در پي تشريح علل سقوط پزشك تيم ملي كوهنوردي؛
قله قتلگاه شد يا آرامگاه؟
آيا كوهنوردان ايران قرار است، به هر قيمتي قلهها را فتح كنند و حتي اگر تنها ابزارهاي اوليه را براي صعود به قلل اين چنيني در اختيار داشته باشند، از جان خود مايه بگذارند؟ به راستي اگر در شب سقوط دكتر بهاءلو، بهمن سنگيني آمد، چگونه شرپاها چندي بعد و به سادگي لوازم وي را يافتند و اين وسايل از عمق چند متري زير برف سرازير شده از بهمن، سر در نياورند؟
کد خبر: ۲۶۹۶۵
| | 14667 بازدید
داستان سقوط پزشك تيم ملي كوهنوردي همچنان در حال دامنهدار شدن است و به نظر ميرسد، براي حواشي كه از زمان سقوط اين پزشك شكل گرفت به واسطه برخي مسائل، به سادگي نتوان پاياني برايش متصور شد.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، در پي سقوط دكتر بهاءلو پزشک تیم ملی كوهنوري امید كشورمان در حين صعود به قله تیلیچوپیک و پس از آنكه تلاشها براي يافتن جسد وي ناكام ماند و تنها بخشي از تجهيزاتش يافت شد، همچون ساير حوادث مشابه در سالهاي اخير، جنجالهايي برپا شد اما عليالظاهر اين بار قرار نبود، به سادگي شرايط به حالت طبيعي بازگردد كه شايد بخشي از اين مسائل به برخي توجيهات غيرمنطقي مسئولين فدراسيون بازمي گردد.
در شرايطي كه التهاب فضاي رسانه هاي پيرامون اين واقعه در حال فروكشكردن بود، اظهارات برخي مسئولين فدراسيون كوهنوردي باعث افزايش حساسيت رسانه هاي نسبت به اين مسئله شد.
در اين ميان اظهارات رئیس فدراسیون کوه نوردی حتي براي يك شخص نه چندان متخصص نيز، پرسشهاي فراواني را به همراه ميآورد.
در مهمترين بخشهاي اين گفتگو كه شعاعي دلایل سقوط دکتر بهاءلو پزشک تیم ملی امید و کلیه اقدامات انجام شده برای یافتن وی را تشریح كرده بود، آمده است: «بهاءلو در دانشگاه تهران بیماریهای ارتفاع را تدریس میکرد و فردی بسیار محترم بود. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در اعزام تیلیچوپیک حضور داشته باشد. اما در همان ابتدا با او شرط کردیم که تنها حق بالا رفتن تا "بیس کمپ" را دارد و اصلا نباید بالاتر برود. با او شرط کرده بودیم که به هیچ عنوان در تیم صعود به قله قرار ندارد...علیرغم تمام این پیش شرطها هنگامی که درخواست وسایل او را دادیم، وسایل صعود را خواسته بود که برخی از آنها را تهیه نکردیم. اما متوجه شدم خودش این وسایل (مانند کفشهای صعود) را از ایران تهیه کرده و به دنبال برده است...پس از 12 روز راهپیمایی اعضای تیم به منطقه رسیدند و در مسیر بازگشت از قله حدود ساعت 9 تا 10 شب بهاءلو سقوط میکند. در آن ساعات شب کوه نوردان غیر از یک چراغ کوچک روی کلاه خود چیزی برای دید نداشتند. طبيعي بود اگر در آن ساعات شب با ما تماس هم ميگرفتند كاري از دستمان برنميآمد.... در شب حادثه بهمن سنگيني منطقه را پوشاند.»
در گفتگوي محمود شعاعی در خصوص دلایل و چگونگی حادثه سقوط دکتر تیم اعزامی فدراسیون کوه نوردی، نکاتی جالب و در عین حال تکان دهنده نهفته بود كه به خودي خود، گویای ضعف ساختار مدیریتی و میزان آشفتگی در تشکیلات این فدراسيون و همچنین عقب ماندگی اين رشته، عليالخصوص در مباحث فرهنگي دارد. عقبماندگي كه باعث شده، كوهنوردان تنها در پي صعود به قله به هر قیمتي باشند كه در برخي موارد اين هزينه بيش از يك باز قابل پرداخت نيست.
با نگاهي كوتاه به ديدگاههاي كارشناسان و صاحب نظران اين حوزه، نخستين مسئلهاي كه مطرح ميشود اين است كه چرا دکتر بهاءلو با وجود پيششرطهاي بيان شده که بر اساس آن، حق صعود ندارد، آنچه خود تشخيص مي دهد را انجام داده و اقدام به تهیه ابزار و وسائل صعود و همچنين همراه بردن وسائل صعود با خود می کند؟
آیا پزشك تيم نسبت به ساختار مدیریتی فدراسیون كوهنوردي آگاهي داشته كه برای چنین رفتاری به جلو رانده شده بود يا سرپرست تيم زمينه صعود وي را فراهم كرده است؟
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، در پي سقوط دكتر بهاءلو پزشک تیم ملی كوهنوري امید كشورمان در حين صعود به قله تیلیچوپیک و پس از آنكه تلاشها براي يافتن جسد وي ناكام ماند و تنها بخشي از تجهيزاتش يافت شد، همچون ساير حوادث مشابه در سالهاي اخير، جنجالهايي برپا شد اما عليالظاهر اين بار قرار نبود، به سادگي شرايط به حالت طبيعي بازگردد كه شايد بخشي از اين مسائل به برخي توجيهات غيرمنطقي مسئولين فدراسيون بازمي گردد.
در شرايطي كه التهاب فضاي رسانه هاي پيرامون اين واقعه در حال فروكشكردن بود، اظهارات برخي مسئولين فدراسيون كوهنوردي باعث افزايش حساسيت رسانه هاي نسبت به اين مسئله شد.
در اين ميان اظهارات رئیس فدراسیون کوه نوردی حتي براي يك شخص نه چندان متخصص نيز، پرسشهاي فراواني را به همراه ميآورد.
در مهمترين بخشهاي اين گفتگو كه شعاعي دلایل سقوط دکتر بهاءلو پزشک تیم ملی امید و کلیه اقدامات انجام شده برای یافتن وی را تشریح كرده بود، آمده است: «بهاءلو در دانشگاه تهران بیماریهای ارتفاع را تدریس میکرد و فردی بسیار محترم بود. به همین دلیل تصمیم گرفتیم در اعزام تیلیچوپیک حضور داشته باشد. اما در همان ابتدا با او شرط کردیم که تنها حق بالا رفتن تا "بیس کمپ" را دارد و اصلا نباید بالاتر برود. با او شرط کرده بودیم که به هیچ عنوان در تیم صعود به قله قرار ندارد...علیرغم تمام این پیش شرطها هنگامی که درخواست وسایل او را دادیم، وسایل صعود را خواسته بود که برخی از آنها را تهیه نکردیم. اما متوجه شدم خودش این وسایل (مانند کفشهای صعود) را از ایران تهیه کرده و به دنبال برده است...پس از 12 روز راهپیمایی اعضای تیم به منطقه رسیدند و در مسیر بازگشت از قله حدود ساعت 9 تا 10 شب بهاءلو سقوط میکند. در آن ساعات شب کوه نوردان غیر از یک چراغ کوچک روی کلاه خود چیزی برای دید نداشتند. طبيعي بود اگر در آن ساعات شب با ما تماس هم ميگرفتند كاري از دستمان برنميآمد.... در شب حادثه بهمن سنگيني منطقه را پوشاند.»
در گفتگوي محمود شعاعی در خصوص دلایل و چگونگی حادثه سقوط دکتر تیم اعزامی فدراسیون کوه نوردی، نکاتی جالب و در عین حال تکان دهنده نهفته بود كه به خودي خود، گویای ضعف ساختار مدیریتی و میزان آشفتگی در تشکیلات این فدراسيون و همچنین عقب ماندگی اين رشته، عليالخصوص در مباحث فرهنگي دارد. عقبماندگي كه باعث شده، كوهنوردان تنها در پي صعود به قله به هر قیمتي باشند كه در برخي موارد اين هزينه بيش از يك باز قابل پرداخت نيست.
با نگاهي كوتاه به ديدگاههاي كارشناسان و صاحب نظران اين حوزه، نخستين مسئلهاي كه مطرح ميشود اين است كه چرا دکتر بهاءلو با وجود پيششرطهاي بيان شده که بر اساس آن، حق صعود ندارد، آنچه خود تشخيص مي دهد را انجام داده و اقدام به تهیه ابزار و وسائل صعود و همچنين همراه بردن وسائل صعود با خود می کند؟
آیا پزشك تيم نسبت به ساختار مدیریتی فدراسیون كوهنوردي آگاهي داشته كه برای چنین رفتاری به جلو رانده شده بود يا سرپرست تيم زمينه صعود وي را فراهم كرده است؟

نقش سرپرست تیم در این میان چه بود و آیا او را در جریان شرط های تعیین شده گذاشته بودند؟ کاملا بعید به نظر می رسد که سرپرست برنامه از نقش و جایگاه مشخص شده برای دکتر تیم بی اطلاع باشد بنابراین او نیز باید پاسخ دهد که چرا و بنا به کدام دلایل به دکتر تیم علیرغم تصمیم مدیریت فدراسیون اجازه صعود داده است؟
از این وقایع و رویدادها چه نتیجه ای باید گرفت؟ اینکه اوضاع در فدراسیون کوه نوردی چنان از هم گسیخته و سردرگم است که هر کس حرف خودش را می زند و کار خودش را انجام ميدهد ونهايتاً از سرپرست تيم رضايت ميگيرد يا اينكه سرپرست تيم اعزامي از تجربه و اقتدار لازم براي اداره اين وضعيت برخودار نبوده است؟
درباره اصول و منطق موجود در تصمیمات و زمانبندیهای این برنامه، چه کسی مسئول و موظف به پاسخگوئی به افکار عمومی است؟ چگونه است و چرا تیم امید در ساعات ٩ الی ١٠ شب در حال حرکت و بازگشت بوده است و آيا راهپيمايي در آن ارتفاع در آن ساعت از عدم برخورداري تصميمات از پشتوانه فكري قابل توجه برخوردار نبوده و تنها رويهاي سليقهاي و به دور از هرگونه احتياط و دقت عمل براي حفظ جان اعضاء گروه اعزامي در طول اين صعود اعمال شده است؟
آیا آموزشهايی كه به کوه نوردان و سرپرستان گروه ها در مورد مدیریت صحیح زمان و اولویت امنیت و سلامتی اعضای تیم، یاد داده میشود، تنها ميبايست در حد حرف باقي بماند؟
آیا واقعاً فدراسيون كوهنوردي ايران پيشبيني موارد غيرمترقبه همچون اين سقوط و راهكاري پيگيري سريع آن را در ساعات خاص نكرده كه وقوع چنين حادثهاي باعث شود، رئيس فدراسيون اعتراف كند، در صورت خبردار شدن در ساعات اوليه كه مصادف با شب بود، كاري از دستش برنميآمد؟
آيا كمبود امكانات يك تيم صعودكننده به قلهاي با اين مختصات با اصول حرفهاي كوهنوردي سازگاري دارد و اصولاً عدم برخورداري از برخي وسايل كه در گفتگوي مذكور نيز به آن اشاره نشده، چه مفهومي جز ضعف در تداركات براي تيم اعزامي داشته است؟ آيا كوهنوردان ايران قرار است، به هر قيمتي قلهها را فتح كنند و حتي اگر تنها ابزارهاي اوليه را براي صعود به قلل اين چنيني در اختيار داشته باشند، از جان خود مايه بگذارند؟
در آخر نيز مسئلهاي كه موجبات تعجب همگان را به همراه داشت، آخرين گفتههاي همراه با تناقض رئيس فدراسيون كوهنوردي است؛ به راستي اگر در شب سقوط دكتر بهاءلو، بهمن سنگيني آمد، چگونه شرپاها چندي بعد و به سادگي لوازم وي را يافتند و اين وسايل از عمق چند متري زير برف سرازير شده از بهمن، سر در نياورند؟
اين پرسشها و تعدادي ديگر از مجهولاتي كه با صراحت راجع به آن توضيحاتي ارائه نشده، مواردياست كه در صورت بررسي ميتواند مشخص كند، دلايل وقوع اين حادثه چه بوده و حتي مقصر اين واقعه را مشخص سازد تا در نهايت مشخص شود، اين پزشك فوت كرده و اين قله، حكم آرامگاهش را دارد، يا آنكه آنچنان غيرحرفهاي و خلاف اصول كوهنوردي رعايت شده كه حتي مي توان برچسب مقتول را به او چسباند و قله را نيز قتلگاهش لقب داد.
به طور حتم بررسي شفاف اين حادثه توسط سازمان تربيتبدني و برخورد قانوني و بدون ملاحظهكاري با مقصرين امر، باعث خواهد شد، آمار حوادث حرفهاي كوهنوردي با افزايش دقت عمل بخشهاي مختلف كاهش يابد و در طول سال جانهاي كمتري در كوهها و غارها گرفته شود و همچنين دوستداران و بستگان اين پزشك نيز عدالت را لمس كنند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
موضوع سقوط بهمن و دفن ايشان زير برف حدثي است كه پس از حدود 600 متر سقوط و افتاده زير ديواره زده شده و احتمال ميرود بهمن هاي بالاي ديواره ايشان را دفن نموده باشند.
طبيعي است كوله پشتي و كفش ايشان پس از برخورد با ديواره از بدنش جداشده و زير برف دفن نگرديده اند.
اونها از همان روز نخست از اين قضيه طفره ميرفتند و آن را نمي پذيرفتند.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




