خدا را شكر او آقای خاص است
با فاصله گرفتن از ديدار پرهياهوي بارسلونا – اينتر و فرونشستن هيجانات آن بازي مهم شايد بهتر بتوان عملكرد ژوزه مورينيو را مورد نقد قرار داد. « آقاي خاص» در نوكمپ هماني بود كه مي شناختيمش؛ يك مربي جذاب، بادانش، نتيجه گرا و البته متكبر.
به نوشته تهران امروز؛ در اينكه آنگونه مقابل بارسلونا دفاع كردن و تسليم ستاره هاي آبي و اناري ها نشدن هنري است كه هر تيمي ندارد شكي نيست، اينتر به لطف داشتن يك مربي آگاه به هر نحوي كه بود از بارسلونا عبور كرد. هر چند كه نحوه بازي اين تيم ايتاليايي هم انتقادهايي به همراه داشت ، عده اي مورينيو را متهم كردند با ارائه يك نمايش صد درصد دفاعي و پارك كردن يك اتوبوس مدافع جلوي دروازه ژوليو سزار مانع گل زدن حريف شد ، او فوتبال را كشت تا برنده شود.
حتي اگر برنده شدن و رساندن اينتر به فينال هم اين تاكتيك مورينيو را توجيه كند بازهم براي آنهايي كه نتايج مسابقات برايشان مهم نيست و فوتبال مي بينند تا از تماشاي آن لذت ببرند نوع بازي تيم مورينيو دلچسب نبود. وراي اين مسائل فني آنچه باعث مي شود كه عملكرد مربي اينتر در نوكمپ به باد انتقاد قرار گرفته شود رفتار اوست، اين مربي پرتغالي با تكبر هميشگياش در قبل ، حين و بعد از مسابقه طوري رفتار كرد كه به منفورترين چهره در نوكمپ تبديل شود. اين براي اولينبار نبود كه مورينيو با غرورش براي خود دشمن ميتراشد.
در اين سالها او پاي به هر جا كه گذاشته به دفعات با طرفداران، مربيان، بازيكنان تيم هاي ديگر درگير شده، در بين رسانه ها هم دشمنان كمي ندارد. هنگامي كه مربي چلسي بود و به پرتغال بازگشت تا مقابل تيم سابقش پورتو قرار بگيرد ، براي حفظ جانش پليس وارد عمل شد. زماني كه مربي چلسي بود، آبيهاي لندن منفورترين تيم در بين طرفداران ديگر تيم ها بود و هم اكنون با اينتر به چنين جايگاهي دست پيدا كرده است.
آقاي خاص چند ماه پيش از اينكه در وطنش هيچ كس او را دوست ندارد گلايه كرده بود، او عنوان مي كرد در ايتاليا همه نتايج كاپلو، تراپاتوني و آنچلوتي را با علاقه تعقيب ميكنند اما در پرتغال هنگامي كه بازيهاي اينتر پخش مي شود هموطنانش صداي تلويزيون را قطع ميكنند! احتمالا اشكال كار در بين مردم پرتغال، انگليس و ايتاليا و تمامي دنيا نيست بلكه اين مورينيو مغرور است كه تعداد مخالفانش را به چند برابر طرفدارانش تبديل كرده است.
آقاي خاص معتقد است ريشه اين نفرت موفقيتهاي او و حسادت ديگران است. اما چرا چنين نفرتي اطراف ديگر مربيان موفق از جمله ليپي و كاپلو ديده نمي شود. روح ورزش به ويژه يك ورزش گروهي با تكبر و خودخواهي مغاير است و به همين دليل است كه آقاي خاص بهرغم جام هايي كه در ويترين دارد مربي محبوبي بسياري از فوتبالدوستان نيست.
بايد خدا را شكر كرد كه مورينيو فقط يكي است و او آقاي خاص است، اگر همه مثل او بودند بازيكني ساخته نمي شد و فوتبال به منفورترين ورزش دنيا تبديل مي شد. مطمئنا روزي كه مورينيو فوتبال را كنار بگذارد آنچه از او در ذهن ما باقي مي ماند نخست غرورش و بعد تعداد جام هايش است. اين در حالي است كه امثال ونگر، فرگوسن، ليپي، گوارديولا و كرويف را با دستاوردهايي كه آنها از خود در فوتبال به جا گذاشته اند به ياد مي آوريم.


