مأموريت ممكن مايليكهن
عكس ديده نشده از محمد مايليكهن، همان است كه او را در حالي كه دستهايش توسط دستبند ماموران در كنار هم قرار گرفتهاند، نشان ميدهد.
به نوشته همشهری، همان كه خود بارها اعلام كرد و البته تلاش بسياري انجام داد، تا اين عكس ديده شود. همان عكسي كه دست آخر مشخص نشد كه اساسا چنين عكسي وجود دارد يا نه؟ ماجرا اما پيدا بود؛ پيش از آمدنش به سايپا، در دوران بيخبري از او، شكايت برادران شفيعزاده به سرانجام رسيد و حكم به بازداشت مايليكهن داد. مربي منتقد كه زماني در ساپيا با مجيد جلالي اختلاف پيدا كرده بود، بعدها در موضوع اختلاف جلالي با مديران باشگاه
استقلال اهواز، اينگونه از اين مربي حمايت كرد: «زمانی كه برادران شفیعزاده تاتیتاتی میكردند، مجید جلالی معلم اخلاق بود.»
حمايتي كه او را به دردسر انداخت و البته خود چندان از اين موضوع ناراحت نبود؛ وقتي كه گفت: «شايد به اين شكل بتوانم جلبتوجه كنم و حرفهايم را قبول كنند.» حالا محمد مايليكهن سرمربي تيم ملي است؛ او البته با حضور غيرمنتظرهاش در تيم ملي بعد از بركناري علي دايي و در آستانه جام جهاني، توانست كاملا جلب توجه كند. حتي بدون عكسي كه قرار بود مايليكهن را با دستهاي بسته و در شمايل يك متهم نشان دهد. چهره مايليكهن اما يادآور خاطرات ديگري است...
خاطره رويارويي با کرهجنوبي در جام ملتهاي1996. آنجا که با نشان دادن تصوير چهره شاداب مايليکهن و مغموم سرمربي کرهايها، به نوعي بينندگان تلويزيوني دو روي سکه را ديدند. وقتي که سرمربي کرهاي چاره را در اشک ديد تا خود را تخليه کند. چه تحمل گلهاي پيدرپي بازيکنان ايراني را نداشت؛ 6 بر 2. اتفاقي غيرمنتظره که گرچه در آن هنگام، نمايش مليپوشان بهخصوص چهار گل علي دايي بيشتر به چشم آمد اما اين تيم محمد مايليکهن بود. تيمي که با او در جام ملتهاي آسيا درخشيد و اگر بدشانس نبود، ميتوانست قهرمان اين رقابتها شود. البته سومي اين مسابقات هم براي علاقهمندان فوتبال راضيکننده بود.
مدتي بعد، همان تيم با مربيگري مايليکهن در مقدماتي جام جهاني 1998 شرکت کرد. اين مربي چهار سال قبل تر، در مقدماتي جام جهاني 1994 دستيار علي پروين بود. در آن دوره تيم ملي به جام جهاني صعود نکرد و البته پروين به عنوان سرمربي تيم ملي و مايليکهن به عنوان عضو کادر فني در اين راه موفق نبودند. چهار سال بعد، مايليکهن همراه مربياني چون نادر فريادشيران و مجيد جهانپور قصد صعود به جام جهاني فرانسه را داشت.
اين تيم اما با اين کادرفني به جايی نرسيد و تیم ملی در آستانه حذف قرار گرفت، موضوعي که مدیران وقت فدراسيون فوتبال را بر آن داشت که دست به تغییر بزنند. خروج مایلیکهن از تیم ملی، توام با بازگشت این تیم به دوران اوج بود. تیمی که دست آخر با رقمزدن حماسه ملبورن جواز حضور در جام جهاني را دریافت کرد. گرچه این صعود باعث خوشحالی شخص مایلیکهن هم شد، اما او برای دومینبار به عنوان یکی از اعضای کادرفنی در این راه به جایی نرسیده بود.
مایلیکهن بعدها مربیگری تیم امید ایران را پذیرفت. همان تیمي که آخرین بار 30 سال پیش در مرحله نهایی المپیک حضور داشت و در آن روزها عدد «30» برای اهالی فوتبال حسرتبرانگیز بود. آیا تيم مايليکهن پاياني است بر اين حسرت؟ اغلب کارشناسان به دنبال پاسخي براي اين پرسش بودند. در عين حال، اميدوار بودند به تيم اميد. تيمي که پيش از شرکت در مقدماتي المپيک، بازيکنانش نمايش قابلقبولي در بازيهاي آسيايي بوسان داشتند. تيمي با مربيگري برانکو ايوانکوويچ که تنها سه بازيکن بزرگسال در جمعشان ديده ميشد.
در ميانه مسابقهها نيز علي دايي به دليل فوت پدرش مجبور به ترک اردوي تيم ملي و بازگشت به ايران شد. با همه اينها کساني که مسابقههاي بوسان را دنبال ميکردند، مطمئنا بازي روان بازيکنان ايران را به ياد دارند؛ توام با درخشش بازيکناني چون جواد نکونام، محمد نصرتي، محرم نويدکيا، حسين کعبي، ايمان مبعلي و... بازيکناني جوان که اغلب شرايط حضور در تيم ملي اميد را هم داشتند.
اين تيم دست آخر قهرمان مسابقات شد و بسياري از مليپوشان با خاطرهاي خوش و انگيزه فراوان به تيم اميد ملحق شدند. برخي كارشناسان بر اين باور بودند كه تيم مايليكهن، بهترين تيم ملي اميد در تاريخ فوتبال ايران است؛ بازيكنان مستعد و جوان با تجربه حضور در مسابقههاي بينالمللي. به اين ترتيب، تمرينات تيم اميد شروع شد. زمان گذشت تا بازي با اميدهاي كره جنوبي فرارسيد. مسابقهاي كه در استاديوم آزادي برگزار شد و حضور تماشاگران ايراني در اين مسابقه به بازيكنان اين تيم انگيزه ميداد.
حدود 40 هزار تماشاگر تيم اميد را تشويق ميكردند و البته اندك تماشاگران كرهاي؛ آنها كه زير جايگاههاي شيشهاي تجمع كرده بودند و صداي تماشاگران ايراني صداي تشويق آنها را ناخواسته خاموش كرده بود. لحظاتي كه به تندي گذشت؛ وقتي كه نمايش قابل قبول تيم اميد كره ناخواسته صداي تماشاگران ايراني را خاموش كرد و اين بار تماشاگران حريف بودند كه نسبت به هواداران پرشمار ميزبان برتري داشتند و كرهجنوبي را تشويق ميكردند. در آن روزها بود كه مايليكهن گفت: «نرفتن تيم اميد به المپيك فاجعه نيست.» از بازيكنان آن تيم، يكي هم مثل محرم نويدكيا در مسابقه برگشت با كرهجنوبي سخت آسيب ديد و بعد از رفع مصدوميت اش نيز ديگر نتوانست همان بازيكن هميشگي باشد. و اين بود پايان نااميد كننده تيم اميد.
محمد مايليكهن در دولت نهم به چهرهاي ديگر تبديل شد. او كه پيش از آن بنا به سابقه بازياش در پرسپوليس و تيم ملي به عنوان يك فوتباليست مطرح مربيگري را شروع كرد، در اين دوران خيليها مايليكهن را نه در قامت يك مربي كه در مسند رياست سازمان تربيتبدني ميديدند. حمايت او از احمدي نژاد شروعي بود بر آغاز گمانه زني ها از ریاست سازمان تربیتبدنی تا مدیریت باشگاه پرسپولیس. گفته ميشد مايليكهن نامزد اين
دو پست است. گرچه احتمال حضورش در سازمان تربيتبدني كم بود و برخي منابع خبر دادند كه او هيچگاه كانديداي رياست سازمان ورزش نبوده. با اين وجود، در آن روزها تا آستانه مديرعاملي باشگاه پرسپوليس پيش رفت.
او به پرسپولیس نزدیك شد، اما بعد از اینكه محمدحسن انصاریفرد مدیرعامل این باشگاه شد، حتی حاضر نشد عضویت هیاتمدیره پرسپولیس را بپذیرد و به اين ترتيب، او در تصميمي غيرمنتظره سر از فولاد درآورد؛ تيمي كه با آن موفق نبود. نام مایلیكهن بعد از آن با انتقادهایش در محافل ورزشی مطرح میشد. كسی كه بعد از مربیگری علی دایی انتقادهای بسیاری به اسطوره فوتبال ایران كرد؛ يعني انتقاد به عضو هياتمديره باشگاه سايپا اما در اواسط اين فصل با سفر علي دايي به مكه، ناگهان سرمربي سايپا شد. موضوعي كه باعث دلخوري سرمربي تيم ملي شد اما حمايت مديران سايپا از مايليكهن، اين مربي را در اين باشگاه نگه داشت. او ناگهان سايپا را متحول كرد.
تيمي ضعيف در آن روزها كه بعد از حضور مايليكهن 7 مسابقه را بدون شكست پشتسر گذاشت. حالا ليگ هفتههاي پاياني را پشت سر ميگذارد و مايليكهن نمونه يك مربي موفق در سايپا به حساب ميآيد. گرچه او اين روزها دغدغه نارنجي ندارد و به تيمي ميانديشد يك دست سفيد پوش؛ با حريفاني چون كرهجنوبي، كرهشمالي و امارات در پيش رو. در مسابقاتي چون مقدماتي جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي. در روزهاي نااميدي تيم ملي براي صعود به جام جهاني و... حالا مايليكهن نقش تعيينكنندهاي دارد. او براي سومين بار است كه ميخواهد تيم ملي را به جامجهاني ببرد. گرچه در مقدماتي جام جهاني 94 نقش يك دستيار را ايفا ميكرد، اما در مقدماتي 98 به عنوان سرمربي ناكام بود و حالا دومين حضورش به عنوان سرمربي تيم ملي. آيا اينبار ميتواند متفاوت از آنچه در گذشته بود، باشد؟


