صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تحلیل‌های صریح علی مطهری از رخدادهای اخیر:

امیدوارم بار دیگر وحدت در کل کشور حاکم شود

دربین اصلاح طلبان هم بعد ازانتخابات اختلاف سلیقه پیدا شد و افرادی دربین آنها هستند که با روش معترضین موافق نیستند.دربین اصولگرایان هم در واقع اختلاف بر سر قدرت نيست بلكه به نوع ريشه‌يابي حوادث انتخابات برمي‌گردد/افرادي هستند كه ولايت فقيه را تا جايي قبول دارند كه منافع آنها را تامين مي‌كند/نحوه مناظره‌ها به گونه‌اي بود كه نوعي نفرت و دشمني در بين كانديداها و مردم ايجاد كرد/از برخورد خشن بعد از انتخابات با مردم غافلگير شدم، متوجه نشدم اين همه خشونت چه لزومي داشت/ الحمدلله كه شهيد مطهري اكنون دربین ما نيستند/به اعتقاد بنده دو طرف ماجرا حق و باطل را مخلوط كردند/اختلافات بين اصولگرايان با 1384 برمی گردد.
کد خبر: ۷۷۱۱۰
| |
30564 بازدید

دکتر علی مطهری، نماینده مردم تهران که به عنوان چهره‌ای اصولگرا و منتقد شناخته شده است، تحلیل‌های صریحی را درباره رخدادهای اخیر به ویژه حوادث پس از انتخابات مطرح کرد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، متن کامل گفت‌وگوی وی که با روزنامه «حیات نو» انجام شده و به دلیل توقیف این روزنامه، به طور ناقص در روزنامه «اعتماد» به چاپ رسیده است، در پی می‌آید:

علی مطهری مدت‌هاست که احمدی‌نژاد و دولتش را نقد می‌کند، اما پس از انتخابات ریاست جمهوری، انتقادات او رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. او از منتقدین سرسخت دولت نسبت به نحوه برخورد با معترضین بود و به نقدهای صریحی در این باره روی آورد، اما موضع‌گیری‌های او حامیان دولت را برانگیخت تا جایی که آنها از در مقابله باعلی مطهری وارد شدند و اعتراضات تندو تیزی به فرزند شهید مطهری روا داشتند. این نماینده تهران در گفت‌گو با حیات نو می گوید " از برخورد خشن بعد از انتخابات با مردم غافلگير شدم و متوجه نشدم اين همه خشونت چه لزومي داشت."

انتخابات رياست‌جمهوري دهم حوادثی به دنبال داشت كه در نهايت به وحدت همه اصلاح‌طلبان منجر شد اما اختلاف اصولگرايان را روزبه‌روز تشديد كرد . ارزيابي شما در اين زمينه چيست؟

دربین اصلاح طلبان هم بعد ازانتخابات ریاست جمهوری اختلاف سلیقه پیدا شد وافرادی دربین آنها هستند که با روش معترضین موافق نیستند و بر این عقیده اند که رهبران آنها باید اهداف خود را به صورت مشخص تری اعلام و از شعارهای انحرافی جلوگیری کنند .دربین اصولگرایان هم در واقع اختلاف بر سر قدرت نيست بلكه به نوع ريشه‌يابي حوادث انتخابات رياست جمهوري برمي‌گردد . بخشي از اصولگرايان معتقدند كه اين حوادث ناشي از برنامه‌ريزي و طراحي حساب شده از چند ماه قبل از برگزاري انتخابات بود و به اصطلاح يك انقلاب مخملي بوده است و طرف خودي و احمدي‌نژاد هيچ تقصيري نداشته است اما بخش ديگر که من هم همانند آنها فکرمی کنم اگرچه قائل به برخي شيطنت‌ها در مغلوبين انتخابات و نوعي فرصت‌طلبي آنها از هيجان حاصل از تبليغات انتخاباتی هستند اما احمدي‌نژاد و طرف خودي را در ايجاد زمينه اين حوادث و تشديد آن مقصر مي‌دانند و حوادث به وجود آمده را از پيش طراحي شده تلقي نمي‌كنند و انقلاب مخملي را يك دروغ بزرگ مي‌دانند و معتقدند اگر بناست عدالت اجرا شود بايد به اتهامات هر دو طرف رسيدگي شود اما در عين حال بر اين عقيده‌اند كه همان طور که رهبر انقلاب فرمودند ظلم بزرگ‌تر از طرف كساني بود كه ادعاي تقلب را مطرح كردند.

فكر نمي‌كنيد براي رسيدن به آشتي ملي در كشور بيش از هر چيز بايد بين رهبران تشكل‌هاي اصولگرا و هواداران آنان كه در مورد ريشه‌هاي حوادث بعد از انتخابات در جبهه‌هاي چندگانه قرار گرفته‌اند توافق حاصل شود؟

بسياري از حاميان دولت قبول دارند كه از طرف كانديداي آنها اشتباهاتي صورت گرفته است و در جلسات خصوصي به اين اشتباهات اعتراف مي‌كنند اما بيان علني آن را موجب سوءاستفاده اصلاح‌طلبان مي‌دانند چون آنها معتقدند رهبران اين فتنه به دنبال ساقط كردن نظام بودند و يك انقلاب مخملي را هدايت مي‌كردند و از اين رو بر اين عقيده‌اند كه پرداختن به خطاهاي طرف خودي و غفلت از توطئه بزرگ طرف مقابل يك نوع ساده‌لوحي است. بنابراین بیشتر، اختلاف در روش مطرح است تا اختلاف در عقیده، لذا نااميد نيستم كه بار ديگر وحدت و دوستي میان اصول گرایان و در کل كشور حاكم بشود. توجه به سخنان اخير رهبري در جمع بسيجيان كه فرمودند به هر بهانه‌اي نمي‌توانيم افراد را منافق یا ضد ولايت فقيه بنامیم، در ايجاد وحدت در كشور موثر خواهد بود.

اما شاهد هستیم كه برخي از اصولگرايان اظهارات رهبري را بر نمي‌تابند و همچنان به تهمت و افترا ادامه مي‌دهند؟

بالاخره هميشه افراط، تندروي و بي‌تقوايي در مسائل سياسي وجود داشته و امروز هم وجود دارد و اين بيشتر به هواهاي نفساني و عدم تسلط بر خود برمي‌گردد. از اين رو افرادي هستند كه ولايت فقيه را تا جايي قبول دارند كه منافع آنها را تامين مي‌كند و اگر برخلاف منافع آنها باشد ديگر تابع رهبری نيستند. علاوه بر آن گاهی آنقدر کینه ها شدید است که افراد نمی توانند کوتاه بیایند و از متهم کردن رقیب خودداری کنند.

فكر نمي‌كنيد بايكوت کردن طرح وحدت ملي هم به دليل همینعدم تمايل آنها به قدم گذاشتن در راه وحدت است؟

در مورد برخی از آنها همین طور است ولی برخی دیگر روی اعتقاد و اینکه فکر می کنند این طرح موجب نجات مجرمان اصلی است با آن مخالفند. به هر حال دو طرف فتنه اخیر بايد جانب انصاف را رعايت كنند و واقع‌بين باشند و همان طور كه اشكالات طرف مقابل را مي‌بينند نگاهي هم به اشكالات خودشان داشته باشند. از اين رو من معتقدم اگر كانديداهاي معترض و حاميان آنها يك گام به جلو بردارند و قانوني بودن رئيس جمهور فعلي را اعلام كنند اين طرف هم به اشتباهات خود اعتراف خواهد كرد.

بسيار واضح است كه ميرحسين موسوي و كروبي تن به اين كار نمي‌دهند...

بعيد نيست ، چرا كه اختلافات به وجود آمده بيش از آنكه متكي بر واقعيات باشد برپايه عناد و لجبازي است. اين هم به نحوه مناظره‌ها در جریان انتخابات رياست جمهوري برمي‌گردد که به گونه‌اي بود كه نوعي نفرت و دشمني در بين كانديداها و مردم ايجاد كرد تا جايي كه اين موضوع به بعد از اعلام نتايج انتخابات کشیده شد . در حقيقت بسياري از مخالفان احمدي‌نژاد كاري به اينكه ايشان رأي آورده يا نياورده نداشتند بلكه از نوع رفتار تحقيرآميز و تكبرآميز و تهمت آلود ايشان در مناظره‌ها ناراحت بودند و مي‌گفتند ما نمي‌خواهيم چنين شخصي رئيس‌جمهورمان باشد. به هر حال براي حل اين مشكل ، دو طرف بايد به طور همزمان يك گام به جلو بردارند و آن هم اعتراف به اشتباهات است و از مردم هم به دليل آنكه تحت تاثير هيجانات ناشي از انتخابات دچار لغزش‌هايي شدند عذرخواهي كنند. در این صورت این فتنه مانند یخی که آب شود از بین می رود .


همه واقعيت آن چيزي نيست كه شما مي‌گوييد . در اين راه خون ريخته شده است . شما به عنوان فرزند شهيد مطهري چگونه اين حوادث را توجيه مي‌كنيد ،آيا احساس نمي‌كنيد به دليل اين انتساب، رسالت سنگيني در اين زمينه به دوش داريد؟

از برخورد خشن بعد از انتخابات با مردم غافلگير شدم يعني متوجه نشدم اين همه خشونت چه لزومي داشت . اينها حوادثي بود كه به راحتي قابل جلوگيري بود و مي‌توانست همه آنها اتفاق نيفتد اما در اثر برخي اشتباهات و سوء مديريت‌ بحران اتفاق افتاد وعده‌اي كشته شدند . قطع نظر از اينكه رهبران اين فتنه برنامه‌ريزي و وابستگي به بيگانگان داشتند يا نه ، گروهي از مردم واقعا دچار شك و شبهه شده بودند و واقعا خيال مي‌كردند كه تقلب شده است، بايد با اينها يك رفتار ملايم و اقناعي صورت مي‌گرفت وبه آقای هاشمی وخانواده ایشان فرصت دفاع کردن از خود داده می شد . در چنين شرايطي مردم از امثال ما، هم از حيث نماينده تهران بودن و هم از حیث انتساب به شهيد مطهري انتظار دارند و من سعي كردم به اين مسئوليت خود عمل كنم و قضاوت عادلانه داشته باشم واز همين رو قضاوت‌هاي برخي افراد همچون آقایان حداد عادل و محمد جواد لاريجاني را قبول ندارم چون آنها اشتباهات طرف خودي را نديدند يا عمدا از آن غفلت كردند . البته قضاوت برخی اصلاح‌طلبان را هم قبول ندارم.

اگر شهيد مطهري اكنون دربین ما بودند در قبال حوادث بعد از انتخابات چه موضعي مي‌گرفتند؟

الحمدلله كه نيستند. البته اگر ايشان الان بودند به گفته رهبرانقلاب درجایگاه ولایت فقیه قرارداشتند، اما در هر جایگاهی که بودند قطعا نقش موثري در ايجاد وحدت و نزديك كردن افكار افراد و گروه‌ها ايفا مي‌كردند و روی اهداف انقلاب اسلامی به معنی درست آنها مانند عدالت اجتماعی، آزادی بیان، استقلال فرهنگی، اخلاق و معنویت، استقلال روحانیت از دولت و اصل ولایت فقیه تاکید می کردند.


اما امروز رفتارهاي راديكال آنقدر گروه‌هاي سياسي را از هم دور كرده است كه به محدود كردن دايره خودي‌ها و توهم حق مطلق بودن انجاميده است...

به اعتقاد بنده دو طرف ماجرا حق و باطل را مخلوط كردند و هيچ يك حق مطلق یا باطل مطلق نیستند اگرچه ممكن است در یک طرف حق بر باطل غلبه داشته باشد . در هر صورت ما بايد نگاه واقع‌بينانه به حوادث اخير داشته باشيم اما اينكه چرا بدين‌گونه نيست به اين علت است كه يك عده فكر مي‌كنند چون رهبري از يك طرف حمايت كرده است آن طرف حق مطلق و طرف ديگر باطل مطلق است . اين در حالي است كه حمايت رهبري از دولت فقط مربوط به نقاط قوت اوست و به اين معنا نيست كه دولت نقاط ضعف ندارد. رهبري در همه دوره‌ها خود را موظف مي‌داند که از دولت وقت حمايت كند تا كارها سامان پيدا كند . لذا اين موضع‌گيري‌های افراطی را ناشی از برداشت غلط از اظهارات رهبري می دانم.

به نظر مي‌رسد اختلافات بين اصولگرايان را نبايد به ريشه حوادث بعد از انتخابات خلاصه كرد بلكه آن را بايد در گذشته جست‌وجو كرد؟

در واقع همين طور است ، به سال 1384برمی گردد يعني زماني كه آقای احمدي‌نژاد کاندیدای ریاست جمهوری و سپس رئيس جمهور شد و افراد و گروه‌هاي اصولگرا را به بازي نگرفت و تنها از یک گروه خاص استفاده كرد.متاسفانه در اين دوره هم ایشان همان راه را ادامه مي‌دهد و اساسا ارزشي براي احزاب و گروه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي اعم از اصول گرا و اصلاح طلب قائل نيست.البته این امر از آن نظر که او وامدار هیچ یک از آنها نیست و افراد و گروه‌ها نمي‌توانند كسي را بر ايشان تحميل كنند می تواند یک نقطه مثبت باشد اما از طرف ديگر اين رويه باعث شده است که از توانایی بسياري از نيروهاي زبده و کارآمد استفاده نشود.

وقتي كه احمدي‌نژاد خود را اصولگرا مي‌داند چرا مستقل از اين جريان عمل می كند؟

احمدي‌نژاد در دوره نهم رياست جمهوري كه كانديدا شده بود كانديداي اصولگرايان نبود بلكه كانديدايي مستقل بود كه به نام اصولگرايي وارد شد. ايشان نه اصولگرا و نه اصلاح‌طلب است بلكه روش مستقل و خاصي دارد . من در نامه‌اي كه قبل از انتخابات رياست جمهوري به ايشان نوشتم بر اين نكته تاكيد كردم و گفتم پيروزي یا شكست شما در انتخابات به معناي پيروزي یا شكست اصولگرايی نيست . از اين رو اكنون دولت و حاميان آن يك جريان مستقل از اصولگرايي و اصلاح‌طلبي هستند اما متاسفانه در بين مردم جا افتاده است كه اين دولت يك دولت اصولگراست.


يعني مي‌خواهيد بگوييد دولت و حاميان آن يك جريان سوم جداي از جريان اصولگرايي و اصلاح‌طلبي هستند؟

بايد قبول كنيم كه اين گروه يك جريان سومي با اصول و عقايد خاص خود هستند . لذا مي‌بينيد كه برخي اقدامات آنها با اصولگرايي و برخي ديگر با اصلاح‌طلبي به معنی رایج این دو سازگار است اگرچه ما هم يك مرز واقعي بين اصولگرايي و اصلاح‌طلبي قائل نيستيم چرا كه معتقديم هر اصولگرايي اصلاح‌طلب است و اصلاح طلبی تعبیر دیگری از امر به معروف و نهی از منکر است و یکی از اصول اصول گرایی است و هر اصلاح‌طلبي چون اصلاح خود را بر اساس اصولی انجام می دهد، پس اصولگرا هم هست . اما براساس دسته‌بندي‌هاي سياسي رایج ،احمدي‌نژاد و دوستانش يك جريان سوم را تشكيل مي‌دهند.

هسته اصلي اين جريان سوم چه كساني هستند؟

اين جريان سوم دوستاني هستند كه نخست در دانشگاه علم و صنعت هم دانشگاهي‌ و بعدها در استانداري اردبيل همكار بودند اما از وقتي شهرداري تهران را در اختيار گرفتند اتحاد بيشتري در بين آنها شكل گرفت و به صورت سازمان يافته‌تري عمل ‌كردند تا اينكه شهرداري تهران براي آنها سكوي پرتابي شد تا كرسي رياست جمهوري را نيز در اختيار بگيرند.

از نظر فكري توسط چه كسي يا كساني تغذيه مي‌شوند؟

از نظر فكري ضعیف و وابسته به مشايي هستند و روي مسئله مهدويت و پيوند انقلاب اسلامي با مهدويت تاكيد زيادي دارند؛ همچنین نوعي احساس خودكفايي در شناخت اسلام و آرمان‌هاي اسلامي دارند كه البته همين مي‌تواند نقطه انحراف و سقوط آنها باشد چون متكي به يك اسلام‌شناس نيستند و مشايي هم در حدي نيست كه بتواند ايدئولوگ يك جريان فكري و اجتماعي باشد. البته از سوابق ايشان اطلاعات کافی ندارم اما ظاهرا مدتي در انجمن حجتيه بوده اند.از نظر فرهنگی نیز این جریان ، باز فکر می کند و لیبرال است . لذا نسبت به مسائلی مانند نظارت بر پوشش اسلامی جامعه و نظارت بر فیلمهای سینمایی و ممیزی کتاب و مبارزه با رواج کلمات لاتین در جامعه حساسیت لازم را ندارد .

يعني مشائی تنها ایدوئولوگ این جریان است؟

اگر شخص ديگري هم باشد كه اين جريان را از نظر فكري تغذيه می كند اطلاع ندارم و در اين زمينه بايد تحقيق بيشتري صورت گيرد اما در هر حال ارادت و شيفتگي احمدي‌نژاد به مشايي قابل انكار نيست.

آيا تحقيق بيشتر در زمينه شناسايي و ريشه‌يابي اين جريان سوم از سوي اصولگرايان انجام گرفته است؟

ريشه اين جريان‌ هر چه باشد تاثير زيادي در واقعيت ندارد و خيلي مهم نيست بدانيم كه آيا اين جريان مراد يا مرشدي دارد یا نه . واقعيت اين است كه الان قدرت به دست آنهاست و در چنين شرايطي ما بايد عملكرد آنها را مد نظر قرار دهيم .

خوب! با این وجود از عملكرد آنها راضي هستيد؟

قضاوت در مورد عملكرد دولت دهم زود است و بايد به دولت فرصت بيشتري داده شود تا ببينيم در اين دوره جديد چگونه عمل خواهد كرد اما به طور كلي اين دولت هم مانند هر دولت ديگري نقاط قوت و ضعفی دارد . مي‌توان از برخی کارهای دولت در عرصه سياست خارجي به عنوان نقاط قوت آن ياد كرد. ارتباط قوي با آمريكاي لاتين واخیراً برزيل كه در واقع حضور در حيات خلوت آمريكاست و همچنين گسترش روابط با كشورهاي آفريقايي و غيرمتعهد و حمایت بیشتر از حزب الله و حماس ، اقدامات خوبي بوده كه در اين دولت انجام گرفته و باعث شده است نقش ايران در تحولات سياسي منطقه خاورمیانه و جهان قوي‌تر شود.

اما رای مثبت 25 کشور ازمجموع 35 کشور عضو شورای حکام به قطعنامه ضد ایرانی اظهارات شما راتا یید نمی کند؟
با توجه به اینکه ما به دنبال يك نظم نوين جهاني هستيم و مي‌خواهيم روابط حاكم در سازمان ملل و شوراي امنيت را تغيير بدهيم و حق وتو را از بين ببريم ودر راه آزادی فلسطین تلاش می کنیم و با عنایت به نفوذي كه رژيم صهيونيستي در اروپا و آمريكا دارد و وابستگي بيشتر حكام كشورهاي عربي و اسلامي به آنها، طبيعي است كه كار ما در جهان بسيار سخت است و همين که این تعداد كشور در آژانس انرژي اتمی به آن قطعنامه رأي مثبت ندادند براي ما يك پيروزي است.

آیا تصویب این قطعنامه به معنای ضعف دیپلماسی ایران نیست؟

البته اگر دولت در ابتدا كشورهاي غربي را اميدوار نمي‌كرد و مسئله تبادل اورانيوم را ساده‌لوحانه مطرح نمي‌كرد ما شاهد صدور اين قطعنامه نبوديم. قبل از سفر احمدي‌نژاد به نيويورك ايشان در مصاحبه با يك شبكه آمريكايي در تهران زمينه طرح تبادل اورانيوم را فراهم كردند و جليلي هم در ژنو اين طرح را تائيد كرد و توافقاتی انجام داد که پخته نبود و اين مسئله غربي‌ها را اميدوار كرد و كار را تمام شده تلقي كردند اما بعد از مخالفت‌هايي كه در داخل كشور انجام شد و بخصوص نظر مخالف رهبري در اين زمينه، دولت در صدد اصلاح کار خود برآمد و آمريكا و كشورهاي اروپايي هم اين امر را بداخلاقي سياسي تلقي كردند . از اين رو من معتقدم دولت در ابتدا با طرح مسئله تبادل اورانيوم نوعي ساده‌انگاري به خرج داد اما بعد اين رفتار خود را اصلاح كرد .شايد هم اشتباه اصلي دولت اين بود كه مي‌خواست مسئله تبادل اورانيوم را با رابطه با آمريكا پيوند بزند و آمريكا با توجه به حوادث بعد از انتخابات اين پيشنهاد را نشانه ضعف ما تلقي كرد.

با توجه به اقداماتي كه به نام اصولگرايي صورت مي‌گيرد، بازشناسي مفهوم اصولگرايي ضرورت ندارد؟

نياز به كار فكري و نظري عميقي در اين زمينه احساس می شود . اصولگرايان بايد بنيادهاي فكري خود را تقويت كنند. به طور مثال آثار شهيد مطهري را حتي اگر قبلاً خوانده‌اند يك بار ديگر به دقت مطالعه كنند. همچنین در مورد آرمان‌ها و معيارهاي اصولگرايي بحث و بررسي شود ومشخص شود تفسیرها از ولايت فقيه، آزادي و عدالت و استقلال فرهنگی و ولایت فقیه و سایر اصول چگونه بايد باشد. درغیراین صورت الفاظ مشترك در حالي كه هر كدام مقصودي متفاوت از آنها داشته باشيم موجب اتحاد نخواهد شد.

به عنوان آخرین سوال نظر شما راجع به ارجاع لایحه هدفمند کردن یارانه ها به شورای نگهبان چیست ؟

این کار باید همان ابتدا انجام می شد. در واقع اکنون لایحه به مجرای قانونی خود بازگشت و از یک خلاف قانون و مهمتر ار آن از تمایل به استبداد جلوگیری شد. هم تذکر آقای توکلی و هم تصمیم آقای لاریجانی درست بود. این سخن رئیس جمهور که ماده 13 این لایحه را آن طور که من می گویم تصویب کنید توهین به مجلس و خلاف دموکراسی بود و مجلس نباید مسیر استبداد را هموار کند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟