دختر - صفحه 16

در مورد دختر در ویکی تابناک بیشتر بخوانید
سليمان بدون توجه به حرف هايم مرا رها کرد و رفت. حدود ۲ ساعت در محوطه پايانه مسافربري پرسه مي زدم که با ۳ جوان غريبه آشنا شدم. يکي از آن ها با اين بهانه که قصد دارد کمکم کند و مي تواند در خانه خواهرش مخفي ام کند مرا همراه خودش به منزلي برد که در آن زنداني شدم و ۳ جوان حيوان صفت ...!
کد خبر: ۱۳۳۰۷۳    تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۹/۰۷

با ديدن دختر غريبه اعصابم خط خطي شد و به طعنه گفتم: چرا زودتر خبر ندادي تا غذاي درست و حسابي براي ميهمان مان آماده کنم.
کد خبر: ۱۳۲۰۲۳    تاریخ انتشار : ۱۳۸۹/۰۹/۰۱

مفید صفحه اصلی نسخه موبایل
تابناک ورزشی نسخه موبایل