صفحه خبر لوگوبالا تابناک

کورس رکابزنان ایران با مرگ

این سوانح کمتر به یک تصادف نه چندان شدید ختم شده و عمدتاً با آسیب‏دیدگی شدید رکابزنان و یا مرگ در همان محل سانحه که یک سوی آن دوچرخه‏سوار و سوی دیگر خودروی سواری یا سنگین بوده، همراه گردیده اما در سال‏های گذشته هیچ‏گاه اقدام کارآمدی برای حل این معضل فراگیر صورت نپذیرفته تا دوچرخه‏های له شده به همراه صاحبین‏شان زیر چرخ خودروها همچنان گاه و بی‏گاه به عنوان خبری تاسف‏آور شنیده ‏شود.
کد خبر: ۶۸۲۲۰
| |
7523 بازدید
مرگ دوچرخه‏سواران ایران در جاده‏های کشور در طول چند سال اخیر به کرات به وقوع پیوسته است اما متاسفانه هیچ اقدام جدی برای کاهش این مرگ و میرها به وقوع نپیوسته است و همین طرز برخورد، نگرانی‏های فراوانی را پیرامون احتمال تکرار و حتی افزایش چنین اتفاقاتی به همراه آورده است.

به گزارش خبرنگاران ورزشی تابناک؛ در سالیان اخیر بسیاری از دوچرخه‏سواران پرسابقه برای تمرین پا در رکاب گذاشته و در جاده‏هایی که برخی از آنها واقعاً عبور دوچرخه‏سوار بالقوه خطرناک تلقی می‏شود، کیلومترها پیموده‏اند اما همواره رویه به وقوع پیوسته به همین سهولت نبوده و در بسیاری از اوقات سوانحی را به همراه داشته که حرفه‏ای‏ها دوچرخه‏سواری را از حضور در جاده‏ها منصرف و یا تا حدود زیادی نسبت به نحوه چنین تمریناتی محتاط ساخته است.

این سوانح کمتر به یک تصادف نه چندان شدید ختم شده و عمدتاً با آسیب‏دیدگی شدید رکابزنان و یا مرگ در همان محل سانحه که یک سوی آن دوچرخه‏سوار و سوی دیگر خودروی سواری یا سنگین بوده، همراه گردیده اما در سال‏های گذشته هیچ‏گاه اقدام کارآمدی برای حل این معضل فراگیر صورت نپذیرفته تا دوچرخه‏های له شده به همراه صاحبین‏شان زیر چرخ خودروها همچنان گاه و بی‏گاه به عنوان خبری تاسف‏آور برای جامعه دوچرخه‏سواری ایران شنیده ‏شود.

در این میان اگرچه فدراسیون برای برخی ملی‏پوشان و چهره‏های شاخص خودروی اسکورت درنظر گرفته و دوچرخه‏سواران مطرح در بسیاری از تمرینات بدون خودروی همراه ریسک کیلومترها رکابزنی را در جاده را به جان نمی‏خرند اما هنوز بسیاری از دوچرخه‏سواران بدون اسکورت به جاده می‏زنند و در حالی جانشان را برای تمرین در دست گرفته‏اند که تضمینی برای سلامت‏شان در جاده‏های پر و پیچ و خم کشور وجود ندارد؛ هرچند مواردی نیز بوده که علی‏رغم اسکورت، باز هم رکابزنان دچار سانحه شده و جان خود را از دست داده‏اند، لکن احتمال چنین اتفاقی به مراتب کمتر از حضور یک یا چند دوچرخه‏سوار بدون خودروهای حامی در جاده‏ها است.



در کنار این حرکت برخی حرفه‏ای‏ها، گروهی از نیمه‏حرفه‏ای‏های دوچرخه‏سواری هم جاده‏های پرخطر را بدون همان اندک نگاه کارشناسی، محل تمرین خویش ساخته و عملاً خود را در معرض برخورد با وسایل نقلیه‏ای قرار داده‏اند که می‏تواند ایشان را نیز در ردیف قربانیان دوچرخه‏سواری در جاده‏ها به عنوان عاملین رفتاری پرخطر قرار دهد.

در این شرایط فدراسیون دوچرخه‏سواری می‏بایست به این موضوع توجه داشته باشد، با وجود آنکه بخش قابل توجهی از این رکابزنان به صورت شخصی راهی جاده‏ها می‏شوند لیکن چنین رویه‏ای از فدراسیون مذکور چه به لحاظ اخلاقی و چه از نظر حقوقی به طور کامل سلب مسئولیت نمی‏کند و از این حیث ضروری است با قانونگذاری و همچنین تامین امکانات برای حمایت از گروه‏های دوچرخه‏سواری، ریسک وقوع چنین سوانح دلخراشی را به حداقل کاهش داد.

لذا به نظر می‏رسد، می‏توان ضمن سامان بخشیدن به تمرینات انفرادی و رکابزنی گروهی دوچرخه‏سواران حرفه‏ای، با اسکورت‏های ویژه و متعدد که ترجیحاً خودروهای نیروهای انتظامی به عنوان مسئول باشد، خطرات جاده‏ای را برای قهرمانانی که تعداد قابل توجهی از آنان تنها امیدهای ایران در تورهای بین‏امللی به شمار می‏آیند، به حداقل ممکن برساند.

همچنین درج بندی در قوانین راهنمایی و رانندگی که منع دوچرخه‏سواری حداقل در جاده‏‎های پرخطر را اعلام کرده و رکابزنی در سایر جاده‏های کشور را منوط به اخذ مجوز از راهنمایی و رانندگی با ارائه معرفی‏نامه از فدراسیون دوچرخه‏سواری نماید، می‏‎تواند باعث شود تا هیچ دوچرخه‏سواری بدون اسکورت و با تصمیم شخصی راهی جاده نگردد و عملاً تصادفات دوچرخه‏سواران با خودروهای نقلیه به صفر نزدیک شود.

البته شاید مجموعه فدراسیون دوچرخه‏سواری برای مرتفع شدن این نگرانی راهکارهای عملی‏تری نیز مدنظر داشته باشد اما آنچه حتمی بوده و نمی‏توان به آن بی‏توجه بود، این است که با عدم رسیدگی جدی به چنین وقایعی تنها آمار کشته‏شدگان و مصدومین حوادث این رشته افزایش یافته و این زنگ خطری جدی برای پایان دادن به کورس رکابزنان ایران با مرگ باشد. کورسی که همواره مرگ در آن سبقت گرفته است.
اشتراک گذاری
گزارش خطا