گفتار ديروز و امروز دادكان
از اولين روزي كه بحث حضور دوباره محمد دادكان در ورزش و بخصوص فوتبال پيش آمد تا امروز، هرگز نديدهايم مرد صريحگوي فوتبال ايران، تمايلي براي حضور دوباره در فوتبال نشان دهد.
به نوشته جام جم؛ او كه در دوره رياست صفايي فراهاني به عنوان مشاور رئيس در ساختمان محقر فدراسيون مشغول به كار شد و البته خيلي زود و پس از كنار رفتن فراهاني، خود را به ميز رياست رساند، همواره خود را در قالب يك منتقد به جامعه فوتبال معرفي كرد، اما همين منتقد (كه البته بيش از 3 سال روزه سكوت گرفته بود) امروز بر مسند جوابگويي گذشته و مديريت قبلي، سازمان ورزش را به باد انتقاد ميگيرد.
در اينجا اين ابهام شكل ميگيرد كه آيا محمد دادكان، همان مردي است كه خود را سواي از سياست و غرق شده در مديريت ورزشي و مديريت آموزشي معرفي ميكرد؟ آيا محمد دادكان كه خود را برخاسته از اصول اعتقادي پايين شهر ميداند، اصول گفتارياش را از ياد برده است؟ مردي كه روزهاي خود را طي 3 سال سكوت سنگينش در دانشگاه به تدريس براي آيندهسازان اين كشور گذراند، چه طرز فكري را مقابل دانشجويانش قرار ميدهد؟
بازخواني اتفاقاتي كه بر محمد دادكان گذشت، نشانههايي واضح از عميق بودن زخمهاي او دارد. او را پيش از سفر به جام جهاني زير فشار اخراج برانكو قرار دادند. دادكان هرگز اعتمادي به فرداي كارياش نداشت و اين كه كوچكترين عضوهاي تازه وارد سازمان تربيت بدني، او را پس از كنار رفتنش از ساختمان تصميمگيري فوتبال، با اتهامات سنگيني روبهرو كردند، نهتنها از ذهن او كه از ياد فوتبال ايران نخواهد رفت. شكي نيست پاسخ تمامي كارهاي زيربنايي و اعتباري كه دادكان در كارنامه فوتبال ايران ثبت كرد، آنچه بر او گذشت نبود.
امروز دادكان مقابل موجي كه براي بازگشت او به فوتبال راه افتاده و البته با رضايت و لبخند مسوولان رده اول دولت نيز همراه شده است، نه تنها واكنش مثبتي نشان نميدهد كه سعي ميكند موجي از تبليغات در مورد عملكرد خود و مديران سابق سازمان يا رئوس كنوني فدراسيون را پيش بكشد.
آفتاب نمونهاي بر آفتاب نيست اگر او بر عملكرد خود اعتقاد دارد، چه نيازي به واگويي اين حقايق است كه در دوره او تا مرز شكست دادن مكزيك رفتيم و انتظار رسيدن به مرحله حذفي جام جهاني را داشتيم، اما در دوره فعلي، با مديريت كنوني و در حالي كه راهي هموارتر از قبل براي جهاني شدن داشتيم، حتي به پليآف هم نرسيديم!
دادكان چه چيزي را با دست پس ميزند؟ آنچه خودش همواره خدمت به ميهن ناميده و از عرق ملي حرف زده است، كجا و چگونه در حرفها و رفتار دادكان خودنمايي ميكند؟ اويي كه 3 سال سكوت كرد و هيچ نگفت تا جو فوتبال ملي ايران پريشان نشود، چرا امروز كه زمان خدمتي دوباره است اين چنين در پي احقاق حق خود ميگردد؟ آيا غير از اين است كه همين سكوت او، همه چيز را به قياس كشيد؟
قياسي ميان او و كفاشيان، قياسي ميانتيم او و كفاشيان، قياسي ميان عملكرد تيم ملي در سالهاي زندگي دادكان و آنچه در سالهاي اخير بر تيم ملي گذشت! او روزه سكوتش را ميشكند، در حالي كه هيچ نيازي به آن نبود
دادكان، شخصيتي است با ويژگيهاي خاص كه او را از سايرين تميز ميداد. مهمترين ويژگياش ايستادگي روي گفتار بود. او امروز گفتار پيشين خود را زير پا ميگذارد.


