يك اتفاق اسرارآميز
سه ماه بعد از اعلام بازگشت لنس آرمسترانگ معروف و آمريكايي به صحنه رقابتهاي دوچرخهسواري كه رسما از روز بيستم ماه ژانويه 2009 (انتهاي دي و اوايل بهمن 87) و با حضور وي در تورنمنت دور استراليا شروع خواهد شد و با حضور احتمالي و مجدد او در دور فرانسه در طول تير 88 به اوج خواهد رسيد، واكنشهاي مثبت و منفي در قبال اين مساله و شخص وي همچنان ادامه دارد و شكي نيست كه اين هم از همان رجعتهاي خبرسازي است كه قصههاي مختلف و جالب ورزشي جهان از آن ساخته ميشوند.
به نوشته جامجم، آرمسترانگ در 38 سالگي و پس از 3 سال بازنشستگي در شرايطي به ميدان باز ميگردد كه به زعم خود وي در زمان دوري او از صحنه پيشرفتي اساسي در اين ورزش حاصل نيامده و از ديدگاه او بخصوص سرعت فاتحان و برترينهاي توردوفرانس طي اين مدت كمتر از گذشته بوده و اين بدان معناست كه آرمسترانگ ميتواند خود را باز شانسدار جدي فتح معروفترين و مهمترين مسابقه دوچرخهسواري دنيا در تابستان سال آينده به حساب آورد.
آرمسترانگ پس از غلبه بر بيماري مهلك سرطان در سالهاي 1996 و 97 و رجعت به ميدان، اولين قهرمانياش را در اين تورنمنت معتبر در سال 1999 تجربه كرد و هنگامي كه طي تابستان 2005 بازنشستگياش را اعلام نمود، 7 قهرماني متوالي را در فرانسه به ثبت رسانده بود كه يك ركورد جديد در زمينه فتح توردوفرانس است و شايد هرگز تكرار نشود.
براي سرطان
آرمسترانگ مدعي است كه بازگشتش با اين هدف است كه با كسب هشتمين قهرمانياش در دور فرانسه توجه جهانيان را بيش از پيش به مبارزه با سرطان در سطح گيتي و تلاشهايي كه در حال شكلگيري در اين خصوص است، جلب كند و اين مساله را در سطح جهان وسيعتر و جديتر نمايد. با اين حال هنوز يك نوع راز پيرامون آرمسترانگ حس ميشود و همچنان مشخص نيست انگيزه حقيقي وي از اين بازگشت پر سر و صدا چيست و چه چيزي را تعقيب ميكند. به واقع اين اتفاق بسيار اسرارآميز به نظر ميرسد. برخي واكنشها در قبال آرمسترانگ طي هفتههاي اخير مثبت بودهاند و از روي حرفها متوجه ميشويد كه خيليها مايلند ببينند او در بازگشتش به جادهها تا چه حد موفق خواهد بود و آيا وي هماني است كه در گذشته بود يا خير.
حضور در ايتاليا؟
از همه جالبتر اين كه گفته ميشود آرمسترانگ ميخواهد در دور ايتاليا هم كه يكي از 3 تور كلاسيك اين ورزش است و دوره 2009 آن در ارديبهشت و خرداد 88 برگزار ميشود، براي اولين بار شركت كند،حال آن كه هيچگاه در جيرو بختآزمايي نكرده است و در دوران اوجش نيز چنان متمركز بر دور فرانسه بود كه از دو تور كلاسيك ديگر (دور ايتاليا و دور اسپانيا) دور ميماند اما حالا ميخواهد در پيري (ورزشي) دست به اين كار سخت بزند و جيرو و توردوفرانس را همزمان و در يك سال فتح كند. طبق اين دستورالعمل احتمالي، لنس ابتدا در جيرو شركت و براي كسب عنوان اولي آن تلاش خواهد كرد و سپس يك ماه استراحت و تمديد قوا خواهد كرد و از اواسط تير 88 پاي به پاريس خواهد نهاد تا پيراهن طلايي توردوفرانس را باز بپوشد. با اين حال دشواري مفرط كار لنس در اين است كه يك ماه فاصله بين ايتاليا و فرانسه و مسابقههايي كه برشمرديم كم است و آرمسترانگ براي تجديد انرژياش و كسب نيرويي فزونتر و جبران احتمالي توان از دست رفته كمترين زمان را خواهد داشت و اين احتمال وجود دارد كه او كشش لازم را در اين خصوص نداشته باشد و شركت در تورنمنت ايتاليا او را چنان فرسوده كند كه در توردو فرانس ناكام شود. در چنان شرايطي خودش بناچار از خيال حضور در توردوفرانس خارج ميشود و هدف اصلياش در بازگشت به صحنه، حاصل نميشود.
نكات مبهم و قطعي
به همين سبب است كه شايعه شده آرمسترانگ تصميم نهايياش را در خصوص جيرو نگرفته است و هنوز قطعي نيست به كشور چكمهاي برود و شايد در اين روند تغيير ايجاد و برنامه حضورش در دور ايتاليا را فسخ كند. به نوعي مثل سالهاي قبلي حضورش در ميدان، ساير تورنمنتهاي عمده را فداي دور فرانسه كند و يك بار ديگر فقط روي آن متمركز شود. در اين ميان تنها اين نكته محرز است كه اين ركابزن اهل تگزاس آمريكا كه يك بنياد مبارزه با سرطان هم دارد، علاوه بر دور استراليا، ارديبهشت در دور كاليفرنياي آمريكا هم حضور خواهد يافت و بجز آن در تعداد قابل توجهي از مسابقههاي كلاسيك يك روزه دوچرخهسواري هم شركت خواهد كرد.
مايك ترنر، يكي از مديران رقابتهاي تور استراليا كه از حالا در انتظار حضور خبرساز آرمسترانگ در اين تور در روزهاي 30دي تا 6 بهمن 87 است، ميگويد: آرمسترانگ يك فوق ستاره براي ورزش خود و چيزي مثل تايگر وودز براي رشته گلف است و بازگشتش بدون شك بر جذابيتهاي دوچرخهسواري بشدت خواهد افزود.
كشف ديرهنگام
اما جنبههاي منفي بازگشت آرمسترانگ نيز فراوان و مدنظر بسياري از اهالي اين ورزش است. از آنجا كه وي بر سرطان كه ميليونها نفر را كشته است، غلبه كرد و سپس با چنان مقدمه لرزاني سختترين تورنمنت دوچرخهسواري دنيا را در هفت نوبت فتح كرد، فرضيه دوپينگي و متقلب بودن وي هميشه مطرح بوده و حتي در اوايل سال 2006 و 6 ماه بعد از بازنشسته شدن وي نشريه اكيپ فرانسه نتيجه تستهاي مجدد روي نمونههاي گرفته شده از اين ركابزن در سالهاي 1999 و 2000 را اعلام و تصريح كرد كه داروي ممنوعه EPO در آنها يافت شده، اما چون در آن زمان ردگيري اين ماده غيرممكن بود، ماجرا در زمان لازم افشا نشد و عطف آن به ماسبق هم غيرممكن است. با اين حساب هيچگاه از آرمسترانگ آزمايشي به جاي نماند كه همزمان با برپايي مسابقهاي از او گرفته شده و خطاي وي را ثابت كرده باشد. در نتيجه او به خود حق ميداد كه هميشه فرضيه متقلب بودنش را رد كند.
گرگ لموند ديگر ركابزن معروف آمريكايي كه سالهاست بازنشسته شده و به نوبه خود 3 بار دور فرانسه را در دهه 1980 برده است، ميگويد: رجعت آرمسترانگ لزوما خبر خوب و اتفاق مثبتي نيست و برعكس مثل يك كابوس ميماند. كابوس بررسي مجدد زندگي يك ورزشكار براي اثبات متخلف بودن وي و وجود اين بيم و احتمال كه تخلف او سرانجام رو شود.
معلوم نيست آرمسترانگ از اين بازگشت واقعا چه چيزي ميخواهد، اما در هر حال من بهرهاي را در آن نميبينم.
حتي در تيم آستانا نيز كه آرمسترانگ بعد از بازگشت به عضويت آن درآمد، رجعت او امواجي را ايجاد كرده و دردسرهايي به راه انداخته است و به عنوان مثال آلبرتو كونتادور، عضو بارز اسپانيايي اين تيم و فاتح 2 تور از 3 تور كلاسيك اين ورزش در سال رو به پايان ميلادي (دور ايتاليا و دور اسپانيا) تصريح كرده است كه در اين تيم يا جاي اوست يا جاي آرمسترانگ.
يك دوئل ناب
جالبترين احتمال اين است كه كونتادور به حرف و تهديدي كه كرده وفادار بماند و از آستانا جدا و عضو تيمي ديگر شود و سپس در توردوفرانس 2009 بر سر قهرماني با آرمسترانگ دوئل كند. اين چيزي است كه حتي مخالفان بازگشت اين ركابزن زبده و پرسابقه در خفا اعتراف ميكنند و معتقدند بهترين و جذابترين رويداد براي كل ورزش جهان است.
منبع: Herald Tribune
11 نوامبر


