خط انحراف در بحثهای قطبی
تا مرد سخن نگفته باشد
عيب و هنرش نهفته باشد
... و مربيان فوتبال البته بسيار سخن مي گويند؛ تريبون ها به طور رايگان در اختيار آنهاست و چنانچه در حرفهايشان حتي ته مايه اي از حقيقت موجود باشد، به دل مي نشيند.
به نوشته قدس؛ افشين قطبي بعد از شکست تيم ملي فوتبال ايران از اردن يکسره درحال توجيه و تحليل بازي تيم ملي است. حجم انتقاد از او بسيار کمتراز ميزان پاسخها و زمان پاسخگويي است که در اختيارش قرار گرفته و سرمربي تيم ملي با مانور روي محورهايي که با درصد بسيار ناچيزي و در حالي بعيد مي تواند موجب شکست تيم ملي باشد و يا بازي ضعيف آن را توجيه کند، مشغول پاسخگويي است.
اين روش حاکي از آن است که قطبي با ايجاد خط انحراف در بحث، وسيله اي مناسب براي دفاع از خود را به کار گرفته و جمعه شب در برنامه ورزش از نگاه دو به مجري گري جهانگير کوثري، خط کذايي را به سوي سياست هم کج کرد!
قطبي با بيان اينکه در پس و پشت انتقاد از او تمايلي سياسي براي کوبيدن وي وجود دارد، يک گارد دفاعي آهنين مقابل خود قرار داد و با عوامفريبي چنين وانمود کرد که گويا در کار وي هيچ ايرادي وجود ندارد و اين سياسيون و منتقدين منتسب آنان هستند که با هدف تخريب وي و وارونه جلوه دادن واقعيات تيم ملي به ايشان حمله مي کنند.
طي عبارتي ديگر قطبي گفت که افراد حسود نيز که چشم ديدن موفقيتهاي تيم ملي به رهبري او را ندارند، به انتقاد از تيم ملي مي پردازند و ما نمي دانيم قطبي از کدام موفقيت و يا حتي از کدام پيشرفت بطئي و گام به گام صحبت مي کند.
هر پديده اي و از جمله فوتبال به طريق علمي و فني قابل تجزيه و تحليل و بررسي است و پس از يک بررسي علمي به طور بسيار دقيق مي توان گفت که آن پديده آيا در جهت پيشرفت و توسعه در حرکت است يا سير نزولي را در پيش گرفته.
در ضمن اين عقل هم نزد منتقدين و کارشناسان فوتبال در ايران موجود هست که اگر تيمي رو به جوانگرايي آورد، چه مدت زمان طول مي کشد تا به سقف توان خود يا دست کم به شرايط متعادل برسد. از اين رو هر انتقادي را نمي توان و نبايد غيرمنصفانه، سياسي و يا ناشي از حسادت دانست.
افشين قطبي با بيان اينکه منتقدين وي اهداف سياسي را دنبال مي کنند از يک سو کار خود را با اهميت تر از آنچه هست جلوه داد و از طرف ديگر به مسؤولان فوتبال ايران هم اتهامي وارد کرد که حالا بايد آن را ثابت کند و گر نه مي توان عليه وي اقامه دعوا کرد.
آنچه در تيم ملي مي گذرد و آنچه از سوي منتقدين عنوان مي شود و همچنين آنچه از سوي مسؤولان فوتبال در فدراسيون يا سازمان تربيت بدني مايه تصميم گيري درباره سرمربي تيم ملي مي شود، هرگز بار سياسي - به معناي اخص کلمه- ندارد.
يک تصميم ورزشي شايد از سوي مقامي سياسي به عنوان معاون رئيس جمهور در سازمان ورزش اتحاذ شود، اما لزوماً تصميمي سياسي نيست. زيرا فقط به مسايل ورزش نظر دارد. بنابراين حرف بيراه قطبي را که قصد داشت با ايجاد يک خط انحراف، اصل موضوع را سياسي جلوه دهد، بايد يکسره مردود دانست.
چنان که اهل فوتبال مي بينند و مي دانند، هيچ اراده سياسي در پشت انتقاد از قطبي وجود ندارد. حتي اگر اين انتقادها از سوي چهره هاي فعال در حوزه سياست ايران ابراز شده باشد. آنچه در اين باره گفته مي شود، اکيداً نظر به منافع ملي- ورزشي ايران دارد و جناب قطبي بيهوده توپ را به دروازه سياست شوت مي کند.


