قحطي اخلاقمداري
مجادلهها و منازعههاي پيدرپي افراد، فضاي ناسالمي را بر جامعه فوتبال حاكم كرده است. رواج ادبيات سخيف و نامناسب، امروز كل جامعه ورزش ما را زيرسوال برده و اين براي ما كه قرار است نسل به نسل حكايت پورياي ولي و جهان پهلواني اسطورهاي اخلاق اين مرز و بوم را منتقل كنيم، شكستي بزرگ تلقي ميشود.
به نوشته جام جم، حالا ديگر همه بازندهاند، چه آنها كه اخلاق و كردارشان در اين قحطي اخلاقمداري، نوري در تاريكي محسوب ميشوند و چه آن دسته كه ورزش اين مملكت بخصوص پرمخاطبترين رشته يعني فوتبال را به تاريكيهاي بيحد و حساب محكوم كردهاند، چون آتشي كه برپا شده آنقدر سوزاننده است كه تر و خشك را با هم بسوزاند. تماشاگر، بازيكن، مربي و مدير جايگاه خود را گم كردهاند.
شايد هم حق دارند چون در اين ورزش مدتهاست كه ديگر رسم نيست به خاطر جوانمردي و گذشت به افتخار كسي بايستند و تحسيناش كنند. امروز ديگر هر كس جام بگيرد و قهرمان شود و ببرد، به هر راهي كه ممكن شود، برتر و بهترين است. حالا ورزش انگار در راه «عشق، نان نميشود» گام ميبردارد. هركس كه عاشق ورزش است و رسم جوانمردي و گذشت را به جا ميآورد عاقبت كه به جايي نميرسد خودش را سرزنش ميكند و تغيير مسير ميدهد تا چيزي عايدش شود و سهمي ببرد.
صحنههايي كه تماشاگر تيم رقيب به افتخار حريف تيم محبوبش كف ميزد يا بازنده دست برنده را به نشانه احترام بالا ميبرد و او را در آغوش ميگرفت به خاطرهها پيوسته است. چه خاطرههاي تلخي خواهند داشت نسل امروز. گذشته كه رفته است ، حال آزاردهنده و آينده نگرانكننده است، آنقدر كه يك جامعهشناس با بررسي آنچه امروز در ورزش ميگذرد به گفتن يك واژه كفايت ميكند: فاجعه!
محمدعلي پرتوي، كارشناس ارشد جامعهشناسي در گفتگو با «جامجم» صحبتهايش را اينطور ادامه ميدهد: وقتي جامعهاي در معناكردن الگو و اسطوره دچار مشكل ميشود عواقب اينچنيني طبيعي است. آنچه امروز ورزش ما را تهديد ميكند از دست رفتن ارزشهايي است كه تاكنون بر آن ميباليديم. ما سالهاست ستارههاي كاغذي ميسازيم، اسطورههاي خيالي درست ميكنيم و فكر ميكنيم كار درستي انجام دادهايم، اما با گذشت زمان متوجه ميشويم بسياري از القاب و صفات بها دهنده به شخص، شايسته فرد نبوده است.
وي معتقد است: فوتبال و ورزش ما به آسيبشناسي جدي نياز دارد. در اين زمينه بايد همه افرادي كه ميتوانند كمك كنند، طرح بدهند و به جمعبندي مناسب برسند. ورزش مقوله مهمي در هر جامعه است كه جامعه بزرگ را مستقيم و غيرمستقيم تحت تاثير قرار ميدهد و من به شخصه نگران نسل آينده هستم چون بذري كه امروز ميكاريم محصول خوبي در آينده نميدهد. براي رهايي از اين شرايط كه بهترين واژه براي توصيف آن فاجعه است، عزمي ملي لازم است.
دولتمردان دخالت كنند
محمدرضا كربكندي كارشناس فوتبال در اين زمينه دخالت دولتمردان را براي حل مشكل لازم ميداند. وي ميگويد: ايراد اصلي اين است كه ما در هيچ زمينهاي قانونمند نيستيم. همه از مدير و مربي و بازيكن و مسوول گرفته دل به نتايج خوش كردهايم، در حالي كه فوتبال ما بيمار است و به درمان اصولي و كافي نياز دارد. تازه چيزي كه ميبينيم و همه ميبينند بخشي از نقاط منفي موجود در فوتبال است. مسائل منفي فراواني وجود دارد و اگر جلوي آن گرفته نشود فساد تمام فوتبال را ميگيرد.وي ميافزايد: موج بدي در فوتبال حاكم شده است. هر كس به هر شكلي ميخواهد درآمد بيشتري داشته باشد و كسب اين درآمد نتيجهگرايي صرف را موجب شده است. متاسفانه شاهد هستيم كه هر كس فضا و زمينه بيشتري در اختيار داشته باشد ماهيت خود را بيشتر نشان ميدهد. به جاي آنكه عزا بگيريم اگر جام جهاني نرويم چنين و چنان ميشود، غم اين را داشته باشيم كه براي فوتبال هيچ كار مثبتي نكرده و فقط به فكر استحكام بخشيدن به پست و مقام خود بودهايم.
بايد با هم مهربانتر باشيم
بهرام افشارزاده، دبير كميته ملي المپيك در اين ارتباط و آنچه اين روزها در ورزش خلاف اخلاق رخ ميدهد، ميگويد: جايگاه ورزش مقدس است. ما بايد با هم مهربانتر باشيم. همه ما ايراني هستيم و با اين كار به نوعي خودزني كردهايم. بايد امروز از خود بپرسيم جايگاه جوانمردي كجاي ورزش است؟ پورياي ولي چه شد؟ بايد تغيير رفتار و عقيده بدهيم.
فرهنگ عمومي جامعه ورزش پايين آمده است
بيژن ذوالفقار نسب مربي و كارشناس فوتبال نتيجهگرا بودن بيش از حد را مورد تاكيد قرار ميدهد و به «جامجم» ميگويد: نتيجهگرايي همه چيز از جمله اخلاق را تحتتاثير قرار داده است، با كسب هر نتيجه ضعيف و غيرقابل انتظاري مسوول باخت متوسل به راههاي مختلف از جمله تهمت زدن، بدرفتاري و بداخلاقي ميشود، اما مسالهاي كه مهمتر از آن است پايين آمدن فرهنگ عمومي جامعه ورزشكاران است.
نتيجهگرايي همه چيز از جمله اخلاق را تحتتاثير قرار داده است و با كسب هر نتيجه غيرقابل انتظاري بدرفتاريها شروع ميشوند
وي ميافزايد: سواد، تحصيل و كسب دانش عمومي موضوعي است كه ورزشكاران خيلي كم به آن اشتياق نشان ميدهند و در واقع فرصتي براي پرداختن به آن ندارند، به همين دليل متاسفانه بايد گفت مفاهيم تربيتي را خوب نميدانند و ما با ضعف فرهنگي مواجه هستيم كه در نهايت تمام اين نقيصهها ناشي از ضعف مديريت است كه نميتواند به درستي برنامهريزي كند.
ورزش به فضايي براي بدآموزي تبديل شده است
پروانه حكيمي، آسيبشناس اجتماعي در توضيح آنچه پرخاشگري و آشفتگي اجتماعي ناميده ميشود ميگويد: جامعه ورزش در كمال ناباوري به جاي آنكه به سوي سلامت و آرامش حركت كند از سلامت رواني فاصله ميگيرد. مهمترين دليل آسيبهايي كه هماكنون ورزش را تحتتاثير قرار داده است توجه بيش از حد و بدون كارشناسي لازم به ورزش و اعضاي جامعه آن است. اينگونه رفتارها باعث جلب توجه ميشود و متاسفانه عدهاي را به اهدافشان ميرساند. وي ادامه ميدهد: در حال حاضر هيچ خانوادهاي با خيال راحت نميتواند فرزندش را به سوي ورزش سوق دهد چون سلامت روح مهمتر از سلامت جسم است و هر دو در گرو يكديگرند. اگر بخواهيم كودكان امروز انسانهاي كارآمدي در جامعه باشند بايد در تمام ابعاد فضاي بدآموزي را به آموزشهاي بهينه تبديل كنيم.
اسوهها از خط قرمزها عبور ميكنند
محمود ياوري مربي و كارشناس فوتبال هم با ابراز تاسف ميگويد: بايد اول روشن كنيم كه از ورزش چه ميخواهيم و به دنبال كسب چه جايگاهي با چه قيمتي هستيم. متاسفانه اين روزها شاهد هستيم خيلي از افراد از خط قرمزها عبور كرده و براحتي يكديگر را متهم ميكنند، عقيده كلي من اين است كه انسان نبايد براي توجيه خود ديگران را متهم كند و در واقع كسي را نردبان ترقي خودش قرار دهد. وقتي كسي عنوان الگو و مربي را به خود اختصاص ميدهد يعني جامعه به وي اعتماد كرده است كه حداقل 30 بازيكن در اختيار دارد و با اين همه طرفدار سر و كار دارد. وي ادامه ميدهد: مثال سادهاي موضوع را بهتر روشن ميكند. وقتي 2 كشتيگير با هم رقابت ميكنند به تشك فشار وارد ميشود. اين گونه تقابلهاي غيراخلاقي در فوتبال فقط و فقط به فوتبال ضربه ميزند و فرهنگ در ورزش را زيرسوال ميبرد.
ياوري ميگويد: با اين وضعيت اگر به جام جهاني هم برويم، اگر بالاترين مدارج و بهترين نتايج را بگيريم اخلاق را باختهايم. به هر ترتيب، بودن و مطرح شدن هدفي نيست كه ما را راضي كند. ما در كشوري زندگي ميكنيم كه اخلاق هميشه محور بوده است و نبايد اين را فراموش كنيم. من اگر الگوي نسل جوان هستم بايد به خودم نگاهي بيندازم و از خود بپرسم چه چيزي براي عرضه دارم. اين روزها تاسف ميخورم كه اسوه و بزرگان فوتبال جواني كردند و دل اهالي فوتبال را به درد آوردند.
به القاب و آمار دل خوش كردهايم
در همين حال محمدرضا كربكندي، فاصله فوتبال را با علم و فرهنگ خطري جدي ميداند و ادامه ميدهد: بايد فكري اساسي كنيم. تا كي من مربي و بازيكن هر كاري كه دلمان بخواهد بايد انجام دهيم. فكر ميكنيم يك اسم حرفهاي براي ليگ همه مشكلات را حل ميكند. برنامهريزي را رها كرديم و توقع داريم ژاپن و كره را با آن همه قانونمندي شكست دهيم، آن هم براحتي. اين فرهنگ غلط در فوتبال ما جا افتاده است، در حالي كه فكر ميكنيم همه چيز پول است و اين طور نيست.
وي با اشاره به عملكرد فدراسيون فوتبال خاطرنشان ميكند: ما مدتهاست به القاب و آمارها دل خوش كردهايم. رئيس فدراسيون در بدترين شرايط خنده از صورتش نميافتد، در حالي كه به نظر من اين اتفاقات گريهدار است. با آمار زندگي ميكنيم. اين كه چند بار به جام جهاني ميرويم، مسابقهها را سر تاريخي كه وعده داديم به پايان ببريم و مسائلي از اين دست، در حالي كه ديگر كاري نداريم اين مسائل و اهداف به چه قيمتي تامين ميشود و در مقابلش چه چيزهاي باارزشي از دست ميرود. اجازه ميدهيم هر اتفاقي در اين فوتبال بيفتد. هر كس ميخواهد براي فرار از فشار رواني خودش را تخليه كند، فحاشي كند و آخر سر هم همه را به ضعف فرهنگي ربط ميدهيم. فكر نميكنم در اين ضعفها و اشكالات بتوان فدراسيون فوتبال را ناديده گرفت. اين حجم از اتفاقات بيسابقه بوده و نوعي فاجعه براي فوتبال محسوب ميشود.



