پاول، زير سايه بلند بولت
آسافا پاول جاماييكايي در تورنمنتهاي دووميداني پس از اتمام المپيك پكن در حد فاصل 10 شهريور تا 10 مهر عالي و بهتر از همگان عمل كرد و در 6 مسابقه در «دو»ي تخصصياش يعني 100 متر اول شد و در 5 مورد به زماني زير 90/9 ثانيه دست يافت اما اين مساله نيز قصور مجدد وي را در رقابتهاي بزرگ كه سبب شد در فينال 100 متر المپيك 2008 همچون المپيك قبلي (2004 آتن) به رتبه پنجمي اكتفا كند، جبران نكرد و سايهاي بر آن نينداخت زيرا آن ناكاميها بسيار بزرگتر از توفيقهاي بعد از المپيكي وي بود و تورنمتهاي پس از پكن در قياس با آوردگاه المپيك ارزش چنداني نداشتند.
به گزارش جام جم آنلاين و به نقل از Times، دو المپيك پياپي است كه جاماييكاييها از پاول 26 ساله طلاي ماده 100 متر را ميخواهند؛ اما نهتنها وي از اين كار بازمانده، بلكه هموطن جوانتر وي اوساين بولت 22 ساله همان كار را در كمتر از 6 ماه براي آنها انجام داده است.
بولت كه اصلا متخصص دوي 200 متر بوده است، نخست در ابتداي خرداد ركورد جهاني 74/9 ثانيهاي پاول را در 100 متر شكست و آن را به 72/9 ثانيه رساند و از همانجا به صرافت حضور در المپيك پكن افتاد و آنجا هم در 100 متر موفق شد و نه فقط عنوان نخست و طلا را برد، بلكه يك بار ديگر ركوردشكني كرد و اين بار به 69/9 ثانيه رسيد كه ركورد محيرالعقول جديدي از غول جديد جاماييكايي بود و وي را به اولين دونده تاريخ بدل كرد كه در اين ماده به زماني زير 70/9 ثانيه دست يافته است.
پاول در نقطه مقابل يك بار ديگر در تورنمنتي بزرگ كم آورد و در فينال محو شد و همانطور كه پيشتر گفتيم به رتبه پنجمي اكتفا كرد و باز اين فرضيه را قوت بخشيد كه روحيه حضور موفق و درخشش در رقابتهاي بزرگ را ندارد و مرد اينگونه ميدانها نيست.
هر چه باشد كسي از ياد نبرده است كه پاول در مسابقههاي دووميداني قهرماني جهان 2005 به دليل آسيبديدگي اصلا شركت نكرد و در 2007 نيز فقط به برنز رسيد و اگر اينك زير سايه وسيع و بلند بولت قرار دارد، پيش از باز شدن مچ جاستين گاتلين و محروم شدن اين دونده دوپينگي آمريكايي، تقريبا تمام عناوين بزرگ سالهاي 2004 تا 2006 را نيز به گاتلين سپرده بود.
در نقطه مقابل
هيچكس دلايل دقيق اين فرايند را نميداند و فقط مشخص است كه به محض رسيدن زمان مسابقات بزرگ پاول عصبي و پراسترس ميشود و همسو با آن كارايياش كاهش مييابد و يا لااقل اين تنها تصور و برداشت معمولي و معقولي است كه ميتوان در اين خصوص داشت. نمونهها و موارد قبلي درباره ورزشكاراني همانند پاول نيز همينگونه بودهاند.
اگر اين فرض را بپذيريم و دليل نزول و شكست پاول را در پكن بدانيم، بولت در نقطه مقابل او در آنجا محكم و قوي ظاهر شد و آرام و راحت و بدون عصبيت كاركرد و به دليل همين خصلتها با اقتدار خيرهكنندهاي پيروز شد و همان سناريو را بعدا در 200 متر نيز تكرار كرد.
گاه به نظر ميرسيد كه بولت با بيخيالي كامل به صحنه ميآيد و راحت و مثل تماشاگران مسابقات المپيك زندگي و رفتار ميكند، ولي او در نتيجهگيري و كسب آنچه در پيست و در جريان مسابقات ميخواست، كاملا موفق بود.
شادي و روحيه عالي بولت در تضاد كامل با ناراحتي و نااميدي پاول قرار ميگرفت و در حالي كه دونده جوانتر در استاديوم «آشيانه پكن» دور افتخار ميزد و براي همگان دست تكان ميداد، پاول به آرامي و دور از انظار و در حالتي شبيه به گريه استاديوم را ترك كرد و به سويي رفت تا با مردم مواجه نشود و پاسخ اين پرسش تكراري را ندهد كه چرا يك بار ديگر در مسابقات كلاسيك و بزرگ لغزيده و مردد ظاهر شده است.
پاول ميگويد در زمان حضورش در پكن حداقل 5 بار روي او تست دوپينگ صورت پذيرفته و اين گلايهاي بود كه بيشتر جاماييكاييها داشتند و تعدد تستهاي دوپينگ را مضر و عامل فرسودگي و خستگي خود ميدانستند ولي پاول در عين حال قصد ندارد از اين عامل به عنوان توضيح و توجيهي براي ناكامي مجدد خود در پكن سود جويد.
خود پاول هفتهها پس از المپيك پكن ميگويد: با فرم و روالي خوب به روي پيست رفتم و مشكلي هم نداشتم اما به محض اين كه مسابقه شروع شد، احساس كردم يك جاي كار ايراد دارد و نميتوانستم سرعت لازم را بگيرم. احساس كردم عضلات پايم مرده است و همه چيز خراب شد. دفعه بعد سعي ميكنم بهتر از اين ظاهر شوم، اما در هر حال براي اوساين بولت و پيروزي او بسيار خوشحالم. وي واقعا عالي كار كرد و بهترين نشان داد.»
آتش المپيك
با اين حال، پاول حتي توضيحي در اين خصوص ارائه نميكند كه چرا پس از المپيك و در تورنمنتهاي بينالمللي برگزار شده پس از پكن قوي و موفق عملا كرده، ولي لابد اين توضيح و فرضيه را بايد پذيرفت كه او به محض حساستر و بزرگتر شدن هر ميداني كم ميآورد و چون تورنمنتهاي بعد از پكن از اين خاصيت عاري بودند و در قياس با المپيك ارزشي نداشتند، پاول توانست در آنها بدرخشد و دائما در رده اول قرار گيرد، اما او در روزها و جاهايي اين كار را كرد كه بواقع كمتر كسي به آنها توجه نشان ميداد و آتش و غوغاي المپيك بيست و نهم هنوز در ذهن مردم روشن بود.
شايد هم پاول فعلا به اين راضي باشد كه در پشتسر بولت به عنوان نفر دوم در جمع سرعتيروهاي جاماييكا و جهان شناخته شود و كاملكننده كار وي باشد و در انتظار فرصتهاي بهتر بنشيند تا از اولين لغزش احتمالي اين رقيب ويژه و هموطن، براي پشتسر گذاشتن او سود جويد.
دوستان نزديك
هرب اليوت، يكي از مسوولان ارشد تيم ملي دووميداني جاماييكا معتقد است همان طور كه تورنمنتهاي پس از پكن نشان ميدهند، پاول به شرايط خوب خود بازگشته است و در سال 2009 از اين نيز بهتر خواهد شد.
او ميگويد: قدر مسلم اين كه پاول هنوز شكست سنگين در المپيك پكن را به ياد دارد و امكان ندارد بابت آن ناراحت نباشد؛ اما او و بولت با يكديگر دوست هستند و مشكلي با هم ندارند و اين باعث خواهد شد هر دو پيشرفت كنند. پاول اين شانس را دارد كه در 6 ماه نخست سال 2009 به لطف انگيزههاي بيشتر خود از آنچه پيشتر بود، فراتر رود و جبران مافات كند.
اضافه بر پاول، تايسون گاي آمريكايي نيز نتوانست در پكن هماني باشد كه از او انتظار ميرفت و به دليل مصدوميت اصلا به فينال دوي 100 متر نرسيد و از نظر بولت اگر او در اين مرحله حاضر ميبود و پاول هم ميدرخشيد، براي او بهتر ميشد. زيرا ميتوانست مدال طلاي المپيكياش را محصول پيروزي بر دو حريف اصلياش در روزي بداند كه آنها كاملا آماده بودهاند.
شايد اين ايراد به پاول وارد باشد كه در غياب گاي حذف شده، حتي نتوانست مدال نقره را بعد از بولت به دست آورد و اين مدال به ريچارد تامپسون از ترينيداد رسيد و يك دونده از جزاير انتيل نيز بر پاول برتري جست و رتبه چهارم را كسب كرد و پاول همان طور كه قبلا گفتيم در جاي پنجم توقف كرد.
حتي فريتر نيز از حاصل كار پاول در ميدانهاي بزرگ ابراز نگراني كرده است. او ميگويد: پاول تقصيري نداشت و حتي اگر ميدرخشيد، در آن روز خاص حريف بولت نميشد و بولت در آن دقايق دست نيافتني بود. اميدوارم پاول از اين رويدادها تاثير شديدي نپذيرد و از نو زنده شود. اين تنها راهي است كه او دارد.


