با ارفاق 10 میگیری رییس
مجلس شوراي اسلامي از امروز بررسي وزراي پيشنهادي رئيسجمهور را براي راي اعتماد آغاز ميكند. محمد عليآبادي به عنوان كانديداي وزارت نيرو معرفي شده است. اگر موفق به كسب آراي لازم نشود، آنگاه اين مسئله را بايد مرتبط با عملكردش در سازمان تربيتبدني بدانيم
به نوشته دنیای فوتبال؛ قرار است بیپرده باشیم. البته نه از آن پردههای خیامواری که چون برافتند نه تو مانی و نه من! نمرهای که به خودت داده بودی چند بود مهندس؟ آهان! یادمان آمد: «17» تو برای عملکرد خود تنها 3 نمره تا 20 فاصله گذاشتهای، تنها 3 نمره. آیا این تمام حقیقتی است که وجود دارد ؟ حالا با فریاد ميپرسیم: «آیا این تمام حقیقت است آقای مهندس علیآبادی؟» به چنین فریادی به خاطر حفظ «شان» حقیقت نیاز داریم. مگر آنکه در چنبره مصلحتاندیشی صرف گرفتار باشیم و خود نخواهیم کسی خوابمان را آشفته کند. نه! به رغم اعتقاد به تمام زحماتت، تو شایسته چنین نمرهای هیچگاه نبودهای؛ نگو بودهای. ما نتیجهگیریمان را بر مبنای آنچه ميبینیم انجام ميدهیم. حتی اگر متهم به داشتن عقلی در چشم شویم.
میتوان در اتاقی نشست و آنقدر از کارهای انجام شده حرف زد و حرف زد که دیگران را شرمنده ساخت. به وجود آوردن «احساس رضایــت درون سازمانی» روشی است که همیشه استفاده شده و باز هم خواهد شد. اما آنجا، پشت آن درها دنیای دیگری نیز وجود دارد. دنیایی که به آن ميگوییم: «باور مردمی.»
و تو مهندس علیآبادی اگر باور کردهای که «باور مردمی» را به دست آوردهای بهتر است دیگر چیزی نگوییم. این نوشته بر مبنای«روح جمعی» تعریف شده و نه «خود باوری ذهنی از عملکرد خود».
مهندس علیآبادی، رئیس سابق سازمان ورزش و وزیر احتمالی آینده! آنچه که ميبینیم ورزشگاههای نیمهساخته و رها شده فراوانی است که هر چقدر هم با آمار و ارقام بخواهیم برای آنها توجیه بیاوریم فایدهای ندارد. گفتم که مهندس خوشبختانه اینجا با افتخار ميگوییم که عقلمان به چشممان است و چشممان چیزهایی را ميبینند که آمار و توجیه های مدیریتی نمیتوانند کورش کنند.
امکانات ورزشگاههای شهرستانها در حدی کاملا معمولی است و اگر فضایی را فراهم ميکردید که به مردم گوشزد ميکرد سهمشان از حضور در ورزشگاه چیزی بسیار بیشتر از قانع شدن به چند دستشویی نیم بند و آبخوری« عهد باستان» و سیمانهای «صندلی مآب» است آنگاه حداقل به احترام این آگاهسازی شما را شایسته نمرهای خوب ميدانستیم . حالا خودت بگو مهندس. اعتراف به اشتباه اشکالی ندارد. آیا نمره تو واقعا 17 است؟
یکی از نمایندگان مجلس در گزارشی که منجر به تصویب طرح تحقیق و تفحص از سازمان تربیت بدنی شده آورده است:«120 میلیارد تومان برای المپیکی که گذشت هزینه کردیم و تنها 2 مدال آوردیم. در المپیک قبلی ده میلیارد تومان هزینه کردیم و 10 مدال آوردیم.»
کاری به نتیجه نهایی تحقیق و تفحص نداریم. اصلا ما آدم های یک لاقبا که پیروزی در ورزش را تنها برای خوش شدن دلهای خسته از رنج و کار روزانه ميخواهیم را چه به ورود به چنین بحثهای سنگینی. ما را شاد شدن با همان چند مدال بس است. همان چند مدالی که در المپیک نداشتیم.
از توضیحات کلان خسته هستيم مهندس و دوست داریم یک بار بدون دغدغه تیمهایمان را ببینیم که بدون کاسه چه کنم، چه کنم، ميروند المپیک و مدال ميآورند و پشت سرشان هیچکس برای خوابیدن در باد پیروزی نوبت نگرفته است. حالا خودت بگو مهندس علیآبادی؛ آیا نمرهات واقعا 17 است؟
باور نمیکنم. برخی سیاهنماییها را که در مورد عملکرد سازمان نوشته ميشود را باور نمیکنم. ولی چشمهایم را باور ميکنم و آنچه ميبینند. این خاصیت ما آدمهای عامی است آقای مهندس. چشمهایم ميگویند که در حادثه سقوط توپولف اتفاق بزرگی برای جودو افتاد و بعد از آن همه چیز فراموش شد.
چشمهایم ميگویند حاشیه از سر و کول فوتبال بالا ميرود و «متن» کاملا فراموش شده است. چشمهایم ميگویند دو باشگاه سوگلی ما در گدایی پول دست کمی از کولیهای سر چهارراهها ندارند. همین دو چشم دارند ميبینند که ورزشگاه نقشجهان اصفهان هر روز ناقصتر از دیروز ميشود و هر کسی تقصیر را به گردن دیگری مياندازد.
اصلا گردن ما از مو باریکتر. خودت بیا و در مراسم خداحافظی بگو مقصر کیست. چشمهایم ميگویند باید نگران بازیهای آسیایی گوآنگجو هم باشند. چشمها که دروغ نمیگویند آقای مهندس؟ ميگویند؟
حالا خودت بگو آقای علیآبادی. آیا نمرهات واقعا 17 است؟ شاید با ارفاق بتوان 10 داد. این واقعیت است. پس خداحافظ آقای مهندس علیآبادی. به انتظار افتخارآفرینی قهرمانانمان در میادین ورزشی ميمانیم، بیآن که هر موفقیتی را مدیون کسی جز خود آن ورزشکار باشیم . خداحافظ و بدان که خیلی خوش نگذشت.


