عليزاده: همه جوره بد آوردم
پس از حضور پرفروغش در فصل پنجم ليگ برتر در تيم پرسپوليس به استقلال پيوست. اتفاقا آنسال هم عبدالصمد مرفاوي در راس كادر فني آبيپوشان تهراني مشغول بود.
به نوشته جام جم؛ عليزاده توانست پس از يك فصل پرفروغتر در استقلال (فصل ششم) در فصل هفتم با ناصر حجازي و فيروز كريمي كارش را آغاز كند و در پايان همراه استقلال تحت امر امير قلعهنويي قهرمان جامحذفي شود. او در آغاز فصل گذشته قراردادش را 2 ساله تمديد كرد تا حالا يك فصل ديگر از قراردادش باقي مانده باشد و بار ديگر شاگردي مرفاوي را تجربه كند. عليزاده شايد جزو كمبازيكردههاي استقلال باشد، اما بيشك با اشتباهي كه در مصاف دربي برگشت برابر پرسپوليس مرتكب شد در رديف نفراتي قرار گرفت كه در صفحه تاريخ باشگاه استقلال نامش جزو بازيكنان تاثيرگذار ثبت شد.
يك فصل ديگر با استقلال قرارداد داري؟
بله. در فصل پيش و در زمان نقل و انتقالات با آقاي فتحاللهزاده صحبت كردم و از آنجا كه امير قلعهنويي هم نظرش روي من مثبت بود قراردادم را به مدت 2 فصل ديگر با اين باشگاه تمديد كردم.
فصل هشتم چطور برايت سپري شد؟
سختترين فصل فوتباليام را پشتسر گذاشتم. هرگز آن را فراموش نخواهم كرد.
به خاطر همان اشتباهت در مصاف با پرسپوليس؟
دقيقا همين طور است. از اوايل نيمه دوم بود كه قلعهنويي به من گفت خودم را گرم كنم. تيممان هم كه جلو بود و بازي داشت خوب پيش ميرفت، بنابراين قرار بر اين شد كه به ميدان بروم تا به واسطه قد بلندم در محوطه هجده قدم خودمان، توپهاي بلند را دفع كنم. من هم دقيقا همين كار را انجام دادم، اما در آن صحنه نميدانم چطور شد كه توپ را با دست زدم و آن همه حاشيه و جنجال در مورد من ساخته شد.
هيچ فكر ميكردي روزي در چنين شرايطي قرار بگيري؟
خدا را شاهد ميگيرم كه هرگز فكر نميكردم انسان تا اين حد هم از سوي وجدان خودش و هم از طرف هواداران تحت فشار قرار گيرد. از وقتي بازي تمام شد چهار، پنج روز شب و روزم قاطي شده بود و هيچ لحظهاي را بدون فكر كردن به آن دقايق و اتفاقات سپري نميكردم.
در كوچه و خيابان هم همين طور بود؟
باور كنيد 4 شبانهروز از خانه بيرون نرفتم. با اين حال انرژي منفياي كه از سوي هواداران استقلال به من وارد ميشد را احساس ميكردم. نهتنها من، بلكه خانوادهام و فاميل و دوستانم هم در تهران، كرمان و رفسنجان از اين بابت تحت فشار بودند. متاسفم كه خانوادهام چنين روزهاي سختي را به خاطر من تحمل كردند. در آن روزها خيلي گريه كردم و روزهاي سختي را پشتسر گذاشتم. قلعهنويي هر جا هست، اميدوارم موفق باشد چون با تماسهاي خود مرا دلداري داد و گفت تا هر وقت كه احساس ميكنم به استراحت نياز دارم در خانه بمانم و نگران تمرين كردن نباشم.
اما تو چندي قبل از آن بازي حساس يك گل به خودي ديگر هم زده بودي.
بله. برابر سپاهان بود كه در محوطه جريمه خودمان توپ پس از برخورد به سرم به تور چسبيد.
تو توپ را زدي يا توپ به سرت خورد؟
خير. توپ به سرم خورد. زماني كه من به هوا برخاستم همراه من يك مهاجم ديگر از سپاهان هم بههوا بلند شد و من چون ديد كافي روي توپ نداشتم فقط سعي كردم سرم را در مسير توپ قرار دهم تا آن را دفع كنم، اما از شانس بد من توپ درست به همان مسيري رفت كه نبايد ميرفت. در كل فصل خيلي بدي را پشت سر گذاشتم.
چرا اين اتفاق افتاد؟
انگار در استقلال قرار است هر فصل يك بازيكن چنين شرايطي را تحمل كند. مدتها پيش احمد مومنزاده دچار چنين بدشانسيهايي شد. پس از او رضا عنايتي يك فصل بد را داشت و پس از رضا هم آرش برهاني در فصل هفتم همه جوره بدشانسي آورد. فصل گذشته هم اين قرعه به نام من خورد و با يك بدشانسي بزرگ فصل را پشت سر گذاشتم.
هنوز هم آن را فراموش نكردهاي؟
خيلي وقت است كه آن اتفاقات را فراموش كردهام. درست روز قهرماني استقلال (ششم ارديبهشت) در مشهد بود كه وقتي سوت پايان بازي را شنيدم و قهرماني استقلال مسجل شد همه دردسرهاي آن خطا را فراموش كردم و اشكهاي آن روز من در جوار حرم امام هشتمع فقط اشك قهرماني نبود. شايد اگر استقلال به هر دليلي قهرماني را از دست ميداد امروز من عليزاده متهم اول قهرمان نشدن استقلال بودم و زير شديدترين فشارها قرار داشتم؛ چرا كه همه معتقدند پس از آن تساوي در دربي بود كه شرايط روحي رواني استقلال در ليگ برتر به هم ريخت.
چرا استقلال فصل هشتم را بد شروع كرد؟
عامل اصلي آن تغييرات گسترده در جمع نفرات تيم بود. ما ابتداي فصل گذشته بيش از ده پانزده بازيكن را به تيم خود اضافه كرديم كه هماهنگ شدن آنها با تيم نياز به زمان داشت. به همين خاطر ديديد كه با گذشت پنج شش هفته توانستيم در جدول يكه تازي كرده و از مكان هفدهم به صدر جدول برسيم.
تو فقط 5 بازي براي استقلال در تركيب فيكس بودي و بيشتر بهعنوان يار جانشين وارد ميدان ميشدي؟
خب، پرمهره بودن استقلال در فصل هشتم اين مشكل را نهتنها براي من بلكه براي خيليهاي ديگر هم به وجود آورده بود. من در تمرينات خيلي خوب بودم و همگان شاهد بودند كه هيچ چيزي از نفرات فيكس تيم كم نداشتم؛ اتفاقي كه براي عليرضا عباسفرد هم رخ داد. من و عليرضا پا به پاي آرش و سياوش در تمرينات كار ميكرديم، ولي به هر حال قلعهنويي كه نميتوانست در آن واحد هر 4 نفر ما را به زمين بفرستد.
بنابراين اگر اين مساله را به بدشانسيهاي من در فصل گذشته اضافه كنيد به جواب سوالتان پي ميبريد كه چرا من فقط در 5 بازي فيكس بودم.
خودت بگو چرا؟
در همان مسابقههايي كه به ميدان ميرفتم تا ميخواستم به خودم بيايم و فوتبال هميشگيام را ارائه كنم بازي تمام ميشد و پس از آن هم دوباره نيمكتنشين ميشدم. شما نميتوانيد از فوتباليستي كه هر چند هفته يكبار به ميدان ميرود انتظار داشته باشيد در حد و اندازههاي يك بازيكن هميشه ثابت ظاهر شود.
انگار در استقلال قرار است هر فصل يك بازيكن، بدشانسي را تحمل كند. مومنزاده عنايتي، برهاني و اينبار عليزاده ...
البته خودم هم بدشانس بودم. بعد هم كه آن اتفاقات رخ داد و يك گل به خودي زدم و آن خطاي پنالتي را مرتكب شدم تا فصل ناكاميهايم كامل شود. با اين همه، باز هم خدا را شكر ميكنم كه استقلال قهرمان شد.
با اين حال تو بهترين گلزن آسيايي استقلال هم شدي؟
(خنده) به هر حال هيچ كس براي استقلال 2 گل نزد، اما من در ليگ قهرمانان اين فصل 2 گل به ثمر رساندم و از اين حيث آمار بهتري نسبت به ديگران داشتم.
قبول داري كه هر دو گلت (به الاتحاد و الجزيره) هم مشكوك بود؟
به هر حال آنچه مهم است اين بود كه با آن دو گل استقلال از شكست خانگي برابر الاتحاد و شكست در مصاف با الجزيره نجات پيدا كرد. در ضمن من هرگز به گذشته فكر نميكنم و بيش از هر چيز به فكر آينده هستم.
از آينده گفتي. از سرمربيگري مرفاوي خوشحال شدي؟
بايد خوشحال ميشدم؟
به هر حال او پيش از اين مربي تو بوده و كاملا هم به تو اعتقاد داشته است. فكر نميكني حضور مجدد او در راس كادر فني به تو فرصت خواهد داد كه بازي براي استقلال را بيشتر از فصل پيش تجربه كني؟
خير. در زمان قلعهنويي هم من مورد توجه وي قرار داشتم و اينطور نبود كه به من اعتقاد نداشته باشد.
اما خب من چون توسط آقا صمد به استقلال آمدم و يك فصل خوب را هم كنار وي تجربه كردم ميتوانم بگويم از اين تصميم كادر مديريتي باشگاه خوشحال شدم.
تو براي مرفاوي بازيكن به درد بخوري بودي. اينطور نيست؟
من در آن فصل هفده هجده امتياز را به تنهايي براي استقلال كسب كردم و پرتابهاي اوت دستيام حسابي شهره خاص و عام شد.
از اين بابت كه نامت در تاريخ فوتبال ايران به عنوان اوتانداز ثبت شده است چه حسي داري؟
حس خاصي ندارم و فقط از اين بابت كه توانستم از اين استعداد و توانايي ذاتيام در مسير خوشحال كردن دل هواداران استقلال و ديگر تيمهايي كه برايشان بازي كردم، استفاده كنم خوشحالم.
آن زمان كه تو با اوت استقلال را به گل ميرساندي خيليها شيوه و عملكرد اين تيم را سطح پايين تلقي ميكردند. به نظرت آيا چنين چيزي حقيقت داشت؟
خير. به نظرم پرتاب اوت دستي در نزديكي محوطه جريمه خود يك تاكتيك قابل قبول و مهم است كه امروز خيلي از تيمهاي ليگ برتري به اين نتيجه رسيدهاند كه ميتوانند از اين طريق به گل برسند. همين تيمهاي سپاهان و پرسپوليس امروزه با اينكه بازيكني به نام عليزاده ندارند، اما ميبينيم از پرتابهاي اوت دستي بخوبي استفاده ميكنند و روي دروازه حريف خطر ايجاد ميكنند؛ بنابراين هركس اين تاكتيك را قبول ندارد اشتباه كرده است.
فكر نميكني بازيكناني كه سعي دارند مثل تو اوت پرتاب كنند، روش تو را تقليد ميكنند؟
خير. به هر حال تنها راه براي پرتاب اوت با دست همين است و آنها همكاري غير از اين نميتوانند انجام دهند.
تمرين خاصي براي كار داري؟
خير.
از چه زماني متوجه اين استعداد شدي؟
حدود هفتهشت سال پيش بود كه در خدمت تيم مس كرمان بودم كه احساس كردم پرتابهاي اوت دستيام خيلي بلند است. بعد روي اين كار تمرينات بيشتري كردم و توانستم اوتهايم را خيلي بلند ارسال كنم.
بيشترين مسافتي كه توپ را پرتاب كردهاي چقدر بوده است؟
تا به حال متر نكردهام، ولي ميدانم خيلي پرتاب ميكنم.
توصيهاي به مرفاوي نداري؟
نه. او مراحل مختلف كلاسهاي سرمربيگري را پشت سرگذاشته و مدتها هم مربيگري كرده است؛ البته منكر اين نميشوم كه كار خيلي سختي را در پيش دارد. در كل معتقدم ما بايد در فصل نهم طوري فوتبال بازي كنيم كه از اسم قهرمان ليگ هشتم به خوبي دفاع كنيم.


