ضرورت تغييرات اساسي در آزمون رانندگي
روزنامه «جامجم» در مطلبي نوشت: صداي بوق ممتد خودروها يك لحظه قطع نميشود. حالا ديگر اعتراض رانندگان به داد و فرياد تبديل شده. يكي از آنها در حالي كه تا كمر از پنجره ماشينش بيرون آمده، با لحني نه چندان مؤدبانه ميگويد: برو ديگه، مگه نميبيني چه ترافيكي درست كردي! رانندگي بلد نيستي، مجبوري بياي تو خيابون.
اما راننده جوان خودرو جلويي كه كاملا دست و پايش را گم كرده، هر چه استارت ميزند ماشينش روشن نميشود. او همچنان مستأصل در تلاش است همه آموزشهايي را كه از مربياش فراگرفته، پياده كند تا شايد بتواند از اين مهلكه به سلامت بيرون رود.
حتما شما نيز تاكنون هنگام رانندگي در خيابانها و معابر شلوغ شهرمان، بارها شاهد اين صحنه بودهايد كه خودرويي كه راننده آن مهارت و تجربه كافي در رانندگي نداشته، به دليل ناتوايي در واكنش بموقع در شرايط ترافيكي علاوه بر ايجاد تنش رواني براي خود، موجب بروز ترافيك سنگين و كندي رفتوآمد ديگر خودروها در آن گذرگاه شده است.
آنچه از رفتار ترافيكي اين دسته از رانندگان مشهود است، اين است كه آنها با داشتن گواهينامه هنوز مهارت و توانايي لازم را براي رانندگي در خيابانها و معابر ندارند؛ خيابانهايي لبريز از خودرو كه رانندگي در آن گاه براي رانندگان حرفهاي چندين ساله بسيار دشوار و عذابآور بوده، چه برسد به رانندگان تازهكاري كه هنوز يك سالي از خشك شدن مهر گواهينامهشان نگذشته است.
اما به راستي مشكل از كجاست؟ آيا مشكل به عدم آموزش دقيق و مؤثر مربيان آموزشگاههاي رانندگي به هنرجويان باز ميگردد يا به برخوردار نبودن برخي از رانندگان تازهكار و جوان از جوهره استعداد و توانايي ذاتي كه موجب فراگيري مطلوب آموزش رانندگي ميشود؟ آيا كم بودن ساعات آموزش اجباري رانندگي نسبت به ديگر كشورها را ميتوان عاملي در پايين بودن سطح كيفيت رانندگي در رانندگان تازه كار دانست؟
افزايش آموزشگاههاي رانندگي و به تبع آن حضور خودروهايي كه براي تعليم رانندگي به هنرجويان، خيابانها و معابر شلوغ و پر رفتوآمد شهر را بالا و پايين ميكنند، نارضايتي بسياري از شهروندان بويژه رانندگان را درپي داشته است.
مديران مراكز تعليم رانندگي نيز در پاسخ به اين انتقادها بر اين باورند كه هنرجويان براي آموزش رانندگي بايد شرايط واقعي رانندگي را تجربه كنند؛ بنابراين، حضور راننده تحت تعليم دستكم براي دو تا سه جلسه اجتناب ناپذير است.
120 ساعت آموزش اجباري رانندگي در كشورهاي اروپايي
برخي از كارشناسان و متوليان امر در حوزه رانندگي معتقدند كه يكي از دلايل موفقيتآميز نبودن آموزش مهارت رانندگي و بالا بودن آمار تصادفات در ميان رانندگاني كه مدت چنداني از زمان اخذ گواهينامه رانندگيشان نگذشته است، به تغيير نيافتن مباحث مربوط به آموزش آييننامه و آزمون عملي رانندگي همزمان با آخرين تغيير و تحولات آن در ديگر كشورها و همچنين تغيير راهها، كيفيت خودروها و شرايط رانندگي شهروندان در سالهاي اخير بازميگردد به گونهاي كه گفته ميشود در بسياري از كشورهاي اروپايي از جمله آلمان، متقاضيان دريافت گواهينامه رانندگي بايد 120 ساعت تحت آموزش اجباري رانندگي قرار بگيرند، در حالي كه اين ميزان ساعت آموزش به هيچ وجه قابل مقايسه با بيست ساعت آموزش اجباري رانندگي در آموزشگاههاي ما نيست.
رئيس هيأت مديره كانون آموزشگاههاي رانندگي كشور، با اشاره به فعاليت بيش از 1800 آموزشگاه رانندگي در سطح كشور كه 250 مورد آن به تهران اختصاص دارد، تعداد ساعات كنوني آموزش اجباري رانندگي در آموزشگاهها را كافي ندانسته و بر اين باور است: بيست ساعت آموزش رانندگي در ده جلسه براي گرفتن گواهينامه رانندگي كافي نبوده و در هيچ جاي دنيا با بيست ساعت آموزش به متقاضي گواهينامه داده نميشود، چراكه با اين مقدار آموزش نبايد توقع داشت كه هنرجو مهارت كافي در رانندگي به دست آورد.
پرويز اكبريان با اشاره به اينكه هماكنون در بيشتر كشورهاي اروپايي از جمله آلمان، متقاضيان دريافت گواهينامه بايد 120 ساعت تحت آموزش رانندگي قرار بگيرند، ميگويد: اين در حالي است كه در كشور ما پيش از سال 79 قانون گذراندن آموزش اجباري رانندگي وجود نداشت و متقاضيان ميتوانستند با فراگيري تجربي رانندگي براي امتحان به مراكز مجاز مراجعه كنند، اما از سال 79 به بعد با اجباري شدن آموزش رانندگي در آموزشگاهها، هرچند سطح كيفي مهارت رانندگي در متقاضيان افزايش يافت، اما هنوز تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله وجود دارد.
اما وي نقش خودروهاي در حال تعليم رانندگي در تشديد ترافيك خيابانها و معابر شهر را نپذيرفته و ميگويد: مربي تنها در جلسات پاياني دوره آموزش كه مهارت نسبي هنرجو در رانندگي برايش احراز شده، مجاز است او را براي تمرين به خيابانهاي شهر ببرد.
اين در حالي است كه آموزش رانندگي در محيطي بيرون از فضاي خيابان و صرفا در محيط خلوت و بدون خودرو نميتواند از هنرجو يك راننده واقعي بسازد.
او معتقد است رانندگي يك هنر است كه فراگيري اين هنر مانند همه هنرها، علاوه بر توانايي و كوشش فرد تا اندازه زيادي نيز به استعداد بازميگردد؛ براي نمونه مواردي ديده شده كه فردي با وجود رسيدن به موفقيت بالايي در زمينه شغلي و تحصيلي، اما با گذشت بيش از ده سال از زمان گرفتن گواهينامهاش، هنوز در رانندگي مهارت و تبحر لازم را به دست نياورده و مانند يك مبتدي رانندگي ميكند.
ضرورت تغييرات اساسي در آزمون رانندگي
اما يك حقوقدان و مدرس دانشگاه با تأكيد بر اين كه بايد به جاي افزايش ساعات اجباري تعليم رانندگي، تغييراتي در نحوه آزمون آييننامه و عملي (شهر) رانندگي ايجاد شود، تصريح ميكند: هماكنون بيست ساعت آموزش اجباري رانندگي در ده جلسه كافي است و صرفا افزايش ساعت آموزش اجباري در آموزشگاه هاي رانندگي جز اينكه درآمد غير واقعي را نصيب آموزشگاهها كرده و متقاضيان را متضرر كند، نتيجهاي ندارد؛ بنابراين، مهمترين نكته اين است كه تسلط و مهارت آزمون دهنده در رانندگي توسط آزمون گيرنده احراز شود.
محمد بلغاري با بيان اينكه بايد تعداد پرسشهاي آزمون آييننامه دستكم به صد پرسش افزايش يافته و با طرح پرسشهاي جامعتر، فرصت بيشتري براي پاسخ دهي به داوطلب داده شود، به ضرورت افزايش مدت زمان اخذ آزمون عملي رانندگي از هنرجويان نيز اشاره كرده و ميافزايد: هم اكنون براي هر داوطلب، پانزده دقيقه زمان براي گرفتن آزمون عملي رانندگي اختصاص داده شده، در حالي كه بعضا ديده ميشود به دليل زياد بودن شمار متقاضيان و محدوديت در تعداد افسران آزمون گيرنده، زمان بسيار كمتري به آزمون از هر هنرجو اختصاص داده ميشود.
وي با تأكيد بر اينكه در آزمون عملي رانندگي بايد مهارت فرد در تمام جوانب رانندگي سنجيده شود، تصريح ميكند: مهارت رانندگي صرفا پارك دوبل كردن نيست و ضروري است با اصلاح و بازنگري دوباره در نحوه گرفتن آزمون عملي رانندگي، موارد بيشتري در آزمون گنجانده شود.
پيشنهاد افزايش آموزش عملي رانندگي تا سي ساعت
سرهنگ رضاييمجد، رئيس مركز صدور گواهينامه راهنمايي و رانندگي ناجا نيز با بيان اينكه هنوز پيشنهادي از سوي كانون آموزشگاههاي رانندگي مبني بر افزايش ساعت آموزش تئوري و عملي رانندگي در آموزشگاهها مطرح نشده، اما قرار است اين پيشنهاد در آينده براي بررسي ارايه شود، تصريح ميكند: معتقديم آموزشها بايد حرفهايتر شود، چراكه بيست ساعت آموزش عملي براي فراگيري رانندگي كافي نبوده و براي كسب مهارت و تجربه لازم قطعا اين مقدار دستكم بايد به سي ساعت افزايش يابد تا هنرجو مجبور نباشد، در صورت نياز به تمرين بيشتر، اين كار را به صورت خصوصي انجام دهد.
آمار تصادفات در هند بسیار پایین است.
مسئله دوم این است که راننده حتی اگر 500 ساعت هم قبل از اخذ گواهینامه، آموزش دیده باشد بازهم وقتیکه اولین ماههای رانندگی را تجربه می کند دچار مشکل خواهد شد و فکر نمیکنم هیچ راننده با تجربه ای بتواند ادعا کند که مادر زادی مهارت رانندگی داشته، لذا در اینگونه مواقع که رانندگان کم تجربه با مشکل مواجه می شوند وظیفه رانندگان مجرب دیگر این است که با خونسردی تحمل کرده و به فرد مزبور اجازه دهند که با آرامش مشکل را برطرف نماید وگرنه ایجاد صروصدا و استرس (به طوریکه معمولا در تهران رایج است) فقط موجب این می شود که راننده تازه کار دست و پایش را بیشتر گم کند و گره ترافیک دیرتر باز شود.
من در آلمان زندگی میکنم در امتحان رانندگی در آلمان حداقل 45 دقیقه باید داوطلب رانندگی در امتحان براند در تمام زمینه امتحان میشود ولی خانمم که میخواست در ایران گواهینامه بگیرد من هم حضور داشتم باور کنید خانم من اصلا رانندگی بلد نیست ولی در امتحان 3 دقیقه ای قبول شد. افسر ایرانی که یک سرهنگ هم بود فقط چند متر مستقیم راند و یک پارک دوبله خیلی ساده .... همین !!!
نمیدانم چرا راهنمائی و رانندگی با چنین امتخان الکی گواهینامه صادر کرده و موجب بیچاره شدن هموطنان میگردد!!!!
براستی آیا کسی که پارک دوبل خوبی انجام دهد الزاما نشان دهنده راننده بودن وی در جاده چالوس و آزاد راه ها و سربالاییهاست؟
باید آموزش و آزمون در شهر و جاده و آزاد راه روز و شب باشد وگرنه همین آش و همین کاسه باقی خواهد بود....





