كاپلو خودش را گم نميكند
كسب 8 برد متوالي در دور مقدماتي جام جهاني فوتبال 2010 و نيل به مجوز صعود به دور پاياني در فاصله 2 دور به پايان اين پيكارها موجي از اميدواري و نگاه مثبت را در جامعه انگليس ايجاد كرده و مردم اين كشور از حالا با اطمينان از فتح اين جام ميگويند. اين در حالي است كه از اولين و آخرين مرتبه قهرماني انگليسيها در جام جهاني 44 سال ميگذرد و طي اين مدت بالاترين رتبه آنان، به دست آوردن مقام چهارمي در جام 1990 بوده است.
به نوشته جام جم؛ به همين سبب است كه فابيو كاپلو به مردانش اكيدا تذكر داده است كه تعريف و تمجيدهاي صورت گرفته از خود طي هفتههاي اخير را چندان جدي نگيرند و اصلا باور نكنند از حالا مهمترين جام فوتبال جهان را در مشت خود دارند. حتي كارشناسان و كساني كه تحقيقات فزونتري را پشتوانه كارها و گفتههاي خود قرار ميدهند، معتقدند انگليس ميتواند بعد از برزيل و اسپانيا مدعي سوم فتح جام برشمرده شود و اگر شرايط ياري كند، تا رده نخست جدول شانس داران ارتقا يابد.
البته مربي 63 ساله و سرد و گرم چشيده و ايتاليايي تيم ملي انگليس معتقد است شاگردانش توانايي بالقوه برابري با بهترينهاي جهان فوتبال را دارند و در اين خصوص كموكسري خاصي ندارند، اما او هر برآورد بيشتر و بهتري را يك نوع افراط ميداند و ميگويد براي قهرمان شدن در مسابقههايي در اندازههاي جام جهاني بايد فاكتورهايي بيشتر و بهتر از استعداد صرف در اختيار داشت و به عنوان مثال بدشانس نبود، آسيبديدگيهاي زيادي را متحمل نشد و از قرعه و شرايط مساعد جوي و روحي و حتي تغذيه و تدارك قوي برخوردار شد؛ چيزهايي كه اينك هيچ تضميني درخصوص آن وجود ندارد و با اين اوصاف ميتوان رهنمود كاپلو براي تيمش را منطقي شمرد.
حساب و كتاب
سرمربي سابق ميلان، رم، يوونتوس و رئال مادريد كه در اولين تجربه مربيگرياش در سطح ملي، در انگليس عالي عمل كرده است، در فاصله 8 ماه تا شروع رقابتهاي بزرگ آفريقاي جنوبي ميگويد: «ما قدمهاي اول را بدرستي و با قوت برداشتهايم و اينك در دور نهايي حاضريم، اما هيچ چيزي بيش از اين وجود ندارد و باقي مسائل فقط تصورات و احتمالات است. ما تيم قدرتمندي در اختيار داريم و خوب هم بازي ميكنيم، اما اگر خودمان را گم كنيم و صاحب اين تفكر اساسا غلط شويم كه در مسير تصاحب قطعي عنوان قهرماني قرار داريم، اشتباه بزرگي كردهايم. بر عكس بايد واقعبيني خود را حفظ و در آينده نيز كار و تلاش و برنامهريزي كنيم و با حساب و كتاب به ميدان بياييم. روحيه نفرات ما نيز بعد از پيروزيهاي مكرر اخير ارتقا يافته است و اين باور بنيادين را داريم كه اگر در برابر بهترين تيمهاي جهان نيز قرار گيريم به اندازه آنها شانس براي پيروزي داريم، اما اين بدان معنا نيست كه از حالا آن مسابقهها را بردهايم و كار تمام شده است. توصيه من به شاگردانم اين بوده است كه در اين هجمهها گم نشوند و حرفهايي را كه مربوط به قطعيت قهرمانيشان است، باور نكنند و فقط به كار و تلاش و تفكر عميق بپردازند.»
جلب اعتماد
يك توفيق عجيب كاپلو در انگليس جلب اطمينان و اعتماد فوتباليستهاي فوقحرفهاي بوده است كه در بدو ورود وي به اين كشور، دل خوشي از او نداشتند و شهرت او درخصوص نظمگرايي مفرط و خشك بودنش سدي ارتباطي را بين دو سو ايجاد ميكرد و اين احتمال را قوت ميبخشيد كه او و ستارههاي مغرور و پر افاده انگليسي قادر به يك كار مشترك موفق نشوند. توفيقهاي بزرگ تيم ملي انگليس و ثبت فقط دو شكست در ايام زمامداري 21 ماهه دن فابيو آن ترس و احتمال را زدوده و اعتماد متقابل را جانشين آن كرده است و دو طرف اينك كاملا به يكديگر اطمينان و اعتقاد دارند و همسو شدهاند و مقاومتي منفي در اردوي انگليس در قبال اين سرمربي معروف وجود ندارد. خود كاپلو ميگويد: «سيستمهاي كاري من در انگليس هماني است كه همواره داشتهام و تفاوتي در آن پديد نيامده است و خوشبختانه بازيكنان نيز با آن همراه شدهاند. پيوسته با آنها صحبت ميكنم تا آنان به درستي دريابند كه من چه چيزي از آنها ميخواهم و همان را نيز تامين كنند. ما بازي به بازي بهتر شدهايم و از اين هم فراتر خواهيم رفت. من روزي كه مربيگري انگليس را قبول ميكردم، امروز را ميديدم و ميدانستم كه به اين نقطه از موفقيت ميرسيم، زيرا به خوب بودن اين دسته از بازيكنان اطمينان داشتم. وقتي ميگفتند آنها فقط در ديدارهاي باشگاهي ميدرخشند و در مسابقههاي ملي فروغي ندارند، برايم غيرقابل فهم بود. خوشحالم كه به همه ثابت شد آنها ميتوانند (و بايد) در تمام ميادين بدرخشند.»


