تيم اميد، مهمتر از تيم ملي
پس از حذف تيم ملي از دور رقابتهاي مقدماتي جامجهاني، اين تيم تا رقابتهاي مقدماتي جامجهاني 2014، ديدارهاي چندان حساس و مهمي پيشرو ندارد.
به نوشته جام جم؛ شايد رقابتهاي جام ملتهاي آسيا كه يكسال و نيم بعد برگزار ميشود مهمترين آوردگاه حضور اين تيم پيش از مقدماتي جامجهاني 2014 باشد، ولي نگاهي به ادوار اخير جام ملتها نشان ميدهد قدرتهاي برترA.F.C نظير استراليا، كرهجنوبي، ژاپن و عربستان اين مسابقهها را چندان جدي نميگيرند و با تمام قدرت در آن حاضر نميشوند تا اعتبار اين جام، فاصله بيشتري از رقابتهاي جامجهاني و حتي ديدارهاي مقدماتي و راهيابي به آن پيدا كند.
با چنين وضعي روشن ميشود حضور فوتبال ايران در المپيك لندن (2012) به مراتب ارزش و اهميت بيشتري براي كشورمان نسبت به ديدارهاي پيشروي تيم ملي فوتبال دارد. بويژه اينكه در نظر داشته باشيم از المپيك 1976 مونترال بدين سو، موفق به انجام چنين كار مهمي نشدهايم.
آنچه موجب در جا زدن و حتي پسرفت تيمهاي اميد ايران طي چند دوره اخير مسابقههاي راهيابي به المپيك شده است، رفع نشدن ايرادهاي عمومي و اختصاصي فوتبال ايران در رده سني اميد و ردههاي سني ديگر پايه است. به همين دليل اميد چنداني براي صعود تيم اميد به المپيك 2012 لندن هم باقي نمانده است. با اين حال نبايد از همه چيز نوميد شد و چشم از تواناييهاي بالقوه و بالاي بازيكنان و مربيان اين تيم شست؛ بازيكنان و مربياني كه در شروع حركت مهم خود با مشكلاتي مهم ولي فرابخشي روبهرو بودهاند.
بحث اختلاف مسوولان در انتخاب و گزينش سرمربي و متعاقب آن مخالفتهاي دبير كميته ملي المپيك براي نهايي شدن و امضاي قرارداد با اين سرمربي كه از ماهها پيش كار مقدماتي خود را آغاز كرده است در كنار مخالفت برخي باشگاهها به دراختيار گذاشتن نفرات مورد نظر سرمربي اين تيم و همچنين مشكلات گذرنامه اغلب بازيكنان و اعزام نصف و نيمه تيم به اردوي تداركاتي آفريقايجنوبي، مشكلات مهمي هستند كه هرچند نبايد نگاهي يكسويه و مطلق به آن انداخت، اما در عين حال به هيچوجه انكار جنبه بازدارندگي اين مسائل بر روند عملكرد و نتايج كار تيم المپيك ايران آسان نيست.
ترديد به تواناييهاي سرمربي تيم ملي (اعم از اميد و بزرگسال) امر تازهاي در فوتبال ايران نيست و متاسفانه در سالهاي اخير در حال تبديل شدن به اپيدمي است.
شايد گزينش و معرفي سرمربي توسط كميته فني قوي و مـسـتـقـل، ريـشـه ايـن مشكل باشد آنچنانكه بسياري، سرمربيان برگزيده را حاصل ارتباطات ناسالم كه نه، بلكه بدون ضابطه و خارج فوتبالي فرض ميكنند، بنابراين تكتك مربيان سالهاي اخير تيمهاي ملي اميد و بزرگسال با مخالفتهاي بعضا مخرب بيش از حدي روبهرو شدهاند، آنچنانكه نمودي مشهود بر عملكرد آنها و در نهايت نتايج تيمهاي فوتبال اميد و بزرگسال ايران داشته است.
افـشـيـن قـطـبـي، عـلي دايي، امير قلعه نويي، منصور ابـراهـيـمزاده، رنـه سـيـمـوئـز، مـحمد مايليكهن، برانكو ايوانكوويچ، ميرو سلاوبلاژهويچ و ... هيچيك از اين قاعده مستثنا نبودهاند، ولي اكنون توانايي غلامحسين پيرواني به شكلي متفاوت و مشخص از سوي فردي مورد ترديد قرار گـرفـتـه اسـت كـه مـسـوول تـامـيـن هـزيـنهها و برقراري حمايتهاي لازم براي تيم پيرواني تلقي ميشود.
تيم اميد، نماينده فوتبال كشورمان در راهيابي به مهمترين آوردگاه ورزشي پيشرو (المپيك لندن) است و مسلما براي موفقيت در رسيدن به چنين هدف دشواري نيازمند رفع تمام دغدغهها و چالشهاست، در غير اين صورت از هماكنون سرنوشت تلخ اين تيم هم قابل پيشبيني است.


