صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اعتراض شريعتمداري به حضور برجسته‌هاي هاليوود در ايران

کد خبر: ۳۹۱۹۳
| |
10257 بازدید

حسين شريعتمداري در يادداشت روز امروز «كيهان» مي‌نويسد: برتراند راسل، فيلسوف بلندآوازه انگليسي مي‌گفت «از کساني تعجب مي‌کنم که با وجود ده‌ها زمينه مناسب براي دست زدن به يک خطاي جديد، باز هم اشتباهات قبلي را تکرار مي‌کنند»! در ادامه سخن برتراند راسل مي‌توان گفت، مقامات آمريکايي بايد بسيار خشنود و خرسند باشند وقتي مي‌بينند بعضي‌ها در ايران اسلامي، اين آمادگي را دارند که براي چندمين بار از يک سوراخ گزيده شوند و مي‌توان به آنها حق داد! که در مقابل کم‌هوشي برخي از دست اندرکاران امور کشورمان، خود را بسيار هوشمند و نابغه تلقي کنند!

از مقدمه‌اي که در ابتداي اين وجيزه آمده است تعجب نکنيد. کافي است نگاهي گذرا به آنچه در پي خواهد آمد داشته باشيد تا دراين باره با نگارنده همصدا شويد و شايد هم صداي شما به فرياد بلند شود که صدالبته، حق داريد.

چند روزي است که يک هيأت سرشناس از سينماگران آمريکايي از جمله «تام پولاک» رئيس کمپاني يونيورسال و سد جنيس (سد گانيس) رئيس آکادمي علوم و هنرهاي تصاوير متحرک آمريکا ـ اعطاکننده جايزه اسکار ـ و آنت بنينگ هنرپيشه معروف هاليوود و بازيگر نقش اول در فيلم «زيباي آمريکايي» و... به ايران آمده‌اند. برخي از اعضاي اين هيأت، از جمله جنيس، از سياستگذاران اصلي هاليوود و در آمريکا داراي مقام رسمي در حد يک وزير است. او بدون کمترين مانع و هر وقت بخواهد مي‌تواند با عالي‌ترين مقامات آمريکايي ديدار کند. او طي چند سال اخير با جورج بوش، سناتورهاي آمريکايي ـ از هردو جناح بازها و کبوترها ـ و اعضاي ديوان عالي آمريکا ملاقات‌هاي پي در پي داشته است. وظيفه جنيس و هيأت همراه او گسترش فرهنگ و سيطره سياسي آمريکاست. خب! مي‌توان گفت؛ اعضاي اين هيأت به وطنشان علاقه دارند، اين که جرم نيست!... اعضاي اين هيأت سابقه طولاني و شناخته شده‌اي در ساخت فيلم‌هاي ضد ايراني و ضد اسلامي و تهيه چندين فيلم معروف در دفاع از صهيونيست‌ها و قانوني جلوه دادن جنايات آنها و... دارند. فيلم‌هايي نظير «ماجراهاي اينديانا جونز جوان» در تبليغ و ترويج اسطوره‌هاي صهيونيستي، فيلم «قلمرو» با توهين آشکار و مشمئزکننده به اسلام و مسلمانان. فيلم «ايوان قدرتمند»؛ فيلمي وهن آميز عليه باور به خداوند سبحان ـ که بسياري از کشورهاي اسلامي نمايش آن را ممنوع اعلام کردند ـ فيلم «يونايتد 93» توهين به اسلام و تلاش براي تروريست جلوه دادن مسلمانان و ده‌ها فيلم مشابه ديگر و...

ممکن است گفته شود حضور اين هيأت در جمهوري اسلامي ايران مي‌تواند آنها را از نزديک با واقعيات آشنا کند و زمينه‌اي براي توهم زدايي از اذهان به خطا رفته آنان باشد. اين برداشت اگرچه بر فرض صحت نيز ساده‌انديشانه است ولي چندان پاپيچ آن نمي‌شويم و فعلاً با تسامح مي‌پذيريم که اگر با اين هدف آمده بودند يا دعوت شده بودند چندان نگران کننده نبود. اما واقعيت غير از اين است و ماجرا، آن گونه که خود به صراحت مطرح کرده و ميزبانان ايراني آنها نيز نه فقط تائيد بلکه تأکيد کرده و مي‌کنند چيز ديگري است. اهداف سفر هيأت ياد شده را از زبان مديرعامل خانه سينما که ظاهراً ميزبان آنهاست، بخوانيد؛ «اين هيأت به ايران آمده‌اند تا در راستاي برنامه توسعه علمي- آموزشي و ارتقاي شغلي اعضاي جامعه اصناف سينماي ايران، سمينارهاي تخصصي و کارگاه‌هاي آموزشي برقرار کنند تا به تبادل تجارب با جامعه سينمايي ايران پرداخته و دانش سينمايي خود را به اين سينما انتقال دهند»!!

اکنون با توجه به سوابق اين هيأت در دشمني و کينه‌توزي عليه اسلام و ايران و اهداف رسماً اعلام شده آنان که تبادل تجربيات و آموزش دانش سينمايي خود به سينماگران ايران است! انگشت حيرت به دندان نمي‌گزيد؟ و از ساده‌لوحي برخي دست اندرکاران ـ که کمترين برخورد منطقي و قانوني با آنان کنار گذاشتن از مسئوليت است ـ خنده تلخ بر لبهايتان نمي‌نشيند و در همان حال، از اين که احتمالاً برخي ديگر از دست اندرکاران کاسه‌اي زير نيم کاسه دارند و هنوز بر سر کارند ـ يا به بيان گوياتر، مسئولان را سر کار گذاشته‌اند ـ تأسف نمي‌خوريد؟!
آيا شرم آور نيست که کساني در جمهوري اسلامي ايران از سازندگان و تهيه کنندگان فيلم‌هاي ضد اسلامي و ضد ايراني براي انتقال تجربيات و آموزش به سينماگران ايراني دعوت کنند و علاوه بر رسانه‌ها و مجامع و محافل آلوده و بدسابقه، برخي از دست اندرکاران ساده لوح نيز براي آنها هورا بکشند و به به و چه چه راه بيندازند؟!

همين چند روز پيش بود ـ 5/12/87 ـ که آقاي قشقاوي سخنگوي محترم وزارت امور خارجه کشورمان با نگراني اعلام کرد «هاليوود ساخت 30 فيلم ضد ايراني را در دستور کار خود دارد» و هشدار داد که «حوزه هنر، حوزه‌اي ارزشمند است که نبايد آلوده شود». و برخي ديگر از مسئولان نيز خبرها و هشدارهاي مشابهي در همين راستا داشته‌اند! مگر افرادي نظير «سدجنيس» و «تام پولاک» سردمداران هاليوود نيستند؟!

راستي! آيا هيأت يادشده با بهره‌گيري از کرامات عرفاني! و از طريق «طي الارض»! به ايران آمده است؟! خب! چه کساني از آنها دعوت کرده‌اند؟ چه کساني به آنها ويزا داده‌اند؟ چه کساني ميزباني آنان را برعهده گرفته‌اند؟ چه کساني با برنامه اعلام شده اين هيأت يعني انتقال تجربيات سينمايي آنها به سينماگران ايراني ـ با توجه به سوابق ضد ديني و ضد ايراني آنان ـ موافقت کرده‌اند؟! سکوت نکنيد! اين پرسش‌ها نمي‌تواند بي‌پاسخ بماند و کساني که در اين ماجرا کوتاهي و قصور و يا عناد و تقصير داشته‌اند نمي‌توانند براي هميشه از نگاه تيزبين مردم مؤمن و انقلابي ايران اسلامي پنهان بمانند.
و اما، پشت صحنه اين ماجرا که بارها از سوي مقامات آمريکايي اعلام شده شنيدني‌تر است و البته عبرت‌انگيز و در همان حال تعجب‌آور که چرا مسئولان محترم و ذيربط در کشورمان از آن بي‌خبرند؟! و اگر قرار نيست اينگونه رخدادها و طرح‌ها و پروژه‌هاي رسماً اعلام شده دشمن را رصد کنند، پس در چه کارند؟! در اينجا فقط به يک نمونه از آن بسيارها اشاره کرده و شرح کامل داستان را به فرصتي ديگر موکول مي‌کنيم.

در سال 1385ـ 2006 ميلادي- همزمان با مصوبه سازمان CIA که در آن، هاليوود را به ساختن فيلم‌هاي جذاب! براي توجيه جنگ آمريکا عليه تروريسم!! موظف کرده بود، کاخ سفيد و وزارت خارجه آمريکا نيز پروژه‌اي به نام «مديريت ديدارهاي بين المللي» ميان شهروندان آمريکايي با چند قشر از اقشار کشورهاي هدف ـ از جمله ايران اسلامي ـ تدوين کرده و به تصويب رساندند. براساس اين طرح که به ECA مشهور است و سايت وزارت خارجه آمريکا در همان هنگام متن خلاصه‌اي از آن را منتشر کرد، ديدارهايي از سوي آمريکايي‌ها با سينماگران، ورزشکاران، هنرمندان و دانشجويان ايراني ـ در ايران و آمريکا ـ پيش بيني شده بود و هدف از اين ديدارها، ترويج و توجيه سياست‌هاي خاورميانه‌اي آمريکا در پوشش‌هاي هنري، ورزشي، علمي و... اعلام شده بود.

کاندوليزا رايس از اين طرح با عنوان «ديپلماسي شهروندي» ـ CITIZEN DIPLOMACY ـ ياد کرده و گفته بود: در اين حرکت راهبردي، هريک از شهروندان آمريکايي در تماس با ايرانيان، نقش يک ديپلمات آمريکايي را برعهده خواهند داشت و ديدارهاي آنان پيش از آن که هنري، ورزشي، علمي و... باشد، ماهيت سياسي دارد. رايس در کنگره از اختصاص اوليه 900 ميليون دلار براي انجام اين ديدارها خبر داده بود. جالب است که هيأت سينمايي مورد اشاره اعلام کرده‌اند که با هزينه شخصي به ايران آمده‌اند!

اين نکته را نيز به نقل از سايت وزارت خارجه آمريکا بخوانيد: «وزارت خارجه براي هنرمندان ايراني در محصولات آمريکايي موقعيت حضور و فعاليت ايجاد مي‌کند تا براساس يک چشم انداز امنيتي بتواند از آنان به عنوان سفيران ارزش‌هاي سکولار ايالات متحده بهره گيرد»... و اين قصه سر دراز دارد که پيش از اين به آن پرداخته و باز هم خواهيم پرداخت... حالا با آنچه در صدر اين نوشته آمده است موافقيد؟!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
United States
|
۲۱:۳۷ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
به نظر من اهداف سفر هيأت ياد شده از زبان مديرعامل خانه سينما بسیار صحیح و درست است و هیچ مشکلی هم ندارد. این فرصت مناسبی است که مایی که در هر سال با هزارها مشکل 50 فیلم میسازیم با کسانی که در سال 1500 فیلم میسازند تعامل داشته باشیم. ما می توانیم شیوه های برتر آنها برای تأثیر گذاری بر روی مخاطب، تولید سریع و ... را فراگرفته و بکار می بندیم. و دهها استدلال دیگر هم نیز وجود دارند.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟