روانشناسی مجرمان تیزهوش!!
حسن فاتحی از کاربران "تابناک" در مطلب ارسالی خود آورده است:
مجرم به افرادی گفته می شود که بر اساس عللی نمی توانند در چهارچوب قانون عمل نمایند و هنجارشکنی می کنند البته طیف گسترده ای در زیر مجموعه مجرمین قرار می گیرد و انواع بزه های اجتماعی مثل قتل و سرقت و قاچاق و ... را شامل می گردد:
وقتی ما به کتب آسیب شناسی اجتماعی مجرمین مراجعه می کنیم معمولا" علل در سه دسته زیر خلاصه می گردد:
1- دیدگاه اقتصادی و طبقاتی افراد: هرچه به فقر و نداری بیشتر نزدیک شویم آمار جرم بیشتر ملاحظه می شود.
2- دیدگاه روانشناختی: نبود شیوه های تربیتی مناسب ـ انواع مشکلات روحی روانی افراد ـ عدم کارآیی در استفاده از شیوه های مناسب برای مبارزه با مشکلات زندگی.
3- دیدگاههای اجتماعی: تاثیر بحرانها و آسیب های جامعه در گرایش افراد به جرم.
ولی بنده فکر می کنم علت مهم دیگری نیز وجود دارد که معمولا" کمتر بدان پرداخته می شود و آن تاثیر نادرست و ویرانگر مدیران نالایق و مسئولین فرهنگی و تربیتی جوامع می باشد که با وجود حداقل توان هوشی و توامندی های خلاق بر اساس موج گروه گرایی و رابطه گرایی بر صندلی مدیریتی می نشینند.
و چون خودشان به نوعی از روح بیماری برخوردارند تلاش می نمایند با رابطه گرایی و استفاده از روشهای تیمی و بده بستان های درون گروهی مشکلات پیش رو را حل نمایند و تمایل شدیدی به برجسته نمودن ضعف های افراد پیرامونی نشان می دهند. درست برخلاف اصول مدیریتی مبتنی بر ایجاد انگیزه بر اساس شیوه های روانشناسی و به همین خاطر نیز افرادی را که باب روح خود نیافتند مورد فشار گروهی دسته جات فشار خود قرار می دهند و در نهایت چنین مدیرانی انگیزه های جرم را در افراد به وجود می آورند!!
من فکر می کنم افرادی که استعداد برجسته ای دارند و یا به نوعی از نبوغ بهره مندند اگر فرصت کار بدان ها داده نشود و مورد طرد مدیران مشکل دار قرار گیرند اینها در نهایت یا منزوی می شوند و یا اینکه تمایلات انتقام اجتماعی در آنها شکل می گیرد.




