است که براساس صحبتهای طرفین زده میشود و چه بسا که کاشانی هم بار دیگر کوتاه آمده و با کرانیکار ادامه دهد.
اما قدر مسلم اینکه سرانجام تصمیم نهایی را در قبال برکناری کرانیکار و اضافه کردن سرمربی جدید به پرسپولیس برای تغییر شرایط این تیم را باید شخص کاشانی بگیرد و گرفتن این تصمیم هم کار آسانی نیست. بعد از قهرمانی پرسپولیس با کاشانی، دیگر همه به عنوان مدیری موفق و ناجی پرسپولیس به او نگاه میکنند و کسی توقع گرفتن تصمیمی اشتباه توسط وی را ندارد. و شاید دلیل اصلی دست دست کردن کاشانی هم همینطور باشد. وگرنه او بارها اعلام کرده استیلی، رفیق گرمابه و گلستانش یکی از اصلیترین گزینههای سرمربیگری در پرسپولیس است.
همانطور که بارها هم گفته استیلی حرفهای است و پای تعهدش به استیلآذین خواهد ایستاد. بی شک او بدش نمیآید استیلی را به آرزوی دیرینهاش برساند اما نه به هر قیمتی، چرا که میان حرف و عمل فاصله زیادی است. کاشانی نشان داده بدش نمیآید که رفیق شفیقش را روی نیمکت پرسپولیس بنشاند اما باید دید او در عمل هم بعد از بررسی همه جانبه این حرف حاضر به انجام چنین کاری خواهد بود یا. . . نه.
و پرسپولیس و هوادارانش همچنان در انتظارند که ببینند ما بقی راه را باید با چه کسی ادامه دهند. کرانیکار، عبدی، پیروانی، استیلی یا گزینهای که هنوز نامش در قوطی است! و آیا این تغییر و تحولات به نفع این تیم خواهد بود یا به ضرر آن.


