رئال به مربياش نارو زد!
اگر فرانك ريبهري هم به برنابئو نرود (و براي اين امر، زمان هر روز تنگتر و اندكتر ميشود) ميتوان ژابي آلونسو را آخرين خريد بزرگ رئال مادريد در تابستاني بسيار گرم و سرشار از خريدهاي درشت دانست.
به نوشته جام جم؛ آيا رئال مادريد واقعا به هافبك ليورپول نياز داشت؟ شكي نيست كه ژابي آلونسو، هافبك وسط، مدير و بازيساز است و چون اسپانيايي است، طبعا بهتر و سريعتر از ديگر خريدهاي اخير كهكشانيها، جذب محيط خواهد شد و كلاس بالا و قوهمديريت و شوتزنياش، چيزهايي است كه هر تيمي در سطح جهان به آن نيازمند است.
اما رئال در نقطه و منطقهاي وي را خريده كه پيشتر، محمد ديارا و لاسانا ديارا را در اختيار داشت و هرچند آمدن ژابي به معناي رفتن يكي از اين دو است، اما بهرغم جذب رائول البيول، اگر رئال يك مدافع وسط ديگر ميخريد، به نفعش بود و به اين متاع با احتساب كوچ فابيوكاناوارو ايتاليايي بيشتر نياز داشت تا به هافبكي كه بههرحال، با حضور امثال گوتي، اشنايدر، فان درفارت و گاگو امثال آن را فراوان داشته و اين استدلال هم كه اشنايدر و حتي گاگو رفتنياند، خريد يك هافبك وسط ولو خوب را موجه جلوه نميدهد.
لابد مانوئل پيگريني اينها را بهتر از هر كسي ميداند. آيا بايد به اين نتيجه رسيد كه فلورنتينوپرز مثل دوره اول رياستش بر رئال مادريد براي جذب نفرات تازه با سرمربي منتخباش صحبت و تفاهم نميكند و صرفا ملاحظات تجاري را مبنا ميگذارد؟
خورگه والدانو كه با رجعت اين ساختمانساز و زميندار بزرگ به برنابئو يك بار ديگر مدير فني اين باشگاه شده به جاي پاسخگويي به اين مساله ميگويد: با آمدن ژابي آلونسو، خريدهاي عمده و اصلي ما براي فصل 2010 - 2009 تمام شد. شايد خريدهاي ديگري هم داشته باشيم، اما هدف و بناي كارمان در اين لحظه اين نيست. قبل از شروع تابستان، پيگريني به من متذكر شد كه بايد در 2 نقطه خريدهاي مهمي داشته باشيم؛ يكي خط دفاعي و بخصوص مركز آن و ديگري در خط مياني و اين كاري است كه ما انجام دادهايم و ژابي آلونسو، جديدترين نمونه و محصول آن است.
برخلاف ادعاها
اما رئال در تابستاني كه رو به پايان است كريستيانو رونالدو، كاكا و كريم بنزما را هم استخدام كرد كه حتي اگر كاكا را هافبك بينگاريم، مردي مياني است كه فقط به حمله و گلسازي ميانديشد، بنابر اين اولين نتيجهاي كه ميتوان گرفت، اين است كه پرز و سردار اول او (والدانو) ابتدا به انباشت مجدد ستارهها در برنابئو و كهكشاني كردن آن ميانديشيدهاند و نه لزوما تامين ملزوماتي كه مربي سابق ويارئال در نخستين فصل حضورش در برنابئو براي كامل كردن كار خود بدان اعتقاد داشته است.
به گزارش مطبوعات اسپانيا، قراردادي كه رئال با ژابي آلونسو بسته، 4 ساله و به بهاي 30 ميليون يوروست، ليورپول اين تفكر و پشتوانه را داشت كه با احتساب حضور خاوير ماسكرانو آرژانتيني و البته استيون جرارد نيازي به يك هافبك وسط اضافي نداشت و لابد به همين خاطر بوده كه رافا بنيتس، مربي اسپانيايي مستقر در آنفيلد به جاي پاي فشردن بر مبلغ تعيين شده توسط خودش براي فروش آلونسو (35 ميليون يورو) ترجيح داده است كه طبق خواسته مالكان آمريكايي ليورپول (جورج جيلت و تام هيكس) عمل و كار را تمام و آلونسو را به برنابئو منتقل كند.
با هدف سودجويي
اما در جناح رئال معلوم نيست كه مديران باشگاه به چه ميانديشيده و به كدام سمت و سو چشم داشتهاند، اگر بخواهيم آمار و ارقام دقيقتري را به دست بدهيم، بايد متذكر شويم كه رئال در اين تابستان دقيقا 8 بازيكن جديد را با بهاي كلي بيش از 250 ميليون يورو جذب خويش كرده است.
اين رئاليهاي جديد كريس رونالدو، كاكا، بنزما، البيول و آلونسو كه پيشتر هم نامشان آمد و همچنين استپان گرانرو، الوارو نگردو و الوارو اربلوا هستند و جالبتر اين كه نفر آخر (اربلوا) مثل آلونسو از ليورپول به رئال كوچ كرده است.
در ميان آنها همان طوري كه لابد ميدانيد كريستيانو رونالدوي پرتغالي 94ميليون يورو (130ميليون دلار) آب خورد تا با درهم شكستن ركورد انتقال زينالدين زيدان از يوونتوس به رئال مادريد تبديل به گرانترين بازيكن تاريخ شود و البته كاكا هم كه 67 ميليون يورو هزينه استخدامش شد از 65 ميليون دلاري كه در سال 2001 صرف كشاندن رنيرو از دلآلپي به برنابئو شده بود، فراتر رفت.
پرز كه جاي رامون كالدرون، متهم به فساد و تقلب را در مقام رياست رئال گرفته و به پستي كه از 2000 تا 2006 در اختيار داشته، بازگشته است ميتواند مدعي شود كه تقريبا به تمام وعدههاي انتخاباتياش در زمينه خريد بازيكنان نامدار عمل كرده اما احساس عمومي در برنابئو و جامعه فوتبال اسپانيا اين است كه پرز يك بار ديگر به مربي منتخب خود نارو زده و نه براساس نيازهاي فني تيم و براي پر كردن خلاهاي نشان شده از سوي سرمربي، بلكه با تجارت و سودجويي هرچه بيشتر از نفرات تيمش دست به خريدهاي فوق زده است.
يك موج بزرگ
او كريس رونالدو را خريده زيرا ميداند با فروش يادبودها و پيراهن و ساير متاعهاي مزين به نام او و افزايش حق پخش تلويزيوني مسابقات تيمش ميتواند پول نجومي استخدام او را حداكثر در 6 ماه پس بگيرد و اين براي كاكا و بنزما هم صدق ميكند و تبليغي كه ميتوان روي اين نامهاي بزرگ صورت داد، بسيار بيش از آني است كه ميشد روي خريدهاي اصلي مورد نياز پيگريني انجام داد.
حتي در دوران اوج جواب دادن سياستهاي موسوم به كهكشانيها در مقطع اول رياست پرز، او همين برخورد را با ويسنته دلبوسكه موفقترين سرمربي منتخب خويش داشت و با جانشينان وي نيز برخوردي مشابه كرد و نگاه او به پيگريني نيز كه پس از چند سال حضور موفقيتآميز در جمع «زيردرياييهاي زرد( »ويارئال) دشوارترين و پرمسووليتترين شغل عمرش را پذيرفته، چنين بوده است.
پرز معتقد است با يك موج بزرگ تبليغاتي و با جذب ستارهها ميتوان عناوين را از مشت بارسلونا كه فصل پيش 3 جام بزرگ داخلي و خارجي را به دست آورد، بيرون كشيد و هر چند اين ادعا با شروع فصل جديد ليگ اسپانيا (از 7 شهريور) تست ميخورد اما به نظر نميرسد دلمشغولي اصلي پرز مساله فوق باشد.
او ابتدا به دنبال ايجاد فضايي پر از امكانات و راهها و گزينهها براي انجام كارهاي تجاري دلخواهش و مانور روي نام ستارهها با نيت فوق است و از اين طريق، خود را بيش از پيش در مسير مانورهاي تجاري دلخواه خود قرار داده و ساير تاجران را به قبول خواستههاي خود وادار خواهد كرد و ميتواند حرف اول را در اقدامات بعدي تجارياش بزند و اگر بزند با پول آن ميتوان ساير ستارهها را هم خريد.
آيا كافي است؟
بنابراين تا اطلاع ثانوي همه چيز در رئال و سرنوشت اين تيم در فصل جديد در دست پيگريني خواهد بود و اوست كه بايد با اين نفرات كار كند و بهترين تركيب را از ميان آنها بيرون بكشد و پرز و شركايش را به حال خود بگذارد تا كارهايي را كه گفتيم صورت دهند.
پرز در اواخر دوره اول رياستش در برنابئو تحت اين انتقاد قرار گرفت كه چرا بيشتر به فكر جذب ستارهها بوده و آنها را بر بازيكنان زحمتكشتر و بخصوص مدافعان ارجح شمرده و به چه سبب تيم را پر از خارجيها كرده و فقط يك بازيكن زبده اسپانيايي خريده است.
او اين بار قدري متفاوت عمل كرده و بعد از جذب البيول، اربلوا و آلونسو و با احتساب اين كه از قبل كاسياس و سرخيو راموس در برنابئو بودند، 5 تن از اعضاي تيم فاتح يورو 2008 را در باشگاهش در خدمت دارد؛ اما آيا كافي است؟
اگر پاسخ اين سوال اينك مشخص نيست و فقط در پايان فصل جديد روشن ميشود، اين مساله مشخص است كه پرز مثل دوره اول حضورش در رئال و حتي بيش از آن دوران تحت اين انتقاد قرار دارد كه با پرداخت ارقام كلان مورد بحث اصل رقابت جوانمردانه و منصفانه و پاياپاي را زير سوال برده؛ زيرا ديگران چنين پولهايي براي جذب ستارهها ندارند و به تبع آن زير سرمايههاي كلان پرز محو و ناپديد ميشوند و به تيم وي ميبازند و عناوين و جامها را به رئال و امثال آن ميسپرند.


