آیا اين حضور شجاعانه بود؟!
دکتر غلامعلي رجايي
کد خبر: ۴۴۸۷۰
| | 16532 بازدید
اين روزها خبر مهم، حضور رياست محترم جمهوري در اجلاس دوربان است. اجلاسي که هرچند مرتبط با سازمان ملل بود، اما عناصر شرکتکننده در آن را نهادهاي مردمي و غير دولتي از کشورهاي خارجي تشکيل میدادند.
حضور همزمان نمايندگان ايران ـ اسرائيل در اين اجلاس آنقدر بر اهميت آن افزود که حتي مدير مسئول «کيهانـ که لحظه به لحظه سينهچاک دولت فخيمه نهم است و هيچ انتقادي را نسبت به عملکردهاي نادرست آن برنميتابد، جناب رئيسجمهور را از شرکت در اين اجلاس به شدت بر حذر داشت. اما جناب رئيسجمهور به اين نصيحت روزنامه توپخانه! هيچ وقعي ننهاد و در اين اجلاس حضور يافت. هرچند اين نحوه حضور به دليل تبعات حاصله از آن در جامعه ما طرفداران و مخالفاني دارد که هرکدام درتوجيه مخالفت يا موافقت خود استدلالهاي خاص خود را داشته و دارند اما میتوان مابين اين دو نظر نکاتي را هم به تأمل نشست شايد طرح اين نکات براي دولتهاي آينده مفيد باشد.
1ـ تا آنجا که خبرهاي مربوط به اجلاس دوربان نشان میدهد، جناب احمدينژاد، یکی از سه، چهار رئيسجمهور و رئيس دولت بودند که در جمع شرکتکنندگان در اين اجلاس حضور داشتند و غیر از ایشان و رئيسجمهور ميزبان (سوئیس) دیگر رؤسای دولتها مربوط به کشورهای کوچک بودند. اين امر تا چه حد در دنياي امروز که حتي جا و محل صندلي اعضاي هیأتهاي سياسي و نمايندگان ديپلماتيک کشورها در جلسات و کنفرانسهاي بینالمللي تعريف شده است و حساب و کتاب دارد به صلاح و مصلحت کشور بود؟ آيا اين گونه حضور ايران با عاليترين سطح مقامات خود در جلساتي که مقامات عالي رتبه سياسي ديگر کشورها براي آن هيچ اهميت سياسي قائل نيستند چه معنايي داشته و دارد؟آيا وزير امور خارجه نميتوانست در اين جلسه شرکت کند؟ اگرچه بعيد میدانم وزراي خارجه ديگر کشورها به اين جلسه آمده باشند. چرا همانند دوربان 1 که موفقیت زیادی به ویژه در نژادپرست اعلام کردن صهیونیستها داشت، اين نقش به نهادهاي غيردولتي واگذار نشود؟ اگر بحث دفاع ايران از قضيه فلسطين توجيه حضور کشور ما در اين اجلاس است، آيا نميتوانستيم مجامع و مراکزي نظير جمعيت دفاع از ملت فلسطين يا کميته بینالمللي حمايت از فلسطين را به اين اجلاس اعزام و دفاع از فلسطينيان را به آنان واگذار کنیم و اين همه خود را در معرض اهانتهاي آشکار قرار ندهيم؟
2ـ هرچند حضور رئيس محترم جمهور ما در اين اجلاس اخبار آن را در صدر خبرهاي رسانههاي خبري جهان قرار داد که اين امر به محتواي سخنراني ايشان که تکرار مواضع و سخنان قبليشان بود ارتباطي تنگاتنگ داشت اما بايد دانست که اين حضور را نميتوان صرفاً از دريچه و منظر يک تريبون جهاني براي رساندن حرفها و انتقال مواضع ايران اسلامي نگريست. حضور در اين اجلاس با توجه به حوادث ايجاد شده در آن به منزله يک شمشير دو سر بود که در آن با کمال تأسف بايد گفت به شأن و منزلت جمهوري اسلامي و مردم شريفي که به آن وفادارند آسيب وارد شد. هر کس پخش زنده سخنان رئيسجمهور را ديده باشد صحنه پرتاب گوجه به سوي رئيسجمهور ايران را هم شاهد بوده است. امري که رسانه ملي طبق معمول ان را در خبر ساعت 21 خود سانسور نمود.
3ـ صرف نظر از اعتماد به نفس ستودني رئيسجمهور در برابر جوسازيهاي صهيونيستهاي حاضر در اجلاس که سعي میکردند با «هو» کشيدن و حرکاتي نظير کف زدن مانع ادامه سخنان ايشان شوند نميبايست از ذکر اين نکته چشم پوشي کرد که سخنان احمدينژاد دراين اجلاس صرفاً تکرار مواضع ايران در دفاع از ملت فلسطين در سالهاي گذشته بود و میتوان گفت ايران حرف تازهاي در اين اجلاس نداشت. آيا تحمل آن همه توهين و اهانت به خاطر تکرار حرفهاي تکراري گذشته به صلاح و مصلحت ما بود؟ آيا در سطح جامعه جهاني کمتر کسي پيدا ميشود که از موضع ايران نسبت به فلسطين بيخبر و اطلاع باشد؟ آيا با توجه به اينکه معلوم بود بيان اين مواضع با عکسالعمل جدي و رفتار توهينآميز صهيونيستهاي حاضر در اجلاس و لابيهاي آنها در کشورهاي گوناگون روبهىؤ خواهد شد، اينگونه حضور در اين سطح به صلاح و مصلحت ما بود؟ آيا کساني که در اين اجلاس حضور داشتند با اين ديدگاه و مواضع ايران آشنا نبودند که ما میبايست براي انتقال اين مواضع به آنان از عزت و آبروي اين ملت شهيد داده اين همه هزينه پرداخت کنيم؟ اما نکته مهم اینکه گویا در بیانیه اجلاس مذکور که گویا بر آن با حضور هیأت ایرانی اجماع هم شده، زیر سؤال بردن هولوکاست ممنوع اعلام شده است!
4ـ نکته مهم ديگر اصرار جناب احمدينژاد در طرح مسأله هولوکاست در فضاي بینالمللي و سوءاستفاده از آن برای تشکیل اسرائیل است. به نظر اين کمترين، ارزش پيام نهفته در مسأله هولوکاست هرگز به جايگاه رفيع اين جمله معروف حضرت امام که میفرمودند اسرائيل بايد از صفحه عالم وجود محو شود نميرسد. وقتي الان دنيا از نظر ايران درباره نادرست بودن مسأله هولوکاست به خوبي آگاه است، چرا رئيس محترم دولت نهم با تکرار آن، بر دامنه دشمني مخالفان خود در عرصه سياست خارجي که سخت تحت تأثير لابيهاي صهيونيسم بینالملل هستند، میافزايد تا برخي از کشورها با طرح اين مسأله ناچار باشند به صورت آشکار عليه ايران موضع گرفته و پشت سر اسرائيل قرار گيرند؟
5ـ خروج بيش از پنجاه نفر از شرکتکنندگان نهادهاي غيردولتي در اين اجلاس که نمايانگر هماهنگي و برنامهريزي قبلي آنان با يکديگر بود، اگرچه نسبت به ساير اعضاي حاضر در اجلاس رقمي نبود، اما پخش صحنه اعتراض آنان از رسانههاي خبري جهاني که کم نبودند که با خروج آنها از جلسه همراه بود قطعاً طرفداران و هواداراني در بين ميليونها بيننده که همزمان شاهد برپايي اجلاس و سخنان رئيسجمهور ايران بودند براي اسرائيل ايجاد نمود.
جالب اينجاست که صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در نهايت ذوقزدگي اعلام مینمود که صدها ميليون مخاطب در سراسر جهان به سخنان آقاي احمدينژاد گوش میدادند!
6ـ اين کمترين، در يادداشتهاي پیشین، خاضعانه و از سر درد و دلسوزي به رئيس محترم دولت نهم نوشته بودم سعي کنند به عنوان بالاترين مقام اجرايي کشور، از تصميمات ناگهاني و احساسي برحذر باشند و از مشورت با وزرایي که خود انتخاب کردهاند، به ويژه در ارتباط با وظايف آنان، دريغ نورزند و بنا را بر تکروي نگذارند. پرسش اين است آيا در اين سفر، نظر مشورتي وزير امور خارجه و تيم سياسي دولت در جهت موافقت حضور ايشان در اين اجلاس بوده است؟ اگر بوده است که واويلا! و اگر نبوده است که ...
همگان در جلسه دو روزه اخير ايرانيان خارج از کشور در تهران که در سالن اجلاس سران برگذار شد شاهد بودند جناب رئيسجمهور در جمع آنان اعلام نمود، در تمام کشورهايي که ايرانيان حضور دارند خانه ايران تأسيس میشود. هر کس با عدد و رقم آشنا باشد، به خوبي میداند هزينه اين پيشنهاد خلقالساعه که قطعا در دستور و برنامههاي مراکز مرتبط نظير سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامي و ... در سال 88 نبوده است در بيش از سي و چند کشور چه حجم عظيم مالي را بر بودجه تحميل مینمايد. اين طرح با بودجه چند ده ميلياردي آن دهها برابر بودجه سازمان مرتبط با ايرانيان (سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامي) میباشد.تا آنجا که من میدانم رئيس محترم دولت در اين باره کمترين نظر مشورتي رياست اين سازمان را که بعنوان مشاور خود او در اين کابينه حضور دارد نگرفته است. معناي مشاور از نظر آقاي احمدينژاد چيست؟ آيا به معناي آن است که مشاورين رئيسجمهور همزمان با ساير حضار در جلسه از نظرات ايشان مطلع شوند و سري بعنوان موافقت تکان بدهند و ديگر هيچ!؟
الحاق سازمان حج و زيارت که به تازگی با نظر شورای عالی اداری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جدا و به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري واگذار گرديد نيز نمونه اخير روشن در اين رابطه است. در اين ماجرا اينقدر آش شور شد که صداي وزير محجوب! ارشاد را هم درآورد که آنگونه که در رسانهها از ايشان نقل شد معلوم گرديد وي در آن جلسه همانند رئيس سازمان حج و زيارت ـ که در اين زمان در مکه بود و از اين غافل بود که در دولت براي مجموعهاش چه آشي دارد پخته ميشود ـ از اين قضيه بيخبر بوده است. هرچند گفته شد این تصمیم، معلق شده و قرار است مورد بازنگری قرار گیرد.
در اين روزهاي آخر دولت نهم چه خبرهايي که نميشنويم و يا نخواهيم شنيد. مگر میشود براي انفکاک و الحاق يک سازمان از وزارتي به يک سازماني در غياب وزير و رئيس مربوطه آن و بدون توجه به شنيدن پاسخها و استدلالهاي آنان که قطعا در جهت مخالف با اين نظر است، تصميم گرفت؟
7ـ تأسف خيليها که از اين رويداد با توجه به تبعات منفي آن آزرده شدند، اين است که چرا رئيس محترم دولت که آن همه در مجامع عمومي و ديدارهاي خود با مردم سراسر کشور که از ويژگيهاي مثبت اين دولت است درباره شأن و شرف و منزلت مردم ايران بر ساير ملتها داد سخن میدهد حاضر میشود به رغم نهي دوستان و نزديکان خود در اجلاسي که توهين به وي بعنوان منتخب و نماينده مردم شريف ايران در آن قطعي است بي اعتنا به نصيحت ناصحان خودي! شرکت کند؟ نکند نميداند که نماد آبرو و حيثيت اين ملت شريف و انقلابي و عزتمند و دست پرورده امام است و توهين به وي اهانت به ملت ايران است؟
آيا اگر جناب رئيسجمهور حتي احتمال دهد در اجلاسي که قرار است نماينده اي از ايران مثلا در حد مديران ارشد وزارت امور خارجه يا خود وزير امور خارجه در آن شرکت کنند قرار است صهيونيستها و مخالفان جمهوري اسلامي به پرچم مقدس ايران اهانت کنند پرچمي که نماد حرمت هر ملت است آيا اجازه میدهدآنان در اين اجلاس حضور يابند؟
اگر جواب مثبت است که مثبت است آيا ايشان خود را نماد اين ملت ندانسته و يا خداي نکرده نميداند؟
و عجب از نامه 210 تن از نمايندگان مجلس که اين اقدام رئيسجمهور را ستودند! هر چند میشود اين نکته پنهان از اين حمايت را چنين توجيه کرد که اين اقدام مجلس پاسخي دندان شکن به صهيونيسم جهاني است.
باز خدا را شکر که هنوز عدهاي از دوستان جناب رئيسجمهور اين اقدام اخيرايشان را مانند حضورشان در دانشگاه کلمبيا که بعضي برتر از فتح فاو شمردند! اين اقدام را برتر از عملياتهايي نظير فتحالمبين ندانستهاند!
بهتر است براي هميشه باور کنيد و باور کنيم و باور کنند که حضورانسان در مجلسي که از قبل معلوم است در آن احتمالا عزت، شرف و کرامت او ناديده گرفته شده و به او در حضور عام توهين و اهانت میشود، هرگز وهرگز شجاعت نيست.
حضور همزمان نمايندگان ايران ـ اسرائيل در اين اجلاس آنقدر بر اهميت آن افزود که حتي مدير مسئول «کيهانـ که لحظه به لحظه سينهچاک دولت فخيمه نهم است و هيچ انتقادي را نسبت به عملکردهاي نادرست آن برنميتابد، جناب رئيسجمهور را از شرکت در اين اجلاس به شدت بر حذر داشت. اما جناب رئيسجمهور به اين نصيحت روزنامه توپخانه! هيچ وقعي ننهاد و در اين اجلاس حضور يافت. هرچند اين نحوه حضور به دليل تبعات حاصله از آن در جامعه ما طرفداران و مخالفاني دارد که هرکدام درتوجيه مخالفت يا موافقت خود استدلالهاي خاص خود را داشته و دارند اما میتوان مابين اين دو نظر نکاتي را هم به تأمل نشست شايد طرح اين نکات براي دولتهاي آينده مفيد باشد.
1ـ تا آنجا که خبرهاي مربوط به اجلاس دوربان نشان میدهد، جناب احمدينژاد، یکی از سه، چهار رئيسجمهور و رئيس دولت بودند که در جمع شرکتکنندگان در اين اجلاس حضور داشتند و غیر از ایشان و رئيسجمهور ميزبان (سوئیس) دیگر رؤسای دولتها مربوط به کشورهای کوچک بودند. اين امر تا چه حد در دنياي امروز که حتي جا و محل صندلي اعضاي هیأتهاي سياسي و نمايندگان ديپلماتيک کشورها در جلسات و کنفرانسهاي بینالمللي تعريف شده است و حساب و کتاب دارد به صلاح و مصلحت کشور بود؟ آيا اين گونه حضور ايران با عاليترين سطح مقامات خود در جلساتي که مقامات عالي رتبه سياسي ديگر کشورها براي آن هيچ اهميت سياسي قائل نيستند چه معنايي داشته و دارد؟آيا وزير امور خارجه نميتوانست در اين جلسه شرکت کند؟ اگرچه بعيد میدانم وزراي خارجه ديگر کشورها به اين جلسه آمده باشند. چرا همانند دوربان 1 که موفقیت زیادی به ویژه در نژادپرست اعلام کردن صهیونیستها داشت، اين نقش به نهادهاي غيردولتي واگذار نشود؟ اگر بحث دفاع ايران از قضيه فلسطين توجيه حضور کشور ما در اين اجلاس است، آيا نميتوانستيم مجامع و مراکزي نظير جمعيت دفاع از ملت فلسطين يا کميته بینالمللي حمايت از فلسطين را به اين اجلاس اعزام و دفاع از فلسطينيان را به آنان واگذار کنیم و اين همه خود را در معرض اهانتهاي آشکار قرار ندهيم؟
2ـ هرچند حضور رئيس محترم جمهور ما در اين اجلاس اخبار آن را در صدر خبرهاي رسانههاي خبري جهان قرار داد که اين امر به محتواي سخنراني ايشان که تکرار مواضع و سخنان قبليشان بود ارتباطي تنگاتنگ داشت اما بايد دانست که اين حضور را نميتوان صرفاً از دريچه و منظر يک تريبون جهاني براي رساندن حرفها و انتقال مواضع ايران اسلامي نگريست. حضور در اين اجلاس با توجه به حوادث ايجاد شده در آن به منزله يک شمشير دو سر بود که در آن با کمال تأسف بايد گفت به شأن و منزلت جمهوري اسلامي و مردم شريفي که به آن وفادارند آسيب وارد شد. هر کس پخش زنده سخنان رئيسجمهور را ديده باشد صحنه پرتاب گوجه به سوي رئيسجمهور ايران را هم شاهد بوده است. امري که رسانه ملي طبق معمول ان را در خبر ساعت 21 خود سانسور نمود.
3ـ صرف نظر از اعتماد به نفس ستودني رئيسجمهور در برابر جوسازيهاي صهيونيستهاي حاضر در اجلاس که سعي میکردند با «هو» کشيدن و حرکاتي نظير کف زدن مانع ادامه سخنان ايشان شوند نميبايست از ذکر اين نکته چشم پوشي کرد که سخنان احمدينژاد دراين اجلاس صرفاً تکرار مواضع ايران در دفاع از ملت فلسطين در سالهاي گذشته بود و میتوان گفت ايران حرف تازهاي در اين اجلاس نداشت. آيا تحمل آن همه توهين و اهانت به خاطر تکرار حرفهاي تکراري گذشته به صلاح و مصلحت ما بود؟ آيا در سطح جامعه جهاني کمتر کسي پيدا ميشود که از موضع ايران نسبت به فلسطين بيخبر و اطلاع باشد؟ آيا با توجه به اينکه معلوم بود بيان اين مواضع با عکسالعمل جدي و رفتار توهينآميز صهيونيستهاي حاضر در اجلاس و لابيهاي آنها در کشورهاي گوناگون روبهىؤ خواهد شد، اينگونه حضور در اين سطح به صلاح و مصلحت ما بود؟ آيا کساني که در اين اجلاس حضور داشتند با اين ديدگاه و مواضع ايران آشنا نبودند که ما میبايست براي انتقال اين مواضع به آنان از عزت و آبروي اين ملت شهيد داده اين همه هزينه پرداخت کنيم؟ اما نکته مهم اینکه گویا در بیانیه اجلاس مذکور که گویا بر آن با حضور هیأت ایرانی اجماع هم شده، زیر سؤال بردن هولوکاست ممنوع اعلام شده است!
4ـ نکته مهم ديگر اصرار جناب احمدينژاد در طرح مسأله هولوکاست در فضاي بینالمللي و سوءاستفاده از آن برای تشکیل اسرائیل است. به نظر اين کمترين، ارزش پيام نهفته در مسأله هولوکاست هرگز به جايگاه رفيع اين جمله معروف حضرت امام که میفرمودند اسرائيل بايد از صفحه عالم وجود محو شود نميرسد. وقتي الان دنيا از نظر ايران درباره نادرست بودن مسأله هولوکاست به خوبي آگاه است، چرا رئيس محترم دولت نهم با تکرار آن، بر دامنه دشمني مخالفان خود در عرصه سياست خارجي که سخت تحت تأثير لابيهاي صهيونيسم بینالملل هستند، میافزايد تا برخي از کشورها با طرح اين مسأله ناچار باشند به صورت آشکار عليه ايران موضع گرفته و پشت سر اسرائيل قرار گيرند؟
5ـ خروج بيش از پنجاه نفر از شرکتکنندگان نهادهاي غيردولتي در اين اجلاس که نمايانگر هماهنگي و برنامهريزي قبلي آنان با يکديگر بود، اگرچه نسبت به ساير اعضاي حاضر در اجلاس رقمي نبود، اما پخش صحنه اعتراض آنان از رسانههاي خبري جهاني که کم نبودند که با خروج آنها از جلسه همراه بود قطعاً طرفداران و هواداراني در بين ميليونها بيننده که همزمان شاهد برپايي اجلاس و سخنان رئيسجمهور ايران بودند براي اسرائيل ايجاد نمود.
جالب اينجاست که صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در نهايت ذوقزدگي اعلام مینمود که صدها ميليون مخاطب در سراسر جهان به سخنان آقاي احمدينژاد گوش میدادند!
6ـ اين کمترين، در يادداشتهاي پیشین، خاضعانه و از سر درد و دلسوزي به رئيس محترم دولت نهم نوشته بودم سعي کنند به عنوان بالاترين مقام اجرايي کشور، از تصميمات ناگهاني و احساسي برحذر باشند و از مشورت با وزرایي که خود انتخاب کردهاند، به ويژه در ارتباط با وظايف آنان، دريغ نورزند و بنا را بر تکروي نگذارند. پرسش اين است آيا در اين سفر، نظر مشورتي وزير امور خارجه و تيم سياسي دولت در جهت موافقت حضور ايشان در اين اجلاس بوده است؟ اگر بوده است که واويلا! و اگر نبوده است که ...
همگان در جلسه دو روزه اخير ايرانيان خارج از کشور در تهران که در سالن اجلاس سران برگذار شد شاهد بودند جناب رئيسجمهور در جمع آنان اعلام نمود، در تمام کشورهايي که ايرانيان حضور دارند خانه ايران تأسيس میشود. هر کس با عدد و رقم آشنا باشد، به خوبي میداند هزينه اين پيشنهاد خلقالساعه که قطعا در دستور و برنامههاي مراکز مرتبط نظير سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامي و ... در سال 88 نبوده است در بيش از سي و چند کشور چه حجم عظيم مالي را بر بودجه تحميل مینمايد. اين طرح با بودجه چند ده ميلياردي آن دهها برابر بودجه سازمان مرتبط با ايرانيان (سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامي) میباشد.تا آنجا که من میدانم رئيس محترم دولت در اين باره کمترين نظر مشورتي رياست اين سازمان را که بعنوان مشاور خود او در اين کابينه حضور دارد نگرفته است. معناي مشاور از نظر آقاي احمدينژاد چيست؟ آيا به معناي آن است که مشاورين رئيسجمهور همزمان با ساير حضار در جلسه از نظرات ايشان مطلع شوند و سري بعنوان موافقت تکان بدهند و ديگر هيچ!؟
الحاق سازمان حج و زيارت که به تازگی با نظر شورای عالی اداری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جدا و به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري واگذار گرديد نيز نمونه اخير روشن در اين رابطه است. در اين ماجرا اينقدر آش شور شد که صداي وزير محجوب! ارشاد را هم درآورد که آنگونه که در رسانهها از ايشان نقل شد معلوم گرديد وي در آن جلسه همانند رئيس سازمان حج و زيارت ـ که در اين زمان در مکه بود و از اين غافل بود که در دولت براي مجموعهاش چه آشي دارد پخته ميشود ـ از اين قضيه بيخبر بوده است. هرچند گفته شد این تصمیم، معلق شده و قرار است مورد بازنگری قرار گیرد.
در اين روزهاي آخر دولت نهم چه خبرهايي که نميشنويم و يا نخواهيم شنيد. مگر میشود براي انفکاک و الحاق يک سازمان از وزارتي به يک سازماني در غياب وزير و رئيس مربوطه آن و بدون توجه به شنيدن پاسخها و استدلالهاي آنان که قطعا در جهت مخالف با اين نظر است، تصميم گرفت؟
7ـ تأسف خيليها که از اين رويداد با توجه به تبعات منفي آن آزرده شدند، اين است که چرا رئيس محترم دولت که آن همه در مجامع عمومي و ديدارهاي خود با مردم سراسر کشور که از ويژگيهاي مثبت اين دولت است درباره شأن و شرف و منزلت مردم ايران بر ساير ملتها داد سخن میدهد حاضر میشود به رغم نهي دوستان و نزديکان خود در اجلاسي که توهين به وي بعنوان منتخب و نماينده مردم شريف ايران در آن قطعي است بي اعتنا به نصيحت ناصحان خودي! شرکت کند؟ نکند نميداند که نماد آبرو و حيثيت اين ملت شريف و انقلابي و عزتمند و دست پرورده امام است و توهين به وي اهانت به ملت ايران است؟
آيا اگر جناب رئيسجمهور حتي احتمال دهد در اجلاسي که قرار است نماينده اي از ايران مثلا در حد مديران ارشد وزارت امور خارجه يا خود وزير امور خارجه در آن شرکت کنند قرار است صهيونيستها و مخالفان جمهوري اسلامي به پرچم مقدس ايران اهانت کنند پرچمي که نماد حرمت هر ملت است آيا اجازه میدهدآنان در اين اجلاس حضور يابند؟
اگر جواب مثبت است که مثبت است آيا ايشان خود را نماد اين ملت ندانسته و يا خداي نکرده نميداند؟
و عجب از نامه 210 تن از نمايندگان مجلس که اين اقدام رئيسجمهور را ستودند! هر چند میشود اين نکته پنهان از اين حمايت را چنين توجيه کرد که اين اقدام مجلس پاسخي دندان شکن به صهيونيسم جهاني است.
باز خدا را شکر که هنوز عدهاي از دوستان جناب رئيسجمهور اين اقدام اخيرايشان را مانند حضورشان در دانشگاه کلمبيا که بعضي برتر از فتح فاو شمردند! اين اقدام را برتر از عملياتهايي نظير فتحالمبين ندانستهاند!
بهتر است براي هميشه باور کنيد و باور کنيم و باور کنند که حضورانسان در مجلسي که از قبل معلوم است در آن احتمالا عزت، شرف و کرامت او ناديده گرفته شده و به او در حضور عام توهين و اهانت میشود، هرگز وهرگز شجاعت نيست.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
واقعا که بی انصاف هستید
از دوستان كه اين ياداشت را ميخوانند ميخواهم كه اين اقايون را ببخشند بي اطلاع هستن
یکی از خوانندگان همیشگی روزنامه کیهان
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟






