زشت و زشتتر
پل ویلسون/ پروفسور راگان تیلور رئیس گروه تحقیقات فوتبال دانشگاه لیورپول با دلایل علمي خود درباره وقایع توپ گرد و اتفاقهای پیرامون این رشته ورزشی، دوستداران احساساتی و سکونشینان استادیومها را به خنده انداخته است.
به نوشته خراسان، به طور مثال به تحقیقات اخیر تیلور بنگرید؛ این دانشمند از دریچه تحقیق و ریاضی فاجعه هیلزبورو را آگراندیسمان کرد و کاملا هم محق بود چون در جریان رخدادهای 20 سال پیش قرار داشت.
تیلور به درستی اعتقاد دارد تلاقی فاجعه هیلزبورو با صدمین سالگرد تأسیس اتحادیه فوتبال انگلیس، پایان دوره اول عصر فوتبال را رقم زد. دلیل او برای به زبان آوردن چنین اظهارنظری، تغییرات ایجاده شده در فوتبال از سال 1989 است.
تیلور از «سالهای برتری» میگوید و تصور میکند فوتبال در سالهای ابتدایی دوره دوم قرار دارد. اگر در بطن فوتبال دقیق شوید، حتی استقبال و شیوه نشستن دوستداران فوتبال روی سکوها را نشانهای از تغییر میپندارید.
در حال حاضر هواداران ديرتر از گذشته مکان جلوس خود بر صندلیهای ورزشگاه را میشناسند و وقتی نیمی از نیمه دوم سپری میشود، عدهای تازه به یاد میآورند باید هرچه زودتر زمان صرف اغذیه را به پایان رسانده و به تماشای جریان بازی ادامه دهند. در این بستر فوتبال به تدریج نقش یک سرگرمی احمقانه را مییابد که برای والدین پسران بالغ یک سرگرمی مضر تلقی میشود؛ هرچند بیش از گذشته شاهد حضور خانوادهها در ورزشگاهها هستیم و دیگر از سرخوشیهای ناشی از شرکت انفرادی در استادیومها خبری نیست.
خانواده و بانوان مؤلفههای اصلی دوره دوم فوتبال هستند چون اگر این دو عنصر را از ورزشگاههای محل برگزاری رقابتهای بگیرید، جای خالی توسط هولیگانها پر میشود. شما که نمیخواهید اتفاقهای ناگوار به وجود آمده توسط خشونتطلبان فوتبال در دوره جدید هم تکرار شود؟
آنهایی که تا دیروز مانند سر دسته آشوبطلبان کنار تراس مردم را به هرج و مرج ترغیب میکردند، پس از فاجعه هیسل اندکی آرام شدهاند و ترجیح میدهند در مکانهای دیگری خشم طبیعی خود را بروز دهند. فوتبال عصر جدید مانند زندگی تودههاست.
اگر با هواداران و قاطبه مردم مانند حیوان برخورد کنید، آنها هم مانند موجودات بیعقل کره زمین پاسخ شما را میدهند. استادیومهای جدید امکان بروز تنش بین هواداران را به حداقل میرساند و البته به دلیل ساختار جمع و جور، احتمال درگیری لفظی بین تماشاگران و چند بازیکن خاص افزایش مییابد. در عصر جدید عامل بازدارنده اقتصادی و به عبارت بهتر «سوسیالیسم فوتبالی» وجود ندارد.
شاید خیلیها خواسته و میخواهند نوعی رژیم مالی برای فوتبال در نظر بگیرند اما بهانههای کاملا منطقی مانند «پول بیشتر، فوتبال روانتر» و عدم وجود منطقی خاص در این فوتبال همواره مانع ایجاد میکند.
البته بین استفاده نامناسب از حقوق و رضایت به هر مبلغی، تفاوت زیادی وجود دارد. اولی دردسرساز میشود و دومی در دراز مدت سطح انتظارهای طرفین را افزایش میدهد. عامل دیگری که تفاوت فوتبال در عصر جدید و عصر قدیم را رقم زده، نوع برخورد مربیان و بازیکنان است.
در گذشته فحاشی طرفین خیلی آزاردهنده به نظر میرسید اما اکنون فقط هنگام جنگ روانی جملههای نامربوط از دهان مربیان خارج میشود. رابطهها به سمت صمیمیت محض حرکت کرده و این موضوع خط قرمزهای لازم در تعامل هوادار و بازیکن را تا حدود زیادی از بین میبرد.
تحقیقات نشان میدهد تحریکاتی مانند پرتاب سکه به سمت بازیکن عینیت تفکری است که روابط را عاری از هرگونه تکلف میداند و میدانید معمولا دلگیریهای بزرگ از دل شوخیهای بزرگ و دوستیهای بدون مرز برمیآید. این فوتبال عصر جدید است. شاید چند نکته مناسب داشته باشد اما بلاهای خاص، ابتلا به مدرنیسم را همراه دارد.
اصلا لازم نیست پایان قصه را حدس بزنید. این فوتبال آن فوتبال گذشته نیست. شاید زیباتر، شاید زشتتر اما به هر حال هنوز قدیمیها، عاشقها و تیفوسیها را راضی نگه میدارد.


