صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اندر فضیلت کتاب نخوانی!

اسکندر صالحی
کد خبر: ۴۷۳۹۸
| |
6337 بازدید

پر است چشم وگوش ما، به خصوص این روزها، از گلایه همه که کتاب نمی خوانند ایرانیان. و پاسخ ها از جمله این است که: ایرانیان مردمانی شفاهی اند، بیشتر می گویند و می شنوند تابنویسند و بخوانند.

سانسور وجود دارد، انگار شعر دهه چهل ـ مثلا ـ وقتی متولد شد که سانسور نبود؟ شک نکنید که هر ایدئولوژی و سیاستی سانسور خودش را دارد.

کتاب ها(عرضه) با خواسته و نیاز مردم (تقاضا) هماهنگ و متناسب نیست، مثلا در کشور پیشامدرن ما اغلب، آثار پست مدرن ترجمه می شود که چندان با شرایط ما سازگار نیست.

 ترجمه ها اغلب نامفهوم است، یا جانا سخن از زبان ما می گویی. با رواج فست فود، فست بوک هم باید راه بیفتد، نمونه اعلایش کاری است که عباس کیارستمی با حافظ و سعدی کرده و پرفروش است.

و ... من اما می خواهم ستایش کنم از ملت کتاب نخوان ایران. از جمله به این دلیل که این معیارهایی که برای کتابخوانی وجود دارد، ایراد دارد. در قدیم، و هنوز هم در بعضی مناطق، یک جلد شاهنامه، چند نسل از اهالی یک روستا را چه ها که نمی کرد: سرگرم، حافظ شعر و فرهنگ و زبان ایرانی، حکیم و خردمند، آگاه به امر خود، اهل مدارا، سرخوش، و... هنوز هم اگر کتاب باشد کتابی، چنین تواند کرد با بسیاری. اما صد رحمت به کتاب های آشپزی و گل آرایی و چه و چه که لااقل خاصیتی دارند، اما چه بسا کتاب ها که عین ضلالت و بطالت اند.

اغلب آدمهای بزرگ، مثلا دکارت، کم اما درست کتاب می خوانده اند. می گویند، شاگردی وارد اتاق استادش شد. دید بی چراغ نشسته است. پرسید: چه می کنید استاد؟ گفت: مطالعه. گفت: بی چراغ! شنید: نه با چراغ. آنچه را که زیر چراغ روغنی از نظر گذرانده ام، به نور عقل مرور می کنم و تحلیل!

آدم عاقلی هم می گفت: کتابی را ـ که از قضا کتاب سال هم شده بود و پر فروش ـ هر چه می خواندم کمتر می فهمیدم. تعجب می کردم که چرا دیگران این همه از آن تمجید می کنند. تا آن را با اصل انگلیسی اش مقابله کردم. دیدم مترجم نفهمیده، ترجمه کرده، نامفهوم از کار در آمده است کارش. اهل فضل اما برای این که از قافله علم و تمدن عقب نمانند با جماعت همراه شده از کتاب مذکور تعریف می کردند بی که جرات داشته باشند بگویند چیزی از آن نفهمیده اند!

به کریم حکیمی عرض کردم: اندکی هم زندگی کن! به جای این که اثری فلسفی یا رمانی بخوانی در باب زندگی و از آن طریق در پی فهم زندگی باشی، خودت برو زندگی را تجربه کن!

نه آن که آن درویش نباید کتاب بخواند ـ که می خواند و از همچو منی هم نصیحت نپذیرفت و نمی پذیرد ـ بلکه می گوییم زندگی هم بکند. هم بخواند هم زندگی کند، این جوری هم زندگی اش غنی می شود هم مطالعه اش. تا بعد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۲
من سفرنامه گالیوررابیش ازهزاربارخوانده وبازهم می خوانم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۲۵ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۳
آقا دیگه مردم همون شاهنامه رو هم نمی خونن. خیالتون راحت راحت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۵ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۳
مبحث جالبی را مطرح نمودید که با طنزی تلخ هم همراه بودوبه نظرم اشاره ی غیر مستقیم شما به ویروسی به نام پوپولیسم که به سرعت جای خود را در جامعه ی ما ومتاسفانه بیش از دیگران در قشری از جامعه که ظاهرا پیشرو هستند را بیان مینمود بیش از دیگر بخشها جلب نظر مینماید.البته فکر میکنم سبک نثر شما مخاطبان عادی را کاهش میدهد و کمی سخت خوانده میشود.با تشکر.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۱ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۴
به یک انقلاب در سطح ترجمه نیاز داریم. و گرنه عقب تر خواهیم ماند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۷ - ۱۳۸۸/۰۲/۲۵
نویسنده این یادداشت در نظر نگرفته مردمی که در تامین نیازهای اولیه خودشان و با این همه مشکلات معیشتی روزگار می گذرانند چرا باید اصلا" کتاب بخوانند؟
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟