اگر چه عبدالمالک ريگي خود اهل يکي از طايفههاي بلوچ به نام ريگي و سني مذهب است اما اقدامات اين گروه نبايد موجب شکلگيري نگرشي منفي نسبت به قوم باسابقه و زحمتکش بلوچ شود كه داراي فرهنگ و زباني باستاني است، يا موجب ايجاد شكاف و اختلافات مذهبي با برادران و خواهران اهل تسنن شود.
کد خبر: ۵۶۰۶۱
کد خبر: ۵۶۰۶۱
| |
12227 بازدید
12227 بازدید
حكم اعدام دو تن از اعضاي گروهك "جندالله" به همراه عبدالحميد ريگي برادر سركرده اين گروهك در حالي روز شنبه منتشر شد كه چند روز پيش خبر اعدام 13 تن از اعضاي اين گروهك اعلام شده بود؛ گروهكي كه به سرکردگي عبدالمالک ريگي از چهار سال پيش تاكنون ناامنيهاي فراواني را در مرزهاي شرقي ايران ايجاد کرده است.
به گزارش خبرنگار ايسنا، اگرچه گروهک "جندالله" خود را مقاومت مردمي حامي حقوق بلوچهاي اهل تسنن ميداند و عبدالمالک ريگي در گفتوگوهايش با برخي از شبکهها تاکيد کرده که قصد جدايي طلبي از ايران ندارد و يک ايراني است(1) اما اقدامات تروريستي اين گروهك موجب کشته شدن ايرانيان زيادي اعم از نظامي و غير نظامي شده است. اين اقدامات که صرفا به قصد فشار بر دولت مرکزي جمهوري اسلامي ايران انجام ميشود، تنها موجب تشديد ترس، ناامني و خشونت گرايي در اين مناطق شده است، ضمن آنکه زمينه را براي فعاليتهاي گروههاي مشابه ديگر فراهم ميکند، اين مسايل قطعا بر شيوه زيست اجتماعي و اقتصادي مردمان استان سيستان و بلوچستان و به ويژه بر زندگي خود بلوچها تاثيرات نامطلوبي خواهد داشت.
استان سيستان و بلوچستان واقع در جنوب شرقي ايران از دو منطقه سيستان و بلوچستان تشکيل ميشود که منطقه سيستان شامل سه شهرستان زابل، زهک و شهرستان هيرمند است. منطقه بلوچستان از زاهدان که مرکز استان است، شروع ميشود و شهرستانهاي زاهدان، خاش، سراوان، ايرانشهر، سرباز، نيکشهر، چابهار و کنارک را در بر ميگيرد.
اگر چه عبدالمالک ريگي خود اهل يکي از طايفههاي بلوچ به نام ريگي و سني مذهب است اما اقدامات اين گروه نبايد موجب شکلگيري نگرشي منفي نسبت به قوم باسابقه و زحمتکش بلوچ شود كه داراي فرهنگ و زباني باستاني است، يا موجب ايجاد شكاف و اختلافات مذهبي با برادران و خواهران اهل تسنن شود. اين موضوعي است كه مقامات مسوول ايراني بارها بر آن تاکيد کردهاند، مثلا مولوي اسحاق مدني - مشاور رئيس جمهور در امور اهل سنت در گفتوگويي مطرح ميكند: "به طور حتم آمريكاييها و تندروها از تحركات ريگي استفاده ميكنند اما حركات او نه سياسي است نه مذهبي، بلكه از روي شرارت است(2).
صادقي، معاون سياسي امنيتي استاندار نيز عامل جنايت در تاسوكي را فردي بيسواد ميداند كه از سوي دشمن شناسايي و آموزش داده شد. وي با اشاره به حادثه تاسوكي و پس از آن حادثه دارزين تاكيد كرد كه دست استكبار پشت اين جريانها بود و ربطي به مسايل بومي و غيربومي بودن استان ندارد(3).
اگرچه موارد متعددي از اقدامات تروريستي در چهار سال گذشته رخ داده است عمدهترين موارد اين اقدامات را گروهك جندالله بر عهده گرفته است اما اين گروه برخي از اين اقدامات را منتسب به خود نميداند.
اولين گروگانگيري، 7 دي 84 در سرباز
9 مرزبان ايراني در تاريخ 7 ديماه سال 84 توسط اشرار در شهرستان سرباز گروگان گرفته ميشوند. چند روز بعد گروگانگيران يكي از آنها را كه سنيمذهب بود، آزاد ميكنند.
اين خبر در دوازدهم دي ماه سال 84 از سوي دكتر الهام، سخنگوي دولت تاييد ميشود. او در پاسخ به سوال خبرنگاري كه پرسيد برخي از اخبار مويد آن است كه تعدادي از سربازان ايراني در مرز ايران و پاكستان از سوي برخي اشرار دزديده شده و همين اشرار نيز اعلام كردهاند كه تعدادي از اعضاي آنها در خاك ايران در زندان به سر ميبرند، دولت براي آزاد كردن سربازان وطن چه اقداماتي انجام داده است؟ گفت: مرزنشينان كشور در راستاي ايجاد امنيت در كشور، همچنين كساني كه شما از آنها نام برديد، يعني سربازان، خدمات ويژهاي به ملت ميدهند. همه آنها براي ما غنيمت هستند. وزارت كشور اين مساله را با تمام قوا و به صورت همهجانبه پيگيري ميكند و اميدواريم به شكل مطلوب و با حفظ جان اين گروه زحمتكش اين مسأله خاتمه پيدا كند(4).
28 روز بعد يعني در 10 بهمن 84 علي جنتي، معاون سياسي وزير كشور از تحويل هفت مرزبان گروگان گرفته شده توسط اشرار در منطقه سيستان در شهرستان سرباز به مقامات ايراني خبر ميدهد و ميگويد: استوار نامجو كه قبلا از سوي گروگانگيران ادعا شده بود كشته شده، تحويل نشده است، اما مقامات ايراني خواستار تحويل وي يا پيكرش از جانب اشرار شدند(5).
روابط عمومي وزارت كشور نيز در همان تاريخ اعلام كرد كه اين افراد طي يك سلسله اقدامات فني امنيتي اطلاعاتي با تلاش معتمدان و بزرگان طوايف ذيربط، دولت مركزي و محلي پاكستان و مجموعه دستگاههاي امنيتي كشور بهويژه هيات اعزامي اخير به پاكستان، بدون ارايهي هيچگونه امتيازي به گروگانگيران آزاد شدند (6).
ماجراي تاسوکي در 25 اسفند 84
در بيست و پنجم اسفند 84، ماجراي معروف به "تاسوکي" رخ داد. حسينعلي شهرياري نماينده مردم زاهدان در مجلس، فرداي آن روز، كشته شدن 21 نفر از مردم زاهدان و زخمي شدن 5 نفر ديگر در محور زابل - زاهدان را تاييد ميكند و ميگويد اين حادثه به دست اشراري كه با لباس مبدل نيروي انتظامي و ماشين و امكاناتي شبيه نيروي انتظامي بودند رخ داده است. اين افراد به بهانهي كنترل كارت شناسايي و كنترل ماشينها مسير را بستند.
وي ادامه مي دهد: اشرار جلوي چشم زنان و كودكان، مردان را از ماشينها پياده ميكنند و دستها و چشمهاي آنها را ميبندند و در فاصلهي 20 متري از محل، آنها را ناجوانمردانه به رگبار ميبندند و 21 نفر را به شهادت ميرساند.
وي با اعلام زخمي شدن 5 نفر ديگر و اينكه اين مجروحان تحت درمان قرار گرفتهاند، تصريح ميكند: ظاهرا اشرار شب گذشته بعد از انجام عمليات ناجوانمردانه خود، شبانه به افغانستان گريختهاند(7).
در تاريخ 4 مرداد 85، دري نجف آبادي، دادستان كل كشور خبر داد: حدود چهار نفر از كساني كه در حادثه تاسوكي گروگان گرفته شده بودند، آزاد شدند و دو، سه نفر ديگر بيشتر در اسارت نيستند(8). در تاريخ 8 مرداد 85 مرحوم جمال کريميراد، سخنگوي وقت قوهي قضاييه از صدور حكم اعدام براي متهم دستگير شده در پروندهي جنايات تاسوكي خبر داد و گفت: اين حكم در محل وقوع جنايت اجرا خواهد شد. در اين پرونده غير از مورد اعلام شده، متهم ديگري به دستگاه قضايي تحويل نشده است(9).
جنايت دارزين در 23 ارديبهشت 85
واقعه دارزين در تاريخ 23 ارديبهشت ماه 85 به وقوع پيوست. شنبه مقارن ساعت 21:15 در كيلومتر 35 محور «بم ـ كرمان» در دو راهي «دارزين»، اشرار مسلح 12 تن از هموطنانمان را کشتند. در اين حادثه، اشرار مسلح كه گفته ميشود، تعداد آنها 8 تن بوده، در حالي كه پوشش ماموران انتظامي را بر تن داشتند، با متوقف كردن 4 دستگاه خودرو عبوري و پياده كردن سرنشينان، همگي را از ناحيه سر به گلوله بستند.
بدين ترتيب در حالي كشتار هموطنان به وقوع پيوست كه دو تن از افرادي كه سوار بر خودرويي در حال عبور از محل جنايت بودند، عليرغم اصابت گلوله به خودروشان موفق به فرار شده و با مراجعه به نزديكترين پاسگاه انتظامي، ماموران را در جريان حادثه قرار دادند.
در اين حال ماموران با حضور در منطقه «دارزين»، در حالي كه جستوجوها را براي يافتن اثري از حادثه آغاز كرده بودند با اجساد كشتهشدگان داخل گودالي در حوالي جاده «بم ــ كرمان» مواجه شدند.
از سوي ديگر بنا بر گزارشهاي دريافتي از صحنه وقوع جنايت، اشرار مسلح پس از به قتل رساندن سرنشينان خودروها، با مسدود كردن مسير، اقدام به آتش زدن خودروي قربانيان كرده بودند و در تمامي اين مدت، عاملان جنايت، پسربچه 12 سالهاي كه تنها شاهد قتلعام بود را به تير چراغ برق بسته بودند.
بر اساس اين گزارش در حاليكه رديابيهاي صورت گرفته جهت دستگيري اعضاي گروهي موسوم به «فداييان اسلام» ادامه داشت، سرانجام در آخرين اطلاع رسانيها در اين خصوص، سردار احمديمقدم، فرمانده ناجا درخصوص دستگيري عوامل تروريستي شرق كشور، اعلام كرد: تاكنون 7 تن از عوامل تروريستي حادثه اخير«بم ــ كرمان» دستگير، 6 تن كشته و سه تن متواري شدهاند.
پس از گذشت حدود 87 روز از جنايت «دارزين»، عصر 16 مرداد 85 يكي از عوامل اين حادثه تروريستي به نام «نجيبعلي كرزهاي» به دار مجازات آويخته شد.
در آن زمان طبق نظر جانشين قرارگاه عملياتي رسول اكرم (ص) در خصوص وضعيت «عبدالمالك ريگي»، وي بر اساس رد يابيهاي صورت گرفته، در خارج از مرز و جايي بين پاكستان و افغانستان است كه به دليل محدوديتهاي مرزي نميتوانيم وارد عمل شويم(10).
البته مسووليت اين حادثه توسط گروهك جندالله رد شده است. در تاريخ 29 مرداد 85 امير هراتي يكي از افراد ربوده شده توسط گروهك تروريستي «جندالله» در حادثه تاسوكي پس از 54 روز اسارت، آزاد شد و به آغوش خانواده بازگشت. او با اشاره به اظهار بياطلاعي سركرده گروه جندالله از حادثه دارزين، اظهار كرد: «عبدالمالك ريگي»، خودش به ما گفت كه تعدادي را در مسير «بم ـ كرمان» كشتهاند ولي من نبودهام، از اين رو هيچ مسووليتي در قبال اين حمله نميپذيرم، زيرا اين جنايت كار گروه ديگري بوده و آن گروه هيچگونه وابستگي به ما ندارد(11).
گروگان گيري سراوان 87
در نيمه شب 24 خرداد امسال، گروهي از اشرار و عوامل گروهک تروريستي جندالله در کمين غافلگيرانهاي، 16 نفر از کارکنان ناجا را در اطراف سراوان، به گروگان گرفته و آنان را به کشور پاکستان انتقال دادند كه به گفته محمدزاده فراهاني، معاون سياسي اجتماعي استاندار سيستان و بلوچستان، گروگانگيري اين افراد به دليل غافلگيري و اعتماد كاركنان به افرادي که نميدانستند عوامل چه كساني هستند، صورت گرفت.
سردار احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي نيز در تاريخ 15 آذر 87 گفت: متاسفانه تمامي گروگانهاي حادثه سراوان به دست گروهک تروريستي عبدالمالک ريگي به شهادت رسيدهاند(12).
بمبگذاري در مسجد علي ابن ابي طالب(ع) در خرداد 88
اما آخرين اقدام تروريستي در استان سيستان و بلوچستان در آستانه دهمين انتخابات رياست جمهوري انجام شد. در اين انفجار در مسجد علي ابن ابيطالب (ع) زاهدان تعداد 21 تن شهيد شدند. همچنين 182 تن مجروح شدند كه 87 تن از اين افراد به صورت سرپايي مداوا و از بيمارستانهاي زاهدان ترخيص شدند(13). همان زمان ، رييس دادگستري كل استان سيستان و بلوچستان از بازداشت يكي از عوامل اين انفجار خبر داد.
وي با بيان اينكه اين فرد دستگير شده احتمالا با گروهك ضد انقلاب در ارتباط بوده، گفت: عمدهترين گروهكهايي كه اقدام به عمليات تروريستي در اين استان ميكنند گروهك مالك هستند؛ اما هنوز به نتيجه قطعي نرسيدهايم كه اين انفجار توسط اين گروهك انجام شده باشد (14).
پس از اين حادثه شهرياري نماينده مردم زاهدان در مجلس شوراي اسلامي درباره حادثه انفجار بمب در زاهدان گفت: قطعا عوامل اين حادثه وهابيون هستند. جريحهدار كردن احساسات شيعيان مهمترين هدف وهابيون و سلفيون است به همين منظور مردم بايد مراقب باشند تا در دام توطئه و تفرقه قومي و مذهبي دشمنان گرفتار نشوند(15).
حضرت آيتالله خامنهاي، رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز در پي حادثه خونين تروريستي در زاهدان در پيام تسليتي با اشاره به آلوده بودن دست طراحان سياسي برخي قدرتهاي مداخلهگر و دستگاههاي جاسوسي آنان به ايجاد فتنه و برادركشي ميان مسلمانان بر هوشياري مردم، پيگيري مسوولان و توجه كافي به توطئه دشمنان با حفظ يكپارچگي و وحدت اسلامي و ملي تاكيد كردند(16).
در نهايت در تاريخ 23 تير 88 ، سيزده نفر از اعضاي اين گروهك اعدام شدند و به درخواست يكي از مراجع اطلاعاتي اجراي حكم اعدام عبدالحميد ريگي به تاخير افتاد. رييس كل دادگستري سيستان و بلوچستان افزود: اعدام عبدالحميد ريگي دو سه روز به تاخير افتاده، سپس اجرا خواهد شد(17).
در مجموع آنچه مقامات ايراني بارها بر آن تاكيد كردهاند، جلوگيري از ايجاد شكاف و اختلاف ميان قوميتهاي مختلف در ايران و شيعيان و اهل تسنن است در پي اقدامات گروهك جندالله است، در اين زمينه منطقه بلوچستان نيازمند توجهي جدي است. از يك سو دوري از مركز، فرهنگ بلوچ را با نوعي ناشناختگي و غربت در ميان ساير اقوام ايران روبهرو كرده است و از سوي ديگر افزايش جمعيت، بيسوادي، بيکاري و عدم اشتغال، نابرخورداري از امکانات زيربنايي چون بهداشت، آموزش، ورزش و تفريح، ضعف بخشهاي اقتصادي نظير صنعت، کشاورزي و دامپروري، نيز موقعيت بد جغرافيايي و اقليم بياباني و نيمه بياباني، هواي گرم وخشک، بارندگي ضعيف و نيز گسستگي فضايي-طبيعي با مراکز اصلي نظير پايتخت، شمال و غرب کشور اين منطقه را در حاشيه قرار داده و عملا سبب گسستگي فرهنگي و اقتصادي اين بخش با ساير نواحي کشور ميشود. اين موضوعات در كنار مرزهاي مشترك با پاكستان و افغانستان و اقدامات تروريستي گروهكهاي مختلف، ناامني و خشونتگرايي را در اين منطقه تشديد ميكند كه اين موارد نيازمند توجه جدي مسوولان است.