هیاتمدیره و مدیرعامل پرسپولیس را برای دزدشناسی محاکمه کنید
با کنار رفتن عباس انصاریفرد از مدیرعاملی پرسپولیس کم کم مشخص میشود در دوره حضور وی در این باشگاه چه بر سر این تیم آمده و در یکی از مهمترین این اتفاقات پرونده قراردادهای سنگینی که با بازیکنان گمنام این تیم بسته شده، رو میشود تا چارهای جز درخواست برای پیگیری حقوقی این تصمیمات و برخورد قانونی با مسببین چنین اقداماتی که پرسپولیس را اینچنین آبستن التهاب کرده نباشد و برای مشخص شدن هویت اشخاصی که جیب مردم را خالی کردهاند، در پی دستور قضایی و یا به دنبال ورود سازمان بازرسی کل کشور بود.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ شایعات تکاندهند و باورناپذیر بود و از همین حیث رسانههای رسمی ترجیح دادند صحت و سقم آن را از زبان سرپرست پرسپولیس جویا شوند تا حبیب کاشانی پس از پیروزی پرسپولیس در هفته سیزدهم صراحتاً شایعات را تایید کند: "براساس اسناد و قراردادی که در باشگاه پرسپولیس موجود است، دو بازیکن برزیلی این فصل برای دو سال حضور در پرسپولیس یک میلیون و 600 هزار دلار دریافت خواهند کرد. البته این یک تصمیم مدیریتی است که آقای عباس انصاریفرد اقدام به آن کرده اند. متاسفانه ما در باشگاه پرسپولیس با بدهی های زیادی مواجه هستیم که هر روز بر تعدادشان نیز افزوده می شود."
عباس انصاریفرد برای تیاگو و وسلی دو برزیلی که تا پیش از این کسی نامشان را نشنیده بود، هزینهای سرسام آور و خارج از سقف قرارداد انجام داده اما برای علی کریمی حاضر نشد سقف قرارداد مندرآوردی پرسپولیس را بشکند و با هیاتمدیرهای که برخی از ایشان پیش از حضور در پرسپولیس، یک روز در لیگ دسته یک نیز پا به توپ نشده بودند، تصمیم گرفت جادوگر را که به اندازه این دو بازیکن به علاوه چند بازیکن دیگر توانمندی دارد، جذب نکند. او به قول خودش برای دریافت رضایتنامه این دو بازیکن 450 هزار دلار پرداخت کرده و همانگونه که مدیرعامل سابق پرسپولیس مدعی شده، اینها بازیکن کنار خیابانی نیستند اما در اسناد مالی آن گونه که کاشانی میگوید حداقل 500 هزار دلار هزینه اضافهتر وجود دارد!
راستی این دو بازیکن که خیابانی نیستند برای پرسپولیس چند گل در این هفتهها به ثمر رساندهاند و علی کریمی چند توپ برای استیلآذین از خط دروازه عبور داد؟ آیا میتوان مشخص کرد این دو بازیکن دقیقاً کجای لیگ برزیل بازی کردهاند و در کدام تیمهای لیگ دسته یک این کشور موفق بودهاند که سر از پرطرفدارترین باشگاه ایران درآوردهاند؟! فلامينگو، سائوپائولو، گرمو، اينترناسيونال، پالميراس، فلومينزه و یا واسکودوگاما؟! کارنامه این دو بازیکن در باشگاههای برزیل چه بوده و چند لیگ به ثمر رساندهاند که 450هزار دلار تنها رقم رضایتنامهشان است؟

اینها که کنار هم گذاشته میشود، گفتههای محمد دادگان در اردیبهشت ماه تازگی پیدا میکند: "مديران مربيان را بركنار ميكنند و وقتي تيم را بستند و زد و بندشان را كردند يك سرمربي جديد را انتخاب ميكنند. به خدا اينهايي كه ميگويند ايثار، گذشت و فداكاري بر عكس عمل ميكنند. عدالت، گذشت و ايثار معاني وارونهاي به خود گرفته است. من چطور ميتوانم قبول كنم كه به من 400 ميليون بدهند. اين حرفهاي يك معلم است و نه رئيس يك فدراسيون. من را بخواه تا به شما بگويم كه چگونه پولهاي بيتالمال به اين فوتبالي كه نه سر دارد و نه سامان واريز ميشود."
البته شاید این گفتههای رئیس سابق فدراسیون فوتبال که برحسب اتفاق پرسپولیسی است ربطی به این تیم نداشته باشد و از اظهاراتش سوء برداشت شده باشد اما هنگامی که متوجه میشویم یکی از اصلیترین بهانههای سرمربی پرسپولیس برای عدم نتیجه گرفتن پرسپولیس که علیرغم متهم بودن به دائمالخمری با یک میلیون دلار جذب شد و بعد توسط همان انصاریفردی که جذبش کرد متهم به غیرحرفهای بودن شد، بستن تیم توسط دیگران در فصل جذب بازیکنان است، چه میتوان برداشت کرد؟
واقعاً چه قاعده و اصول فنی و مالی در جذب این مربی و بازیکنان اینچنینی در فصل اخیر وجود داشته که همه از آن بیخبریم و اگر وجود قواعدی وجود داشته و رعایت شده به چه دلیل بیان نمیشود؟ آیا میتوان توجیهی برای جذب سرمربی و دو بازیکن با مجموع 2600000 دلار آورد؟ چرا هرگاه مدیرعامل و هیات مدیره پرسپولیس برکنار شده یا استعفاء میدهند، دیگر هیچکس سراغشان را برای پاسخگویی نمیگیرد و آنها که از بیتالمال سوءاستفاده کردهاند، به دادگاه کشیده نمیشوند؟
عباس انصاریفرد مدعی میشود: "یک عده دیگری، همینها که اسمشان را میدانید پولهای پرسپولیس را خوردند و دادسرا و شکایت سهم من شد. من تنها مدیر تیم بودم که از چک شخصی برای پرسپولیس هزینه کردم و دچار مشکلات شدم. کدام مدیر تا به حال این کار را غیر از من کرده بود؟ همین آقایان آن زمان در هیأتمدیره تیم به من گفتند برای تیم از چکهای شخصیات هزینه کن و بعداً آنها را گردن نگرفتند تا مشکلاتش به دوش من بیفتد. حالا هم دوباره ماجرای همان سالها دارد تکرار میشود. من حتی ریالی از پرسپولیس برای خودم برنداشتم. این اتهام دروغی بزرگ است." و بنابر این برای اینکه مشخص شود وی راست میگوید و بیش از این حیثیتش لکهدار نشود، او و سایر اعضاء هیات مدیره این باشگاه را در دوره حضورش باید به دادگاه فراخوانده و محاکمه کرد تا اگر دزدی و کلاهبرداری در کار بوده و پولی خورده شده، تکلیفش مشخص شود و اگر این هیات مدیره نقش نداشته و گروه دیگری خوردهاند، رسیدگی شود و شخص یا اشخاص دزد و شیاد به سزای عملشان برسند.

چرا باید در این باشگاهی شبه دولتی که با بیتالمال یا همان حق ملت ایران اداره میشود، پولهایی خورده شود و این تخلفات سنگین مالی که انصاریفرد نیز به گردن نمیگیرد اما وقوعش را تایید میکند، صاحب نداشته باشد؟ چرا نباید معلوم شود دزد در این باشگاه چه کسی بوده و تلاش نمیشود به جای جمع کردن اوضاع، آن را باز کرد تا مردم درک کنند در این تیم چه میگذرد؟ چرا باید علاوه بر قراردادهای میلیون دلاری، با کلینکی قرارداد بسته شود که در ازای سپردن یک طبقه باشگاه به آن و همچنین دادن برند پرسپولیس به آن، تنها مکلف به درمان بازیکنان این تیم به صورت رایگان شود و دوستان نیز لازم نبیند در این اوضاع برخلاف تا چندی پیش که صبح تا شب مصاحبه میکردند، جواب تلفنشان را بدهند؟
دزدشناسی آزمونی است که این روزها در پرسپولیس هرکس برایش به جوابی میرسد و شاید همان محکمه بهتر بتواند ماهیت آنهایی که از این باشگاه منتفع شدهاند مشخص کند. آیا سازمان ورزش در پی احیاء بیتالمال برخواهد آمد یا از خیرش میگذرد؟ شاید سازمان بازرسی کل کشور این بار نیز بتواند خلاء پیگیری تخلفات در ورزش را پر کند و گروهی کارآزموده را برای مشخص کردن تکلیف تخلفات پرسپولیس و ماهیت متخلفین، راهی این باشگاه کند اما آیا این دستگاه نظارتی بار دگیر قدرتمند ورود پیدا خواهد کرد و بازرسیها را آغاز خواهد کرد؟





