در انتظار رقابتي پربهره
فصل نهم رقابتهاي ليگ برتر فوتبال ايران از 15 مردادماه يعني قدري بيش از 5/1 ماه ديگر به راه ميافتد. بدين خاطر نه تنها خريداري مهرههاي تازه توسط 18 تيم حاضر در عرصه اين روزها در بازار نقل و انتقالها ادامه دارد، بلكه دور تازه تمرينات شماري از تيمها نيز آغاز شده است.
به نوشته ایران؛ به اين ترتيب در روزهايي كه فوتبال ايران بيشتر نگران مسابقه روز چهارشنبه تيم ملي با كره جنوبي در دور مقدماتي جام جهاني 2010 است، از حالا براي روزهاي بازگشايي مطرحترين ليگ خود نيز برنامهريزي و تلاش ميكند و افقهاي وسيعتر پيش رو را مينگرد و اضافه شدن 3 تيم تازه وارد به ليگ كه دوتاي آنان (تراكتورسازي و استيل آذين) تاكنون شناسايي شدهاند نيز ميتواند بر جذابيتها و شمار اتفاقات جالب بيفزايد.
ترديد اساسي
فصل هشتم ليگ برتر نيز كه چندي پيش با قهرماني استقلال به غيرمنتظرهترين شكل ممكن تمام شد، حوادث خبرساز زيادي داشت اما اينكه واقعاً موجب پيشرفت فني فوتبال ما شده باشد، در معرض ترديد اساسي قرار دارد.
موافقان اين ليگ براين باورند كه بيرون آمدن مليپوشاني چون اشجاري، خلعتبري، حيدري، بائو، نوري، سيدصالحي، كاظمي، رضايي، محمدي و جمشيديان از دل اين ليگ كه جملگي در دوره كار علي دايي مورد اعتنا قرار گرفتند و شماري در فهرستهاي افشين قطبي، سرمربي فعلي تيم ملي هم حضور داشتهاند، نشانگر كيفيت قابل توجه اين ليگ است اما برگزاري فاقد نظم و نه چندان منطقي اين مسابقات بهرههاي فوق را به حداقل رسانده است.
وقتي در طول فصل، ليگ4، 5 بار و هر مرتبه دو تا سه هفته تعطيل شود و سپس براي جبران هر 4، 5 روز يك بار براي تيمها بازي گذاشته ميشود بديهي است كه كيفيت فداي كميت ميشود.
تضادها
در چنين سيستمي تيمها فقط به دنبال كسب نتيجهاند زيرا شور قهرماني يا وحشت سقوط مجالي براي ارائه بازيهاي زيبا نميگذارد و حتي استقلال كه تهاجميترين و پرگلترين بازيهاي ليگ را ارائه ميداد، در 10 هفته پاياني در استرس فوق افتاد و كارآييها و زيباييهايش نصف شد و كم مانده بود كه قهرماني را هم از دست بدهد.
در سيستم فعلي برگزاري ليگ، تيمي موفقتر است كه توان فيزيكي خود را بهتر تقسيم كند و بهتر از سايرين بتواند خود را با برگزاري پراكنده و پرفشار اين رقابتها وفق بدهد. بر اثر روال فوق نوسان در كار تيمها زياد شده و به همين سبب در نتايج و امتيازات حاصله آنها نيز روندي منطقي مشاهده نميشود. ايراد بزرگ ديگر ليگ كه تيمها را متضرر و عصبي و به تبع آن كيفيت را كم ميكند، نحوه داوري مسابقات است كه برخلاف اظهارات مسئولان امر پر اشتباه مينمايد.
نحوه برخورد داوران با وقايع يكسان در طول مسابقات متفاوت و تابع تفسير شخصي آنها است و واقعهاي را كه يكی پنالتي ميگيرد، ديگري با اخطار به طرف مقابل همراه ميسازد. اين آراي متفاوت باعث شده تيمها واقعاً ندانند «ماده قانوني» هر اتفاقي دقيقاً چيست و دچار سردرگمي شدهاند.
تحت فشار
عدم رعايت مسائل فرهنگي در ورزشگاهها كه البته محصول برخورد ضعيف در باشگاهها با اين موضوع است، نيز ديگر مسئله تأسفآور ليگ است. متأسفانه كميته انضباطي امسال محروم كردن تماشاگران خاطي از حضور در ورزشگاهها را از فهرست مجازاتهاي خود حذف كرد و اين باعث جريتر شدن خاطيان شده است و برخورد ناشايست با محمد مايليكهن در روز مسابقه اخير سايپا – استقلال جديدترين محصول اين رويكرد بود.
فضاي ناسالم در برخي ورزشگاهها بر كيفيت بازي تيمها هم اثر گذاشته و بازيكنان بايد هم فشارهاي وارده در باشگاه را كه كسب نتيجه را بر هر چيزي ارجح ميشمرند، تحمل كنند و هم توهين روي سكوها را.
بيژن ذوالفقارنسب كه سالها در ليگ برتر مربيگري كرده و در تيمهاي سايپا، پيكان، ذوبآهن و برق كارنامهاي قابل قبول را بر جاي نهاده و فصل گذشته هدايتگر صنعت نفت در «ليگ يك» بود، نيز اعتقاد دارد كه پيشرفت كيفي چشمگيري در ليگ هشتم مشاهده نشده و نتيجهگرا شدن تيمها باعث شده حتي تيم ملي هم لطمه بخورد زيرا از ليگي تغذيه ميشود كه تحت فشارهاي زماني و عصبي برگزار ميشود و در نتيجه محصولات آن طراز اول نيستند.
شروط از ياد رفته
جا دارد سازمان ليگ كه برگزاري و به پايان رساندن اين مسابقات و به واقع پر كردن تقويم به دلمشغولي اولش بدل شده، در اين روزهاي تعطيلي به ياد آورد كه شروط گذاشته شده براي تيمهاي ليگ و بخصوص لزوم «استاديومدار شدن آنها تا پايان فصل سوم» هيچ گاه اجرا نشده است و آن را تعقيب و بر اجراي آن پافشاري كند.
فقط از اين طريق است كه ميتوان ليگ نهم را به شكلي اصوليتر و پربارتر به انجام رساند و كاري كرد كه به جاي شتاب و رفع مسئوليت، شاهد حساب و كتاب و ارزشهاي فني فزونتر در اين رقابتها باشيم و بهرههاي بيشتري شامل فوتبال ما شود.


