مصائب یک روز گردش در مرکز توریسم کشور؛
اینجا نمایشگاه کتاب است، ناف تمام مشکلات!
خرید این عده بود که در دستانشان یک یا دو کتاب گران قیمت که عمدتاً کاربرد کادویی دارد همچون دیوانهای مجلل حافظ بود و به نظر میرسید برای این گروه از مردم نمایشگاه کتاب محلی برای نمایشگاه کلاس، دارندگی و برازندگی و برخی فعالیتهای دیگر بود که به شکل سربسته به آن اشاره شد اما در هر حال بخشی از فضای نمایشگاه کتاب به این گروه که حداقل در ایام تعطیل عده محدودی را تشکیل نمیدادند، اختصاص یافته بود و نمایشگاه کتاب عملاً به محلی برای برخی حرکتهای خاص تبدیل شده بود که ادامه آنها در کافی شاپها پیگیری میشود!
کد خبر: ۹۸۵۱۵
| | 20631 بازدید
تابناک اجتماعی - نمایشگاه کتاب امسال تفاوتهای چشمگیری با سالهای اخیر در بحث کیفیت میزبانی و خدمت رسانی به مردم نداشت و به نظر میرسد شرایط به سمتی پیش میرود تا بزرگ ترین رویداد فرهنگی کشور هرسال به واسطه نوع فعالیت و همچنین عدم فرهنگ سازی مناسب در این باره از برخی از مهم ترین اهدافش بیش از پیش فاصله بگیرد که شواهد چنین اتفاقی نیز کاملاً ملموس است و لزوم بررسی برای اصلاحش ضروری باشد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی تابناک؛ مصلای تهران در ضل آفتاب تهران ایام پرترافیکی را سپری میکند تا آنجا که باید برای رسیدن به آن در فاصله حداقل 200 تا 500 متری به دنبال محلی برای پارک خودرو بود و یا با وسایل عمومی یک سفر درون شهری را به قصد بازدید از نمایشگاه کتاب در دستور کار قرار داد اما با توجه به محدودیت اعتباراتی که برای مترو قائل شدهاند، وضعیت ترافیک انسانی در خطوط مترو نیز چندان تعریفی ندارد اما با این حال سهل الوصول تر از محلی برای پارک خودروهایی است که مسئولان برنامهای برای آنها نداشتهاند و حجم وسیع ایشان در معابر اطراف مصلای تهران که به دنبال محلی برای پارک میگردند، قابل رد کردن نیست و شاهدیم که ترافیک سنگینی در اطراف نمایشگاه کتاب، حتی خیابان های اطراف را تحت تاثیر قرار داده است.
البته این مسئله تنها برای خودروهای شخصی صادق نیست و برخی گروههای دانشجویی که به صورت جمعی به تهران مراجعت کرده بودند تا منابع درسیشان را در طول یک روز از نمایشگاه کتاب تهیه کنند و راهی شهرستانهای محل اقامتشان شوند نیز با چنین مشکلاتی مواجه بودند و این عده نیز باید مسیری طولانی را تا ورودی نمایشگاه کتاب بپیماند؛ این در حالی است که مشاهده میشد بعضاً خودروهایی تحت عنوان VIP با پلاکهای شخصی که اشخاص و چهرههای شناخته شده و برجستهای داخل آنها نبودند، میان جمعیت پیاده حرکت میکردند و این وضعیت چندان بازخوردی مثبتی میان عموم مراجعه کنندگان نداشت.

در ورودی نمایشگاه آنچه بیش از هر چیز قابل درک بود، لزوم در نظر گرفتن فضای بیشتری برای غرفه ها بود تا عرض سالنهای نمایشگاه بیش از این شود و ظرفیت پذیرش جمعیت میلیونی که به خصوص در ایام تعطیل راهی مصلای تهران میشوند را داشته باشد اما این محدودیت فضایی و فشردگی غرفهها تمام ماجرا نبود و نمایشگاه امسال همچون سالهای گذشته و البته با شدت بیشتری تلفیقی از موضوعات مختلف بود که بیشتر به نگاه گروهی از مردم نسبت به بزرگ ترین رویداد فرهنگی هرساله کشور مربوط میشود.
شوی آخرین پوشاک در بخش انتشارات داخلی
یکی از بدیهی ترین مسائلی که بیش از کتب، ذهن را با خود درگیر میکرد. پوشش گروهی از مردانان و زنان در این نمایشگاه بود. کفشهای پاشنه بلند و مانتوهای مجلسی و در مقابل لباسهای اسپورت آکبند مردانه، نمایشگاه کتاب را به سالن مد شبیه کرده بود و در حالی که حتی با کفشهای راحتی نیز طی مسیر طولانی غرفه ها کار راحتی نبود و خستگی باعث میشد بسیاری از مردم در نیمههای نمایشگاه، از نفس افتاده و کف سالنهای نمایشگاه به استراحت بپردازند، اینکه چگونه این گروه شیک پوش طی مسیر میکردند با این پاشنهها جای تامل و تعجب داشت.
از آن جالب تر خرید این عده بود که در دستانشان یک یا دو کتاب گران قیمت که عمدتاً کاربرد کادویی دارد همچون دیوانهای مجلل حافظ بود و به نظر میرسید برای این گروه از مردم نمایشگاه کتاب محلی برای نمایشگاه کلاس، دارندگی و برازندگی و برخی فعالیتهای دیگر بود که به شکل سربسته به آن اشاره شد اما در هر حال بخشی از فضای نمایشگاه کتاب به این گروه که حداقل در ایام تعطیل عده محدودی را تشکیل نمیدادند، اختصاص یافته بود و نمایشگاه کتاب عملاً به محلی برای برخی حرکتهای خاص تبدیل شده بود که ادامه آنها در کافی شاپها پیگیری میشود!

بچه داری در پیک نیک آخر هفته
گروهی دیگر از مردم نمایشگاه کتاب را با یک پیک نیک یا مرکز توریسم کشور اشتباه گرفته بودند و به کرات خانوادههایی که چندین طفل از شیرخوار تا 5 ساله را در سالنهای نمایشگاه کتاب با خود آورده بودند مشاهده میشدند و عدهای از ایشان حتی زحمت همین یک بار عبور از ورودی سالن نشریات داخلی را نیز نمیدادند و پس از ورود به محوطه بیرون نمایشگاه، بر روی چمنهای اطراف مستقر شده و به تماشای مردمی میپرداختند که در حال رفت و آمد بودند و بچه داری در فضای سبز میپرداختند.
این گروه که جمعیت وسیعی را نیز تشکیل میدادند، جزو بخش اعظمی از مردمی بودند که با دست خالی و بعضاً حتی بدون خرید یک جلد کتاب یا حداکثر با خرید کتبی همچون کتب جیبی آشپزی و امثالهم، نمایشگاه بین المللی کتاب امسال را ترک میکردند و این مسئله نیز به خوبی فاصله قابل ملاحظه نگاه مردم با اهداف این نمایشگاه به عنوان محلی برای توزیع کتبی که تهیه آنها در بازارهای کتاب با دشواری همراه است را نشان داده و لزوم تغییر مسیر و فرهنگ سازی جدی در این زمینه را متذکر میشود.
راهنماهای گمراه کننده در بخش های مختلف
با توجه به آنکه کتب مختلف تنها توسط ناشر اثر مجوز توزیع و فروش در نمایشگاه کتاب داشتند و غرفهها عموماً مجوز فروش دیگر ناشران را نداشتند، مراجعه کنندگان میبایست ناشر کتابی که در پی آن هستند را بشناسند، چرا که بعضاً مشاهده شده کتب برخی چهرههای مطرح سیاسی یا اصلاً مجوز توزیع در نمایشگاه امسال را نیافته و یا به هر دلیل دیگر در لیستها قابل یافتن نیست.
از سوی دیگر راهروهای میزبان غرفهها به ترتیب حروف الفبا قرار گرفتهاند و تلاش شده غرفهها در این چهارچوب در بخشهای مختلف نمایشگاه قرار گیرند اما متاسفانه غرفهها با این چیدمان دقیقاً تنظیم نشدهاند و به عنوان مثال نشر البرز در راهرویی که برای انتشاراتی با حرف اول "ش" در نظر گرفته شده بود، قرار دارد و یا اینکه عنوان در راهروی "م" تعدادی از انتشاراتها که اسامیشان با حروف دیگری آغاز میشد و طبیعتاً مراجعه کنندگان در آن راهروها به دنبال این انتشارات میگشتند، با افزودن پیشوند موسسه (!) در راهروی "م" قرار گرفته بودند!
در واقع هنوز مکانیزم طراحی شده برای تقسیم بندی غرفههای کتب داخلی به شکل دقیق اجرا نمیشود و عملاً راهنماهای مکتوب نمایشگاه، گمراه کننده ترینها در نوع خود هستند و بر همین اساس است که بسیاری از مراجعه کنندگان مجبور میشوند برای یافتن یک کتاب برجسته سیاسی یا یک انتشارات خاص، تمامی نمایشگاه را پیمایند و بعضاً این انتشارات را نیز نیابند که علاوه بر از دست رفتن زمان، بر ترافیک این نمایشگاه نیز به مراتب میافزاید.
جای خالی برخی معاصران
در شرایطی که آثار به نگارش درآمده توسط یا در وصف برخی چهرههای معاصر در طول سالهای متمادی علاوه بر ادوار پیشین نمایشگاه کتاب، در بازار فروش کتاب نیز به شکل وسیع وجود دارد، این بار جای خالی برخی معاصران کاملاً مشهود بود و حتی برخی ناشران عنوان کردند مجوز نصب پوسترهای این اشخاص را نیز در غرفههایشان ندارند تا عملاً یک خلاء در این زمینه به وجود آید.
این در حالی است که بعضاً نوشتههایی از این معاصرین را حتی در کتب سالهای راهنمایی و دبیرستان میتوان مشاهده کرد و دقیقاً مشخص نیست مبنای عدم ارائه آثار این نویسندگان که برخی خبرگزاریها که اسامی تعدادی از ایشان اشاره کردهاند، در نمایشگاه کتاب چیست و چه استدلالهایی در پس پرده این اتفاقات نهفته است که برخی معاصران پرمخاطب را میتواند از نمایشگاه بین المللی تهران دور سازد.
در عین حال همکاری غرفه داران علی رغم اعتراضات مکتوب با مسئولان کت و شلوار پوشیده ای که در این زمینه متذکر میشدند، قابل تامل بودند و عمدتاً ناشران با کمترین اعتراض نبت به حذف پوستر، دست نوشته و یا کتابی خاص اقدام میکردند که از به تنشج کشیده شدن این فضای فرهنگی جلوگیری کرد تا فضای امنیتی و حضور نیروی انتظامی و دیگر نیروهای امنیتی بی سیم به دست، که با برخی اظهارات برای جلوگیری از حرکتها سیاسی در قبال این نمایشگاه اتخاذ شد، تا بدین جای کار بلااستفاده تر از آنچه تصور میشد، به نظر آید.
تلاش برای جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه!
ظرفیت های رفاهی همچون تغذیه، سرویسهای بهداشتی و استراحتگاه برای خیل عظیم جمعیت مراجعه کننده، حکم تلاش برای جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه را داشت که نه تنها عقلاً نیز قابل توجیه نیست، بلکه هزینه سرریز شدن حجم افزون بر ظرفیت در نظر گرفته شده را دارد؛ اتفاقی که در پیک کاری سه بخش فوق الاشاره مشهود بود و در مقابل هرکدام از این بخشها، صف های طویل میزبان بازدیدکنندگانی بود که برای حداقل سرویسها، مجبور به هدر دادن وقت مفیدشان بودند.
در بحث استراحتگاه نیز بسیاری از مردم زیر آفتاب سوزان و روی پلههای نمایشگاه به صرف ناهاری که پس از یک صف طولانی نصیب شان شده بود، پرداختند و به دلیل استراحتگاه محدود در نظرگرفته شده برای مراجعین، مردم به خوبی حس حضور در ناف جهنم(!) را با تحمل گرمای شدید هوا لمس کردند و گلایه مند به بازدید از سایر غرفهها پس از صرف ناهار با این وضعت پرداختند؛ ناهاری که با توجه به هزینه دریافتی از مشتریان، دارای کیفیت متناسبی نبود اما برای مراجعان انتخابها محدود بود و اعتراضات بیشتر متوجه گرمای هوا و صفهای طولانی میشد تا کیفیت اغذیه فروخته شده به مردم.
از ثبت نام برای بن دانشجویی یا خرید کتاب خارجی با ارز دولتی
دریافت بن خرید کتاب برای دانشجویان در نمایشگاه کتب منوط به ثبت نام ایشان در سایت پیش از شرکت در نمایشگاه بود و در این میان گروهی از دانشجویان که موفق نشده بودند از طریق داشنگاه در این زمینه اقدام کنند، موفق نشدند با بن دانشجویی، کتب بیشتری را با هزینه کمتری خریداری کنند و گلایه مندی ایشان از پروسه تعریف شده، مشخص بود.
در عین حال اما تسهیلاتی فراهم شده بود که کتب خارجی را ارز دولتی خریده شود و همین امر شرکت کنندگان را برای خرید کتب خارجی که قیمتهای ارزی قابل توجهی داشت، از نمایشگاه کتب جلب و تشویق کرد. اگرچه غرفههای کتب خراجی مشتریان کمتری را به واسطه تخصصی بودن به خود میخواند اما در عین حال در پیش گرفتن چنین رویهای بسیاری را تشوبق کرد که خرید کتب خارجی را از ناشرانشان در همین نمایشگاه پیگیری کنند.
به نظر میرسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی نمایشگاه بینالمللی کتاب میبایست برنامه ریزی به مراتب دقیق تر و کارآمدتری را نسبت به این شرایط در دستور کار قرار دهد و فضای مطلوب تری را بر این رویداد حاکم سازد تا بخش اعظم مردم با رضایت و خرید کتاب این نمایشگاه را ترک کنند و چنین نباشد که نمایشگاه کتاب سال به سال بیشتر به عنوان محلی برای قرارهای ملاقات یا تفریح شناخته شود و جمعی وسیعی تنها با چنین اهدافی قدم به محیط این نمایشگاه در ادوار آتی بگذارند.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث را در تابناک اجتماعی مطالعه کنید.
به گزارش خبرنگار اجتماعی تابناک؛ مصلای تهران در ضل آفتاب تهران ایام پرترافیکی را سپری میکند تا آنجا که باید برای رسیدن به آن در فاصله حداقل 200 تا 500 متری به دنبال محلی برای پارک خودرو بود و یا با وسایل عمومی یک سفر درون شهری را به قصد بازدید از نمایشگاه کتاب در دستور کار قرار داد اما با توجه به محدودیت اعتباراتی که برای مترو قائل شدهاند، وضعیت ترافیک انسانی در خطوط مترو نیز چندان تعریفی ندارد اما با این حال سهل الوصول تر از محلی برای پارک خودروهایی است که مسئولان برنامهای برای آنها نداشتهاند و حجم وسیع ایشان در معابر اطراف مصلای تهران که به دنبال محلی برای پارک میگردند، قابل رد کردن نیست و شاهدیم که ترافیک سنگینی در اطراف نمایشگاه کتاب، حتی خیابان های اطراف را تحت تاثیر قرار داده است.
البته این مسئله تنها برای خودروهای شخصی صادق نیست و برخی گروههای دانشجویی که به صورت جمعی به تهران مراجعت کرده بودند تا منابع درسیشان را در طول یک روز از نمایشگاه کتاب تهیه کنند و راهی شهرستانهای محل اقامتشان شوند نیز با چنین مشکلاتی مواجه بودند و این عده نیز باید مسیری طولانی را تا ورودی نمایشگاه کتاب بپیماند؛ این در حالی است که مشاهده میشد بعضاً خودروهایی تحت عنوان VIP با پلاکهای شخصی که اشخاص و چهرههای شناخته شده و برجستهای داخل آنها نبودند، میان جمعیت پیاده حرکت میکردند و این وضعیت چندان بازخوردی مثبتی میان عموم مراجعه کنندگان نداشت.

شوی آخرین پوشاک در بخش انتشارات داخلی
یکی از بدیهی ترین مسائلی که بیش از کتب، ذهن را با خود درگیر میکرد. پوشش گروهی از مردانان و زنان در این نمایشگاه بود. کفشهای پاشنه بلند و مانتوهای مجلسی و در مقابل لباسهای اسپورت آکبند مردانه، نمایشگاه کتاب را به سالن مد شبیه کرده بود و در حالی که حتی با کفشهای راحتی نیز طی مسیر طولانی غرفه ها کار راحتی نبود و خستگی باعث میشد بسیاری از مردم در نیمههای نمایشگاه، از نفس افتاده و کف سالنهای نمایشگاه به استراحت بپردازند، اینکه چگونه این گروه شیک پوش طی مسیر میکردند با این پاشنهها جای تامل و تعجب داشت.
از آن جالب تر خرید این عده بود که در دستانشان یک یا دو کتاب گران قیمت که عمدتاً کاربرد کادویی دارد همچون دیوانهای مجلل حافظ بود و به نظر میرسید برای این گروه از مردم نمایشگاه کتاب محلی برای نمایشگاه کلاس، دارندگی و برازندگی و برخی فعالیتهای دیگر بود که به شکل سربسته به آن اشاره شد اما در هر حال بخشی از فضای نمایشگاه کتاب به این گروه که حداقل در ایام تعطیل عده محدودی را تشکیل نمیدادند، اختصاص یافته بود و نمایشگاه کتاب عملاً به محلی برای برخی حرکتهای خاص تبدیل شده بود که ادامه آنها در کافی شاپها پیگیری میشود!

گروهی دیگر از مردم نمایشگاه کتاب را با یک پیک نیک یا مرکز توریسم کشور اشتباه گرفته بودند و به کرات خانوادههایی که چندین طفل از شیرخوار تا 5 ساله را در سالنهای نمایشگاه کتاب با خود آورده بودند مشاهده میشدند و عدهای از ایشان حتی زحمت همین یک بار عبور از ورودی سالن نشریات داخلی را نیز نمیدادند و پس از ورود به محوطه بیرون نمایشگاه، بر روی چمنهای اطراف مستقر شده و به تماشای مردمی میپرداختند که در حال رفت و آمد بودند و بچه داری در فضای سبز میپرداختند.
این گروه که جمعیت وسیعی را نیز تشکیل میدادند، جزو بخش اعظمی از مردمی بودند که با دست خالی و بعضاً حتی بدون خرید یک جلد کتاب یا حداکثر با خرید کتبی همچون کتب جیبی آشپزی و امثالهم، نمایشگاه بین المللی کتاب امسال را ترک میکردند و این مسئله نیز به خوبی فاصله قابل ملاحظه نگاه مردم با اهداف این نمایشگاه به عنوان محلی برای توزیع کتبی که تهیه آنها در بازارهای کتاب با دشواری همراه است را نشان داده و لزوم تغییر مسیر و فرهنگ سازی جدی در این زمینه را متذکر میشود.
راهنماهای گمراه کننده در بخش های مختلف
با توجه به آنکه کتب مختلف تنها توسط ناشر اثر مجوز توزیع و فروش در نمایشگاه کتاب داشتند و غرفهها عموماً مجوز فروش دیگر ناشران را نداشتند، مراجعه کنندگان میبایست ناشر کتابی که در پی آن هستند را بشناسند، چرا که بعضاً مشاهده شده کتب برخی چهرههای مطرح سیاسی یا اصلاً مجوز توزیع در نمایشگاه امسال را نیافته و یا به هر دلیل دیگر در لیستها قابل یافتن نیست.
از سوی دیگر راهروهای میزبان غرفهها به ترتیب حروف الفبا قرار گرفتهاند و تلاش شده غرفهها در این چهارچوب در بخشهای مختلف نمایشگاه قرار گیرند اما متاسفانه غرفهها با این چیدمان دقیقاً تنظیم نشدهاند و به عنوان مثال نشر البرز در راهرویی که برای انتشاراتی با حرف اول "ش" در نظر گرفته شده بود، قرار دارد و یا اینکه عنوان در راهروی "م" تعدادی از انتشاراتها که اسامیشان با حروف دیگری آغاز میشد و طبیعتاً مراجعه کنندگان در آن راهروها به دنبال این انتشارات میگشتند، با افزودن پیشوند موسسه (!) در راهروی "م" قرار گرفته بودند!
در واقع هنوز مکانیزم طراحی شده برای تقسیم بندی غرفههای کتب داخلی به شکل دقیق اجرا نمیشود و عملاً راهنماهای مکتوب نمایشگاه، گمراه کننده ترینها در نوع خود هستند و بر همین اساس است که بسیاری از مراجعه کنندگان مجبور میشوند برای یافتن یک کتاب برجسته سیاسی یا یک انتشارات خاص، تمامی نمایشگاه را پیمایند و بعضاً این انتشارات را نیز نیابند که علاوه بر از دست رفتن زمان، بر ترافیک این نمایشگاه نیز به مراتب میافزاید.
جای خالی برخی معاصران
در شرایطی که آثار به نگارش درآمده توسط یا در وصف برخی چهرههای معاصر در طول سالهای متمادی علاوه بر ادوار پیشین نمایشگاه کتاب، در بازار فروش کتاب نیز به شکل وسیع وجود دارد، این بار جای خالی برخی معاصران کاملاً مشهود بود و حتی برخی ناشران عنوان کردند مجوز نصب پوسترهای این اشخاص را نیز در غرفههایشان ندارند تا عملاً یک خلاء در این زمینه به وجود آید.
این در حالی است که بعضاً نوشتههایی از این معاصرین را حتی در کتب سالهای راهنمایی و دبیرستان میتوان مشاهده کرد و دقیقاً مشخص نیست مبنای عدم ارائه آثار این نویسندگان که برخی خبرگزاریها که اسامی تعدادی از ایشان اشاره کردهاند، در نمایشگاه کتاب چیست و چه استدلالهایی در پس پرده این اتفاقات نهفته است که برخی معاصران پرمخاطب را میتواند از نمایشگاه بین المللی تهران دور سازد.
در عین حال همکاری غرفه داران علی رغم اعتراضات مکتوب با مسئولان کت و شلوار پوشیده ای که در این زمینه متذکر میشدند، قابل تامل بودند و عمدتاً ناشران با کمترین اعتراض نبت به حذف پوستر، دست نوشته و یا کتابی خاص اقدام میکردند که از به تنشج کشیده شدن این فضای فرهنگی جلوگیری کرد تا فضای امنیتی و حضور نیروی انتظامی و دیگر نیروهای امنیتی بی سیم به دست، که با برخی اظهارات برای جلوگیری از حرکتها سیاسی در قبال این نمایشگاه اتخاذ شد، تا بدین جای کار بلااستفاده تر از آنچه تصور میشد، به نظر آید.
تلاش برای جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه!
ظرفیت های رفاهی همچون تغذیه، سرویسهای بهداشتی و استراحتگاه برای خیل عظیم جمعیت مراجعه کننده، حکم تلاش برای جا دادن یک پارچ آب در یک فنجان قهوه را داشت که نه تنها عقلاً نیز قابل توجیه نیست، بلکه هزینه سرریز شدن حجم افزون بر ظرفیت در نظر گرفته شده را دارد؛ اتفاقی که در پیک کاری سه بخش فوق الاشاره مشهود بود و در مقابل هرکدام از این بخشها، صف های طویل میزبان بازدیدکنندگانی بود که برای حداقل سرویسها، مجبور به هدر دادن وقت مفیدشان بودند.
در بحث استراحتگاه نیز بسیاری از مردم زیر آفتاب سوزان و روی پلههای نمایشگاه به صرف ناهاری که پس از یک صف طولانی نصیب شان شده بود، پرداختند و به دلیل استراحتگاه محدود در نظرگرفته شده برای مراجعین، مردم به خوبی حس حضور در ناف جهنم(!) را با تحمل گرمای شدید هوا لمس کردند و گلایه مند به بازدید از سایر غرفهها پس از صرف ناهار با این وضعت پرداختند؛ ناهاری که با توجه به هزینه دریافتی از مشتریان، دارای کیفیت متناسبی نبود اما برای مراجعان انتخابها محدود بود و اعتراضات بیشتر متوجه گرمای هوا و صفهای طولانی میشد تا کیفیت اغذیه فروخته شده به مردم.
از ثبت نام برای بن دانشجویی یا خرید کتاب خارجی با ارز دولتی
دریافت بن خرید کتاب برای دانشجویان در نمایشگاه کتب منوط به ثبت نام ایشان در سایت پیش از شرکت در نمایشگاه بود و در این میان گروهی از دانشجویان که موفق نشده بودند از طریق داشنگاه در این زمینه اقدام کنند، موفق نشدند با بن دانشجویی، کتب بیشتری را با هزینه کمتری خریداری کنند و گلایه مندی ایشان از پروسه تعریف شده، مشخص بود.
در عین حال اما تسهیلاتی فراهم شده بود که کتب خارجی را ارز دولتی خریده شود و همین امر شرکت کنندگان را برای خرید کتب خارجی که قیمتهای ارزی قابل توجهی داشت، از نمایشگاه کتب جلب و تشویق کرد. اگرچه غرفههای کتب خراجی مشتریان کمتری را به واسطه تخصصی بودن به خود میخواند اما در عین حال در پیش گرفتن چنین رویهای بسیاری را تشوبق کرد که خرید کتب خارجی را از ناشرانشان در همین نمایشگاه پیگیری کنند.
به نظر میرسد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولی نمایشگاه بینالمللی کتاب میبایست برنامه ریزی به مراتب دقیق تر و کارآمدتری را نسبت به این شرایط در دستور کار قرار دهد و فضای مطلوب تری را بر این رویداد حاکم سازد تا بخش اعظم مردم با رضایت و خرید کتاب این نمایشگاه را ترک کنند و چنین نباشد که نمایشگاه کتاب سال به سال بیشتر به عنوان محلی برای قرارهای ملاقات یا تفریح شناخته شود و جمعی وسیعی تنها با چنین اهدافی قدم به محیط این نمایشگاه در ادوار آتی بگذارند.
آخرین اخبار اجتماعی و حوادث را در تابناک اجتماعی مطالعه کنید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
امسال رفته بودم نمایشگاه برای خرید کتاب خارجی در زمینه حقوق, در یک غرفه از متصدی آن سوال کردم که بخش کتب حقوقی کجاست؟
از دور قفسه ای را نشان داد؛ رفتم جلو دیدم به غیر از یکی دو تا کتاب چیزی وجود ندارد. تعجب کردم از همان متصدی پرسیدم که آقا ؛اینجا که فقط دو تا کتاب است؛ خودش با تعجب بیشتر امد جلو و پس از دیدن قفسه خالی گفت حتما" نماینده های دانشگاه ها خریدند. با علاقه خاصی از متصدی غرفه؛ فهرست کتب حقوقی را خواستم و پس از ملاحظه آن فهرست؛ با حالت اعتراضی به ایشان گفتم که بیش از 90 درصد این کتابها به درد ایران نمی خورد. در پاسخ گفت که نماینده های کتابخانه های دانشگاه ها همه ساله به مقداری پول به نمایشگاه می آیند و بایستی بودجه مورد نظر را هزینه کنند, بیشتر آنها هم با زبان خارجی آشنایی ندارند, تا با موضوع کتاب و یا ذیربط بودن آنها مطلع شوند.
خواهشمندیم با کتاب مثل سیب زمینی و پیاز رفتار نکنید.
ممنونم از گزارش خوبتان. قبلا هم در گزارش های دیگرتان عنوان کرده بودم که فلسفه اصلی انتقال نمایشگاه به مکان مصلی کاهش بار ترافیکی در منطقه نمایشگاه بین المللی بود که عملا این مسئله اتفاق نیفتاد و بار ترافیکی با شدت بسیار بیشتر به منطقه مصلی کشیده شد.
در ضمن نکته ای در گزارش شما مغفول مانده و ان اینکه به دلیل ساخت و ساز رواق های نمایشگاه که سال های قبل محل برگزاری غرفه های کودک و نوجوان و کتابهای ریالی خارجی و انبار کتاب بوده استف چادر های بسیاری در مکان هایی که قبلا پارکینگ بوده احداث گردید تا به عنوان نمایشگاه استفاده شود و فکر کنید چه هزینه هنگفتی صرف احداث این مکان های موقت شده است. در حالیکه در نمایشگاه بین المللی حداقل زیرساخت ها اماده بود. راستی مگر این هزینه ها از جیب ملت انجام نمی شود تا باعث راحتی و آسایش انها شود؟
2.خلایق هر چه لایق/ خودشان میخواهند که اینطور تحقیر شوند و به این جور مکان ها میروند که باید بفهمند و کار ندارند نروند.
3.از بس جایگاه تفریح کم است یا گران مردم این جور فشار قبر ها را تحمل میکنند که دمی به زعم خود بیاسانید.
چه اشكالي دارد كسي كه دنبال خريد كتاب نفيس يراي هديه دادن است به نمايشگاه بيايد تا هم كتاب ها را مقايسه كند وهم از تخفيف نمايشگاه استفاده كند؟ حتما از نظر شما كتاب كادو دادن سوسول بازي است و لابد شما عطر و جواهر كادو مي دهيد.
مرتب بودن لباس چه اشكالي دارد؟ كجاي قانون وشرع گفته است كه نبايد كفش پاشنه دار پوشيد؟ كس ديگري مي پوشد و شما ناراحت راه رفتنشان مي شويد؟ اتفاقا اين اتفاق خوبي است كه يك مكان فرهنگي، نقطه اشتراك آدم هايي با مذاهب وعقايد مختلف است. در ضمن ما كه رفتيم نمايشگاه چنان ازدحامي بود كه نمي شد با بغل دستي ات حرف بزني، حالا شما چطور توانسته ايد اين مدل مانتوي خانمها را تشخيص دهيد؟ شايد ما زيادي سرمان به كار خودمان است؟
حيف نيست اشكالات درستي را كه گرفته ايد مثل مشكل چيدمان غرفه ها، بهداشت، ترافيك و بن كتاب را به جاي برجسته كردن و اطلاع رساني به مسؤلان؛ فداي حواشي الكي مي كنيد؟
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟






