سيماي يوسف در يوسف سيما
کد خبر: ۲۷۳۷۶
| | 17557 بازدید
پخش بيست و دومين قسمت سريال «يوسف پيامبر»، بهانهاي خجسته به دست داد تا بار ديگر با تدبر در آيات کتاب الهي، کام جانمان را با شکربارترين سوره قرآن شيرين کنيم.
اين سريال که با کارگرداني فرج الله سلحشور، فيلمساز نامآشناي عرصه سينما و تلويزيون، روي صحنه ميرود، با همه حرف و حديثهاي له و عليه و با اعتراف به اينکه هيچ اثر هنري و صنعت بشري، تمام عيار و کامل نيست، اثري درخور ستايش، مخاطب پسند و با لحاظ امکانات و بضاعت سينمايي کشور ما تا حدود زيادي مقبول و موفق است.
اما نظر به رسالت گراني که اين سريال بر دوش دارد، بايد گفت «يوسف پيامبر» نيز همچون هر سريال تاريخي و ديني ديگر، بري از يک سلسله انتقادها و ايرادها به ويژه در حوزه پيامرساني، داستان پردازي و سناريونويسي نبوده و نيست.البته اظهار نظر درباره جنبههاي فني و سينمايي سريال ياد شده، همچون جلوههاي بصري، صحنهآرايي، لوکيشنها، ميزانسنها (1)، افکتهاي رايانهاي و نظاير آن، مجالي فراختر از اين نوشتار ميطلبد؛ مضاف بر اينکه نگارنده نيز بر عدم اهليت خود براي ورود به چنين عرصههايي کاملا معترف است.
آنچه از اين نويسنده به عنوان کارشناس معارف ديني، انتظار ميرود، تحليل و بررسي محتوايي سريال از نگاه ديني و خاستگاه قرآني است.
پيش از ورود به اصل بحث، يادآوري دو نکته ضروري مينمايد:
يکم اين که اگر از خامه اين کمترين، نقد و نظري بر اين سريال ميرود، هيچ گاه به معناي ناديده انگاشتن زحمات پر رنج عوامل پيدا و پنهان توليد اين سريال نبوده و نيست.
دوم آنکه نوشتار حاضر، صرفا ناظر به قسمت اخير فيلم ياد شده است و ميزان رويكرد و عنايت خوانندگان عزيز ميتواند سببساز طرح نقد و بررسي کلي تر يا استمرار آن شود.
فاصله يوسف سيما تا يوسف قرآن
به باور ما کارگردان محترم «يوسف پيامبر» در بخش اخير اين سريال، به رغم دغدغه ديني و خلوص نيتي که دارد، چنانکه بايد نتوانسته به روايت قرآن وفادار باشد، گو اينکه اين سخن درباره برخي قسمتهاي پيشتر نيز به گونهاي ديگر قابل تعميم است.
توضيح مطلب اينکه بر مبناي روايت قرآن، يوسف پيامبر بري از هرگونه خطا، اشتباه و نسيان است؛ چه اينکه او در زمره مخلصين (به فتح لام) است (2) و شيطان به هيچ روي بر مخلَصين چيرگي ندارد(3).
اين در حالي است که در قسمت اخير اين سريال ديده شد که يوسف پيامبر به دليل غفلت و فراموشي ياد خدا، دست توسل به دامن غير خدا زده، نجات و رهايي خويش را از کسي ديگر (عزيز و بزرگ مصريان) ميجويد.
به نظر ميرسد کارگردان محترم در پرداخت اين بخش از ماجراي حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ منابع ديگري چون نوشتههاي اهل کتاب يا پارهاي روايتهاي مرفوعه و ضعيف السند را ـ که در آثار برخي از مفسران مسلمان آمده است ـ اصل و مبناي کار خود قرار داده است.
اين مسأله، اما درست بر خلاف اظهارنظر ايشان، مبني بر طراز قرار دادن منابع متقني همچون تفسير گرانسنگ «الميزان» در توليد اين سريال است.(4)
البته با توجه به اختصار داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ در قرآن، اين انتظار نابجاست که کارگرداني بتواند با ديدگاهي حصرگرايانه و صرفا با تکيه بر متن و منبعي واحد، فيلم و سريالي چنين طولاني (45 قسمت) بسازد اما دستكم ميتوان توقع داشت آنجا که پاي اعتقاد ديني توده مردم در ميان است، براي طرح مسأله خطيري چون عصمت پيامبران، اندکي محتاطانه تر قدم برداشته، مبادا از نص صريح قرآن و سنت اصيل فاصله گرفته شود.
باري! به اصل بحث بازگرديم؛ در تفسير آيه شريفه «وَ قَالَ لِلَّذِى ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَئهُ الشَّيطَنُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فىِ السِّجْنِ بِضْعَ سِنِين» (5) دو ديدگاه عمده هست که اکثر قريب به اتفاق مفسران يکي از اين دو قول را برگرفتهاند.
ديدگاه نخست:
عده اي بر اين باورند که ضمير در کلمات «فَأنسَهُ» و «رَبِّهِ» به يوسف برميگردد.
بر مبناي اين انگاره، تفسير آيه شريفه اين ميشود که حضرت يوسف به يکي از آن دو که ميپنداشت اهل نجات است (ساقي) توسل کرد و گفت: نزد آقاي خود از من ياد کن، چرا که شيطان ياد خدا را از خاطر يوسف برد و به جاي توسل به خالق به مخلوق خدا متوسل شد و در نتيجه، اين فراموشي و غفلت کمتر از ده سال ديگر در زندان ماند.
تفسير مجمع البيان (ج12، ص322) از ميان تفاسير کهن و تفسير «هدايت» (ج1، ص345) در زمان معاصر، و برخي تفاسير روايي نظير الدر المنثور في تفسير المأثور (ج4، ص 21)، تفسير قمي (ج1، ص345) و تفسير عياشى (ج 2، ص 177) بدين قول گراييدهاند.
ديدگاه دوم:
به باور برخي ديگر، عبارت «وَ قَالَ الَّذِى نجََا مِنهُْمَا وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّة...» (6) در سه آيه بعد، شاهد بر اين مدعاست که ضمير در هر دو کلمه ياد شده، به زنداني آزاد شده (ساقي شاه) برميگردد.
بر مبناي اين قول، تفسير آيه اين ميشود که يوسف به رفيق زنداني خود که اهل نجات بود متوسل شد و از وي خواست تا نزد عزيز مصر از يوسف ياد کند، اما شيطان شخص ناجي را دچار نسيان کرد و در نتيجه اين فراموشي، حضرت يوسف حدود هفت سال ديگر در زندان درنگ کرد.
صاحب تفسير الميزان (ج11، ص 181)، تفسير «الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل» (ج7، ص: 212)، أطيب البيان (ج7، ص: 202)، احسن الحديث (ج5، ص 127) و اغلب تفاسير معاصر، ديدگاه اخير را پذيرفتهاند.
علامه طباطبايي در تفسير الميزان پس از تفسير آيه مزبور در ضمن بحثي روايي بر آن است که اغلب روايتهايي که به پيامبر يا اهل بيت ـ عليهم السلام ـ نسبت داده ميشود، مبني بر اينکه يوسف ـ عليه السلام ـ دچار خبط و خطا شد و به جاي توسل به خدا، دامن مخلوق را گرفت و... بر خلاف نص صريح قرآن است.
ممکن است اين پرسش مطرح شود که به هر حال عبارت «اذْكُرْنىِ عِندَ رَبِّكَ»، حاکي از آن است که يوسف ـ عليه السلام ـ به غير خدا متوسل شد و اين منافي با مقام توحيد و شرک به خداست.
از نظر مرحوم علامه، توسل به اسباب در صورتي شرک انگاشته ميشود که آدمي صرفا به آن اسباب و علل تکيه واعتماد ورزد، ولي اگر کسي اسباب طبيعي را در طول علت حقيقي اشيا بداند، نه تنها شرک نيست که عين توحيد است، زيرا حق تعالي خود ميفرمايد:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ...(7)
اينک جاي اين پرسش باقي است که کارگردان محترم سريال يوسف پيامبر تا چه اندازه توانسته است به نص قرآن و تفاسيري چون الميزان وفادار بماند؟
ابوالقاسم شکوري
کارشناس ديني سايت تبيان
---------------------------------
پينوشتها:
1ـ ميزانسن يعني: به صحنه آوردن يک کنش و نخستين بار به کارگرداني نمايشنامه اطلاق شد. نظريه پردازان سينما که اين اصطلاح را به کارگرداني فيلم هم تعميم دادهاند، آن را براي تأکيد بر کنترل کارگردان بر آنچه در قاب فيلم ديده ميشود، به کار ميبرند.
2- إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ (يوسف/24) يوسف از بندگان مخلص ما بود!
3- حجر/40
4- ايشان در مصاحبه خود با سايت سيما فيلم اظهار داشته که طراز ما در «يوسف پيامبر» تفسير الميزان بوده است.
5ـ يوسف/42؛ و به آن يکي از آن دو نفر، که ميدانست رهايي مييابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [= سلطان مصر] يادآوري کن!» ولي شيطان يادآوري او را نزد صاحبش از خاطر وي برد؛ و به دنبال آن، (يوسف) چند سال در زندان باقي ماند.
6- يوسف/45؛ و يکي از آن دو که نجات يافته بود ـ و پس از مدتي به خاطرش آمد ـ گفت: «من تأويل آن را به شما خبر ميدهم؛ مرا (به سراغ آن جوان زنداني) بفرستيد!»
7- مائده/35؛ اي کساني که ايمان آوردهايد، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيلهاي براي تقرب به او بجوييد!
پينوشتها:
1ـ ميزانسن يعني: به صحنه آوردن يک کنش و نخستين بار به کارگرداني نمايشنامه اطلاق شد. نظريه پردازان سينما که اين اصطلاح را به کارگرداني فيلم هم تعميم دادهاند، آن را براي تأکيد بر کنترل کارگردان بر آنچه در قاب فيلم ديده ميشود، به کار ميبرند.
2- إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ (يوسف/24) يوسف از بندگان مخلص ما بود!
3- حجر/40
4- ايشان در مصاحبه خود با سايت سيما فيلم اظهار داشته که طراز ما در «يوسف پيامبر» تفسير الميزان بوده است.
5ـ يوسف/42؛ و به آن يکي از آن دو نفر، که ميدانست رهايي مييابد، گفت: «مرا نزد صاحبت [= سلطان مصر] يادآوري کن!» ولي شيطان يادآوري او را نزد صاحبش از خاطر وي برد؛ و به دنبال آن، (يوسف) چند سال در زندان باقي ماند.
6- يوسف/45؛ و يکي از آن دو که نجات يافته بود ـ و پس از مدتي به خاطرش آمد ـ گفت: «من تأويل آن را به شما خبر ميدهم؛ مرا (به سراغ آن جوان زنداني) بفرستيد!»
7- مائده/35؛ اي کساني که ايمان آوردهايد، از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيلهاي براي تقرب به او بجوييد!
منبع: تبيان
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




