صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

علی دایی؛ یک نمونه! / تخته خاکستری

مگر قهرمانان اين جايي چه داستاني دارند كه ديگران ندارند؟ به نظر مي‌رسد داستان قهرمانان محبوب افتخارآفرين با "قهرماني" به پايان نمي‌رسد؛ انگار بعد از اين كه به اوج مي‌رسند بايد داستان ديگري را هم تجربه كنند. داستان فروغلطيدن، به حضيض در آمدن، به گل نشستن و له شدن. خرد و تحقير شدن. جوابگوی مشكلات بسيار بودن. سپربلا‌ي ديگران شدن!
کد خبر: ۹۸۶۰۲
| |
16015 بازدید

مصطفی جلالی فخر در آخرین یادداتش در وبلاگش تحت عنوان علی دایی؛ یک نمونه! نوشت: دكتر ارسيا تقوا، دوست قدیمی من است. دوست دبیرستان تا حالا که البته هرازگاهی به بهانه‌ عبور ستاره‌ دنباله‌دار هالی از نزدیکی زمین، همدیگر را می‌بینیم. خیلی کم از هم خبر می‌گیریم اما همچنان این حق را برای خود قائلیم (و از آن استفاده می‌کنیم) که همدیگر را به نام کوچک صدا کنیم و احیانا شوخی و متلک و دست‌انداختن و گیر‌دادن به اندک تارهای باقیمانده‌ موهای جاویدانش!

دکتر تقوا روان‌پزشک است و دستی هم بر سینما و نقد فیلم و هنر دارد. خودش تعریف کرده که در دوران کودکی، بازیگری در یک کار تلویزیونی را هم تجربه کرده و به نظرم هنوز هم این توانایی را دارد... او به رفتارها و واکنش‌های اجتماعی هم علاقه‌مند است و صاحب‌نظر. کتاب تازه‌اش چندی پیش توزیع شد. نشر قطره آن را منتشر کرده و نامش "شایعه نفس می‌کشد".

در تورقی چند دقیقه‌ای به نظرم جالب آمد. طراحی جلدش را ابراهیم حقیقی انجام داده و از این کتاب‌های به درد‌بخور باکلاس است کلا!... یکی از سه نفری هم که کتاب را به آن‌ها تقدیم کرده غلامحسین ساعدی ست که احتمالا بیشتر به دلیل ناسیونالیستی/ شغلی است و یادم باشد برایش مضمون کوک کنم!.. بهانه‌ "هالی"گونه‌ی تازه‌ی ارتباط ما پس از ماه‌ها، تبریک سال‌نو و از این جور کارهای فراموش‌شده نبود (که خب در یک اپیدمی اجتماعی کلا مدفون شده)، بلکه یک پیشنهاد غیر‌مترقبه بود. گفت یک مطلب نوشته در باره‌ی رفتار اغراق‌آمیز جامعه با علی دایی و دوست دارد من آن را در سایتم بگذارم. گفتم :"تخته خاکستری دربست مال شما!".

این دومین نوشته‌ مهمان تخته خاکستری ست که قبلی‌اش در وبلاگ قبلی بود و این دومی‌ست. در کل با حرف ارسیا موافقم که فاصله‌ زمانی میان غوره و مویز شدن (و بالعکس!) در جامعه‌ ما گاهی یک شب است؛ اما به نظرم نویسنده‌ مطلب هم در دام ستایش زیادی از علی دایی گرفتار شده؛ هرچند خودش آن را کاملا تکذیب می‌کند. راستش با او موافق نیستم که دایی "قهرمان ملی" ست، و البته همه مي‌دانند كه له کردن نام‌آوران هم راه صوابي نيست. به قول مجریان کلیشه‌ای، این شما و این مطلب ارسیاخان که سبیل‌هایش دارد جوگندمی می‌شود!

"بازخواني چندسال اخير جایگاه علي دايي، يادآور رفتاری تکراری‌ست در برابر آدم هايي كه آن‌ها را برحسب صلاح‌ديد خود، ميان دو حد بالاترين و پايين‌ترين مي‌چرخانيم . پانزده سال است كه او را مي‌شناسيم؛ چه زماني كه یک فوتباليست و لژيونري "سخت‌كوش" بود و چه هنگامي كه مربي سايپا و بعد تیم ملي شد و چه اكنون كه مربي پرسپولیس است که می‌گویند محبوب‌ترين تيم آسياست. آن روزها را به خاطر بياوريم: افتخار ورزش ايران، شيرمرد آذري، فوتباليست تحصيل‌كرده، ورزشکار بااخلاق، آقای گل جهان، سرور و اسطوره و... او بود که كره جنوبي را در جام ملت‌هاي آسيا 1996 با گل‌هايش به سختي تحقير كرد. در صعود ايران به جام جهاني 98 نقشي غيرقابل‌انكار داشت. فوتباليست سال آسيا در 1999 شد.

به اروپا رفت و در تيم درجه اول بايرمونيخ حضور يافت. در جام باشگاه‌هاي اروپا، با پيراهن هرتابرلين به چلسي و ميلان گل زد... و آن قدر گل‌زنی کرد که موفق‌ترين لژيونر ايرانی شد. مردم هم پیش‌تر و بیش‌تر از اندازه‌ی موفقیت‌های دایی، جامه‌ یک قهرمان ملی را برایش دوختند و تنش کردند و انصافا برازنده‌اش هم بود... و اين ابتداي ورود به تالار "داستان قهرمانان اين ديار" بود! مگر قهرمانان اين جايي چه داستاني دارند كه ديگران ندارند؟ به نظر مي‌رسد داستان قهرمانان محبوب افتخارآفرين با "قهرماني" به پايان نمي‌رسد؛ انگار بعد از اين كه به اوج مي‌رسند بايد داستان ديگري را هم تجربه كنند. داستان فروغلطيدن، به حضيض در آمدن، به گل نشستن و له شدن. خرد و تحقير شدن. جوابگوی مشكلات بسيار بودن. سپربلا‌ي ديگران شدن!

باز یادمان هست که درجام جهاني 2006 كمتر كسي انتظار برد ايران در مقابل مكزيك و پرتغال را مي‌كشيد. اما پس از پايان بازي‌ها، هجوم انتقادها باريدن گرفت و بر خلاف انتظار، این علی دایی بود که بيش از همه (و مربی) آماج اين انتقادها بود؛ در حدی که اصلا با تيم ملي به ايران برنگشت و رسانه‌ها نوشتند و گفتند که "روي برگشت نداشت!" كسي حاضر نبود به صحبت‌هاي دايي گوش كند و همه یک صدا، او را عامل اصلي شكست می‌دانستند. مردم خشمگين بودند و دايي بهترين سپر بلا. زمين‌زدن او  چنان لذتي به همراه مي‌آورد كه كسي در آن ميانه به ضعف‌هاي عميق‌تر نمي‌انديشيد.

چند ماه بعد بود که او زیر سایه‌ سنگین شکست، کارش را در سایپا به عنوان مربی آغاز کرد و برخلاف انتظار افکار عمومی نکوهش‌گر، سايپا قهرمان جام برتر ششم شد و دوباره دایی اوج گرفت. دوباره ستایش‌ها در فرایندی تصاعدی بالا گرفت و چندی بعد در كمال ناباوري به عنوان سرمربي تيم ملي از جام گردون شانس بيرون آمد... اما انگار شاهد اوج و فرود او بودن مزه كرده بود. آن قدر كه به فاصله چند هفته و پس از شكست در مقابل عربستان، همه صدهزار نفری که هفته قبل ستایش‌گر او بودند، یک صدا فریاد زدند که:"دائي حيا كن، تيم ملي را رها كن!" اين خواست چنان قوي بود كه فدراسيون به رغم همه‌ حمايت‌هاي قبلي‌اش، يك روز دیگر هم طاقت نیاورد و راي به اخراج او داد و البته اين پايان كار نبود.

صرف رفتن راضي‌كننده نبود و بايد با سرو صدا و تحقیر مي‌رفت. او فقط بي‌تجربه خوانده نشد بلکه نحوه‌ي تمرين‌ها و اخلاق و رفتار و كج‌خلقی با بازيكنان و خبرنگاران و لجاجت و... هم به رخش کشیده شد تا اصلا توانی برای پاسخ نباشد. بعد از آن كه مدت‌ها گذشت و ديگر زمين زدن دايي لذتي به همراه نمي‌آورد و خيلي‌ها فراموش كردند كه او عامل اصلي نرفتن ايران به جام جهانی آفريقای ‌جنوبي بوده و سپربلاهای بهتری مثل فدراسيون و كفاشيان و قطبی و .. مطرح شدند، علي دايي در كسوت سرمربي پرسپوليس برگشت تا بلکه این پرسپوليس نيمه‌جان و پاي در‌گل‌مانده را نجات دهد.

به نظر می‌رسد حالا در چند قدمی به دست آوردن جام حذفی، چنین شده است و البته کاملا حس می‌شود که عده‌ای او را براي له‌شدني ديگر در آب‌نمك ذهن خود قرار داده‌اند تا بلکه دوباره این بازی ادامه یابد. اول خواستند با حاشیه‌ي بزرگی مثل "عابدزاده" چنین کنند که دایی، هوشمندانه در این دام گرفتار نشد. اما شب دراز است و قلندر بیدار!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۱۰ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
شنيده بوديم انسان‌ها فراموشكارند اما نه تا اين حد و بدينسان، آن هم از اهل قلم و انديشه. بدجوري يك جانبه به قاضي رفته‌ايد، يادمان نرفته است چه كساني قرباني شدند تا دايي، دايي شود و چگونه جام جهاني را بخاطر خوخواهي‌هاي دايي از دست داديم .
afrooz
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۵
به نظر من كه يكي از دوستداران دايي هستم اين نظر به معناي ناديده گرفتن اوست نه تشوي از او اگر علي دايي قهرمان ملي نيست پس چه كسي را مي توان قهرمان دانست؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۴۳ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۶
دايي يك اسطوره است و خواهد ماند
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۶
از اين دست رفتارهاي اغراق آمیز درجامعه مخصوص علي دايي نيست و بسيارست!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۲۸ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۷
يادمان نرفته است چه كساني قرباني شدند تا دايي، دايي شود???!!! و چگونه جام جهاني را بخاطر خوخواهي‌هاي دايي از دست داديم !!!!!!!!!
کسی قربانی دایی نشده . اگر به جایی رسیده تلاش خودش بوده و در ضمن او کمی مغرور است خودخواه نیست.
شرفی زاد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۵۶ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۷
آنها که حقیرند و پلکانی برای بالا رفتن در دست ندارند دیگرانرا پایین میکشند تا شاید بر شانه آنها چند سانتی بالا بروند.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۲۶ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۷
دایی بعنوان کاپیتان نظم و انظباط را به تیم ملی برگرداند و حواشی زیادی که زمان عابد زاده و قبل آن وجود داشت از بین رفت. ولی کسی متوجه این قضایا نشد.
آرش كمانگير
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۹:۵۰ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۸
تا زماني طرز فكر مديران عوض نشود و فوتبال را مديران سياسي اداره كنند همين آش است و همين كاسه.در ضمن ما جام جهاني را به خاطر دائي از دست نداديم، ما جام جهاني را خيلي وقت پيش از دست داده بوديم.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۲۶ - ۱۳۸۹/۰۲/۲۹
ما ملتی هستیم که چون اسطورهای خود را انسان هایی بری از خطا و اشتباه می دانیم با افول آنها چون حاضر به پذیرش این نیستیم که آنها چون ما زندگیشان پستی و بلندی دارد طردشان می کنیم و می گوییم شایسته آن احترامی که برایشان در نظر گرفته ایم نیستند.ما و اسطوره هایمان به راحتی در برابر هم قرار می گیریم.تا روزی که با تفکرات ما عمل کنند عالیند مگر نه دشمن ما...به راحتی از دوست، دشمن می سازیم...تابناک خواهش می کنم بزار تا یک کم ما ایرانی ها با هم راجع به این بحث ها صحبت کنیم..از واقعیت ها فرار نکنیم.
حسین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۳/۰۱
بیننده محترم ایکاش یکبار جملات خود را قبل از ارسال می خواندید. یعنی اگر آقای دائی نبود ما جام جهانی را تصاحب می کردیم. واقعا جای تاسف است که نقش آقای دائی را در بازی با مصر، کره جنوبی، استرالیا و ژاپن را چه زود فراموش کردیم. آقای دائی فرد متواضعی نیست ولی چهره بی بدیل تاریخ فوتبال ایران و آسیا است.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار