گفتههای جنجالی دادکان: آقای رئیس جمهور! مربيان باندهايي را تشكيل دادهاند و از اين باشگاه به آن باشگاه ميروند
همچنان پرشور و پرهيجان. در اين سه سال اخير شايعات زيادي پيرامون محمد دادگان رييس اسبق فدراسيون فوتبال شنيده ميشد. اينكه او به كوه و دريا زده و ديگر سراغي از فوتبال نميگيرد. اينكه او ديگر در جريان اتفاقات فوتبال نيست. اما، گفتوگوي سه ساعته با رييس پرشور فدراسيون فوتبال گذشته به خوبي نشان داد كه او نه از فوتبال جدا شده و نه به كوه و دريا زده است. او تك تك اتفاقات فوتبال ايران را در اين مدت رصد كرده و حالا كه شايعهي بازگشت دوبارهي او به فوتبال و ورزش مطرح شده، باز نميتوان در كلام او محافظهكاري را ديد. دادگان همان شخصيتي را دارد كه در گذشته از او سراغ داشتيم؛ همچنان پرشور و پرهيجان و البته بدون محافظهكاري.
محمد دادگان كه چهار سال و سه ماه بر مسند رياست فدراسيون فوتبال نشست در گفتوگويي تفصيلي با ايسنا، به سوالهايي كه اين روزها ايجاد شده و حتي به پرسشهايي كه از روزهاي حضور ايران در جام جهاني همچنان بيجواب مانده، پاسخ گفت.
متن كامل اين گفتوگو در زير ميآيد:
* آقاي دادگان! در اين مدت نقل قولهاي متفاوتي از شما در روزنامههاي مختلف منتشر ميشد. نقل قولهايي كه بعضا باعث تعجب خيليها ميشد.
- در اين مدت بسياري از رسانهها با من تماس ميگرفتند و درخواست مصاحبه داشتند اما، من بعد از يك سال و اندي كه مصاحبهاي رسمي نداشتم تصميم گرفتم براي نخستين بار بعد از اين مدت صحبت كنم. هر كس تا امروز مطلبي چه مثبت و چه منفي نوشته براساس ذهنيات خود بوده و من در اين مدت با هيچ كس مصاحبهاي نداشتم.
* بهتر است به سال 85 برگرديم. سالي كه فوتبال ايران روزهاي پر تنشي را پشت سر گذاشت. آن روزهاي فوتبال پرتنش را بيشتر دوست داريد يا اين روزهاي بيفوتبال آرام را؟
- طبيعي است در زماني كه بر سر كار بودم، به دليل مشغلههاي فراوان روزهاي سختي را پشت سر گذاشتم. هم اكنون درگيري چنداني ندارم و كنار خانواده، درس، دانشگاه در آرامش هستم و فكرم بازتر است.
* حالا كه سه سال از آن روزها ميگذرد شايد بتوان انتظار داشت كه شما واقعبينانهتر دربارهي اتفاقاتي كه آن سال افتاد، صحبت كنيد.
- پنج ماه پيش از جام جهاني و هنگام برگزاري مجمع فدراسيون فوتبال من اعلام كردم كه چه در جام جهاني نتايج خوبي كسب كنيم چه نكنيم، من پس از جام جهاني از فدراسيون فوتبال كنار ميروم. برنامهي كاري من و همكارانم در فدراسيون فوتبال اين بود كه پس از جام جهاني از فدراسيون خداحافظي كنيم اما، مسوولان بالا دست ما در سازمان تربيت بدني تحمل اين مدت را نداشتند و در زمان حضورمان درآلمان حكم ما را لغو كردند. بيشتر ناراحتي من اين بود كه چرا ما به عنوان نمايندهي كشورمان و به عنوان سفراي ورزش ايران به يكباره بركنار ميشويم. در آن زمان كه در شهر فريدريش هافن بوديم، شهردار آنجا به مدال شهروندي داد و ما به عنوان ايراني تيتر روزنامههاي آن شهر بوديم. اما، بعد از بازي با آنگولا به يكباره خبري روي سايتهاي خبري دنيا آمد كه دادگان و همكارانش از فدراسيون فوتبال بركنار شدند. اين براي من ايجاد تكدر كرد ولي بيش از آن كه براي من اين ناراحتي به وجود بيايد، چيزي كه ناراحت كننده بود اين بود كه آنها (مردم آلمان) چه حسابي روي ما باز كرده بودند و سرانجام چه اتفاقي براي ما افتاد. براي آنها اين سوال ايجاد شد كه چطور به يك مسوول ايراني اجازه نميدهند كه به كشورش بازگردد و در آنجا حكمش را لغو كنند. در آلمان وقتي نمايندهي فيفا من را ديد گفت كه اين براي اولين بار در تاريخ جام جهاني است كه رييس يك فدراسيون پس از بازيهاي جام جهاني بركنار ميشود. مطمئنا اين كار جديد غير منطقي و غير حرفهاي بود. تاسفم از اين بود كه چرا ما بايد در اين كار زبانزد عام و خاص جامعهي ورزش شويم. تنها اين مساله بود كه من را ناراحت ميكرد، در غير اين صورت لغو حكم من بعدا برايم خوشحال كننده بود. از اين نظر خوشحال كننده بود كه كساني كه ميخواستند بيايند و فوتبال را بگيرند آمدند و ديدند كه چه كار سخت و طاقت فرسايي است و بايد با ممارست اين كار را به پيش برد. خوشحالي من از اين بود كه در زمان عليآبادي بركنار شدم و اگر سه افتخار در طول عمرم داشته باشم، قطعا يكي از آنها بركناريام در زمان عليآبادي بود.
* شما پس از بازگشت تيم ملي به ايران مصاحبهاي انجام داديد و انتقادات فراواني داشتيد.
- اگر يادتان باشد همانجا گفتم كه سه نفر در دنياي سياست هستند كه ميخواهند به عالم فوتبال بيايند. حالا و پس از گذشت سه سال خوشحالم كه پيشبينيام درست از آب درآمد. آن موقع هيچ كس حرف من را باور نميكرد. گفتم اين سه نفر ميخواهند استقلال، پرسپوليس و فدراسيون فوتبال را بگيرند كه ديديد اين اتفاق افتاد و اگر فيفا مخالفتي نميكرد آن نفر سوم فدراسيون را هم ميگرفت. پس از اين اتفاقات هر كس من را ميديد، ميگفت كه چطور چنين پيشبيني داشتهاي؟ ما بايد مشخص كنيم كه فوتبال را از دريچهي چشم خودمان ميبينيم يا از دريچهي چشم مردم. اگر از دريچهي چشم خودمان ميبينيم همه چيز را براي خودمان ميخواهيم اما، بايد اجازه دهيم كه مردم خود قضاوت كنند كه آيا در اين سه سال ورزش و فوتبال ما روند روبه رشدي داشته يا خير. شما به عنوان يك روزنامهنگار بايد اين سوال را مطرح كنيد كه آيا اقدامات انجام گرفته در جهت امنيت فكري ورزش بوده يا خير.
* پس از جام جهاني و آن اتفاقاتي كه افتاد ميگفتند كه شما پيش از بازي با آنگولا هم تحت فشار بوديد. آيا همان موقع استعفا داديد يا خير؟
- من استعفايي ندادم اما، پيش از جام جهاني گفته بودم كه ديگر در فدراسيون فوتبال نميمانم.
* يعني استعفاي مكتوب نداديد؟
- خير، پيش از جام جهاني متني را تهيه كرده بوديم و قصدمان اين بود كه به اتفاق هيات رييسه و پس از پايان بازيهاي جام جهاني اين متن را درآلمان منتشر كنيم و اعلام كنيم كه وظيفهي ما در فدراسيون تا همين جا بوده است كه البته زمان فرصت نداد و قبل از انتشار آن متن حكم ما لغو شد.
* تحليلتان از روزهاي پس از جام جهاني چيست؟ بسياري معتقدند كه روند روبه نزول فوتبال ايران از همانجا آغاز شد. جرقهي اختلافات شما با مسوولان سازمان تربيت بدني مسالهي كوچكي بود. آيا بهتر نبود كه شرايط را براي حضور آرام تيم ملي فراهم ميكرديد؟
- اتفاقا مسالهي كوچكي نبود. آنها ميخواستند اين جايگاه را از ما بگيرند. حتي گفته بودند كه اگر مدال جام جهاني را هم بگيريم ما را بركنار ميكنند. دوست داشتند اين جايگاه در اختيار خودشان باشد و حالا چون اين شايعه مطرح شده كه به من پيشنهاد همكاري دادهاند دليلي ندارد كه پس از سه سال بخواهم اين اتفاق را پنهان كنم و بگويم آنها علاقهاي به گرفتن جايگاه ما نداشتند. اين به دور از شخصيت من است.
* چرا شما اين طور فكر ميكنيد كه آنها عاشق حضور در فدراسيون فوتبال بودند؟
- به خاطر اسم فوتبال. همين كه شما هر روز دنبال فوتبال ميرويد. كدام رييس سازمان ميتواند به اندازهي رييس فدراسيون فوتبال حرف بزند. حتي اين جايگاه ميتواند براي كساني كه دنبال مقاصد غير ورزشي هم هستند، خوب باشد. چيزي كه براي من ثابت شد اين بود كه آنها دوست داشتند اين جايگاه را بگيرند و از ما گرفتند. ما هم دلمان نميخواست كه در جايي كه رقيب داريم و رقيبمان مسوولان ورزشي هستند، با آنها تضادي داشته باشيم.
* همان موقع ميگفتند كه بهتر است دادكان لجبازي را كنار بگذارد و شرايط را براي به وجود آمدن آرامش كنار تيم ملي فراهم كند. اصطكاكي كه در نهايت به ضرر تيم ملي شد.
- ما تحت هيچ شرايطي نميتوانستيم مكزيك را ببريم و نه پرتغال را. اگر صد بار ديگر با آنها بازي كنيم نميتوانيم مقابلشان به پيروزي برسيم. ميتوانستيم آنگولا را ببريم كه مساوي كرديم. پس بپذيريد كه همهي حرفهايي كه آن زمان مطرح ميشد و ميگفتند كه ما مكزيك و آنگولا را ميبريم و با پرتغال مساوي ميكنيم، حرفهاي كارشناسانه نبود. ما پيش از حضورمان در جام جهاني به سازمان تربيت بدني اعلام كرده بوديم كه اگر سه امتياز در جام جهاني بگيريم برايمان موفقيت است.
* يعني شما معتقديد كه آن حرفها روي تيم فشار ايجاد كرد؟
- يك سوال دارم. آيا اين بحث كارشناسي بود و آيا كسي كه فوتبال را مي شناسد چنين بحثهايي را مطرح ميكند؟ ما در سه بازي كه انجام داديم تا دقيقهي 70 مساوي بوديم. بين دو نيمهي بازي با پرتغال زماني كه به رختكن تيم ملي رفتم ديدم همهي بازيكنان روي زمين دراز كشيدهاند اما، از نزديك رختكن پرتغال كه گذشتم ديدم كه تمامي بازيكنان به صورت اكتيو در حال انجام كار هستند. آنها توپ را ميدواندند و ما خودمان را.
* اين توصيهاي بود كه حتي رييس جمهور در روزي كه بر سر تمرينات تيم ملي حاضر شد، داشت.
- بله. طبيعي بود كه وقتي كارمان ضعيفتر است بايد بيشتر توپمان را ميدوانديم.
* سه سال است كه برانكو از تيم ملي ايران رفته است آيا اين دوران ثابت كرد كه برانكو مربي خوبي براي تيم ملي ايران بود؟
- من حالا هم با قاطعيت ميگويم كه برانكو با بضاعتي كه فوتبال ايران داشت، بهترين مربي براي تيم ايران بود. شما ببينيد در مدت چهار سال و سه ماهي كه در فدراسيون فوتبال بودم هميشه از برانكو دفاع كردم. چرا كساني كه الان مسوول هستند از سرمربي خود دفاع نميكنند. آمار بگيريد و ببينيد كه بعد از ما چند مربي به تيم ملي آمد. خب چرا هم اكنون از آنها دفاعي نميشود. ولي متاسفانه هم اكنون مسوولان موجسواري ميكنند. من تا پايان پاي برانكو ايستادم، به كارش اعتقاد داشتم و او هم در نهايت موفق بود.
* علت اين حمايت نكردن چيست؟
- اگر شما از كسي حمايت كني، خودت ضربه ميخوري. آنها حاضر نيستند كه خودشان كمي ضربه بخورند. تا تيم ملي نتيجه نميگيرد سريع سرمربي را بركنار ميكنند كه خودشان در حاشيه امنيت قرار بگيرند. همين امروز و فردا مديرعامل و هيات مديرهي پرسپوليس را هم بركنار ميكنند. كسي كه مربيان را بركنار ميكند، همان كس حكم را صادر كرده است. پس طبيعي است كه پاي آنها بايستند.
* دليل اين موجسواري چيست؟
- براي اينكه خودشان بمانند و اين تركشها به آنها اصابت نكند، چنين ميكنند. وقتي شرايط سخت است علي دايي را انتخاب ميكنند و وقتي كه به تنگنا برميخورند علي دايي را بركنار ميكنند.
* دليل نتيجه نگرفتن تيم ملي هم به نظر شما همين بوده است؟
- دليل اين است كه شما ثبات كاري نداريد. اگر به كسي اعتقاد داريم بايد تا پايان از او حمايت كنيم. بايد متوجه بود كه پس از هر باخت پيروزي قرار گرفته است. مگر علي دايي آدم كوچكي بوده است. ما ميتوانيم بگوييم كه در ايران بهتر از دايي داريم؟ اگر نگوييم بهتر از او داريم، بقيهي مربيان در سطح دايي هستند. دايي تنها تجربهي كمتري دارد. شما ميتوانستيد ضمانت بدهيد كه اگر يك مربي ايراني ديگر روي نيمكت تيم ملي مينشست تيم ملي موفق ميشد؟
* در زمان جام جهاني شايعات بسيار زيادي مطرح شد مبني بر اينكه علي كريمي توسط يكي از دوستانش كه كارهاي او را انجام ميداد، در تيم مشكلاتي را به وجود آورد. آيا شما به عنوان رييس فدراسيون وقت اين شايعات را تاييد ميكنيد؟
- از نظر من زماني كه علي كريمي دچار مصدوميت شد و تحت مداوا بود، شايد از نظر فكري نتوانست به سطح گذشتهاش برسد. او متاثر از مصدوميت پايش بود و اينكه شايد پايش به او اجازهي انجام بازيهاي خوب را نميداد. من هميشه علي كريمي را به عنوان بازيكن موثر و با اخلاق قبول داشتهام.
* يعني اين شايعه كه مطرح شد "آريهان" قصد نفوذ در تيم ملي در زمان جام جهاني دارد را شما تاييد نميكنيد؟
- به هيچ وجه. من به عنوان كسي كه هميشه در كنار تيم ملي بودهام چنين مسالهاي را نديدهام. كريمي شايد رفتارش اين طور به نظر ميرسد كه كمتر با كسي رابطهي دوستانه دارد ولي شخصيت كريمي براي من قابل احترام است. هر كسي رگ خوابي دارد. من آن رفتاري كه با يحيي گلمحمدي دارم را نميتوانم با علي كريمي هم داشته باشم. بايد براي هر كس سبك و سياق خاصي را تعيين ميكردم. كريمي براي تيم ملي در هيچ زماني مشكلي ايجاد نكرد و مانند بقيهي بازيكنان صادقانه وخالصانه زحمت كشيد.
* بعد از جام جهاني اين شايعه مطرح شد كه قرارداد برانكو پيش از ديدار با آنگولا به پايان رسيده بود. اما، شما پيش از اين بازي قرارداد او را با فدراسيون تمديد كرديد و حالا اين قرارداد براي فدراسيون فوتبال دردسرساز شده و برانكو از ايران شكايت كرده است.
- قرارداد برانكو چند روز بعد از بازي ايران و آنگولا به پايان ميرسيد. برانكو نميتواند هيچ شكايتي از فدراسيون فوتبال داشته باشد.
* اما، برانكو از فدراسيون فوتبال ايران شكايت كرده است.
- او شكايت كرده اما، فدراسيون فوتبال ايران يك ريال هم به برانكو بدهكار نيست. حالا كه صحبت به اينجا رسيد، اجازه بدهيد كه بگويم كفاشيان نامهي محرمانهاي براي من نوشت و من هم به او جواب دادم كه نامهي مرا براي فيفا ترجمه كنيد و به عنوان رييس فدراسيون فوتبال به فيفا بفرستيد. هيچ كميتهاي در فيفا نميتواند فدراسيون فوتبال ايران را در اين زمينه محكوم كند. برانكو تمام حق و حقوقش را از فدراسيون فوتبال ايران گرفته است. من حالا چون كنار هستم نميتوانم بگويم كه برانكو از فدراسيون فوتبال ايران طلبكار است. وطنم چه ميشود؟ برانكو هيچ طلبي از فدراسيون فوتبال ايران ندارد. او پاداش حضور تيم ملي در جام جهاني را هم دريافت كرده است. حالا چطور شده كه برانكو چنين نامهاي را نوشته، نميدانم.
* پس از اينكه شما از فدراسيون فوتبال رفتيد، مصاحبههاي زيادي شد كه فدراسيون تحت امر شما را به مشكلات مالي متهم ميكردند. ادعاهايي كه هيچ گاه اثبات نشد.
- اين صحبتها را در روزنامهها مطرح كردند. اما، فرداي آن روز اعلام كردند كه مشكلات مالي نبوده بلكه مشكلات اداري بوده است. مدام ميگفتند ظرف پنج روز تا 10 روز آينده تخلفات مالي فدراسيون دادگان را افشا ميكنيم. اما، امروز سه سال از آن روزها گذشته و هنوز آنها ميخواهند بگويند. ما به خاطر همين مساله به دادگاه شكايت كرديم. آنها بايد ثابت كنند كه وقتي چنين ادعايي دارند اين ادعاهايشان چه مبنايي داشته است. آنها در دادگاه اعلام كردند كه ما چنين حرفي را نزدهايم و رسانهها اين صحبتها را از قول خودشان نوشتهاند و آن مصاحبهها را تكذيب كردند. دادگاه تك تك آن رسانهها را خواست و رسانهها اعلام كردند كه ايشان چنين صحبتهايي را مطرح كرده و ما آنها را نوشتهايم. من به دنبال اين نيستم كه بخواهم كاري در مقابل آنها انجام دهم. فقط از آنها ميخواهم كه بگويند اين مطالبي كه ادعا كردهاند درست بوده يا خير. اگر صحت دارد چرا تا به حال آنها را افشا نكردهاند. آنها تنها درمورد من چنين مسايلي را مطرح نكردند بلكه درمورد همكارانم هم چنين ادعاهايي داشتهاند. من پاي تمام همكارانم ميايستم تا مردم بدانند كه همكارانم هم صادقانه كار كردند. اگر آنها نسبت به هيات رييسه ادعايي دارند، بايد بگويم كه تمامي اعضاي هيات رييسه جزو نفرات اول كشور بودهاند. اگر ديگر همكارانم در فدراسيون را بگويند كه بقيهي آنها روساي فدراسيون بودهاند. اگر آنها اين حرفها را روي هوا زدهاند اخلاقا و شرعا هنوز به ما بدهكارند. آنها ديدند كه بر روي مسايل فني نميتوانند به ما ايراد بگيرند و رفتند به سمت مطرح كردن چنين مسايلي. من از آنها ميخواهم كه اگر نتوانستند اين حرفهايشان را اثبات كنند بيايند و بگويند كه ما در اينجا اشتباه كرديم. اگر شما از من درمورد اشتباهم در قبال سازمان ورزش و مافوق خودم بپرسيد و من هم اشتباه كرده باشم، مي پذيرم كه اشتباه كردهام و ميگويم كه در اينجا اشتباه كردهام. آيا من با گفتن اين مساله كوچك ميشوم؟ قطعا بزرگ مي شوم.
* بعد از جام جهاني آيا در زمان حضور شما در فدراسيون فوتبال پاداش حضور ايران در جام جهاني كه توسط فيفا پرداخت شده بود، بين بازيكنان تقسيم شد؟
- ما تا زماني كه در فدراسيون بوديم تمامي پولهايي كه بايد به بازيكنان و كادر فني ميداديم را پرداخت كرديم و شما نميتوانيد يك نفر را از تيم پيدا كنيد كه از فدراسيون فوتبال زمان من پولي از فدراسيون مي خواهد. حتي يك ميليارد و 200 ميليون تومان را در حساب فدراسيون فوتبال گذاشتيم و فدراسيون بعدي چهار ميليارد تومان هم بابت صعود ايران به جام جهاني از فيفا دريافت كرد.
* يعني زماني كه شما در فدراسيون حضور داشتيد و پس از صعود ايران به جام جهاني فيفا اين پول را پرداخت نكرد؟
- فيفا فرمولي دارد كه براساس آن پيش از حضور تيمها در جام جهاني يك ميليارد تومان را به حساب فدراسيونها واريز ميكند كه اين پول براي آمادهسازي تيم صرف ميشود. در كارگروهي كه در فيفا برگزار شد و 32 كشور در آن حضور داشتند، اين مسايل مطرح شد و تمام اسناد و مداركش در فدراسيون فوتبال موجود است. به هر حال چهار ميليارد تومان توسط فيفا پس از رفتن ما از فدراسيون به حساب فدراسيون واريز شد و به يك ميليارد و 200 ميليون توماني كه در حساب داشتيم، اضافه شد. فيفا ميگويد كه اين مبلغ بايد بين بازيكنان، كادرفني، كادر اجرايي، هيات رييسه و استانها براي پيشرفت فوتبال تقسيم شود. اين قانوني است كه بايد تمامي كشورها اجرا كنند. اين پول به غير از پاداشي بود كه ما به بازيكنان براي صعود به جام جهاني داده بوديم و براي تقسيم پاداش فيفا هم طبق فرمول به امور مالي فدراسيون نامه زديم و گفتيم كه بايد براساس همين قانون پول تقسيم شود. اما، بعد از اينكه ما از فدراسيون رفتيم اين پول به حساب فدراسيون واريز شد اما، تقسيمي صورت نگرفت. من هم نميدانم كه چه اتفاقي براي اين پول افتاد و اگر ميدانستم به شما ميگفتم. قطعا آنها اين پول را خرج فدراسيون كردند؛ اما، اين پول حق بازيكنان، كادرفني و كادر اجرايي بود كه بايد به آنها ميرسيد.
* اگر موافق باشيد بحث حضور كميتهي انتقالي درفدراسيون فوتبال را باز كنيم. پس از اينكه اساسنامه پيشنهادي فدراسيون فوتبال براي تاييد به هيات دولت رفت اين شايعه مطرح شد كه توسط برادر رييس جمهور از شما خواسته شد كه به عنوان كارشناس دربارهي اين اساسنامه نظرتان را بدهيد. آيا صحت دارد؟
- نبايد اين مساله را پنهان كنم. اين اتفاق افتاد. به من نامهاي زدند و گفتند كه شما اين اساسنامه را بررسي كنيد و من هم گروهي را تشكيل دادم و تغييراتي را كه به نظرمان ميآمد كه به درد فوتبال ايران ميخورد را پيشنهاد كرديم. نامهي رسمياي را هم به آن ضميمه كرديم و براي رياست محترم جمهور ارسال كرديم. اما، تغييرات موردنظر ما لحاظ نشد. چرا اين تغييرات لحاظ نشد، به اين دليل بود كه آنها ما را از خودشان نميدانستند. رفتند و گفتند كه اين تغييرات در اساسنامه لحاظ نشود. حالا ميبينيد كه مشكلات اين اساسنامه بيشتر از اساسنامهي قبلي است. فيفا ميدانست كه تغييرات اساسنامهي ما حدود يك ماه تا دو ماه زمان ميبرد و به همين دليل به ما دو ماه فرصت داد. اما، ديديد كه يك سال تغيير اساسنامه در فدراسيون فوتبال ايران به طول انجاميد. ميدانيد دليل آن چه بود؟ دليل آن اين بود كه اين كميته فرصتي بود براي كساني كه در اين جايگاه بنشينند. اگر ما اساسنامه نداشتيم كه فيفا به ما اجازهي حضور در جام جهاني را نميداد و اگر اساسنامه داشتيم با دو بند تغيير ميتوانستيم نظرات فيفا را هم جلب كنيم. اساسنامهاي كه وجود داشت را ميتوانستيم با يكي، دو بند تغيير به روز كنيم و رضايت فيفا را هم بدست آوريم.
* در زماني كه شما در فدراسيون فوتبال حضور داشتيد اين درخواست هم مطرح شد كه تغييراتي در اساسنامهي فدراسيون به وجود بيايد. چرا شما اين تغييرات را به وجود نياورديد؟
- در آن زمان سازمان تربيت بدني نامهاي رسمي براي ما ارسال كرد و نوشت كه شما جزيرهي خودمختار نيستيد و جواب فيفا را ندهيد و تغييري را در اساسنامه به وجود نياوريد.
* تعليق فوتبال ايران به دليل بركناري شما بود يا به دليل مشكلاتي كه اساسنامه داشت؟
- يك بخش تعليق به دليل بركناري بود و بخش ديگر به خاطر اساسنامه. فيفا ميگفت كه برطبق اساسنامه كسي نميتواند رييس فدراسيون فوتبال را بركنار كند و تنها اين مجمع است كه ميتواند حكم به بركناري رييس فدراسيون بدهد. وقتي برخورد غير منطقي و غير ورزشي ميشود، فيفا جلوي تمامي كشورها ميايستد. ديديد كه چگونه فيفا با كويت، لهستان و چك ايستاد. ما كه قويتر از چك در فوتبال دنيا نيستيم. ما قبل از جام جهاني گفته بوديم ميرويم پس چرا آنها چنين كردند كه فيفا چنين واكنشي نشان دهد؟
* بعد از بركناري شما و زماني كه فوتبال ايران تعليق شد اين شايعه به وجود آمد كه شما به فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا گزارش دادهايد و همين دليل تعليق فوتبال ايران بود.
- من زماني كه در آلمان بودم، تمام سايتهاي خبري دنيا اعلام كردند كه رييس فدراسيون فوتبال ايران بركنار شده است. من زماني كه از فدراسيون فوتبال رفتم هيچ ارتباطي با كنفدراسيون فوتبال آسيا نداشتم و اين بحث را هم در مجلس مطرح كردم. در اين جا لازم ميدانم كه از رييس پيشين كميسيون فرهنگي مجلس، دكتر افروغ تشكر كنم. وقتي اين شايعه شد كه من به سوئيس و مالزي رفتهام افروغ گفت كه اين مملكت يك راه خروجي بيشتر ندارد و من تمامي صفحات گذرنامهام را به مجلس بردم و افروغ هم ديد كه من نه به مالزي رفتهام و نه به سوئيس و پس از آن اعلام كرد كه ما مدير سوزي كردهايم و دادگان هيچ كدام از اين كارها را انجام نداده است. بايد بگويم كه افروغ از من دفاع نكرد بلكه از مجموعهي فدراسيون فوتبال دفاع كرد.
* تحليل شما از روزهايي كه فوتبال ايران توسط فيفا تعليق شد، چيست؟
- كميتهي انتقالي وقتي سر كار آمد براي افرادي كه در اين كميته عضو شدند، جايگاهي را ايجاد كرد. اين كميته يك سال فوتبال ايران را معطل گذاشت و هيچ كس هم نيامد بگويد كه تنها با تغيير دو بند اساسنامه ميتوان رضايت فيفا را جلب كرد. تغيير اين دو بند كار يك ماه بود. افراد انتخاب شده براي كميتهي انتقالي يكسال به فدراسيون آمدند و فوتبال ما را ضعيفتر و ضعيفتر و ضعيفتر كردند. اين كميتهي انتقالي ضربات زيادي را به پيكرهي فوتبال ايران وارد كرد. نيمي از كساني كه عضو آن كميته بودند، نميدانستند كه فوتبال چيست. اما، آنها وظيفه پيدا كرده بودند كه اساسنامهي فدراسيون فوتبال را بنويسند. انتخاب اين كميته سرفصل جديدي را براي فوتبال ايران باز كرد. اختلافي كه بين سازمان تربيت بدني و كميتهي انتقالي افتاد، مشكلات فراواني را ايجاد كرد. نمي خواهم تمام تقصيرات را بر گردن كميتهي انتقالي بياندازم. مگر در آن زمان دادگان در فدراسيون بود كه اختلاف به وجود آمد؟! چرا كسي نبود كه بتواند اين كار را مديريت كند. من پيش از انتخاب كميتهي انتقالي عضو سه كميتهي كنفدراسيون فوتبال آسيا و فيفا بودم. در كميتهاي كه عضو فيفا بودم، من جانشين نفر ديگري شده بودم اما، در دو كميتهي AFC كه كميتهي مسابقات و كميتهي ليگ حرفهاي بود از ابتدا من حضور داشتم. اما، آقايان از اين فرصت استفاده كردند و اسم من را از اين كميتهها حذف كردند. مهم نيست كه اسم من حذف شده باشد اما، سوالي دارم. شما ميدانيد كه من براي صفايي فراهاني احترام قائلم و تيغ انتقادم متوجه او نيست. اما، ميخواهم بدانم كه آيا كسي به من اجازه ميدهد كه براي يك ساعت لباس يك فرد نظامي را بر تن كنم. مطمئنا كسي اجازه نميدهد و ميگويند كه اين لباس مربوط به افراد نظامي است. اما، چطور است كه ما اجازه ميدهيم هر كس بيايد و لباس ورزش را برتن كند. مگر ما نميگوييم در دنياي ورزش تخصص، تجربه و دانش سه ابزار اصلي است اين صحبت من نيست. حالا افرادي كه ميآيند و لباس ورزش را بر تن ميكنند، كدام يك از اين سه ابزار را دارند. حالا ما چطور سراغ كساني ميرويم كه تنها به صرف داشتن يك مدرك دكتري به فوتبال ميآيند. نبايد اجازه بدهيم كه اين اتفاقات تكرار شود. مسووليت بايد زيبندهي هر كس باشد. من اين را ميگويم اگر ما توانستيم لباس ديگري را بپوشيم آن گاه اجازه دهيم كه كسان ديگر لباس ورزش را بر تن كنند.
* فيفا ابتدا قصد داشت كه در كميتهي انتقالي از افراد خارجي استفاده كند كه با مقاومت ايران اين كار انجام نشد.
- اما، براي انتخابات ديديد كه دو نماينده از فيفا به ايران آمد. اين ضعف ما را نشان ميدهد. اينكه ما نميتوانيم خودمان مشكلاتمان را حل كنيم و اين فيفاست كه بايد براي ما تصميمگيري كند. من مطمئن هستم غير از يك نفر كه در كميتهي انتقالي بود، بقيهي افراد حاضر در آن نميدانستند كه اساسنامه فدراسيون فوتبال چيست. چيزي كه بايد در اينجا بگويم تا در تاريخ ثبت شود اين است كه كميتهي انتقالي كميتهي فوقالعاده ضعيفي بود. حالا با اين وضع سرپرست فدراسيون به كميته فشار ميآورد، سازمان تربيت بدني فشار ميآورد و هر جاي ديگر هم سنگ اندازي ميكرد حالا چطور اين كميته كه خودش ضعيف بود، ميتوانست كارها را به پيش ببرد.
* يعني شما اعتقاد داريد كه دوران نزول فوتبال ايران با آغاز به كار كميتهي انتقالي شروع شد؟ اينكه ما از ردهي پانزدهم به ردهي 53 ردهبندي فيفا رسيديم.
- يكي از عوامل قطعا كميتهي انتقالي بود و عامل ديگر سازمان تربيت بدني. سرپرست فدراسيون كه نميتوانست كار را جمع كند. شما ديديد كه انتخاب يك مربي چند وقت در فدراسيون فوتبال به طول انجاميد. زماني كه ما فدراسيون را تحويل گرفتيم، تيم ملي در ردهي 38 قرار داشت و روزي كه تحويل داديم تيم ملي، تيم 15 جهان بود. اما، چه كسي است كه دربارهي اين واقعيتها مطلبي بنويسد. كجا رفتهاند روزنامهنگاراني كه هر روز عليه ما مطلب مينوشتند. ما با آلمان بازي ميكرديم از ما انتقاد ميكردند. با كرواسي بازي ميكرديم عليه ما مطلب مينوشتند. در ايتاليا و انگليس بازي ميكرديم از ما انتقاد ميكردند اما، الان هر روز با امارات بازي دوستانه داريم و هيچ كس نيست كه عليه آنان انتقاد كند. ما هر جا كه ميرفتيم 150 هزار دلار پول ميگرفتيم اما، الان جايگاه فوتبال ايران كجاست؟ من ميخواهم بگويم كه در زماني كه ما در فدراسيون فوتبال بوديم از سه مديري كه در سازمان تربيت بدني بودند، حتي يك ريال هم نگرفتيم و من ميخواهم شما اين را از مسوولان وقت سازمان تربيت بدني و عليآبادي بپرسيد كه آيا ادعاي من درست است يا خير. ما بدون كمك دولت فوتبال را چرخانديم. استقلال مالي و كاري كاملي را در فدراسيون فوتبال ايجاد كرديم. براي فدراسيون فوتبال باشگاه استقلال، پرسپوليس و كمپ تيمهاي ملي ساختمان ساختيم و براي فدراسيون در آبسرد دماوند زمين خريديم و ورزشگاه بيگلري كرمان را ساختيم. امروز پول اين زمينها و ساختمانها بالاي 20 ميليارد تومان است در حالي كه ما آن زمان براي اين ساختمانها و زمينها هفت تا هشت ميليارد تومان خرج كرديم.
* كفاشيان اعلام كرد كه هنوز ساختمانهاي استقلال و پرسپوليس به نام اين دو باشگاه نشده و به نام فدراسيون فوتبال است و حتي او اعلام كرده كه امكان ندارد فدراسيون گذشته بدون كمك سازمان تربيت بدني اداره شده باشد.
- اگر كفاشيان چنين حرفي زده، من نميخواهم جواب او را بدهم. كفاشيان حرفهاي زيادي ميزند ولي من نميخواهم دربارهي او حرف بزنم ميخواهم احترام او را نگه دارم. بار ديگر تاكيد ميكنم كه در زمان حضورم در فدراسيون فوتبال حتي يك ريال هم از سازمان تربيت بدني نگرفتهام. حتي با تقاضاي سازمان تربيت بدني 200 ميليون تومان به باشگاه استقلال و 200 ميليون تومان هم به باشگاه پرسپوليس كمك كرديم. پرسپوليس زماني كه بايرن مونيخ به ايران آمد، با مشكل مالي مواجه بود واستقلال هم پس از قهرماني در ليگ براي حفظ جايگاهش 200 ميليون تومان از فدراسيون فوتبال گرفت.
* در اواخر حضور شما در فدراسيون فوتبال اخباري دربارهي مشكلاتي كه با ايرانول به وجود آمده بود، مطرح شد.
- در آن زمان با توجه به اينكه ما تبليغ ايرانول را ميكرديم، با توصيههاي مسوولان آن زمان ايرانول حق اسپانسري فدراسيون فوتبال را پرداخت نكرد. ايرانول زير مجموعهي تامين اجتماعي به حساب ميآمد و با توصيههايي كه شده بود آنها گفتند كه ميخواهيم قرارداد را فسخ كنيم كه ما هم پذيرفتيم اما، آنها اين كار را هم نكردند تا ما نتوانيم با اسپانسر ديگري قرارداد ببنديم. همهي اين كارها براي اين بود كه مجموعهي آن زمان فدراسيون فوتبال زمين بخورد.
* در زمان انتخابات فدراسيون فوتبال اين شايعه مطرح شد كه شما قصد داريد در انتخابات فدراسيون فوتبال شركت كنيد و پس از آن اعلام شد كه براساس اساسنامه رييس سابق نميتواند در انتخابات شركت كند. آيا شما اساسا قصد حضور در انتخابات را داشتيد؟
- اينها شايعاتي بود كه مطرح ميشد. مخالفان ما در آن زمان از كميتهي انتقالي خواسته بودند بندي را به اساسنامه اضافه كنند كه براساس آن رييس قبلي نميتواند در انتخابات شركت كند. اين بند از اساسنامه تنها شامل من ميشد. ميخواهم بدانم كه آيا اين كميته براي فوتبال بود و حالا فوتبال دولتيتر از قبل نشده است؟ فيفا اين مسايل را لحاظ نميكند. اگر كسي ميخواهد در انتخابات فدراسيون فوتبال ايران ثبت نام كند بايد 10 نفر آن را تاييد كند اما، در فوتبال ما اين 10 نفر به طور كامل دولتي هستند. من تمام اين مسايل را براي رييس جمهور نوشتم.
* زماني كه انتخابات برگزار شد، اين بحث به وجود آمد كه انتخابات فدراسيون فوتبال ايران دموكراتيك بود.
- اين انتخابات تمرين دموكراسي از نگاه آنها بود. وقتي شما ميگوييد انتخابات بايد بيشتر از يك نفر در انتخابات نامزد شده باشد تا اعضا بتوانند حق انتخاب داشته باشند. انتخابات يعني اينكه حداقل از بين دو نفر يك نفر انتخاب شود. دوراني كه در فدراسيون فوتبال ايران گذشت، دوراني بود كه لطمات فراواني را به فوتبال وارد كرد. من نميدانم كساني كه پس از باخت به پرتغال به تلويزيون آمدند و گفتند كه شرافتمان به باد رفت الان كجا هستند. ميخواهم بپرسم كه آقايان با شرافت بياييد و بگوييد كه حالا كه به عربستان و كويت ميبازيم، شما شرافتتان كجا رفت. اين آقايان به اصطلاح كارشناس، كارشناسان LCD هستند! به تلويزيون ميآيند تا تلويزيون LCD هديه بگيرند! ضبط صوت ميگيرند تا كارشناسي كنند! اين كارشناسان اگر دلشان براي جامعهي ورزش ميسوزد، الان بايد صدايشان بالاتر باشد. ايستاده مردن بهتر است يا روي زمين بودن و مردن؟ من اين حرف را امروز نيست كه ميزنم. سال 54 هم من چنين حرفي را زدم. زماني كه اختلاف پيدا كردم و از ورزش من را كنار گذاشتند و از دانشگاه هم اخراج شدم، چنين حرفي را آنجا زدم.
* آقاي دادگان خط سياسي شما چيست؟
- خدا شاهد است كه من هيچ خط و خطوط سياسي ندارم.
* يعني شما هيچ علاقهي سياسي به هيچ حزبي نداريد؟
- هيچ علاقهاي ندارم و در واقع اين افتخار را نداشتهام كه وارد اين گروههاي سياسي شوم.
* زماني كه شما بركنار شديد، گفتند كه خط و ربط سياسي شما با دولت گذشته باعث شده كه شما بركنار شويد و حالا در اواخر دولت نهم ميگويند به دليل حمايت حزبي كه شما را متعلق به آن ميدانند از فرد خاصي قصد بازگشت به ورزش را داريد.
- خدا شاهد است كه چنين چيزي نيست. من به هيچ حزب و گروه و دستهاي وابسته نيستم. اينكه ميگويند من به آقاي خاتمي علاقه دارم، به دليل شخصيت اوست و به او هميشه احترام گذاشته و خواهم گذاشت. يك روز پيش آقاي خاتمي رفتم و گفتم كه كنفسيوس ميگويد: "آدمهاي بزرگ وقار دارند و تكبر ندارند و آدمهاي كوچك تكبر دارند و وقار ندارند." شما اين وقار را از پدر ومادرتان گرفتيد و نه از جامعه. گفتم كه آدم چه در كتابخانهي ملي باشد، چه در وزارتخانه و چه رييس جمهور اين وقار هميشه با اوست. من ميگويم كه خاتمي را دوست دارم مگر دوست داشتن گناه است. آقاي ناطق نوري را هم دوست دارم و اين نشان ميدهد كه من هيچ علاقهاي صرف به هيچ گروهي ندارم. گروههاي مختلف ميخواهند بگويند كه من عضو آنها هستم اما، بار ديگر ميگويم كه من افتخار حضور در اين گروهها را هيچ زماني بدست نياوردهام، هر چند كه براي آنها احترام زيادي قائلم. نه من، نه پدرم و نه برادرانم غير از ورزش به هيچ مسالهي ديگري فكر نميكرديم و نميكنيم.
* پس از اينكه شما از فدراسيون فوتبال رفتيد ديداري با رييس جمهور داشتيد؟
- بله. ميخواهم اين سوال را از شما بپرسم. رييس جمهور در گفتوگويي تلويزيوني واقعيت را گفت يا خير. آقاي رييس جمهور متوجه شد كه سازمان از طريق اجتماع تحت فشار است. روند هم اين را نشان ميداد. آقاي رييس جمهور همان طور كه به عدالت و حق تاكيد دارند، آمد در تلويزيون و حق را گفت. من بايد اينجا از دكتر احمدينژاد هم كه هميشه حق را ميگويد، تشكر كنم. ايشان حتي مقابل وزراي خود هم حرف حق را ميگويد و در اين مورد هم حرف حق را زدند و اين دقيقا همان چيزي است كه ايشان هميشه بر آن تاكيد داشتند. روزي كه خدمت رييس جمهور رسيدم گفتم كه مطمئن باشيد كه فوتبال از بين ميرود. دليلم هم اين بود كه فدراسيون رها شده است. اگر بخواهم اين مسايل را باز كنم فكر ميكنم با توجه به برههي حساسي كه پيشرو داريم به تيم ملي و ورزش كشور لطمه بخورد. ولي نامهي من وجود دارد و من به رييس جمهور پيشبيني اين روزها را كرده بودم. شما ببينيد چهار تيم ما در ليگ قهرمانان آسيا شركت كرده و سه تيم ما يك هفته مانده به پايان مسابقات از گردونهي مسابقات حذف شدهاند. تمام شكستهايمان هم به تيمهاي عربي بوده است. آيا كسي هست كه اين واقعيتها را بگويد. دوست دارم شما برويد و ببينيد در روزنامههاي عربستاني چه چيزهايي دربارهي فوتبال ايران مينويسند. آنها مينويسند كه موفق شدهاند تمامي تيمهاي ايراني را شكست دهند. ما نبايد مانند كبك سرمان را داخل برف ببريم. عربستانيها قبلا ميترسيدند با ما بازي كنند و قبل از بازي با ايران هزار حرف و حديث مطرح ميكردند، ميآمدند ميگفتند اقامت زندي درست نيست، ميگفتند ابراهيم تقيپور نميتواند براي ايران بازي كند؛ اما، الان شما ببينيد كه چگونه آنها به راحتي در تمامي بازيهاي رودررو تيمهاي ايراني را شكست ميدهند. همين سوريه در بازيهاي مقدماتي جام ملتهاي آسيا در دو بازي 11 گل از ما خورد اما، حالا چطور ميشود كه وقتي با سوريه مساوي ميكنيم، جشن ميگيريم. من هيچ مخالفتي با سازمان تربيت بدني ندارم. با علي آبادي هم قهر نيستم كه بخواهم آشتي كنم. جايگاهي كه عليآبادي دارد، قابل احترام است. ولي چيزي كه هست ورزش فرق ميكند. مديريت خودش را ميخواهد. تخصص خودش را ميخواهد، دانش و تجربهي خودش را ميخواهد. آنها به ما بدي كردند، ما مدير آنها بوديم، حكم ما را لغو كردند. ميتوانستند اجازه بدهند ما به ايران برگرديم و آن زمان تصميم بگيرند. شما مطمئن باشيد در هر جا كه دلي شكست موفقيت در آنجا حاصل نميشود. من بعد از 33 سال تدريس ميتوانم با قدرت اين حرف را بزنم كه هر جا دلي شكست، مطمئن باشيد در آنجا موفقيتي بدست نميآيد.
محمد دادگان گفت: مديريت ورزش، دانش، تخصص و تجربه ميخواهد.
ادامهي گفتوگوي ايسنا با رييس پيشين فدراسيون فوتبال در زير ميآيد:
* فكر ميكنيد نتايج ضعيفي كه ورزش ايران در اين چند سال گرفته، به دليل آه شما بوده يا مديريت ورزش كشور؟
- آه من نيست، ناكارآمدي سيستم مديريت ورزش كشور اين نتايج را به دنبال داشت. درست است كه نميتوان وقتي دلي شكست انتظار موفقيت داشت اما، وقتي سيستم قدرتمندي وجود نداشته باشد موفقيتي هم بدست نميآيد. شما ببينيد رييس جمهور در يكي از سفرهاي استاني گفت كه ديدم دل يك نفر در يكي از شهرستانها شكسته به سراغ او رفتم و از او دلجويي كردم. دل شكستن هم مهم است و ضعف مديريت هم ناكامي را تشديد ميكند. من و همكارانم از افرادي نبودهايم كه براي ماندن در فدراسيون فوتبال بخواهيم از مديريت كسي تعريف و تمجيد كنيم. من از اين كارها بلد نيستم انجام بدهم. به خاطر همين عليآبادي بايد بيشتر از همه من را دوست داشته باشد. من ميگويم ورزش، دانش، تخصص و تجربه ميخواهد. من كه اين حرفها را ميزنم دشمن رييس سازمان نيستم. حالا اگر دولت ميخواهد اين جايگاه سياسي باشد، من حرفي ندارم. اما، فردي كه آمد جايگاه سياسي را گرفت، بايد در كنارش از افراد توانمند و قوي استفاده كند. عليآبادي مدير بسيار خوب و قابل احترامي براي من و جامعه است. او معاون رييس جمهور است. من هم با او قهر نيستم. در جلسهي حضوري هم به عليآبادي اين انتقادها را گفتم. گفتم اگر شما دانش، تخصص و تجربهي حضور در ورزش را نداريد، در كنارت از افرادي استفاده كن كه بتوانند سطح ورزش را بالاتر بياورند. براي من خوشحال كننده نيست كه ورزش ايران از جايگاهي كه دارد بالاتر برود؟
* قضيهي آشتي كنان شما و آقاي عليآبادي چيست؟ آيا با توجه به انتقاداتي كه شما به سيستم فعلي ورزش وارد ميكنيد، دوباره به ورزش برميگرديد؟
- من انتقادي به رييس سازمان ورزش و جايگاه معاون رييس جمهور ندارم. تنها ميگويم كسي كه به اين جايگاه ميآيد، بايد اين فاكتورها را داشته باشد. الان هم همين حرفها را تكرار ميكنم. مگر ميخواهند من را دار بزنند. اين حرفهاي من ضد دولت است؟ ضد مجلس است؟ واقعيتهايي است كه كسي آنها را نميگويد. بايد مسوولان بدانند. مگر اينجا تنها جايگاهي است كه مدير فقط شكستها را ببيند؟ نبايد تنها مديران را به اين علت كه از ما نيستند، بركنار كرد. اگر مدير ما نظراتي برخلاف نظام و دولت داشت آن موقع بايد او را بركنار كرد نه اينكه تنها به دليل اينكه مسايل را مطرح ميكند، او را كنار بگذاريم. اگر مديري پيدا ميشود و شما را نقد ميكند و اين نقدهايش براساس فاكتورهاي تخصصي ورزش دنياست، بايد اين نقدها را پذيرفت. من نميگويم هر كس كه دكتري ورزش دارد بيايد و رييس سازمان تربيت بدني شود. امثال كساني كه دكتري ورزشي دارند هم در راس كار بودهاند و من متاسفم كه از اين لفظ استفاده ميكنم؛ اما، بايد بگويم اين افراد آمدند و نوكري كردند. آقايي در شغلشان نكردند. نوكري كردند جايي را گرفتند و به كارشان ادامه دادند و آبروي تحصيل كردهها و دانشگاهيها را بردند. امام حسين جملهي معروفي دارد كه ميگويد «آزاده باش» حالا كه من جايي را گرفتم ومسوولي شدم آزادگي را كنار بگذارم و اگر نقدي دارم آن را مطرح نكنم تا خداي ناكرده آن پست از من گرفته شود؟ بايد اين نقدها را بگويم و كسي هم كه مورد انتقاد من قرار گرفته بايد مرا بيشتر از بقيه دوست داشته باشد. من هيچ انتقادي به شخص عليآبادي نداشته و ندارم و او برايم قابل احترام است واگر بيرون از محيط ورزش عليآبادي را ببينم به او احترام ميگذارم. ايشان هم بايد من را بيشتر از همه دوست داشته باشد. او بايد خوشحال باشد كه مديري هم پيدا ميشود كه ميگويد اگر شما در اين كار تخصص نداري، از چهار مديري در كنارت استفاده كن كه بتواند شما را هم به بالاتر بياورد. شنيدهام كه عليآبادي هم به اين مساله رسيده است كه ميتوانست با مديريت و سابقهاي كه داشته موفقتر عمل كند. هيچ يك از سازمانها و وزارتخانهها به طور كل به اندازهي ورزش مخاطب ندارند. به همين خاطر بايد از نيروهايي در سازمان تربيت بدني استفاده كرد كه باعث بالا رفتن سطح ورزش شوند نه اينكه تنها از كساني استفاده كرد كه تنها بله قربانگو هستند. به خدا من به عليآبادي هيچ بياحترامي نكردهام ولي اگر توقع خلاف عرفي بوده من آنها را هم انجام ندادهام. مثلا اگر گفته باشند فلان داور را ببخش يا بازي پرسپوليس – سپاهان رفت و برگشت باشد يا اينكه دايي، گلمحمدي و بختياريزاده را از تيم ملي كنار بگذاريد، من اين حرفها را منطقي نميدانستم. در مواقع بسياري شده كه عليآبادي، مهرعليزاده و هاشمي طبا نظراتي داشتند و من به توصيهي آنها گوش دادهام. هاشمي طبا در برههاي به من نامهي تندي نوشت و من در جواب نامهي كاملا محترمانه براي او ارسال كردم. او به محض دريافت نامه به من زنگ زد و گفت كه انتظار مصاحبهي تندي را داشته اما، حالا كه چنين نامهاي را نوشتهاي اين نامه من را تحت تاثير قرار داد و من به حرف شما گوش مي كنم. من قصد جنگ و جدل با هيچ كس را نداشته و ندارم اما، جايي كه بايد از حق فوتبال دفاع ميكردم، آن را تا انتها پيش بردم.
* اين روزها شايعات زيادي دربارهي بازگشت شما به فوتبال شنيده ميشود.
- بارها گفتهام كه براي هر كسب بزرگترين افتخار خدمت به كشورش است. من هم از اين قاعده مستثني نيستم حالا هر كس كه ميخواهد در راس باشد. ولي بايد جايگاه افراد را در جامعه در نظر گرفت. بارها گفتهام كه به صحنهي ورزش برنميگردم اما، اگر به اين نتيجه برسم كه امروز ميتوانم خدمتي كنم قطعا از تصميمم صرفنظر ميكنم. با اين حال هيچ تفاوتي در شيوهي كاري من به وجود نيامده اگر بار ديگر به ورزش بازگردم استقلال كاريام را حفظ خواهم كرد. اگر اتاق نگهباني سازمان تربيت بدني را هم به من بسپارند همچنان استقلال كاري و فكريام را حفظ خواهم كرد. اگر مافوقم توصيهاي داشته باشد و آن توصيه در جهت تقويت كار باشد، آن را ميپذيرم؛ اما، اگر اين توصيه در جهت تضعيف كار باشد همچنان استقلال خود را حفظ ميكنم. ميگويم خدا به ما عقل داده و مدير مافوق هم به ما اعتماد كرده پس بايد اجازه داد كه خود افراد مديريت را انجام دهند. بايد واقعيتي را هم بگويم و آن اين است كه مهندس عليآبادي هم قصد نداشته كه با من دعوا كند يا من با او دعوا كنم. وقتي دو مدير پيش شما ميآيند و از شما تعريف ميكنند، از خود ميپرسيد چرا دادگان تعريف نميكند. من هم ميگويم اين خصوصيت اخلاقي من است. اگر مديري كه پيش شما ميآيد و ميگويد در حضور 30 سالهاش در ورزش مديري به توانمندي شما نديده بايد در اتاقت را به روي آن فرد ببندي چرا كه ميداني او راست نميگويد. وقتي من ميآيم ميگويم كه شما بايد در بخش مديريت ورزش زحمتهاي زيادي بكشيد، اين از سر دلسوزي است. زماني كه ما در فدراسيون فوتبال بوديم يك ريال از هيچ نهاد دولتي پول نگرفتيم و فدراسيون فوتبال را با پنج ميليارد تومان ترك كرديم. زماني كه "بكنبائر" براي افتتاح ساختمان فدراسيون فوتبال ايران آمد، گفت كه در اروپا فدراسيوني به اين زيبايي وجود ندارد. اين كاري نيست كه من انجام داده باشم. اين كاري است كه همكارانم آن را انجام دادهاند. اگر كسي را پيدا كرديد كه گفت مانند الان فدراسيون دادگان يك ريال به آژانس و هتلي بدهكار است من به او جايزه ميدهم. ما چطور فدراسيون را چرخانديم و اينها چطور.
* وضعيت فدراسيون فعلي را چطور ميبينيد؟
- چون در حال حاضر تيم ملي مسابقهي مهمي را مقابل كره شمالي پيشرو دارد ميگويم وضعيت فدراسيون عالي است و فدراسيون را تضعيف نميكنم. به عنوان يك ايراني كوچك آرزوي موفقيت براي سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال دارم و آرزو ميكنم كه تيم ملي با اقتدار به جام جهاني برود. اما، اگر خداي ناكرده تيم ملي به جام جهاني صعود نكرد ديگر كميتهي انتقالي و دادگاني در اختيار نيست. اينجا ضعف مديريت بوده كه مجموعه را به اينجا رساند. به تازگي قطبي را آوردهاند خدا نكند اما، اگر تيم ملي موفق نبود نبايد قطبي را قرباني كرد. بايد بپرسيد كه چه كسي قطبي را به ايران آورد. كساني كه ميگويند كار سخت است در اشتباهند. اصلا اين طور نيست. ما بايد به جام جهاني برويم.
* به جام جهاني ميرويم؟
- من ميگويم بايد برويم. كره شمالي در طول تاريخ 40 سالهاش و در 13 بازي كه با ايران انجام داده يك بار هم به پيروزي نرسيده است. آنها ترس زيادي از ايران دارند ما بايد سه امتياز بازي مقابل كره را بگيريم. زماني كه من در فدراسيون فوتبال بودم، پنج بار با كره شمالي بازي كرديم و در تمام بازيها به راحتي به پيروزي رسيديم. اگر اين بار به كره شمالي ببازيم بايد فوتبال را تعطيل كنيم. به غير از مسايل فني بايد تيم ملي را مديريت كرد. در فوتبال ما مديريت مهمتر از مربيگري است. با پيروزي ايران برابر كره شمالي اين تيم از گردونهي مسابقات حذف ميشود. امارات را هم كه شكست دهيم، قطعا جزء سه تيم خواهيم بود. مطمئن باشيد كه كره شمالي نميتواند در رياض عربستان را شكست دهد و آن گاه ما ميتوانيم يكي از سه تيم صعود كننده باشيم. پس نبايد بگوييم كه كار سختي داريم ودر تاريكي قرار گرفتهايم. قطبي بخشي از كار است. او قطعا زحمتهاي زيادي خواهد كشيد. تفاوتي كه او با ديگران دارد در ادبيات خوب و ارتباط روحي خوبي است كه با بازيكنان ايجاد ميكند. پس بايد او را حمايت كرده و كمكش كنيم. اين تيم تنها نياز به مديريت دارد.
* به نظر شما علي دايي قرباني شد؟
- بله. صد درصد. زماني كه قصد داشتند دايي را به عنوان سرمربي تيم ملي انتخاب كنند او با من تماس گرفت و گفت كه ميخواهم اين مسووليت را قبول كنم. به او گفتم علي جان شما يك طعمه هستيد و اينها پشت تو پنهان ميشوند. گفتم اگر تيم ببازد هيچ كس از تو دفاع نميكند و همه منتظرند كه تو را قرباني كنند. گفتم فكر نكن كه اگر ببازي تو را نگه ميدارند. اين محال است زماني كه برانكو به اردن باخت من صبح روز بعد محكمتر پشت او ايستادم.
* آيا بعد از بازي با عربستان و بركناري دايي با او صحبت كرديد؟
- بله. گفتم علي جان ديدي گفتم كه آنها از تو حمايت نميكنند و او هم پذيرفت كه آن زمان من پيشبيني درستي داشتم.
* شنيده شد كه پس از انتخاب دايي به عنوان سرمربي تيم ملي شما از او ناراحت شديد.
- به خدا اين طور نبود. فقط گفتم مواظب باش تا تو طعمهي اين كار نشوي. گفتم اين افتخار براي من است كه تو سرمربي تيم ملي شوي.
* فكر نميكنيد حضور در تيم ملي به عنوان سرمربي براي دايي زود بود؟
- قبول دارم كه زود بود ولي بگوييد كه آيا در ايران بهتر از دايي داشتيم يا خير. او بهترين بود ولي تجربهاش كم بود.
* چقدر اين بحثهايي كه دربارهي بازگشت شما به عرصهي ورزش مطرح شده، صحيح است؟
- من نه با عليآبادي قهرم و نه ميخواهم با كسي آشتي كنم. ايشان معاون رييس جمهور است و جايگاهش براي من قابل احترام است. هر كس كه از سياست وارد اين جايگاه ميشود، قطعا مورد لطف رييس جمهور است و اين هم حق است كه رييس جمهور دوست خودش را انتخاب كند اما، تنها نظرم اين است كه بايد از كساني در كنارش استفاده كند كه كمبودهاي اين فرد سياسي را در مسالهي تخصصي ورزش برطرف كند. اجازه بدهيد اين مساله را فاش كنم كه پس از بازگشت ايران از المپيك نامهاي به رييس جمهور نوشتم و علل شكست ايران را تشريح كردم.
* وضعيت ليگي كه گذشت را چطور ميبينيد ؟
متاسفانه كار ما شده تنها تعريف و تمجيد كردن. ليگ را يك ماه يك ماه تعطيل ميكنند و هيچ كس صدايش در نميآيد، چه كسي جوابگوي ضررهاي اين تعطيليهاست. تيم ملي بازي دارد كه داشته باشد. مگر زمان ما تيم ملي بازي نداشت؟ همه ميدانند سختترين بازي دوران ما ديدار با قطر بود كه چهارشنبه برگزار ميشد. يكشنبه آن ما بازيهاي ليگ را برگزار كرديم و دوشنبه صبح به قطر سفر كرديم و خوشبختانه قطر را هم برديم.
من دليل تعطيلات مكرر ليگ را نميفهم. واقعا كسي در اين مملكت نيست كه چيزي در اين باره بگويد. ميگويند، بله ديديم تيم ملي بازي دارد. ميگويند، بله از ما خواستند، تعطيل كرديم. اين حرفها يعني چه؟ من هيچ وقت نميگذاشتم چنين اتفاقاتي بيافتند. قانون بايد رعايت شود. براي من چه كار داشت كه صنعت نفت را به ليگ برتر بياورم. هيچ كس هم به اندازهي من به خوزستانيها و آبادانيها علاقه ندارد.اما به خاطر قانون ايستادگي كردم. اما شما ديديد كه پس از اين كه ما رفتيم ليگ را 18 تيمي كردند و صنعت نفت را به ليگ برتر آوردند.
نتيجه چه شد. صنعت نفت دوباره به دستهي پايينتر سقوط كرد. 7 و 8 ميليارد ديگر هزينه كردند. بايد بداني فوتبال براي خودش قانون دارد. هر كس كه آمد گفت اين كار را بكن اين كار را نكن نبايد حرف غير منطقي را گوش داد. از شما ميپرسم حالا كه به من گفتند برگرد به صحنهي ورزش چه كسي است كه دلش نميخواهد خدمت كند. اما ما 3 سال كنار بوديم. آنقدر مورد هجمه و تهاجم رسانهها قرار گرفتيم كه حد نداشت. ببخشيد كه اين را ميگويم اما اگر علي آبادي جاي من بود چه كار ميكرد. خانواده و دو دخترم را تهديد كردند. خودم را تهديد كردند. خدا شاهد است كه همين حرفهايي كه امروز زدم را آن موقع هم زده بودم نه يك كلمه بالا نه يك كلمه پايين. گفتم كساني ميخواهند به اين فوتبال بيايند كه مال اين كار نيستند. اسم 3 نفر را بردم. ميخواهم بپرسم اگر سعيدلو و زريبافان اين حرفهاي من را بشنوند با من دشمن ميشوند؟ به خدا نه، ميگويم اجازه بدهيد اين جايگاه دست افراد ورزشي باشد. كدام يك از شما از جيبتان براي ورزش هزينه ميكنيد. غير از يك تيم خصوصي كدام هيات مديره از جيبش پول ميدهد. اين مديران تنها پول دولت را هزينه ميكنند، پس بگذاريد قهرمانان ملي و افراد تحصيل كرده مديريت كنند. نه شما ميخواهيد از جيبت خرج كني و نه آن قهرمان. پس چرا ورزش را به دست خود ورزشيها نميدهيد.
* فكر ميكنيد پشت دعوت از شما براي بازگشت به ورزش چه اهدافي وجود داشت؟
ميگويند به ورزش برگرد من هم استقبال ميكنم. اما بايد شرايط من را درك كنند. من همان محمد دادگان هستم با همان خصوصيات و در كارهاي غير قانوني توصيه پذير نيستم. افتخار ميكنم كه بگويم 4 سال و 3 ماه فوتبال را با آن وضع چرخاندم.
* چه كسي از شما براي بازگشت به ورزش درخواست كرد؟
نمايندهي علي آبادي پيش من آمد. من هم مخالف بازگشتم به ورزش نيستم اما با آن وضعي كه ما از فوتبال رفتيم گفتم بايد از من و همكارانم دلجويي شود. حرف بدي نزدم. با آن حرفها كه به ما زدند حالا كه گفتند برگرد من نميتوانم مثل آقاي x بروم دفتر و بگويم كه 30 سال است آدمي مثل شما نديدهام. من يك مرتبهي دانشگاهي براي خود قائلم. اگر آن هم نباشد رانندگيام خوب است و ميشوم رانندهي تاكسي. من از پدرم ياد گرفتهام كه به كسي غير واقع سرتعظيم فرود نياورم. كسي كه در زير پرچم امام حسين (ع) سينه زده فقط جلوي امام حسين (ع) تعظيم ميكند. مگر خداي نكرده من مخالف كسي هستم، كارم را به خوبي بلدم. چندي پيش خدمت رئيس جمهور رسيدم و گفتم ضعيفترين فدراسيون را به من بدهيد و بعد از يك سال ببينيد با آن فدراسيون چه ميكنم حالا هم اگر دعوتي شده بايد از من و همكارانم دلجويي شود. شما نميتوانيد منكر احساس و عاطفهي مردم شويد. هر كس من را ميبينيد ميگويد دكتر به ورزش برنگرد. به خدا قسم از 100 نفر دو نفر ميگويند برگرد. ميگويند چرا اين كارها را با تو كردند و حالا ميگويند به ورزش بيا. مگر آدم ميتواند به راحتي اين صحبتها را فراموش كند.
در اين مدت خانوادهي من تحت فشار بودند چه تيترهايي كه عليه من نزدند. آيا من احساس و عاطفه ندارم. خانواده و رفيق و آبرو ندارم. پس از صحبتهاي رئيس جمهور در تلويزيون بسياري از فشارها از روي من و خانوادهام كم شد.
*بعد از صحبت شما با رئيس جمهور تصميم گرفتند كه شما به ورزش برگرديد يا سعيدلو و علي آبادي چنين تصميمي گرفتند؟
نميدانم، آنهايي كه رابط علي آبادي بودند از پيش من به آنها زنگ ميزدند وبا آنها صحبت ميكردند و ميگفتند كه آنها براي بازگشت من به ورزش مصر هستند و سپس از طريق يكي از نزديكان رئيس جمهور تحقيق كردم و اين فرد گفت كه رئيس جمهور هم تاكيد دارد كه هر طور شده بگوييد دادگان به ورزش برگردد. من هم به آن رابط آقاي رئيس جمهور گفتم كه با آغوش باز ميآيم. چرا نبايد برگردم. اگر بتوانم حاضرم كه جانم را هم بدهم.
*اما شما در روزهاي اختلافتان با علي آبادي جملهاي داشتيد كه ميگفتيد تا زماني كه سيستم مديريت ورزش توسط همين افراد اداره شود ديگر به ورزش بر نميگرديد.
بله گفتم، الآن هم همين حرف را تكرار ميكنم اما وقتي از من و همكارانم دلجويي كنند و بگويند حرفهايي كه در روزنامهزده شده پوچ بوده حاضريم به ورزش برگرديم. امروز مردم ميتوانند بگويند كه من كاربلد بودم يا خير؟ ديگر نميتوانيم اين را پنهان كنيم، همه جا صحبت از اين است كه دادگان و همكارانش كاربلد بودند و حيف شد كه از فوتبال رفتند.
*دلجويي يعني چه؟
بايد بگويندحرفهايي كه زدهايم صحت نداشته و يا روزنامهها از خود نوشتهاند. ميتوانند بگويند كه ما در آن زمان كمي احساسي برخورد كرديم. من به كسي كاري ندارم. با عشق ميآيم و كارم را انجام ميدهم هيچ چيز را هم نميخواهم. يك روز از هاشمي طبا خواستند كه به فدراسيون فوتبال بيايد او هم گفت يك ميليارد به من بدهيد تا بيايم. او استدلالش اين بود كه از كجا معلوم كه يك روز بعد بركنارش نكردند، او درست ميگفت. او معتقد بود كه حداقل بايد غرامت بدهند اما من يك ريال پول هم نميخواهم. آن پولي كه در جام جهاني حقم بود را ندادند آن را هم نميخواهم. از آن آدمهايي هم نيستم كه بگويم پولم را به فقرا و مسكينها بدهيد. چنين چيزي نيست. هيچ چيز نميخواهم. فقط اعاده حيثيت و دلجويي. از مردم هم سپاسگزارم. همين لطفي كه دارند يك دنياست.
* اين دلجويي بايد رسمي باشد؟
بله
*مردم كه متوجه قضايا شدند؟ اين كافي نيست؟
مردم ميدانند اما بايد رسما اعلام شود از رييس جمهور و اخوي بزرگش تشكر ميكنم كه از من و همكارانم دلجويي كردند. برادر ايشان بارها و بارها مرا خواست و من خدمتشان رفتم و از من دلجويي كردند و گفتند كه من به عنوان مسوول بازرسي خودم دنبال كار شما بودم. ميگفتم كه نميدانم چرا اين حرفها را زدند و چرا اين اتفاقات افتاد. حالا كه صحبت به اينجا كشيد بگذاريد بگويم كه چه كساني من و همكارانم را خواستند و از ما دلجويي كردند. آقايان هاشمي رفسنجاني، خاتمي، ناطق نوري و بادامچيان ما را صدا كردند و از ما دلجويي كردند، آنها ميدانستند ما چه خدمتي كرديم و بدون گرفتن يك ريال كار كردهايم گردش مالي فدراسيون ما 21 ميليارد تومان بود و با 5 ميليارد و 200 ميليون تومان فدراسيون فوتبال را ترك كرديم.
*اگر جلسهاي بگذارند و پس از آن در جمع نمايندههاي رسانهها اعلام كنند اين كافي است؟
خير، اينطور من نخواهم آمد. اينجا خدشهاي به يك گروه وارد شده گروهي كه صادقانه كار كردند. نميخواهم بگويم سازمان صادقانه كار نكرده. آنها هم صادقانه كار كردهاند اما ميگويم اين مزد عملكرد صادقانه ما نبود. هنر من اين است كه يك مجموعه را به من بدهند و بگويند اين كار را بچرخان. عليآبادي و دوستانش نبايد اين اشتباه را بكنند كه من مانند فلان مدير و فلان فوتباليست هستم من هرجا كه باشم آبرومندانه آنجا را ميچرخانم. حتي يك اتاق هم به من بدهند آن را مديريت ميكنم ميخواهم شما به دانشگاه شهيد بهشتي برويد و ببينيد كه من براي بخش ورزش آنجا چه چيزهايي آوردهام همه را هم از بيرون آوردهام. در فدراسيون من سه رييس فدراسيون بود و با خودم اين تعداد به چهار نفر ميرسيد. هيات رييسهي فدراسيون زمان من هم از افراد متخصص و مدير تشكيل ميشد. اگر من الان به ورزش برگردم آنها نميگويند براي چه تو را كنار گذاشتند و براي چه تو به ورزش برگشتي.3 سال است كه دارند كار را ميچرخانند. بقيه كار را هم انجام بدهند. چه اشكالي دارد؟
*چرا سراغ شما آمدند؟
نميدانم.
* به انتخابات مربوط ميشود
نميدانم. اين را بايد از آنها بپرسيد.
* چرا سراغ افرادي مانند طالقاني نرفتند.
من اين را هم نميدانم آن چيزي كه به من مربوط است را ميگويم اما ميگويم اگر به من مسئوليتي بدهند با عشق كار ميكنم. كارم را بلدم، بيشترين آرزوي من موفقيت سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال است و از ته دلم ميگويم كه منتظر روزي هستم كه تيم ملي به جام جهاني برود. صعود تيم ملي به جام جهاني نه به من ربط دارد نه به علي آبادي و نه كفاشيان. يك جامعه از اين اتفاق خوشحال ميشوند. اين را ميگويم و اميدوارم كه مسئولان دولتي و سازمان تربيت بدني متوجه آن باشند. خرداد ماه امسال كه بازيهاي مقدماتي جام جهاني تمام ميشود تا خرداد سال آينده كه رقابتهاي جام جهاني آغاز ميشود يك سال زمان است. در اين يك سال پرچم جمهوري اسلامي ايران در آفريقا برافراشته است. 6 ميليون دلار به حساب فدراسيون فوتبال واريز ميشود و تمام رسانههاي دنيا روي اين خبر متمركز ميشوند كه ايران يكي از 32 تيم حاضر در جام جهاني است. در بخش سياسي آن هر روز سرود ايران تا روز مسابقات به صورت زنده در آفريقاي جنوبي نواخته ميشود. نبايد به سادگي از كنار تاثيرات حضور ايران در جام جهاني گذشت. خدا كند مسئولان حرفهاي من را گوش دهند. ما نميتوانيم همهي اين مسائل را به خاطر مسائل شخصي از دست بدهيم. اگر به عربستان باختيم ايرادي ندارد. در عوض ميتوانيم كرهي شمالي را ببريم. چه كسي است كه ميگويد كه وضعيت ايران در سياهي قرار دارد. من ميگويم وضعيت ايران سفيد سفيد است. به خدا اگر باباي كره شمالي هم بتواند ايران را ببرد! كرهاي كه 40 سال است ايران را نبرده نميتواند براي ما خطري محسوب شود. ما براي دوم شدن هم هنوز شانس داريم. اگر حذف شويم ناكارامدي خودمان است و نبايد تقصير را به گردن كسي بياندازيم.
*شايعهاي مطرح شده در مورد اين كه شما پيشنهاد قائم مقامي سازمان تربيت بدني را دريافت كرديد؟
من به دنبال اين نيستم كه چه پستي به من بدهند. دوست دارم به من كاري را بدهند كه استقلال فكري داشته باشم و آن كار را يك سال ديگر تحويل بگيرند. چيزي كه براي من اهميت دارد اين است كه بتوانم خدمت كنم.
در مملكت ما 20 نفر ورزشي هستند كه در اين سالها در فدراسيونهاي مختلف فعاليت كردند. براي آنها مهم نيست كه چه كسي بالاي سرشان باشد. شما همهي اين آدمها را ميشناسيد. اگر لازم باشد اسمشان را هم ميگويم. ترسي ندارم. حالا كه مهندس موسوي نامزد حضور در انتخابات شده دنبال او رفتند و باز هم دنبال پست هستند. خدايي برويد در خانههايتان بنشينيد و از من به خاطر اين صحبتها ناراحت نشويد. اين طور افراد منتظرند تا اگر يك روز مير حسين موسوي رئيس جمهور شد بروند و بگويند كه ما در ستاد شما كار ميكرديم. اينها كساني هستند كه در ستاد خيليها بودند اما چه كاري براي ورزش انجام دادند. خدايي برويد بس كنيد. به اعتقادات خود وفادار باشيد. نه اين كه در ستاد اين و آن باشيد. من هيچ وقت در ستاد هيچ كس نبودم ودر ستاد هيچ كس هم نخواهم بود. ديديد دورهي قبل در نزديكي انتخابات فدراسيون را تعطيل كردم و به خاطر اين كه از من و همكارانم سوء استفاده نشود به خارج رفتم. هر كس رئيس جمهور شود من مخلصش هستم. كارهاي نيستم و تنها يك معلم هستم و كارم را انجام ميدهم. يكسري هستند و ميگويند به ستاد احمدينژاد برو يا در ستاد ميرحسين كار كن. براي چه بايد به اين ستادها بروم. كساني كه مدام از اين ستاد به آن ستاد ميروند براي حضور خودشان در دولت آينده ذهنيت سازي ميكنند يا دارند براي كانديدا ذهنيتي براي پيشرفت ورزش به وجود ميآورند. 3 سال است كه كنار بودهام. چه ايرادي دارد تا روزي كه زندهام كنار باشم. ميگويم هر جا كه باشم براي دولت و مردم كار ميكنم. بارها من و خانوادهام را تهديد كردند، تلفن مادر و برادرانم را پيدا كردند و آنها را تهديد كردند. من ده سال رئيس انجمن فوتبال وزارت علوم بودهام. اما به محض اختلافات، وزارت علوم هم اسم من را حذف كرد. در فوتبال دانشگاهي، تيم شانزدهمي وجود نداشت كه ما بتوانيم مسابقات را در 4 گروه 4 تيمي برگزار كنيم و مجبور بوديم كه يك گروه را با 3 تيم برگزار كنيم. اما من دستهي 1 و دسته 2 و دسته 3 ايجاد كردم و 63 تيم به وجود آمد. ميدانم كه وقتي اختلافات من با سازمان تربيت بدني اوج گرفت حكمم را از وزارت علوم لغو كردند. تيم فوتبال دانشجويان محو شد و در هيچ مسابقهي جهاني شركت نميكند. پس من منشاء خير بودم و كارم را بلد بودم. من در مدت ده سالي كه در تيمهاي مختلف نوجوانان، جوانان، اميدها و پرسپوليس بازي كردم حتي يك كارت زرد را هم نگرفتم. يك روز يكي از مسئولان سازمان تربيت بدني جلوي من را گرفت و گفت: اگر رئيس سازمان ميگويد ماست سياه است ما هم بايد بگوييم سياه است. اما من گفتم تا قيامت ماست سفيد است. گفتم شما به عنوان معاون رئيس نبايد بگوييد ماست سياه است. به آن مديريتي كه ميگويد بگوييد ماست سياه است بايد اتفاقا بگوييد كه ماست سفيد است، بگذاريد آن مدير شما را دوست داشته باشد. زماني كه در فدراسيون فوتبال بودم يك نفر را حراست پيدا كرد كه اخبار فدراسيون را به بيرون ميداد. هر كس ديگري كه بود چه كار ميكرد؟ بايد آن آدم را كنار ميگذاشت. اما من رفتم ذيحساب را صدا كردم و گفتم از اين ماه100 هزار تومان به حقوق اين فرد اضافه كنيد. حراست به فدراسيون گفت كه اين فرد خبرهاي فدراسيون را به بيرون ميبرد چرا شما 100 هزار تومان به او پاداش ميدهيد، من هم گفتم مااخباري نداريم كه بخواهيم از انتشار آن بترسيم. ما زماني كه در فدراسيون بوديم براي حضور در ايتاليا و انگليس و بازي در آنجا پول ميگرفتيم. با كرهي جنوبي كه تيم چهارم دنيا بود بازي كرديم و پول گرفتيم. عربستان معمولا با تيمهاي آسيايي بازي دوستانه برگزار نميكند. اما آنها گفتند كه ما ميخواهيم با شما بازي كنيم. گفتم اگر ميخواهيد با ايران بازي كنيد بايد 150 هزار دلار به حساب فدراسيون پول واريز كنيد. هتل 5 ستاره بگيريد و 50 بليت بيزينس براي ما بفرستيد. وقتي آنها پذيرفتند ما به آنجا رفتيم. ولي به دليل آلودگي هوا بازي برگزار نشد و ما ميهمان عربستان بوديم و پولمان را هم گرفتيم. حالا چنين وضعي به چه شكلي در فدراسيون فوتبال تبديل شده است. ميدانم كه تيم ملي موفق ميشود و تنها به مديريت نياز دارد. قطبي هم با ادبيات متفاوتش ميتواند براي تيم ملي موثر باشد.
محمد دادگان در بخش پاياني مصاحبهاش خطاب به دكتر احمدي نژاد گفت:
آقاي رئيس جمهور! آقاي رئيس جمهور! آقاي رئيس جمهور! امروز فوتبال باشگاهي ما به سمت و سويي ميرود كه اگر شما جلويش را نگيريد ديگر هيچ كس نميتواند جلويش را بگيرد. در فوتبال باشگاه ايران سالي 250 ميليارد تومان هزينه ميشود. مديران باشگاهي ما مديران هزينه شدهاند و از پولهايي كه براي خودشان نيست هزينه ميكنند.
آقاي رئيس جمهور! اگر نميدانيد، من دارم مي گويم كه سازمان بايد بداند و جلوي اين اتفاقات را بگيرد. مربي فوتبال در ايران 400 ميليون تومان پول ميگيرد. كساني كه سراسر معلمي و سرهنگي روي هم 20ميليون هم پول نگرفتند.
آقاي رئيس جمهور! 400 ميليون تومان از پول اين ملت و كارگران زحمت كش فولاد و ذوب آهن به مربيان ميرسد. مربياني كه ميدانيم سقفشان هميني است كه هست.
آقاي رئيس جمهور! آقاي رئيس جمهور! آقاي رئيس جمهور! مديران باشگاهها، مربيان را بعد از فصل كنار ميگذارند كه خودشان تيم را ببندند و بعد مربي بياورند. هيچ كس اين حرفها را نميزند. اما من ميگويم. مديران مربيان را بركنار ميكنند و وقتي تيم را بستند و زد و بندشان را كردند يك سرمربي جديد را انتخاب ميكنند. به خدا اينهايي كه ميگويند ايثار، گذشت و فداكاري بر عكس عمل ميكنند. عدالت ، گذشت و ايثار معاني وارونهاي به خود گرفته است. من چطور ميتوانم قبول كنم كه به من 400 ميليون بدهند. اين حرفهاي يك معلم است و نه رئيس يك فدراسيون. من را بخواه تا به شما بگويم كه چگونه پولهاي بيتالمال به اين فوتبالي كه نه سر دارد و نه سامان واريز ميشود. تمام تيمهاي باشگاهي ما از ليگ قهرمانان آسيا حذف ميشوند و پرسپوليس هم 5 تا 5 تا گل ميخورد. خدايي چه مديريتي كرديم. گوش مسئولان نبايد صدا كند كه چرا بايد يك مربي 400 ميليون تومان بگيرد. پرفسور سميعي كه مغز صدراعظم آلمان را عمل ميكند و مغز تمام روساي جمهور تحت كنترل اوست سالي 400 ميليون تومان در نميآورد. اما ما براي 7 ماه به يك مربي 400 ميليون پول ميدهيم. اما با كدام هنر و با كدام سابقه. دوست دارم يكي از اينها كه چنين پولهايي ميگيرد بيايد و بگويد كه اين طور نيست. همه ميگيرند. از آني كه ميگويد عاشق ايرانم و وطنم را دوست دارم و به آدمهاي محتاج كمك ميكنم بپرسيد كه چقدر پول گرفته. شما سالي 400 ميليون تومان به 20 مربي پول ميدهيد كه هر سال دور هم ميچرخند. به خدا اگر من بودم اجازهي اين كارها را نميدادم. پس كي جوانها بايد تزريق شوند. تا يك جوان به يك تيم ميرود همه سرش ميريزند تا آن فرد را بركنار كنند و آدم خودشان را سركار بياورند.
آقاي رئيس جمهور! يك نفر را به عنوان مشاور خودتان در امور باشگاهها انتخاب كنيد تا آن فرد رقمهايي كه در اين فوتبال خرج ميشود را روي ميزتان بگذارد.
چرا بايد براي اين فوتبال چنين پولهايي هزينه شود. آخر چطور ميشود كه يك بازيكن ايراني 350 ميليون تومان پول بگيرد. اين پول از جيب چه كسي بيرون ميآيد. يك مدير عامل و يك هيات مديره پيدا شود و بگويد كه من از جيبم پول ميدهم. غير از برادران شفيع زاده و هدايتي هيچ كس از جيب خودش پول خرج نميكند. مديران از جيب كارخانههاي بدبختي خرج ميكنند كه كارگرانش ماهي 400 هزار تومان حقوق نميگيرند. كارگراني كه پاي كورههاي آهن ايستادهاند نميدانند كه مربي باشگاه كارخانهاشان براي 7 ماه 400 ميليون تومان پول ميگيرد. اگر بخواهيد حاضرم اسم اين مربيان را بياورم. زماني كه برانكو در ايران كار ميكرد همه ما را زير سوال بردند كه چرا براي دو سال و نيم با پاداش صعود به جام جهاني 800 ميليون تومان داديد. اما امروز ميبينيد كه برانكو سرمربي تيم ملي مقدونيه شده و در تيم اول كرواسي هم نتايج خوبي ميگيرد. اما دوست دارم يكي از مربياني كه در اين مملكت 400 ، 500 ميليون تومان ميگيرد به خارج برود. درد ما در اين مملكت اين شده كه توپ برود توي گل. همهي تيمهاي باشگاهي ما در آسيا به غير از پرسپوليس حذف شدهاند. حالا نبايد يك نفر پيدا شود و بگويد براي چي به مربيان سالي 400 ميليون تومان پول ميدهيم. بايد گلوي آن مدير را گرفت و گفت كه آقاي مدير عامل شما كه سالي 400 ميليون تومان پول ميدهيد آيا حاضريد از خودت 4 هزار تومان خرج كنيد. آنها ميگويند براي بقاي باشگاه چنين پولهايي خرج ميكنند. به پيغمبر (ص) دروغ ميگويند براي بقاي خودشان چنين ميكنند. بعد من كنار بنشيم و دلم نسوزد كه چه پولهايي خرج ميشود.
از رئيس جمهور ميخواهم كه يك نفر را به عنوان مشاور خود در امور باشگاهها منصوب كند تا اين فرد برود و ليستي از خرجهايي كه ميشود را آماده كند و به ايشان بدهد تا او هم متوجه شود كه چه جنايتهايي مي شود و چه پولهايي رد و بدل ميشود. مدير يك باشگاه اسم دو بازيكن را به ليست تيم اضافه ميكند در حالي كه سرمربي تيم نميداند و وقتي رئيس هيات مديره سرمربي را صدا ميكند و ميپرسد اينها چه كساني هستند ميگويد من نميدانم. من بيرون از گود هستم ميفهم اما شما كه در هيات مديره هستيد نميفهميد. حراست نميفهمد. اگر نميفهميد كه يك جاي كار عيب دارد و اگر ميفهميد چرا جلويش را نميگيريد.
آقاي رئيس جمهور! رقمهايي كه داده ميشود را كنترل كنيد، پول اين ملت است. اين مربيان باندهايي را تشكيل دادهاند و از اين باشگاه به آن باشگاه ميروند. اين تمام حرفهاي من به آقاي رئيس جمهور بود.


